داستان های چکمه ای

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۱۴۰۴

سال چاپ

رقعی

قطع

کتاب «داستان‌های چکمه‌ای :بهترین داستان‌های کوتاه ایتالیایی» به انتخاب جومپا لاهیری ترجمۀ وحید اکبری و نوید کمارج گزیده ای از متن کتاب : روی دیگر ماه من دوشخصیتی هستم، یا اگر دوست دارید، می‌توانید مرا دورو بدانید، درست مثل ماه. درست مثل ماه، بخشی از من برای همه واضح و آشکار است و روی دیگرم کاملاً، نه‌تنها برای دیگران که حتی برای خودم هم کاملاً ناشناخته و اسر

۳۵۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-964269
قطع
رقعی
سال انتشار شمسی
۱۴۰۴

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از جومپا لاهیری

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب زمین پست

جومپا لاهیری

ترجمه‌ی منیژه جلالی

البرز

۳۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب خوبی خدا

هاروکی موراکامی، جومپا لاهیری، الکساندر همن، ریموند کارور، شرمن الکسی

ترجمه‌ی امیرمهدی حقیقت

ماهی

۴۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب داستان های رمی

جومپا لاهیری

ترجمه‌ی غزل امید

کتاب تداعی

۲۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جایی که هستم

جومپا لاهیری

ترجمه‌ی غزل قربان پور

کتاب تداعی

۱۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب گودی

جومپا لاهیری

ترجمه‌ی امیرمهدی حقیقت

ماهی

۹۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ترجمان دردها

جومپا لاهیری

ترجمه‌ی مژده دقیقی

هرمس

۱۸۶٬۰۰۰تومان
جلد کتاب خاک غریب

جومپا لاهیری

ترجمه‌ی امیرمهدی حقیقت

ماهی

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب به عبارت دیگر

جومپا لاهیری

ترجمه‌ی امیرمهدی حقیقت

ماهی

۲۹۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب همین حوالی

جومپا لاهیری

ترجمه‌ی راضیه خشنود

ماهی

۲۴۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مترجم دردها

جومپا لاهیری

ترجمه‌ی دردها

ماهی

۴۷۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب زمین ناآشنا

جومپا لاهیری

ترجمه‌ی فرانک باجلان

مروارید

۱۹۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب داستان های چکمه ای (بهترین داستان های کوتاه ایتالیایی)

جومپا لاهیری

ترجمه‌ی وحید اکبری، نوید کمارج

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر از وحید اکبری

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب خیلی دور، خیلی نزدیک

کی. دیوید جکسن، وحید اکبری

نگاه

۳۲۵٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب کتاب امپرسیون بیرون غار

ارا (شهین خسروی نژاد)

نگاه

۲۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مرگ یک دست سفیدمی پوشد

ابراهیم عادل

نگاه

۱۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کتاب جغرافیای خانگی

ستاره پارسا

نگاه

۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب حالات ازاد عشق

گونول و امراه شاهان

ترجمه‌ی علیرضا سیف الدینی

نگاه

۳۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب رهگذر کوچۀ تنهایی

یدالله عباسی

نگاه

۱۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سی وسه پل، چهارونیم اکتاو
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مرواریدهای پشیمانی

فیلیپ کلودل، نجمه موسوی

نگاه

۲۱۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مجموعه اشعار نسرین جافری

فریدون شهبازیان، نسرین جافری

نگاه

۲۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نوشتن از من خواندن از شما

کوردولا اشتراتمان

نگاه

۳۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب فیه ما فیه

بدیع الزمان فروزانفر، مولانا

نگاه

۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان عبدالرزاق اصفهانی

وحید دستگردی، عبدالرزاق جمال الدین اصفهانی

نگاه

۵۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پنجاه و سه نفر

بزرگ علوی

نگاه

۵۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان عطار

بدیع الزمان فروزانفر، عطار نیشابوری

نگاه

۸۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان محتشم کاشانی

اکبر بهداروند، محتشم کاشانی

نگاه

۵۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان خواجوی کرمانی
۱٬۴۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سردخانه

علی کاکاوند

نگاه

۲۴۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تصویر دوریان گری – چشم و چراغ 86

اسکار وایلد

ترجمه‌ی ابوالحسن تهامی

نگاه

۶۹۵٬۰۰۰تومان

توضیحات

کتاب «داستان‌های چکمه‌ای :بهترین داستان‌های کوتاه ایتالیایی»  به انتخاب جومپا لاهیری ترجمۀ وحید اکبری و نوید کمارج گزیده ای از متن کتاب : روی دیگر ماه من دوشخصیتی هستم، یا اگر دوست دارید، می‌توانید مرا دورو بدانید، درست مثل ماه. درست مثل ماه، بخشی از من برای همه واضح و آشکار است و روی دیگرم کاملاً، نه‌تنها برای دیگران که حتی برای خودم هم کاملاً ناشناخته و اسرارآمیز است. اگر معتقدید با نادیده گرفتن چیزها وجودشان از بین می‌رود، پس این قسمت دوم از وجود من هم احتمالاً وجود ندارد. اما اشیا وجود دارند. حتی اگر از وجودش بی‌خبر باشم یا مجال شناخت آنها را پیدا نکنم، باز هم «روی دیگر ماه» همان چیزی است که حسش می‌کنم. این حس مبهم ناشی از وجود رویی دیگر، آن هم تا بدین حد متفاوت و نامحسوس، از پس ظاهر و ذهنم دنیای درونم را رصد می‌کند. این منِ همیشه بی‌نهایت درگیر و منضبط چگونه هم‌زمان چنین چیزی را با خودم داشته‌؟ کنده‌شده [1] … بله، کنده‌شده، به عبارتی یعنی همان جدایی از چیزهایی که همان لحظه در حال انجامشان هستم. تا حالا میز عتیقه‌ای را که قطعه‌ای از آن کنده شده دیده‌اید؟ تکه‌ای را که تا کمی قبل متعلق به کل بود و با نگاهی به سطح چوبی کهنۀ آن می‌توانید برق مات چسب قدیمی را ببینید. کسی چه می‌داند چند قرن قبل میز خراب شده و یک نفر، به این حالت، آن را چسب‌کاری کرده است. اما در یک روز خوب، دیگر چسب خودش را ول می‌کند و تکه از جایش کنده می‌شود. حالا به چسب‌کاری جدید، به خوبی همان قبلی، نیاز است. اما چه کسی از نوع آن خبر دارد؟ خب، در زندگی روزمره، من همان تکۀ ظاهراً چسبیده و جازده هستم که در واقعیت جدا و منفک شده‌ام. جدی و رها، از هشت شب تا شش صبح نقش همسر جوان یک قاضی مسن را دارم و از ساعت شش تا نه عصر ایفاگر نقش نامادری دو فرزند او از ازدواج اولش هستم. از هشت و نیم صبح تا یک‌ونیم عصر، یک کارمند بانک تمام‌عیارم. چرا چنین برنامه‌ای برای خودم دارم؟ چون به غیر از اوقات نگاه کردن به ساعتم، زمانی برای خودم ندارم. زمان‌های دیگر برای من آزادند. هر صبح، رأس ساعت شش از خواب بیدار می‌شوم و بعد از شستن دست و صورت و لباس پوشیدن، بچه‌ها را بیدار و به روند حاضر شدنشان کمک می‌کنم. بعد نوبت آمادۀ کردن صبحانۀ بچه‌ها می‌رسد. بعد، شوهرم با ماشین از خانه بیرون می‌زند. اول بچه‌ها را به مدرسه می‌رساند، جایی که آنها با راهبه‌ها کلاس دارند. و بعد خودش به دادگاه می‌رود. بانک از خانه دور نیست و من تا آنجا قدم می‌زنم. در محل کارم، به‌خاطر دقت، جدیت و تلاشم، همکارانم به‌شوخی مرا با لقب «خانم وظیفه‌شناس» صدا می‌کنند. خودم را تا ساعت یک‌ونیم سرگرم نگه می‌دارم. بعد تا خانه راه می‌روم. خدمتکار پاره‌وقت قبل از رسیدنم لیست خریدی را که شب قبل نوشته‌ام تهیه می‌کند. به آشپزخانه می‌روم و بعد از باز کردن کیسه‌های خرید و روشن کردن اجاق، ناهار سبکی برای خودم و شوهرم آماده می‌کنم. شوهرم سر می‌رسد و کنار میز می‌نشینیم. او سر ساعت چهار از خانه بیرون می‌زند و چند دقیقه بعد بچه‌ها می‌رسند. بدون استراحت، برایشان میان‌وعده درست می‌کنم، همپایشان تلویزیون تماشا می‌کنم، در انجام تکالیف کمکشان می‌کنم، شام درست می‌کنم و آنها را به رختخوابشان می‌برم. شوهرم حوالی ساعت هشت از راه می‌رسد. برای خواندن روزنامه می‌نشیند. به اتاق می‌روم و بعد از آرایش، لباس شیکی می‌پوشم و بعد از درست کردن موهایم به اتفاق هم برای خوردن شام در رستوران یا خانۀ دوستان و سینما رفتن از خانه بیرون می‌زنیم. بااین‌حال، در اینجای برنامۀ کاری غش می‌کنم. چون سال‌هاست روزی دو ساعت کسر خواب دارم. پس هر جا که بتوانم می‌خوابم. سر میز شام، توی سالن سینما و کناردست شوهرم حین رانندگی کردنش. عاشق شوهرم هستم؟ بهتر است بگویم به او علاقه دارم. زمانی هم برای افکاری این‌چنینی ندارم. هنوز، به‌رغم این زندگی در نقش خانم «وظیفه‌شناس» به چیزهایی که انجام می‌دهم درست و حسابی نچسبیده‌ام. همان‌طور که گفتم، همیشه نوعی احساس گسستگی و کنده شدن دارم. به‌هرروی، همان‌طور که گفتم، روی دیگرم نه‌تنها برای دیگران که حتی برای خودم هم ناشناخته است. البته دقیقاً هم این‌طور نیست. اگر قلقش را داشته باشید، این روی ناشناخته هم از علائم ظاهری من پیداست. بگذارید خودم را توصیف کنم و قضاوت با شما. من زنی بلوند و قدبلند و لاغر با چهره‌ای نسبتاً آلمانی هستم. چیزی شبیه به همان عکس‌هایی که در کلیساهای قدیمی دوران گوتیک دیده می‌شوند. صورت استخوانی من مثلثی است، سطح مقطع در پیشانی و قسمت نوک‌تیز در چانۀ نرم و گوشتی من واقع شده است. بینی عقابی و لب‌های باریکم ترکیبی اشرافی دارند. اما چشمان زشتم، با آن آبی رنگ‌پریده و آن نگاه خیرۀ ترسناک، اشرافیت چهره را کامل به هم می‌ریزند. چشمان من

۳۵۰٬۰۰۰تومان