زندگی و هنر پیکاسو
۳۱۲
صفحه
۱۴۰۴
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
گزیدهای از کتاب زندگی و هنر پیکاسو: کتاب ” زندگی و هنر پیکاسو ” نوشتۀ “لوتار بوخ هایم” ترجمۀ “علی اکبر معصوم بیگی” ديرگاه به رختخواب مىرفت و چندان زود از رختخواب برنمىخاست؛ به كافهاى سر مىزد، كمى قدم مىزد و سپس كار مىكرد… تقريبآ مثل گذشته لباس مىپوشيد: شلوارهايش گل و گشاد بود، كلاهى لبه پهن به سر مىگذاشت و دستمال گردنى گرهدار مىبست. هرچيز ديگر را
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- زندگینامه و خاطرات
- شناسه کالا
- kj-907514
- تعداد صفحه
- ۳۱۲
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۴
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهتوضیحات
گزیدهای از کتاب زندگی و هنر پیکاسو: کتاب ” زندگی و هنر پیکاسو ” نوشتۀ “لوتار بوخ هایم” ترجمۀ “علی اکبر معصوم بیگی” ديرگاه به رختخواب مىرفت و چندان زود از رختخواب برنمىخاست؛ به كافهاى سر مىزد، كمى قدم مىزد و سپس كار مىكرد… تقريبآ مثل گذشته لباس مىپوشيد: شلوارهايش گل و گشاد بود، كلاهى لبه پهن به سر مىگذاشت و دستمال گردنى گرهدار مىبست. هرچيز ديگر را بنابر رسم رايج مىپوشيد، گو كه كوشش خاصى براى خوب و آراسته پوشيدن به كار نمىبرد. چندى بعد به خياطى به نام سولر با نام مستعار ريتالس تصوير مىداد و لباس مىگرفت و مثل كسانى كه با آنها حشر و نشر داشت لباس مىپوشيد؛ به ويژه از جليقههاى سوزندوزى شده كه در آن هنگام مُد بود خوشش مىآمد؛ دستى در دوخت و شكل آن مىبُرد و گاه آرايشش مىكرد و آن را به شكل دلخواه خود درمىآورد. پس از غذا از آخرين كسانى بود كه از پشت ميز كافه بلند مىشد. در آغاز کتاب زندگی و هنر پیکاسو، میخوانیم: فهرست يادداشت مترجم 7 زندگى پيكاسو سرآغاز 15 تولد 21 كورونا 27 بارسلون 29 نخستين سفر به پاريس 36 دومين سفر به پاريس 46 دوره آبى 51 دوره صورتى 58 سفر به هلند 62 كوبيسم تحليلى 74 آغازى نو 83 كوبيسم تركيبى 85 «اوا» 89 جنگ جهانى اول 93 جنبش دادا و سوررئاليسم 109 خاطره آتش 124 گرنيكا 137 نقاشى ابزار جنگ است 141 جنگ جهانى دوم 148 هنرمند قرن 155 پيوست ها درباره نويسندگان 181 پيروزى و شكست پيكاسو (جان برجر) 184 گرنيكاى پيكاسو (هربرت ريد) 200 ديوار نگاره گرنيكا: پيكاسو و اعتراض اجتماعى (ورنون كلارك) 203 پيكاسو و جوهر اشياء (ماريوس دِزاياس) 214 پيكاسو از ديدگاه جامعهشناسى هنر (ماكس رافائل) 218 پيكاسو در هفتاد و پنج سالگى (كلمنت گرينبرگ) 272 پيكاسو و كمدى انسانى يا حلول پاگنده (ميشل لىريس) 288 سالشمار زندگى پيكاسو 309 يادداشت مترجم شايد درباره هيچ هنرمندى، دست كم در زمان حياتش، به اندازه پابلو پيكاسو مقاله، كتاب، رساله، تفسير، نقد و يادداشت نوشته نشده است. شماره كتابها و نوشتارهايى كه درباره پيكاسو انتشار يافته سر به صدها مىزند و سيل انتشار اين آثار نوشتارى همچنان ادامه دارد. شايد هيچ هنرمندى به اندازه پيكاسو با اين همه رسانه هنرى متنوع و گوناگون كار نكرده است: از نقاشى رنگ روغن گرفته تا طراحى، مجسمهسازى، گرافيك، سراميك و از آنجا كار با ابزارهايى چون گواش، پاستل، مداد رنگى؛ و آفريدن ليتوگرافىها، چوبكارىها، پيكرههايى از گچ و چوب، مجسمههاى برنزى، تركيببندىهايى از كاغذ و پارچه و چسب؛ ساختوارههايى از آهن و مفتول، چوب يا ورقههاى فلزى؛ عكسها؛ و طرحهايى براى لباسها، پردههاى پيش صحنه و پس صحنه تئاتر و باله؛ و سرانجام شعر و نمايشنامهنويسى. شايد هيچ هنرمندى با اين همه سبك و شيوه گوناگون و گاه متضاد كار نكرده است: از امپرسيونيسم مانه بزرگ تا اكسپرسيونيسم ونِ گوگ، از غرابت نمادين گوگن تا شادگونگى امپرسيونيستى تولوز لوترك، از منريسم ال گركو و هنرمندان باروك تا كلاسىسيسم استادان قديم، از سوررئاليسم و كانستراكتيويسم و هنر سياهواره تا كوبيسم كه خود يكى از بنيادگذارانش بود. شايد هيچ هنرمندى به اندازه او از همان آغاز نوجوانى بر قواعد، مقررات و نظريات كهنه، پوسيده و خشك رايج در محافل آكادميك نشوريد. شايد كمتر هنرمندى به اندازه او درگير مسائل حاد اجتماعى زمانه خود بود و با اين همه در هر شرايطى فقط آنطور كه خواست نقاشى كرد؛ هيچگاه خود را پابند اين يا آن قانون ابدى و ازلى در هنر نكرد. به قول آلفرد اچ. بار «در جهانى كه فشارهاى اجتماعى خواه از نوع دمكراتيك يا جمعى يا بورژوايى، هردم در پى محدود كردن آزادى فردِ استثنايى است هنر پيكاسو ارج و معنايى فراتر از اهميت هنر خود مىيابد.» بىگمان پيكاسو بر تكامل هنرها در قرن ما سلطهاى بىچون و چرا داشت و انقلابىترين دگرگونىها را از زمان رنسانس به اينسو در هنر پديد آورد. وانگهى به بركت پيكاسو نقاشى چون يك رسانه هنرى عاطفى نيرومند و نه چون جستجو براى كمالبخشى به شكلهاى آرمانى زيبايى در ميان هنرمندان قرن ما قبول عام يافت. بىگمان بازگشت به اين باور بنيادى كه هنر بايد از نيازى آغازين به بيان احساسات انسان نسبت به جهان پيرامون خود در يك قالب عاطفى نيرومند سرچشمه بگيرد انسان را آماده مىسازد تا اثر هنرى را نه سبب كمال آن بلكه به دليل زنده بودنش ارزيابى كند و ما اين مهم را به پيكاسو مديونيم. از اينها گذشته پيكاسو حتى در ميان كسانى كه با كار او كمتر آشنايى دارند نامى آشناست. پيكاسو





























