اقیانوس نهایی: کتاب دوم: اناتومی پرندگان
۱۶۸
صفحه
۱۳۹۵
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
گزیده ای از کتاب اقیانوس نهایی: کتاب دوم: آناتومی پرندگان اقیانوس آرام سه گانه است در آغاز کتاب اقیانوس نهایی: کتاب دوم: آناتومی پرندگان می خوانیم سخنی با خوانندگان کتاب: توضیح کهکشانی، بهعنوان امر تهورآمیز در تجربهی انسانی به کتاب دوم از سهگانهی اقیانوس نهایی خوش آمدید. در فصل اول، من، نویسندهی این کتاب، بنا دارم به ارائهی پارهای اطلاعات بپردازم که م
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-560411
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۳۷۶۰۴۷۹
- تعداد صفحه
- ۱۶۸
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار شمسی
- ۱۳۹۵
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهتوضیحات
گزیده ای از کتاب اقیانوس نهایی: کتاب دوم: آناتومی پرندگان اقیانوس آرام سه گانه است در آغاز کتاب اقیانوس نهایی: کتاب دوم: آناتومی پرندگان می خوانیم سخنی با خوانندگان کتاب: توضیح کهکشانی، بهعنوان امر تهورآمیز در تجربهی انسانی به کتاب دوم از سهگانهی اقیانوس نهایی خوش آمدید. در فصل اول، من، نویسندهی این کتاب، بنا دارم به ارائهی پارهای اطلاعات بپردازم که میتواند در طول روایت قصه برای خواننده فوایدی داشته باشد. قصد اصلی من از این کار، انجام ژانگولرهای مرسوم داستاننویسانی نیست که مطابق با سرشت ذاتی ژانر پستمدرن حرکت میکنند و سعی میکنند بهزعم خودشان از مرزهای ادبیات پا فراتر بگذارند (یک دروغ شاخدار.) که درواقع، انتقال اطلاعاتیست که از طرق غیرمعمول به دست من رسیده و من بر گردن خود میدانم آنها را با شما خوانندگان محترم اقیانوس نهایی ، درمیان بگذارم. بسته به سطح سواد یا رشتهی تحصیلی یا برنامههای تلویزیونیای که تماشا میکنیم، با فضا، کهکشان و نجوم آشنا میشویم. اما درواقع، پرداختن به فضا و پا گذاشتن به قلمرو شناخت کهکشان، تجربهای تهورآمیز و ژرفناک است که بسیاری از اشخاص در ابتدای راه از ادامهی آن باز میمانند؛ اما من تا ته قضیه رفته و برگشتهام. بهطور دقیقتر، آنطور که معمولاً در این لحظات حساس توضیح میدهند و صنعت تشبیه به کار میبرند، این بندهی کمترین، کف دستش را به کف استخر کهکشان زدهست و دومرتبه به سطح آب بازگشتهست. این در حالیست که در زمانهای دور، انسانها میتوانستند هر چرند و پرندی را که به تخیلشان میرسد، تحویل دیگری بدهند. دربارهی اینکه فضا فلانگونهست و مثلاً کرهی زمین روی شاخ گاو میچرخد و… حتا همین امروز هم کموبیش در بر همین پاشنه میگردد، اما بعد از آنکه من و کسانی همچون من، داستانهای کهکشانی خودمان را بنویسیم، دیگر فقط یک باور در مورد فضا و کهکشان بالای سر ما وجود خواهد داشت. من بنا ندارم با ارائهی دانستههای خود از فضا و کهشکانها (جایی که از این پس در این متن از آن با عنوان اون بالا نام میبرم) خود را تخلیهی اطلاعاتی کنم و دانش عمیق خود را به رخ خواننده بکشم؛ در اصل، هدف غایی من، بستن دهان کسیست که فکر میکند خیلی زرنگ است، که در اصل، من همان کسی هستم که فکر میکند زرنگ است. اولین اطلاعاتی که برخود واجب میدانم پیش از ورود به داستان اصلی، آن را با خوانندگان راستین خویش درمیان بگذارم (نه آن دسته از فضولهایی که فقط برای ایراد گرفتن از فرم و پلات کتاب آن را میخوانند، که درنهایت هم چیزی از اطلاعات خفنی که اینجا میدهم دستگیرشان نمیشود، مگر آنکه دست از ایراد گرفتن بردارند و از همین نقطه به بعد با داستان به همین شکلی که هست همراه شوند) دانشیست که بهشکلی خلاصه، نظام ستارهمحور کیهان را توضیح میدهد. نظامی ژرف و پر راز و رمز. نظام ستارهمحور، در یک توضیح کاملاً اجمالی، یعنی جستوجوی درونی بیپایان در عالم بیرونی. ما باید دنبال ستارهای برویم که نورش بر سیارهای میتابد که اقیانوسی پهناور بر سطح آن خود را گسترانیده. در زندگیای که پس از کشف آن سیاره و اقیانوسش در انتظار انسان است، هرکس فقط یک رسالت دارد و آن فقط رسالتی فردیست: اینکه برود بهدنبال عشق زندگی خودش و آن را پیدا کند و با او ازدواج کند. ستاره نور بسیار عجیبی دارد. درواقع آفتاب آن ستاره آبیست و سایههایی که از آن ایجاد میشود همگی نیلیرنگاند. دومین نکته، جهان ایدهمحور است که باید کمی بیشتر راجعبه آن بدانیم. جهان ایدهمحور در روش تفکر ما، اشاره دارد به مابعدالطبیعهی این پایین، روی زمین. درواقع، ما انسانها چرب فکر میکنیم و همین است که باعث میشود ما جهانی ایدهمحور پدید بیاوریم. ایده در اصل، تنها پدیدهی غیرچربیست که در وجود انسان قرار داده شدهست. مابقی اندامها همگی چرباند. حالا شاید برای برخی سؤال پیش بیاید که دندان ما چرب نیست. جواب من به شما این است که اشتباه میکنید. دندان هم از چربیست، اما این چربی با آن چربیای که شما میشناسید اندکی متفاوت است. در اینجا نکتهی حاشیهای این است که متوجه باشیم یک ایدهی هبوطکرده، تفکیکناپذیر و درکنشدنیست. چون ایدهها فاقد ساختارند. در جهانی که جهان ما را در برگرفتهست، ایدهها درشکل گستردهی خود در حال حضور و هبوطاند و زمانی که احساس میکنند بهاندازهی کافی پرورش غیرچرب پیدا کردهاند، از آن بالا فر میخورند و مانند آنچه در کتاب قبل تجربه کردید یا بهطرق اتفاقی (مثلاً وقتی برای هواخوری به پیادهروی میروید) وارد ذهن انسانها میشوند. درواقع ایدهها دو دسته هستند، ایدههای عمومی شامل تمامی انواع ایدهها و ایدههای سیاسی، که باید آنها را به ضرب زور و بهطور مصنوعی



































