اخرین شب در خرمشهر

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

زمانی که یک افسر عراقی از شب قبل از پیروزی خرمشهر بگوید، جذابیت آن صدچندان هم می‌شود، چون اینجا دشمن، خود شکستش را اعتراف می‌کند «آخرین شب در خرمشهر» خاطرات سرهنگ عراقی، کامل جابر از آخرین شب محاصره این شهر است: «نزدیک ساعت یک، تانک‌های نیروهای اسلامی به‌سوی مناطق استقرار ما پیشروی کردند که با آتش سلاح‌های ما مواجه شدند. آن‌ها هم نیروهای محاصره شده ما را هدف

۲۰۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-573732

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از سوره مهر

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب هزار سال وزن در موسیقی ایران
۳۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سیر حکمت و هنر مسیحی

محمد مددپور

سوره مهر

۶۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نوری بر فراز دار
۱۵۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب درآمدی بر معنی شناسی

کوروش صفوی

سوره مهر

۴۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب فرمانده شهر:براساس زندگی شهید محمد جهان آرا (قصه فرماندهان15)
۱۱۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دا (خاطرات سیده زهرا حسینی)

زهرا حسینی

سوره مهر

۱٬۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مبانی نشانه شناسی

دانیل چندلر

ترجمه‌ی مهدی پارسا

سوره مهر

۵۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مردی که تا پیشانی در اندوه فرو رفت (قصه 84)

دیگران، رضا امیرخانی

سوره مهر

۱۵۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب آن روز سه و نیم بعد از ظهر (خاطرات مهدی صمدی صالح)
۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب وقتی گم شدم

سوره مهر

۴۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب هزار خانه خورشید
۲۳۵٬۰۰۰تومان

توضیحات

زمانی که یک افسر عراقی از شب قبل از پیروزی خرمشهر بگوید، جذابیت آن صدچندان هم می‌شود، چون اینجا دشمن، خود شکستش را اعتراف می‌کند «آخرین شب در خرمشهر» خاطرات سرهنگ عراقی، کامل جابر از آخرین شب محاصره این شهر است: «نزدیک ساعت یک، تانک‌های نیروهای اسلامی به‌سوی مناطق استقرار ما پیشروی کردند که با آتش سلاح‌های ما مواجه شدند. آن‌ها هم نیروهای محاصره شده ما را هدف آتش قرار دادند. در این محل، پناهگاه بزرگی وجود داشت که تمام افسران رده‌بالا در آن جمع شده بودند و اگر یک موشک ایرانی به آن اصابت می‌کرد، مصیبتی بزرگ بر ما وارد می‌شد. نیروهای ایرانی هم از این پناهگاه آگاهی کامل داشتند و سعی می‌کردند به‌سوی این پناهگاه شلیک نکنند؛ چون از نیروی موجود در آن باخبر بودند و می‌خواستند این گروه را به اسارت درآورند. پس از این درگیری، ایرانی‌ها با بلندگو از افسران خواستند خود را تسلیم کنند. سپس یکی از آن‌ها که به زبان عربی مسلّط بود، به پناهگاه آمد و با افسران به گفت‌وگو نشست. این افسران پیش‌تر با لشکر یازده تماس گرفته کسب تکلیف کرده بودند. به آن‌ها دستور داده شده بود تسلیم نشوند.»

۲۰۰٬۰۰۰تومان