امشب کنار غزل های من بخواب
۱۴۴
صفحه
۱۴۰۵
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
گزیده ای کتاب امشب کنار غزل های من بخواب امشب کنار غزل های من بخواب شاید جهان تو آرام تر شود … در آغاز کتاب امشب کنار غزل های من بخواب می خوانیم سپاس فراوان از جناب آقای رضا عزیزی که پیش و بیش از من – و بیآنکه بدانم – بسیاری از سرودههایم را گردآوری کرده بودند و پس از مطلع نمودن من، با جدیت و دقت بسیار، تمام مراحل گردآوری نهایی، تایپ و نظمدهی اشعار را به ا
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-161673
- تعداد صفحه
- ۱۴۴
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۵
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهتوضیحات
گزیده ای کتاب امشب کنار غزل های من بخواب امشب کنار غزل های من بخواب شاید جهان تو آرام تر شود … در آغاز کتاب امشب کنار غزل های من بخواب می خوانیم سپاس فراوان از جناب آقای رضا عزیزی که پیش و بیش از من – و بیآنکه بدانم – بسیاری از سرودههایم را گردآوری کرده بودند و پس از مطلع نمودن من، با جدیت و دقت بسیار، تمام مراحل گردآوری نهایی، تایپ و نظمدهی اشعار را به انجام رساندند. بیشک بدون حضور و پیگیری ایشان، انتشار مجموعههای فعلی امکانپذیر نمیشد. فهرست غزلها یک روز میآیی که من، دیگر دچارت نیستم.. 13 آمد و گفت روحِ بادم و رفت…. 15 سوزاندیَم که دلم خامتر شود. 17 آتش بزن آرامشِ خاکستریَت را 19 گاهی مسیرِ جاده به بنبست میرود. 21 دلی پشتِ ارابهی عشق بستی و رفتی.. 23 آرام بگیر امشب، ما هر دو پُر از دردیم.. 25 از تو بعید نیست جهان عاشقت شود. 27 بانویِ فصلِ درختانِ سارپوش! 29 بنبست و جاده یکی میشود اگر. 31 یک شب دلی به مسلخِ خونم کشید و رفت…. 33 آیینهوار با تو، اقرار پشتِ اقرار. 35 یک بار، مؤمنانه به شوقم نگاه کن.. 37 این جمعِ پراکنده اگر ایل ندارد. 39 از بس همیشگی شدهای مثل باورم. 41 آزادِ آزادم، ببین! چون عشق درگیرِ من است…. 43 بوی تو میدهد آغوشِ خالیَم.. 44 لذّت ببر از این که گرفتارِ تو هستم.. 46 نه، غیرِ ممکن است کسی را خدای تو. 48 داغِ همیشگی شدهی عمرِ من، تویی.. 50 غریزیترین عاشقِ تو منم، تو با اسمِ من، عشق سَر میکشی.. 52 بوسیدمت که ببینم چه میشود. 54 در خویش سفر کردم، ویرانه به ویرانه. 56 دو بیتی، غزل، مثنوی میفروشم.. 58 رفتی که خاطراتِ تو را زیر و رو کنم.. 60 بمان برای زمین تکیه گاه بردارم. 62 این یک جنونِ منطقیست که میخواهمت هنوز. 64 تازگیها بوسهات طعمِ سیاست میدهد.. 66 من را مشایعت کن با بوسه تا جهنم 68 چرا این اتفاق افتاد امشب؟. 70 شبانههای بیصدا، سکوتِ نورِ ماه شد.. 72 یک فرصتِ طولانی از چشمِ تو میخواهم.. 74 مرا بیمیلِ من ایجاد کردی… 76 ایستاد، امّا نرفت آنقدر، تا افتاد و رفت…. 78 خطِ قرمزهای ما انگار لیمویی شده. 80 تو با قلبِ ویرانهی من چه کردی؟. 82 کاری کن از سَرِ من آب بگذرد. 84 در آغوشِ من هستی و نیستی.. 86 مُرددَم میانِ غربتِ شیطان و قُربِ جبرائیل.. 88 حقیقتی که در این وعدههای رویاییست…. 90 وقتی خدا تکثیر شد امّا یکی ماند.. 92 قلبم از اعتنای کَمَت سکته میکند.. 94 سفر به غیرِ تو را با سراب باطل کن.. 96 کار از یقین گذشته و مشکوک ماندهای… 98 دیوارِ یقین، وسعتِ زندانِ خودم بود. 100 دیشب کنارِ پنجرهام هیچکس نبود. 102 من خاکِ پایِ مردمِ آزادهی توام. 104 وقتی که واژه را در بسترِ سکوت، تصویر میکنی.. 106 بهار، هستيِ پنهانِ درونِ آيينهست…. 108 تا توطئهای دیگر، ای دوست خداحافظ… 110 مثنویها کیست قراولِ غزل؟ شاعرِ شورشی منم.. 115 من همه کار کردهام، جعلِ خودم، قتلِ غزل.. 119 سر بریدند آسمان را در زمین.. 121 در چشمِ ماتم رستگاری موج میزد. 125 ا ز روز شمارِ یک عشق زیباییِ تو سَم است، مینوشم و میمیرم. 131 علتِ شعرهای من.. 133 درد که میکشی، جهان رنگ پریده میشود. 135 خیره شدن به چشم تو. 137 «ساقی» از ساقِ عجیبِ تو چنین نام گرفت…. 139 فقط به عشقِ ذوقِ تو زمانِ خواندنِ غزل.. 14 موسسه انتشارات نگاه اینستاگرام موسسه انتشارات نگاه








































