اضطراب تاثیر
۲۸۸
صفحه
۱۴۰۳
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
کتاب اضطراب تأثیر نوشتۀ هارولد بلوم ترجمۀ محمدجواد اصفهانی گزیدهای از متن کتاب دیباچه رنج آلایش یک میزان زیادی از اولین پیشنویس چیزی که تبدیل به اضطراب تأثیر شد در تابستان 1967 نوشته شده بود. ویرایش آن پنج سال به طول انجامید و این کتاب کوچک در ژانویۀ ۱۹۷۳ منتشر شد. بیش از بیست سال از پذیرش این کتاب میگذرد و من همچنان مردّدم و در تردید هم باقی میمانم.
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-128579
- شابک
- ۱۴۰۳۰۵۲۸۰۲
- تعداد صفحه
- ۲۸۸
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۳
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهتوضیحات
کتاب اضطراب تأثیر نوشتۀ هارولد بلوم ترجمۀ محمدجواد اصفهانی گزیدهای از متن کتاب دیباچه رنج آلایش یک میزان زیادی از اولین پیشنویس چیزی که تبدیل به اضطراب تأثیر شد در تابستان 1967 نوشته شده بود. ویرایش آن پنج سال به طول انجامید و این کتاب کوچک در ژانویۀ ۱۹۷۳ منتشر شد. بیش از بیست سال از پذیرش این کتاب میگذرد و من همچنان مردّدم و در تردید هم باقی میمانم. این دیباچۀ جدید بهجای تلاش برای توضیح، به دنبال روشن کردن و گسترش دیدگاه من دربارۀ فرایند تأثیر است، که هنوز در بسیاری از زمینهها، چه در هنرهای عالی، چه در زمینههای روشنفکری و چه در حوزۀ عمومی، در هالهای از ابهام قرار دارد .هایدگر، بااینکه با خشنودی از او متنفرم، برای من سرمشقی دارد: «لازم است در یک اندیشه تأمل کنیم، تنها در یک اندیشه و تا انتها دربارۀ آن به تعمّق بپردازیم.» هیچ پایانی برای «تأثیر» وجود ندارد، کلمهای که شکسپیر به دو معنای متفاوت امّا مرتبط به کار برده است. درست قبل از ورود دوم «روح»، در اولین صحنه هملت هوراشیو [1] ، ادیب دنیای ژولیوس سزارِ شکسپیر، را احضار میکند، در جایی که: اندکی پیش از بر افتادن قیصر، آن مرد توانا، گورها دهان وا کردند و در کوچههای روم فریاد و زمزمۀ مردگان کفنپوش به گوش رسید. همچنین ستارههایی با دنبالۀ آتشین و شبنم خون و اختلالاتی در آفتاب دیده شد؛ و آن اختر نمناک که قلمرو پادشاهی نپتون زیر تأثیر اوست از خسوف چنان بیمار بود که گویی تا روز رستاخیز بیمار خواهد ماند. شکسپیر احتمالاً به دو سال قبل فکر میکرده، یعنی به سال 1598، زمانی که روی آخرین مقاومت فالستاف [2] در هنری چهارم، قسمت دوم، کار میکرد، در انگلستانی که بهشدت از غم و اندوه یک خورشیدگرفتگی و دو ماهگرفتگی رنج میبرد، که باعث پیشبینی روز قیامت در سال 1600 شد. هملت، به جای واپسین داوری، آن سال را برای شکسپیر نشاندار کرد، امّا هوراشیو، که بیشتر یک رومی باستان است تا یک دانمارکی، و همچنان دربارۀ «فجایع خورشیدی» فکر میکند، و به ما باوری را یادآور میشود: تأثیر ستارگان بر افرادی با ستارۀ بدیمن و تأثیر ماه (آن ستارۀ نمناک) بر امواج. سیلان ستارهها بر سرنوشت و شخصیت ما معنای اصلی «تأثیر» است، معنایی که در شخصیتهای شکسپیر درونی شده است. همچنین شکسپیر از واژه «تأثیر» به معنای «الهام»، هم در غزلوارههایش و هم در نمایشنامههایش استفاده میکند. غزلوارهای که الهامبخش من در اضطراب تأثیر و دنبالهاش، نقشه ای برای بدخوانی شد غزلوارۀ 87 بود که عمداً از ذکر آن در هر دو کتاب خودداری کردم: بدرود، تملک تو برای من بسیار گرانمایه است، و تو به اندازۀ کافی ارزش خود را میدانی و این مزیتِ گرانبها، به تو آزادی عمل میدهد تمام پیوندهایم در تو خلاصه شدهاند آخر چگونه در بر نگاه دارمت مگر با بخشش خودت، و برای چنان جواهری، آیا واقعاً سزاوارم؟ این هدیۀ زیبا برای من هوسبرانگیز است و بنابراین دوباره، میلم به سوی تملک تو «تغییر جهت» میدهد تو خود را داری، پس نمیدانی چهقدر ارزشمندی یا من، کسی که به او خود را عطا کردی، هرچند بهاشتباه پس داشتن موهبت بزرگی چون تو، تنها یک «کجفهمی» بود، اگر بهدرستی بنگرم، حالا این موهبت به سوی خودت برمیگردد بدینسان، رؤیایی در تملقِ تملک تو داشتم در خواب پادشاهی بودم، و بیداری چندان اهمیتی ندارد. تغییرجهت [3] و کجفهمی [4] بر مبنای سوءتفاهم است و این سوءتفاهم در غزلوارۀ 87 نوعی دست بالا گرفتن کنایی است. هرچند شکسپیر با تأسف همراه با مدارایی مؤدبانه در فقدان کنتِ ساوثهمپتون در نقش حامی، دوستدار یا دوست مویه میکند؛ این امر (خوشبختانه) موضوعی است که اطمینان از آن ممکن نیست. همانطور که غزلوارۀ 87 (نه از لحاظ چینش)، آشکارا و عمیقاً شعری شهوانی است، میتواند درعینحال تمثیلی از هر نویسندۀ (یا شخص ) مرتبط با سنتی، خوانشی به دست بدهد. خصوصاً اگر چون پیکرهای از نیای کسی جسمانیت یابد. راوی غزلوارۀ 87 آگاه است پیشنهادی به او داده شده که ردکردنی نیست، این پیشنهاد بینشی تاریک از چیستی سنّت معیار است. برای شکسپیر «کجفهمی» متضادِ «اشتباه کردن [5] » معنا میشود. برای او کجفهمی نهتنها نوعی «سوءتفاهم [6] » یا «بدخوانی [7] » سربسته است، بلکه تمایل دارد با یک جناس و شیرینکاری کلامی به حبسی ستمکارانه اشاره کند. [8] شاید «کجفهمی» برای شکسپیر برابر با تمسخری حسابشده باشد: به طریقی یکسان شکسپیر کلمهای معمولی را برمیگزیند و هالهای از سوءبرداشت [9] دقیق و تعمدی گرد آن میتند. تغییر جهت که در غزلوارۀ 87 تنها یک چرخش است؛ در بدو امر آزادی ناخوشایندی را شامل میشود. من شکسپیر را بیرون از اضطراب تأثیر نگاه داشتهام، و این کار نتیجۀ بلافصل آماده نبودن من برای اندیشیدن تد



































