تفکر سیستمی و تغییرات اجتماعی
۳۱۲
صفحه
رامین مهری
نوع جلد
نگاه کلی به کتاب کتاب «تفکر سیستمی و تغییرات اجتماعی » همانگونه که دکتر علینقی مشایخی در پیشگفتاری که برای کتاب نوشتهاند، اشاره کردهاند، یکی از آثار ارزنده حوزه مدیریت و برنامهریزی اجتماعی است. نویسنده در این کتاب دست روی یک عارضه فراگیر میگذارد: «چرا با وجود بودجههای کلان، نیتهای خیرخواهانه و تلاشهای شبانهروزی، بسیاری از معضلات مزمن جامعه مانند فقر،
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- مدیریت
- شناسه کالا
- kj-910081
- شابک
- ۹۷۸۶۲۲۷۰۸۹۵۸۵
- تعداد صفحه
- ۳۱۲
- نوع جلد
- رامین مهری
- وزن
- ۳۰۰ گرم
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از آریانا قلم
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی علیرضا خاکساران
مشاهدهی همهتوضیحات
نگاه کلی به کتاب کتاب «تفکر سیستمی و تغییرات اجتماعی » همانگونه که دکتر علینقی مشایخی در پیشگفتاری که برای کتاب نوشتهاند، اشاره کردهاند، یکی از آثار ارزنده حوزه مدیریت و برنامهریزی اجتماعی است. نویسنده در این کتاب دست روی یک عارضه فراگیر میگذارد: «چرا با وجود بودجههای کلان، نیتهای خیرخواهانه و تلاشهای شبانهروزی، بسیاری از معضلات مزمن جامعه مانند فقر، بیخانمانی و ناکارآمدیهای آموزشی هرگز به طور ریشهای حل نمیشوند؟» پاسخ استرو در عین سادگی، تکاندهنده است: بسیاری از بزرگترین مشکلات امروز ما، ناشی از راهحلهای خطی و کوتاهمدتِ دیروز خود ما هستند. استرو با تکیه بر سالها تجربه مدیری و مشاوره، استدلال میکند که مشکل اصلی اغلب کمبود منابع، اراده سیاسی یا دانش فنی نیست؛ بلکه شیوهای است که ما مسائل را درک میکنیم. به باور او، بسیاری از افراد و سازمانها مسائل پیچیده را به صورت خطی میبینند، در حالی که این مسائل در واقع بخشی از یک شبکه پیچیده از روابط متقابل، بازخوردها و پیامدهای ناخواسته هستند. کتاب به همین موضوع میپردازد و به خواننده میآموزد که برای ایجاد تغییرات واقعی، باید فراتر از نشانهها رفت و ساختارهای پنهانی را بازطراحی کرد که این مشکلات را بازتولید میکنند. کمی عمیقتر نگاه کنیم کتاب با مثالهایی آغاز میشود که نشان میدهند چگونه برخی راهحلهای ظاهراً منطقی در بلندمدت به تشدید همان مشکلی منجر شدهاند که قرار بوده حل کنند. نمونههایی مانند تاسیس پناهگاههای موقت برای بیخانمانها، گسترش مبارزه پلیسی با مواد مخدر و راهاندازی برنامههای تهیه و توزیع وعدههای غذایی رایگان برای افراد نیازمند همگی از تجربههایی هستند که نویسنده معتقد است در برخی شرایط به جای حل مسئله، به تداوم یا تشدید آن کمک کردهاند. هدف نویسنده از این مثالها اثبات این نکته است که برای حل مسائل اجتماعی مزمن باید فراتر از روابط علت و معلولی ساده رفت و نسخه او برای این فراتر رفتن، درک و عملیاتی کردن مفهوم «تفکر سیستمی» است. در نگاه استرو، تفکر سیستمی صرفاً یک ابزار تحلیلی نیست، بلکه روشی متفاوت برای دیدن جهان است. به جای تمرکز بر رویدادهای منفرد، این رویکرد بر الگوها، ساختارها و روابطی تمرکز میکند که آن رویدادها را تولید میکنند. از این منظر، رفتارهای اجتماعی نتیجه انتخابهای فردی جداگانه نیستند، بلکه محصول ساختارهای عمیقتری هستند که در طول زمان شکل گرفتهاند. ساختار کتاب از سه بخش اصلی و سیزده فصل تشکیل شده است. این سه بخش عبارتند از: بخش اول: معرفی تفکر سیستمی برای تغییرات اجتماعی (بستر و مفاهیم پایهای) این بخش به معرفی تفکر سیستمی، تمایز آن با تفکر خطی- سنتی و نحوه تحلیل رفتارها در قالب «داستانهای سیستمی» میپردازد و اینکار را در قالب چهار فصل انجام میدهد. بخش دوم: فرایند تغییر چهار مرحلهای (راهنمای عملی اجرای پویاییهای سیستم) این بخش هسته عملیاتی کتاب است و در یک ساختار شش فصلی، یک فرآیند متوالی و چهار مرحلهای را برای پیادهسازی تفکر سیستمی در پروژههای واقعی ارائه میدهد. بخش سوم: شکل دادن به آینده (کاربردها و توسعه فردی) بخش پایانی کتاب در قالب سه فصل به کاربرد تفکر سیستمی در حوزههای کلان مدیریتی مانند برنامهریزی استراتژیک و ارزیابی پرداخته و ویژگیهای یک «متفکر سیستمی» را مرور میکند. بیایید با هم چند نکته و مفهوم کلیدی این بخشها را بررسی کنیم: اول اینکه استرو، در آغاز مسیر، توجه را به یک شکاف مهم جلب میکند: شکاف بین «نیت خوب» و «نتیجه بد». به اعتقاد او، بسیاری از برنامههای اجتماعی با نیت کمک طراحی میشوند، اما در عمل یا اثر محدودی دارند یا پیامدهای ناخواسته ایجاد میکنند. او به صورت ضمنی خواننده را وارد این پرسش میکند که مشکل واقعاً کجاست: در اجرا، در منابع، یا در نوع فهم ما از مسئله؟ از همینجا کتاب به آرامی شما را وارد مفهوم تفکر سیستمی میکند. به جای تعریفهای پیچیده، نویسنده از تجربههای واقعی و مثالهای اجتماعی استفاده میکند. در نگاه او، یک «مسئله» دیگر یک نقطه منفرد نیست، بلکه بخشی از یک شبکه روابط است. افراد، سازمانها، سیاستها و حتی فرهنگ، همگی در شکل دادن به نتیجه نهایی نقش دارند. به همین دلیل، استرو خواننده را به یک تغییر مهم در زاویه دید دعوت میکند: به جای تمرکز بر «رویدادها»، باید به «الگوها» نگاه کرد. رویدادها چیزهایی هستند که میبینیم – مثل افزایش بیخانمانی یا رشد مصرف مواد مخدر – اما الگوها روندهایی هستند که در طول زمان تکرار میشوند. نویسنده تأکید میکند که اگر فقط رویدادها را ببینیم، همیشه دیر واکنش نشان میدهیم. از اینجا کتاب یک لایه عمیقتر را معرفی میکند: «ساختارها». ساختارها همان روابط پنهانی هستن














































