ایوان تورگنیف یکی از سه ستون بزرگ رمان روسی در سدهی نوزدهم است؛ نویسندهای که پیش از تولستوی و داستایفسکی به اروپا رسید و خوانندههای فرانسوی و آلمانی را با ادبیات روسیه آشنا کرد. نثرش آرام، شاعرانه و دقیق است و بیشتر از هر چیز به لحظههای کوچک دل آدمها توجه دارد. اگر دنبال رمانی هستید که هم داستان عشق باشد و هم تصویر یک دورهی تاریخی، کتابهای ایوان تورگنیف جای خوبی برای شروع است. در این صفحه زندگی، سبک، آثار مهم و ترجمههای فارسی او را مرور میکنیم تا راحتتر انتخاب کنید.
ایوان تورگنیف کیست؟
ایوان سرگیویچ تورگنیف در سال ۱۸۱۸ در شهر اوریول روسیه، در خانوادهای از اشراف زمیندار به دنیا آمد. پدرش افسر سوارهنظام بود و مادرش زنی ثروتمند و سختگیر که املاک بزرگی داشت و صدها رعیت در آن زمینها کار میکردند. کودکی ایوان در ملک خانوادگی به نام اسپاسکویه گذشت؛ جایی که از نزدیک دید اربابها چطور با رعیتها رفتار میکنند. همین تجربه بعدها به یکی از موضوعهای اصلی نوشتههایش تبدیل شد.
او در دانشگاههای مسکو و سنپترزبورگ درس خواند و بعد برای ادامهی تحصیل به برلین رفت. در آنجا با فلسفهی آلمانی آشنا شد و با جوانهای روس دیگری که آرزوی تغییر وطنشان را داشتند دوست شد. این سالها نگاه او را به اروپا باز کرد و از او آدمی ساخت که همیشه میان روسیه و غرب در رفت و آمد بود، هم در زندگی و هم در اندیشه.
تورگنیف کارش را با شعر شروع کرد، اما خیلی زود فهمید که توان اصلیاش در نثر است. نخستین شهرت بزرگش با مجموعهای از داستانهای کوتاه به دست آمد که دربارهی زندگی روستایی و رعیتها بود و بعد رمانهایی نوشت که هر کدام یک نسل از جامعهی روسیه را نشان میداد.
زندگینامه ایوان تورگنیف در چند ایستگاه
برای اینکه بهتر بفهمید چرا آثار این نویسنده اینقدر رنگ زمانهی خودش را دارد، خوب است چند ایستگاه مهم زندگیاش را بشناسید. این مرور کوتاه کمک میکند هر رمان را در جای درست تاریخیاش ببینید.
- کودکی در ملک خانوادگی: رابطهی سرد و پرتنش با مادری مقتدر و تماشای زندگی سخت رعیتها، حساسیت او را به ظلم و بیعدالتی تیز کرد.
- سالهای تحصیل در برلین: آشنایی با فلسفه و فرهنگ اروپا، و شکل گرفتن نگاهی که بعدها او را «غربگرا» مینامیدند.
- آشنایی با پولین ویاردو: خوانندهی مشهور اپرا که تورگنیف تا پایان عمر دلبستهاش ماند و به خاطر او سالهای طولانی در فرانسه و آلمان زندگی کرد.
- بازداشت و تبعید به ملک خانوادگی: پس از نوشتن یادداشتی ستایشآمیز در سوگ گوگول، مدتی بازداشت شد و بعد ناچار شد مدتی در ملک خودش بماند.
- دورهی رمانهای بزرگ: از رودین تا پدران و پسران، دههای که در آن مهمترین رمانهایش را نوشت.
- سالهای پاریس: دوستی با فلوبر، زولا، دوده و موپاسان و نقش او بهعنوان پل میان ادبیات روسیه و فرانسه.
- درگذشت: او در سال ۱۸۸۳ در بوژیوال، نزدیک پاریس، درگذشت و پیکرش را به روسیه بردند و در سنپترزبورگ به خاک سپردند.
این زندگی پر از رفت و آمد میان دو جهان، توضیح میدهد که چرا قهرمانهای تورگنیف اغلب آدمهایی هستند که میان آرمان و واقعیت گیر کردهاند؛ آدمهایی که خوب حرف میزنند اما در لحظهی عمل دستشان میلرزد، یا برعکس، آدمهایی که تند و بیپروا میخواهند همه چیز را عوض کنند و با دیوار جامعه روبهرو میشوند.
سبک نوشتن ایوان تورگنیف
اگر یک کلمه بخواهیم برای نثر این نویسنده انتخاب کنیم، شاید «اعتدال» باشد. تورگنیف برخلاف داستایفسکی سراغ فریاد و تب و هذیان نمیرود و برخلاف تولستوی هم صدها صفحه را به جنگ و فلسفهی تاریخ نمیدهد. رمانهایش کوتاهاند، ساختاری روشن دارند و تعداد شخصیتهایشان محدود است. همین ویژگی باعث میشود برای خیلی از خوانندهها دروازهی ورود به ادبیات روسیه باشد.
چند ویژگی سبکی که در بیشتر آثارش میبینید:
- طبیعت زنده: توصیف جنگل، دشت، باغ و آسمان در نوشتههای او فقط پسزمینه نیست؛ حال آدمها را بازتاب میدهد. یک غروب یا یک باران گاهی همان چیزی را میگوید که شخصیت جرئت گفتنش را ندارد.
- زنهای قوی: دخترها و زنهای داستانهای تورگنیف معمولا از مردهایشان مصممترند. منتقدان روس حتی از «دختر تورگنیفی» حرف میزنند؛ دختری پاک، جدی و آمادهی فداکاری.
- مرد زیادی: بسیاری از قهرمانهای مرد او روشنفکرهاییاند که استعداد و آرمان دارند اما نمیتوانند کاری انجام دهند. رودین نمونهی کامل این تیپ است.
- ایجاز: صحنهها کوتاه و حسابشدهاند و نویسنده خیلی وقتها مهمترین چیزها را ناگفته میگذارد تا خواننده خودش کشف کند.
- اندوهی ملایم: بیشتر داستانهایش پایان شاد ندارند، اما تلخیشان آزاردهنده نیست؛ بیشتر شبیه حسرتی آرام است که بعد از بستن کتاب با شما میماند.
همین ترکیب ظرافت و اندوه باعث شد نویسندههایی مثل هنری جیمز و جوزف کنراد او را استاد خودشان بدانند. نثر تورگنیف به خاطر موسیقی و دقتش در خود زبان روسی هم الگو شمرده میشود.
ایوان تورگنیف و مسئلهی رعیتداری
نخستین کتابی که نام او را بر سر زبانها انداخت، مجموعهای از داستانهای کوتاه بود که در فارسی معمولا با نام «یادداشتهای یک شکارچی» شناخته میشود. راوی این داستانها شکارچیای است که در دهکدهها و جنگلها میگردد و با دهقانها، اربابها، خدمتکارها و آدمهای ساده روبهرو میشود. نویسنده در این داستانها شعار نمیدهد؛ فقط نشان میدهد که رعیت هم آدم است، احساس دارد، استعداد دارد و زیر بار ظلم له میشود.
تاثیر این کتاب در جامعهی روسیه زیاد بود. خیلیها معتقدند این داستانها در عوض شدن نگاه طبقهی تحصیلکرده به رعیتها نقش داشت؛ نگاهی که چند سال بعد به لغو رسمی رعیتداری در روسیه رسید. البته نباید اغراق کرد و همهی این تحول را به یک کتاب نسبت داد، اما روشن است که ادبیات در آن سالها یکی از مهمترین میدانهای گفتوگو دربارهی آیندهی روسیه بود و تورگنیف در مرکز این گفتوگو ایستاده بود.
اگر داستان کوتاه دوست دارید، این مجموعه یکی از بهترین راهها برای آشنایی با نگاه انسانی تورگنیف است. برای دیدن آثار دیگری در همین قالب میتوانید به فهرست داستان کوتاه سر بزنید.
رمانهای مهم ایوان تورگنیف
تورگنیف شش رمان اصلی نوشت که هر کدام تصویری از یک مرحله در تاریخ فکری روسیه است. خواندن آنها به ترتیب، مثل تماشای فیلمی است دربارهی نسلهایی که پشت سر هم آمدند و هر کدام راه تازهای برای نجات کشورشان پیشنهاد کردند.
رودین
نخستین رمان او داستان مردی است سخنور و پرشور که با حرفهایش همه را مجذوب میکند، بهخصوص ناتالیا، دختر جوان و جدی خانهای که رودین مهمانش شده است. اما وقتی ناتالیا حاضر است برای عشق همه چیز را رها کند، رودین عقب میکشد. این رمان تصویر دقیقی از روشنفکر نسل دههی چهل سدهی نوزدهم است: آدمی با ذهنی درخشان و ارادهای ناتوان. رمان پایانی دارد که خواننده را به فکر فرو میبرد و نشان میدهد نویسنده با همهی انتقادش، به این آدمها همدلی هم دارد.
آشیانه اشراف
این رمان را بسیاری شاعرانهترین اثر تورگنیف میدانند. لاورتسکی، مردی که از ازدواجی ناموفق زخم خورده، به ملک خانوادگیاش برمیگردد و به لیزا، دختری مومن و آرام، دل میبندد. داستان دربارهی عشق، وظیفه، ایمان و از دست رفتن فرصتهاست. فضای خانههای قدیمی اشراف روس، باغها و شبهای تابستان در این کتاب چنان زنده است که سالها در ذهن میماند.
در آستانه
یلنا، قهرمان این رمان، از میان چند خواستگار، مردی بلغاری را انتخاب میکند که زندگیاش را وقف آزادی وطنش کرده است. این رمان دربارهی کمبود مرد عمل در جامعهی روسیه است و پرسشی را طرح میکند که آن روزها ذهن جوانها را مشغول کرده بود: قهرمانهای واقعی ما کجا هستند؟
پدران و پسران
مشهورترین رمان تورگنیف و یکی از مهمترین رمانهای تاریخ ادبیات. بازاروف، دانشجوی جوان پزشکی، به هیچ چیز جز علم تجربی باور ندارد و هنر، عشق، سنت و احساس را بیارزش میداند. او خودش را «نیهیلیست» مینامد و همین کتاب این واژه را در روسیه و بعد در اروپا بر سر زبانها انداخت. برخورد بازاروف با نسل پدرها، و بعد برخوردش با عشقی که نمیتواند انکارش کند، داستانی ساخته که هنوز هم تازه است. هر خانوادهای که در آن فاصلهی نسلها را تجربه کرده باشد، خودش را در این کتاب پیدا میکند.
جالب است بدانید که این رمان در زمان انتشار هم محافظهکارها را عصبانی کرد و هم جوانهای تندرو را. گروه اول فکر میکردند نویسنده بازاروف را زیادی قهرمان کرده و گروه دوم فکر میکردند او را مسخره کرده است. همین دوپهلو بودن نشانهی قدرت کتاب است؛ تورگنیف قضاوت را به خواننده واگذار میکند.
دود
رمانی که در شهر آبگرم بادنبادن میگذرد و هم داستان یک عشق قدیمی است و هم نقدی تند بر بحثهای بیحاصل روسها دربارهی سرنوشت کشورشان. عنوان کتاب به این اشاره دارد که خیلی از این حرفها مثل دود، به هوا میروند و چیزی از آنها باقی نمیماند.
خاک بکر
آخرین رمان بزرگ او دربارهی جوانهایی است که به روستا میروند تا دهقانها را بیدار کنند و با واقعیتی روبهرو میشوند که با تصورشان فرق دارد. «خاک بکر» تصویری از جنبش «رفتن به میان مردم» در دههی هفتاد سدهی نوزدهم است. نویسنده در این کتاب هم مثل همیشه نه کاملا طرفدار جوانهاست و نه کاملا مخالفشان؛ با دقت و همدلی، شکست آرمانها را نشان میدهد و میپرسد تغییر واقعی از کجا شروع میشود.
داستانهای بلند ایوان تورگنیف
بخش بزرگی از محبوبیت تورگنیف به داستانهای بلندش برمیگردد؛ نوشتههایی که از داستان کوتاه بلندترند اما به اندازهی رمان نیستند. این داستانها معمولا دربارهی یک عشقاند و اغلب از زبان مردی روایت میشوند که سالها بعد به خاطرهی جوانیاش برمیگردد.
نخستین عشق
ولادیمیر شانزدهساله در تابستانی در ییلاق، عاشق زینائیدا، دختر جوان و بازیگوش همسایه میشود. زینائیدا با خواستگارهای متعددش بازی میکند و ولادیمیر کمکم کشف میکند که دل دختر جای دیگری است، جایی که هرگز تصورش را نمیکرد. این داستان کوتاه و تکاندهنده یکی از مشهورترین نوشتههای نویسنده است و گفته میشود رنگی از تجربههای خانوادگی خودش را دارد. اگر فقط یک شب برای خواندن وقت دارید، «نخستین عشق» انتخاب خوبی است.
آسیا
مرد جوانی در سفر آلمان با برادر و خواهری روس آشنا میشود. آسیا، دختر جوان، رفتاری ناآرام و غیرعادی دارد و راوی کمکم به او دل میبندد، اما وقتی لحظهی تصمیم فرا میرسد، تردید میکند و فرصت از دست میرود. این داستان نمونهی درخشانی از همان موضوع همیشگی تورگنیف است: مردی که در لحظهی حساس جرئت ندارد.
آبهای بهاری
سانین، جوانی روس، در فرانکفورت عاشق جما، دختر یک قنادی ایتالیایی، میشود. همه چیز به سمت ازدواج پیش میرود تا اینکه زنی ثروتمند و افسونگر وارد ماجرا میشود. داستان از زبان سانین پیر روایت میشود که سالها بعد، با حسرت، به آن بهار برمیگردد. «آبهای بهاری» نشان میدهد تورگنیف چطور میتواند با چند صحنهی ساده، یک عمر پشیمانی را تصویر کند.
شعرهای منثور ایوان تورگنیف
در سالهای پایانی زندگی، تورگنیف قطعههای کوتاهی نوشت که خودش آنها را شعر منثور مینامید. این قطعهها گاهی فقط چند خطاند و دربارهی مرگ، پیری، طبیعت، زبان روسی، دوستی و تنهایی حرف میزنند. لحنشان آرام و تاملبرانگیز است و حال نویسندهای را نشان میدهد که بیشتر عمرش را دور از وطن گذرانده و حالا در آستانهی پیری به گذشته نگاه میکند.
در کتابجم این قطعهها را با عنوان «دفتر شعرهای منثور پیرانه و پسینه» میتوانید پیدا کنید. اگر رمانهای تورگنیف را خواندهاید و دوست دارید صدای شخصیتر خود او را بشنوید، این دفتر کوچک تجربهی متفاوتی است. برای کسانی که به شعر معاصر و قطعههای ادبی کوتاه علاقه دارند هم خواندنی است.
بهترین کتابهای ایوان تورگنیف برای شروع
خیلیها در جستوجوی «بهترین کتابهای ایوان تورگنیف» هستند، اما جواب واحدی وجود ندارد؛ به سلیقه و حوصلهی شما بستگی دارد. پیشنهاد ما این است:
- اگر وقت کم دارید: با «نخستین عشق» یا «آسیا» شروع کنید. هر دو کوتاهاند و در یکی دو نشست تمام میشوند و جانمایهی نثر تورگنیف را نشانتان میدهند.
- اگر رمان کلاسیک دوست دارید: «پدران و پسران» را بخوانید. اثری است که بدون آن، تصویر شما از رمان روسی کامل نمیشود.
- اگر به داستانهای عاشقانه و شاعرانه علاقه دارید: «آشیانه اشراف» و «آبهای بهاری» انتخابهای خوبیاند.
- اگر به تاریخ و اندیشهی سیاسی علاقه دارید: «رودین» و «خاک بکر» را کنار هم بخوانید تا ببینید روشنفکرهای روس در دو نسل مختلف چه رویاهایی داشتند.
- اگر اهل تامل و شعرید: شعرهای منثور را آخر از همه بخوانید؛ وقتی صدای رمانها را میشناسید، این قطعهها معنای عمیقتری پیدا میکنند.
یک ترتیب پیشنهادی هم برای کسانی که میخواهند همهی آثار را بخوانند: نخستین عشق، رودین، آشیانه اشراف، پدران و پسران، آبهای بهاری، خاک بکر و در آخر شعرهای منثور. این ترتیب تقریبا با مسیر زمانی نوشتن آثار هم همخوان است و به شما اجازه میدهد پختگی تدریجی نویسنده را ببینید.
ترجمههای فارسی آثار ایوان تورگنیف
تورگنیف از نویسندههایی است که خیلی زود به فارسی راه پیدا کرد. مترجمهای مختلفی در دهههای گذشته آثارش را گاهی مستقیم از روسی و گاهی از زبانهای واسطه مثل فرانسوی و انگلیسی ترجمه کردهاند. به همین دلیل از بعضی کتابها مثل رودین یا نخستین عشق چند ترجمهی متفاوت در بازار هست.
در کتابجم چاپهایی از ناشرانی مثل اساطیر، فرمهر و وال را پیدا میکنید. بعضی چاپها دو اثر را در یک جلد کنار هم آوردهاند؛ مثل «آشیانه اشراف و پدرها و پسرها» که فرصت خوبی است برای خواندن دو رمان مهم در یک کتاب. اگر عنوانی مثل «رودین» را در فهرست دو بار میبینید، معمولا به خاطر چاپ یا ترجمهی متفاوت است.
چند نکته برای انتخاب ترجمه:
- به نام مترجم و زبان مبدأ ترجمه توجه کنید. ترجمه از روسی معمولا به لحن اصلی نزدیکتر است.
- اگر امکانش هست، چند صفحهی اول ترجمهها را مقایسه کنید و ببینید کدام لحن را راحتتر میخوانید.
- مقدمه و یادداشتهای مترجم را جدی بگیرید؛ در کتابهای کلاسیک روسی، توضیح دربارهی نامها، لقبها و زمینهی تاریخی کمک بزرگی است.
- برای هدیه دادن، چاپهایی با جلد و صفحهآرایی خوب را انتخاب کنید؛ رمان کلاسیک کتابی است که سالها در کتابخانه میماند.
نامهای روسی در کتابهای ایوان تورگنیف
یکی از چیزهایی که گاهی خوانندهی تازهکار را در رمان روسی گیج میکند، شکل نامهاست. هر شخصیت یک نام کوچک، یک نام پدری و یک نام خانوادگی دارد و ممکن است در صحنههای مختلف با هر کدام از اینها صدا زده شود. علاوه بر این، شکلهای خودمانی و کوچکشدهی نامها هم هست. خوشبختانه رمانهای تورگنیف شخصیتهای کمتری از رمانهای تولستوی دارند و پیدا کردن راهتان در آنها سادهتر است.
یک ترفند ساده: در چند صفحهی اول، روی یک کاغذ کوچک نام شخصیتها و نسبتشان را بنویسید و لای کتاب بگذارید. بعد از چند فصل دیگر لازمش نخواهید داشت، اما در شروع کار کمک زیادی میکند.
ایوان تورگنیف در کنار تولستوی و داستایفسکی
خیلی وقتها این سه نویسنده را کنار هم نام میبرند، اما هر کدام دنیای خودش را دارد. رابطهی شخصی تورگنیف با آن دو هم ساده نبود. با تولستوی دوستیای پرفراز و نشیب داشت؛ یک بار دعوایشان چنان بالا گرفت که نزدیک بود کار به دوئل بکشد و سالها با هم قهر بودند، اما در پایان عمر آشتی کردند و تورگنیف در نامهای تولستوی را تشویق کرد که به ادبیات برگردد. با داستایفسکی هم اختلاف نظر جدی داشت؛ داستایفسکی در یکی از رمانهایش شخصیتی ساخت که بسیاری آن را کنایهای به تورگنیف میدانند.
مقایسهی کوتاه این سه نفر میتواند به انتخاب شما کمک کند:
- تورگنیف: رمانهای کوتاهتر، نثر شاعرانه، عشق و طبیعت، نگاه معتدل و غربی.
- تولستوی: رمانهای حجیم، تصویر کامل جامعه، دغدغهی اخلاق و معنای زندگی.
- داستایفسکی: روان آدمهای آشفته، پرسشهای دینی و فلسفی، فضای تبآلود شهر.
اگر تازه میخواهید با ادبیات روسیه آشنا شوید، تورگنیف شاید ملایمترین شروع باشد. بعد از او رفتن سراغ دو غول دیگر آسانتر است. برای دیدن رمانهای دیگر نویسندههای جهان هم میتوانید فهرست رمان خارجی را ببینید.
تاثیر ایوان تورگنیف بر ادبیات جهان
تورگنیف نخستین نویسندهی روس بود که در اروپای غربی شهرتی گسترده پیدا کرد. سالهای طولانی زندگی در فرانسه و دوستی نزدیک با فلوبر باعث شد آثارش زود به فرانسوی و بعد به زبانهای دیگر ترجمه شوند. برای خیلی از خوانندههای اروپایی، رمان روسی پیش از آنکه با نام تولستوی و داستایفسکی شناخته شود، با نام او شناخته میشد.
نویسندههای بعدی، بهخصوص کسانی که به داستان کوتاه و رمان کمحجم علاقه داشتند، از ایجاز و دقت تورگنیف درس گرفتند. توجه به جزئیات، پرهیز از توضیح اضافه و اعتماد به هوش خواننده، چیزهایی است که بعدها در کار چخوف و بسیاری از نویسندههای مدرن دیده میشود. شخصیت بازاروف هم به یکی از الگوهای ماندگار ادبیات تبدیل شد؛ جوانی که به همه چیز شک میکند و تصویرش در رمانها و فیلمهای بسیاری تکرار شده است.
در ایران هم تورگنیف خوانندههای وفاداری دارد. نسلهایی از کتابخوانهای فارسیزبان «پدران و پسران» و «نخستین عشق» را در جوانی خواندهاند و هنوز از آنها یاد میکنند. شاید یکی از دلایلش این باشد که مسئلهی فاصلهی نسلها و کشمکش میان سنت و تجدد، برای جامعهی ما هم آشناست.
چرا هنوز کتابهای ایوان تورگنیف را میخوانیم؟
بیش از صد و پنجاه سال از نوشته شدن بیشتر این آثار گذشته، اما هنوز تازهاند. دلیلش شاید این است که تورگنیف دربارهی چیزهایی نوشت که با گذشت زمان عوض نمیشوند: عشق اول، تردید پیش از تصمیم، پشیمانی بعد از فرصت از دست رفته، اختلاف پدر و فرزند، و فاصلهی میان آرمانهایی که در جوانی داریم و زندگیای که در عمل میسازیم.
کتابهای او همچنین پنجرهای به تاریخاند. با خواندنشان میفهمید که روسیهی سدهی نوزدهم چه حال و هوایی داشت، اشراف و دهقانها چطور زندگی میکردند و جوانها دربارهی چه چیزهایی بحث میکردند. این آگاهی تاریخی کمک میکند بعدها رمانهای دیگر روسی و حتی تحولات بزرگ سدهی بیستم را بهتر بفهمید.
و دست آخر، لذت سادهی خواندن نثری زیبا. حتی در ترجمه هم چیزی از آرامش و موسیقی جملههای تورگنیف باقی میماند. خواندن یکی از داستانهایش در یک عصر آرام، تجربهای است که به خودتان بدهکارید.
کتابهای ایوان تورگنیف برای چه کسانی مناسب است؟
این آثار برای طیف گستردهای از خوانندهها مناسباند. نوجوانهای بزرگتر و جوانهایی که تازه وارد دنیای ادبیات کلاسیک میشوند، با داستانهای عاشقانه و کوتاه او ارتباط خوبی برقرار میکنند. دانشجوهای ادبیات، تاریخ و علوم اجتماعی در رمانهایش منبع ارزشمندی برای فهم تاریخ فکری روسیه پیدا میکنند. کسانی هم که فقط دنبال یک داستان خوب و آرام برای شبها هستند، از نثر او لذت میبرند.
اگر عضو یک گروه کتابخوانی هستید، «پدران و پسران» یکی از بهترین انتخابها برای بحث گروهی است. تقریبا هر کسی دربارهی بازاروف نظری دارد و این نظرها معمولا با هم فرق میکنند. «نخستین عشق» هم به خاطر حجم کم و پایان غافلگیرکنندهاش برای جلسههای کوتاه مناسب است.
برای گشتن در میان آثار دیگر داستانی، فهرست ادبیات و داستان هم در دسترس شماست. و اگر دوست دارید بعد از تورگنیف با نویسندههای ایرانی هم مقایسهای داشته باشید، فهرست رمان ایرانی را ببینید.
خرید کتاب ایوان تورگنیف از کتابجم
در کتابجم مجموعهای از نسخههای چاپی آثار این نویسنده را کنار هم میبینید: «رودین»، «نخستین عشق»، «آسیا»، «آبهای بهاری»، «خاک بکر»، «آشیانه اشراف و پدرها و پسرها» و «دفتر شعرهای منثور پیرانه و پسینه». قیمت هر کتاب قیمت روز ناشر است و وضعیت موجودی هر روز بهروز میشود، پس آنچه در صفحه میبینید با واقعیت انبار ناشر همخوان است.
چند پیشنهاد برای خرید:
- اگر برای اولین بار سراغ این نویسنده میروید، یک داستان کوتاه و یک رمان را با هم سفارش دهید تا هر دو چهرهی او را بشناسید.
- اگر کتاب را برای هدیه میخرید، «نخستین عشق» یا «آشیانه اشراف» انتخابهایی هستند که کمتر کسی از آنها ناراضی میشود.
- اگر ترجمههای مختلفی از یک اثر در فهرست هست، به ناشر و مترجم توجه کنید و نسخهای را بردارید که با سلیقهتان جورتر است.
پرسشهای پرتکرار دربارهی ایوان تورگنیف
معروفترین کتاب ایوان تورگنیف کدام است؟
«پدران و پسران» مشهورترین رمان اوست و در بیشتر فهرستهای رمانهای کلاسیک جهان جای دارد. در کنار آن، «نخستین عشق» هم یکی از پرخوانندهترین داستانهایش است.
از کدام کتاب ایوان تورگنیف شروع کنم؟
برای شروع، یک داستان کوتاهتر مثل «نخستین عشق» یا «آسیا» پیشنهاد خوبی است. بعد از آن، سراغ «پدران و پسران» یا «رودین» بروید.
آیا کتابهای تورگنیف سختخواناند؟
نه چندان. رمانهایش در مقایسه با بیشتر رمانهای کلاسیک روسی کوتاهتر و سادهترند و تعداد شخصیتهای کمتری دارند. فقط کمی دقت به نامهای روسی لازم است.
ایوان تورگنیف اهل کجا بود و کجا درگذشت؟
او در اوریول روسیه به دنیا آمد، سالهای زیادی در آلمان و فرانسه زندگی کرد و در بوژیوال، نزدیک پاریس، درگذشت. پیکرش در سنپترزبورگ به خاک سپرده شد.
واژهی نیهیلیسم چه ربطی به تورگنیف دارد؟
این واژه پیش از او هم به کار رفته بود، اما با شخصیت بازاروف در «پدران و پسران» بر سر زبانها افتاد و به یکی از واژههای کلیدی بحثهای فکری روسیه و اروپا تبدیل شد.
چه ناشرانی آثار تورگنیف را به فارسی منتشر کردهاند؟
ناشران زیادی در این سالها آثارش را چاپ کردهاند. در کتابجم چاپهایی از اساطیر، فرمهر و وال در دسترس است.
جمعبندی: سفری آرام با ایوان تورگنیف
تورگنیف نویسندهی لحظههای ظریف است؛ لحظهای که دلی میلرزد، تصمیمی گرفته نمیشود یا نسلی جای خودش را به نسل بعد میدهد. رمانها و داستانهایش هم تصویری صادق از روسیهی سدهی نوزدهماند و هم آینهای که هر خوانندهای در هر زمانی خودش را در آن میبیند. اگر هنوز چیزی از او نخواندهاید، همین امروز یکی از کتابهایش را انتخاب کنید و نسخهی چاپیاش را آنلاین سفارش دهید. شاید «نخستین عشق» در یک عصر کوتاه، شما را برای همیشه به خوانندهی این نویسنده تبدیل کند.