قواعد ساده
فهرست مطالب کتاب قواعد ساده؛ چگونه در جهانی پیچیده رشد کنیم پیشگفتار مترجمان 5 مقدمه 9 فصل اول: چرا قوانین ساده گرهگشا هستند؟ 23 قوانین ساده و استفاده از فرصتها 26 فصل دوم: گرفتن تصمیمات بهتر 41 ما با قوانین مرزی شروع میکنیم، اساسیترین نوع قوانین تصمیمگیری 43 قوانین مرزی 44 قوانین اولویتبندیکردن 51 قوانین توقف 56 فصل سوم: انجام دادن بهتر کارها 63 قوان
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- کسبوکار و مالی
- شناسه کالا
- kj-163298
- شابک
- ۹۷۸۶۲۲۳۷۴۱۰۵۰
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از شرکت چاپ و نشر بازرگانی
مشاهدهی همهتوضیحات
فهرست مطالب کتاب قواعد ساده؛ چگونه در جهانی پیچیده رشد کنیم پیشگفتار مترجمان 5 مقدمه 9 فصل اول: چرا قوانین ساده گرهگشا هستند؟ 23 قوانین ساده و استفاده از فرصتها 26 فصل دوم: گرفتن تصمیمات بهتر 41 ما با قوانین مرزی شروع میکنیم، اساسیترین نوع قوانین تصمیمگیری 43 قوانین مرزی 44 قوانین اولویتبندیکردن 51 قوانین توقف 56 فصل سوم: انجام دادن بهتر کارها 63 قوانین چگونگی 65 قوانین هماهنگی 73 قوانین زمانبندی 78 فصل چهارم: قوانین ساده از کجا نشأت میگیرند؟ 87 انتخاب طبیعی 89 تدوین، تجربه شخصی 92 چکیدهسازی مستندات علمی 100 مذاکره برای توافق 103 فصل پنجم: استراتژی بهمثابه قوانین ساده 127 فصل ششم: شخصیسازی 135 تعیین کنید که چه چیزی سوزنها را برای شما حرکت خواهد داد 136 قوانین کجا بیشترین تاثیر را دارند؟ 139 ترسیم قوانین سادهای که برای شما کارساز است 141 قوانین ساده جذب 146 فصل هفتم: قوانینی برای پیشرفت 161 ایجاد قوانین بهتر 163 قوانین ساده چگونه بهبود مییابند؟ 170 شروع یادگیری 177 فصل هشتم: شکستن قوانین 183 تغییر دیدگاه، تغییر قوانین 188 پایبندی به قوانین قدیمی 193 تغییر معیارها، بازنویسی قوانین 197 نتیجهگیری 207 مقدمه کتاب قواعد ساده؛ چگونه در جهانی پیچیده رشد کنیم بیمارستان شصتوهفتم پشتیبانی جنگ، واقع در 250 مایلی شمال غربی بغداد هیچ شباهتی به بیمارستانهای عادی ندارد. مثلا دکترها با خود اسلحه حمل میکنند. پزشکان، که افسران ارتش آمریکا بهشمار میرفتند، مجهز به سلاحهای کمری بودند که بعد از پایان هر شیفت، آنها را در گاوصندوق میگذاشتند. شورشیان عراقی درحالیکه تحت مداوای پزشکان بودند آب دهان خود را به صورت پزشکان پرتاب میکردند. اگر شورشیان (یا یک افسر بینظم ارتش آمریکا) دست به اسلحه میشد، درگیری سختی در اتاق عمل اتفاق میافتاد. این بیمارستان که در خرابههای یک زمین کشاورزی نزدیک فرودگاه بینالمللی موصل، از چادرهای سبز کوچک، واگنها و ساختمانهایی پراکنده ساخته شده بود، با پناهگاهها و دیوارهای بتنی محاصره شده بود تا از پزشکان و بیماران در برابر آتش خمپارهها محافظت کند. پزشکان هر روز زمان خود را صرف معالجه بیماریهای رایجی چون سوءهاضمه و کمآبی بدن میکردند (در تابستان، دمای منطقه به 120 درجه فارنهایت میرسید، این گرما کافی بود تا لنزهای سربازان به مردمک چشمشان بچسبد). آرامش بیمارستان با ورود گروهی از سربازان زخمی درهم شکسته میشد. ظهر روز 21 دسامبر سال 2004، در پایگاه عملیاتی Marez، گروهی از سربازان آمریکایی و عراقی به همراه پیمانکاران نظامی در چادری دورهم جمع شدند تا ناهار را در کنار هم صرف کنند. گروهبان ادوارد مونتویا جونیور، که یک پزشک نظامی بود و معمولا از مصرف شیرینیجات پرهیز میکرد، در آستانه کریسمس و درحالیکه احساس غربت میکرد تصمیم گرفت با خوردن یک تکه چیزکیک خودش را آرام کند. همانطور که به سمت میز دسرها میرفت رفقایش به او طعنه میزدند که وزنش بیش از حد زیاد شده است. در همین لحظه مردی که لباس نیروهای امنیتی عراقی را به تن داشت وارد چادر شد. به گروهی از سربازان آمریکایی که در صف گرفتن غذا بودند نزدیک شد و پشت سر آنها ایستاد و جلیقه انتحاری که زیر لباسش پوشیده بود را فعال کرد. مونتویا در حال بازگشت به میزش بود که نور سفیدی بینایی او را مختل کرد و به گفته خودش صدای انفجاری شنید که تا به حال مانند آن را نشنیده بود. مونتویا زیر یکی از میزها سنگر گرفت و درحالیکه چادر مملو از دود سفید شده بود، سربازانی که از صدای انفجار شوکه شده بودند را به زیر میز میکشید. پس از بررسی وضعیت سربازی که کنارش روی زمین افتاده بود، روی پایش ایستاد و به مداوای زخمیان پرداخت. یک سرباز از ناحیه شاهرگ فمورال پا دچار خونریزی شدیدی شده بود و مونتویا با استفاده از کمربندش شریانبندی موقتی ساخت و پای سرباز مجروح را محکم بست و به کمک پارچههای رومیزی مانع خونریزی بیشتر او شد. مونتویا بالای سر سربازان مجروح حاضر میشد و با استفاده از روشهایی ساده مانند اندازهگیری نبض، میزان هشیاری و فشارخون سعی در تخمینزدن شدت جراحات وارد شده به سربازان داشت. موارد اورژانسی به بیمارستان شصتوهفتم پشتیبانی جنگ منتقل میشدند. پس از گذشت چند ساعت، بیمارستان نود و یک مجروح را پذیرش کرد. در اثر این هجوم، امکانات محدود بیمارستان کاملاً در اختیار سربازان مجروح قرار گرفت. مجروحان به دیوارهای راهرو میچسبیدند تا راه را برای رفتوآمد تیم پزشکی باز کنند. مجروحانی که جراحات جزییتری داشتند مجبور بودند در پارکینگ منتظر بمانند تا با مرخص شدن مجروحان داخل، فضای خالی برای پذیرش آنها ایجاد شود. پزشکان عملهای جراحی سادهتر را خارج از اتاق عمل انجام میدادند و با قاطعی

































