چگونه از موسیقی لذت ببریم؟
۳۵۹
صفحه
۱۴۰۱
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
کتاب چگونه از موسیقی لذت ببریم؟ نوشتۀ زیگموند اسپات ترجمۀ پرویز منصوری گزیدهای از متن کتاب پیشگفتار مترجم اگرچه کموبیش امیدوارکننده است که در سالهای اخیر بر تعداد کتابهای تازه درباره موسیقی _ خواه برای فراگیرندگان این هنر و خواه برای کسانی که میخواهند از این رهگذر تنها توشهای برای اوقات فراغت برگزینند _ اندکی افزوده است، اما از سوی دیگر بهدرستی باید م
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- هنر
- شناسه کالا
- kj-986978
- شابک
- ۱۴۰۱۰۵۲۶۰۴
- تعداد صفحه
- ۳۵۹
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۱
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهتوضیحات
کتاب چگونه از موسیقی لذت ببریم؟ نوشتۀ زیگموند اسپات ترجمۀ پرویز منصوری گزیدهای از متن کتاب پیشگفتار مترجم اگرچه کموبیش امیدوارکننده است که در سالهای اخیر بر تعداد کتابهای تازه درباره موسیقی _ خواه برای فراگیرندگان این هنر و خواه برای کسانی که میخواهند از این رهگذر تنها توشهای برای اوقات فراغت برگزینند _ اندکی افزوده است، اما از سوی دیگر بهدرستی باید معترف بود که این افزونی هنوز از مراحل بسیار ابتدایی، و احیاناً گمراهکننده، قدم بیرون نگذارده است. از میان کتابهای موسیقی که ظرف چهل سال اخیر منتشر شده، برخی که هدفی جز ارضای «آماتور»ها ندارند، متأسفانه چنان از ورود به مباحث فنی اعراض داشته و کتاب را ساده و کودکانه نوشته یا ترجمه کردهاند، که بهسبب «رومانتیسم غلیظ» در مطالب مربوط به «شرح حال هنرمندان» و ازآنجمله «عاشق شدنها، بدبختی کشیدنها و در نافهمی ماندنهایشان از سوی مردم معاصرشان و غیره»، کتاب درهرحال سراسر بر رکود فکری همان آماتورها مؤثر میافتد و به گفتهای سادهتر، خوانندگانشان را وامیدارد اینگونه بیندیشند که هرچه زیبایی در موسیقی سراغ میکنند، همه از همان افسانههای غیرمستند (و نیز غیرفنی) مربوط به زندگی آهنگسازان سرچشمه میگیرد. ولی میزان نبوغ هنرمند را در اتخاذ یک روش یا تمهیدات تازهاش را بهکلی مسکوت میگذارند. نتیجه اینکه خوانندۀ آماتور بیش از آنکه به سرنوشت و خطِ سیر تکامل خود موسیقی وقوف یابد، موسیقیدانان را عناصری «باکرامت آسمانی» میشناسد که «تنها باید به آنان ایمان داشت و از کارشان سر در نیاورد»، بالاخره آماتورها، موسیقی را از رهگذر تعدادی افسانههای دلنواز و رنجها و متاعب مسیحوار مباشران و خلاقان این هنر وامیشناسند و در این پندار خیال میکنند که حقیقتاً به این هنر آشنایی یافتهاند. در کنار این قبیل کتابها، برخی از استادان نیز دست به انتشار کتابهای فنی در جهت استفاده هنرجویان موسیقی زدهاند. متأسفانه، تا آنجا که ما اطلاع داریم، تعداد این آثار بسیار کم و ناکافی است و از همین تعداد نیز، برخی چنان مشحون از اغلاط فاحش و نافهمیهای مضحکاست که ضررشان باز بیش از کتابهای دستۀ اول است. روی هم، با کمی وقوف به این هنر، بسیار آسان میتوان این نکته را دریافت که نویسندگان کتابهای فنیتر موسیقی، برخی خود شدیداً از مرحله پرتاند، یا آنکه سادهترین مطالب را خود چنان از راههای اسکولاستیک و لابیرنتهای قرون وسطايی آموخته و دریافتهاند که تأثیر و نفوذ روش تعلیمیشان به حداقل گرایش یافته است. برخی از نویسندگان این کتابها در مدارس موسیقی و احیاناً در مدارس عالی این هنر به تدریس اشتغال دارند و شاگردانشان را وامیدارند بدون توجه و بیدرک جزئیات روابط موضوع مورد تدریس ایشان از یکسو، و همبستگیهایی که ناگزیر این گفتارها و نوشتارها را با اساس موسیقی به هم میپیوندد. از سوی دیگر، درس استاد را طوطیوار «از بر کنند» و دست آخر، مانند غالب فارغالتحصیلان تمام رشتهها در کشور ما، نسبت به فارغالتحصیلان ایرانی و خارجیِ همان رشته در خارج از کشور، عقدۀ حقارتی به هم رسانند. در این اوضاع و احوال خوانندۀ بیطرف، ناوارد ولی علاقهمند به این هنر، از یکسو از خود موسیقی بری و فراری و از سوی دیگر با تحمل هزینه سنگینی از احساسات و عواطف خویش، به انباشتن مغز و فکر دربارۀ خصوصیات زندگی موسیقیدانان کشانده میشود. و در برابر اینها، موسیقیدانان کشور ما، یعنی همانها که بهنحوی از راههای پیچیده و «درک از قفا»، بههرحال تا اندازهای به این هنر احاطه و وقوف یافتهاند، به علل دوگانۀ: ۱) همان کجراهی راههای پیموده؛ و ۲) پایین بودن سطح درک مردم از این هنر، همچنان در برج عاجی مینشینند که مردم با حسننیت در اختیارشان گذاردهاند. این هنرمندان مدام دم از «قدرناشناسی توده» میزنند و درعینحال بر خر مراد سوارند و نه در پی آن که اندکی از برج عاج خویش بیرون آیند و به مردم نیز چیزی بیاموزند. از سوی دیگر، موسیقیدانان تحصیل کرده در این سالها امکاناتی یافتهاند که هرچه بیشتر فقط آثار هنری خلق کرده، آنها را به اجرا بگذارند. تعداد اینها نیز متأسفانه آنقدر زیاد نیست که برخی در جنب کار هنری خود دست به کار آموزش همگان، از راه تهیه کتابهای قابلاستفاده، بیازند و طبعاً این میدان هنوز در اختیار کسانی قرار دارد که تا آن اندازه صالح نیستند. گفته شد که در سالهای اخیر به انتشار کتابهای موسیقی افزوده شده است، اما این افزونی هنوز بسیار اندک است. کمی تعداد نیز، خواهناخواه خود موجبی بر محدودیت انتخاب راه در برابر پویندگان است. اگر این کنکاش، هرچند ناقص، از طرف نویسندگان، بیش از این افزایش مییافت، میشد امیدوار بود که پویندۀ راه موسیقی از میان این نقا


































