پرش به محتوای صفحه
تخفیف کتاب‌خوانی۲۰٪ تخفیف
دسته‌ها:رمان خارجیرمانموجود

آگوست – چشم و چراغ ۹۱

هنوز دیدگاهی ثبت نشده، اولین نفر باش

۳۶۷

صفحه

۱۴۰۲

سال چاپ

رقعی

قطع

شومیز

نوع جلد

۳۲۵٬۰۰۰۲۰٪۲۶۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

۱۴ روز مهلت تعویض یا مرجوعی

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

معرفی کتاب

گزیده ای از کتاب آگوست نوشتۀ روبن فونسکا ترجمۀ زهرا رهبانی کتاب آگوست نوشتۀ روبن فونسکا روبن فونسکا، در 1925 در ژویس فرا [1] واقع در استان میناس ژرایس [2] برزیل، به دنیا آمد. وی در طول دوران روزنامه‌نگاری در رشته‌ی حقوق و مدیریت تحصیل کرد و همزمان منتقد سینما شد. او هم‌اکنون یکی از نویسندگان برجسته‌ی داستان کوتاه و رمان برزیل است. به‌طورکلی، خشونت دست‌مایه‌ی اصلی داستان‌های اوست و به ندرت طنزی تلخ را می‌توان در آن بازشناخت که حاکی از نوعی خشونت لگام‌گسیخته در سطح اجتماع است. آثار برجسته‌ی او از جمله: زندانیان (1963)، قلاده‌ی سگ (1973)، لوسیا مک کارنی باج‌گیر (1970_ برنده‌ی جایزه‌ی منتقدان سائوپائولو.) سه رمان، هنر بزرگ (1983)، گذشته‌ی سیاه (1984)، شور و اندیشه‌ی ناقص (1991 _ با فروشی موفقیت‌آمیز) که نبوغ نویسنده‌ای توانا را به نمایش گذاشته، نقطه‌ی عطفی در ادبیات روایی آمریکای لاتین عرضه می‌دارد. [1] . Juiz de Fora [2] . Minas Gerais در آغاز این کتاب می خوانیم: 1 نگهبان ساختمان دوویه [1] صدای گام‌های آهسته‌ای که از پلکان پایین می‌آمد را شنید. ساعت یک صبح بود و همه‌جا خاموش. _ پس رایموندو؟ __ صبر خواهیم کرد _ نگهبان پاسخ داد. _ هیچ‌کس نخواهد آمد. همه‌ی عالم ‌خواب است. _ حداقل یک ساعت. _ باید صبح زود بیدار شوم. نگهبان تا در شیشه‌ای پیش رفت و به خیابان خاموش و خالی نگاه کرد. _ قبول؛ ولی خیلی نمی‌توانم دیر کنم. در طبقه‌ی هشتم مرگ سرشار از لذت، بقایای امعاواحشا و بزاق و ترشحات بدن_ ادرار و مدفوع را کنار زد _ با نفرت خود را از شر جسد افتاده بر تخت خلاص کرد، به‌خصوص پس از لمس لکه‌های خون بر بدن. به حمام رفت و خود را شست. یک گازگرفتگی و کمی خراش بر سینه. در جعبه‌ی کمک‌های اولیه ید و پنبه یافت و از آن استفاده کرد. پیراهن خود بر صندلی را، بی نگاه به مرده، بااینکه وجودش را حس می‌کرد، پوشید. وقتی از آنجا رفت دیگر نگهبان نبود. *      *      * آنژل نگرو، [2] لقبی که دشمنان به او داده بودند، به‌زور خود را در آسانسور کوچک جای داد و در طبقه‌ی سوم کاخ کاتته [3] پیاده شد. تقریباً ده قدمی در راهروی تاریک برداشت و  برابر دری ایستاد. داخل، اتاق‌خوابی دیگر بود. پیرمردی دیگر با پیژامه‌ای راه‌راه و شانه‌هایی افتاده و پاهایی چند سانتیمتر آویزان از تخت که محافظش بود، بار دیگر بی‌خواب شده بود. پیرمرد بی‌خواب، متفکر و ضعیف کسی نبود جز ژوتولیو وارگاس [4] . آنژل نگرو پس از تلاش برای شنیدن صدای بیرون، بر ستون‌های پیچ‌درپیچ با سرستون‌های گچ‌بری که تا hall مرکزی کاخ امتداد داشت، و در آن ساعت از شب ساکت و تاریک بود، تکیه داد. با خود اندیشید، «باید خواب باشد». پس از اطمینان عادی بودن اوضاع در طبقه‌ی مسکونی، گرگوریو فورتوناتو [5] ، آنژل نگرو، رئیس پاسگان رئیس‌جمهور ژوتولیو وارگاس، از پلکان به سمت شورای نظامی کابینه پایین رفت و سعی کرد مطمئن شود که اعضای پاسگان در جایگاه ویژه‌ی خود مستقرشده و کاخ لاس آگیلاس [6] امن‌وامان است. وقتی گرگوریو وارد کابینه شد، ‌بزرگ خاندان دورنیس وارگاس با مشاوری، ارتشبد فیتیپالدی، [7] گفتگو می‌کرد. رئیس پاسگان، پس از بررسی اقدامات امنیتی با دو مشاور نظامی دیگر، به مناسبت دیدار روز یکشنبه‌ی رئیس‌جمهور از باشگاه ‌سوارکاری جوکی، [8] برای برگزاری مسابقه‌ی جایزه‌ی بزرگ برزیل، به اتاقش رفت. رولوری را که همیشه در غلاف با خود داشت، بر میز کوچک کنار تخت گذاشت و نشست، آنجا چند روزنامه‌ی سرگرم‌کننده هم بود. سر خط خبرهای وحشتناک را خواند. آن سال شروع بدی داشت. در اوایل فوریه، هشتادودو ارتشبد، تحت حمایت وزیر جنگ، ارتشبد سیرو دو اسپیریتو سانتو کاردوسو [9] ، تظاهراتی را به‌قصد کودتا سازمان‌دهی کرده بودند؛ تنها به  بهانه‌ی افزایش هزینه‌های زندگی. رئیس‌جمهور آن وزیر خائن را از کار برکنار کرد، بی‌آنکه ارتشبد مورد اعتماد دیگری برای جایگزینی داشته باشد. گرگوریو می‌دانست که رئیس‌جمهور به هیچ‌کس در نیروی نظامی اعتماد ندارد، به‌ویژه از وقتی ارتشبد کردیرو د فاریاس [10] ، دوست دوران کودکی‌اش، در 1945 از پشت به وی خنجر زد؛ هرچند سرانجام مجبور شد وی را به وزارت جنگ منصوب کند. مرد غیرقابل‌اعتمادی چون ارتشبد سنبیو دا کوستا [11] ، بی‌چون‌وچرا از جانب نظامیان پذیرفته شد، چون عضو هیئت فرماندهان نظامی بود که در کنار نظامیان آمریکای شمالی جنگیده بود و وظیفه داشت برای بازگرداندن آرامش بین گروه‌های شبه‌نظامی از وزیر کار بخواهد دوست دیرینه‌اش، ژانگو گوالارت [12] ، را برکنار کند. این‌همه پیش از، پایان فوریه رخ داد. گرگوریو با خود اندیشید «آری، شروع بدی برای سال»، در ماه مه کودتاگران، با کمک ژوائو نوس [13] خائن، به نشر اکاذیبی در خصوص امضای معاهده‌ای محرمانه بین پرون [14]

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
رمان خارجی، رمان
شناسه کالا
kj-668987
شابک
۹۷۸۶۰۰۳۷۶۲۴۴۲
تعداد صفحه
۳۶۷
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز
وزن
۵۰۰ گرم
سال انتشار شمسی
۱۴۰۲

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه

کتاب‌های بیشتر با ترجمه‌ی زهرا رهبانی

مشاهده‌ی همه
۲۰٪۳۲۵٬۰۰۰
۲۶۰٬۰۰۰تومان