پرش به محتوای صفحه
تخفیف کتاب‌خوانی۲۰٪ تخفیف
دسته‌ها:تاریخ جهانتاریخموجود

سرگذشت آخرین تزار روسیه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده، اولین نفر باش

۷۴۳

صفحه

۱۴۰۱

سال چاپ

وزیری

قطع

گالینگور

نوع جلد

۲٬۱۰۰٬۰۰۰۲۰٪۱٬۶۸۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

۱۴ روز مهلت تعویض یا مرجوعی

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

معرفی کتاب

کتاب سرگذشت آخرین تزار روسیه نوشتۀ رابرت مسی به ترجمه و اقتباس ذبیح‌الله منصوری گزیده‌ای از متن کتاب مقدمۀ نویسنده سرنوشت نیکلای دوم آخرین تزار روسیه و همسرش «آلکساندرا» که بر 130میلیون از نفوس روسیه سلطنت می‌کردند و وسایل و اسباب بزرگی را به‌طور کامل دارا بودند از حیرت‌انگیزترین و عبرت‌آورترین سرنوشت‌های زندگی بشری می‌باشد و فاجعۀ زندگی آن زن و شوهر طوری بهت‌آور است که اگر شعرا و نویسندگانی چون «ویرژیل» یونانی و «شکسپیر» انگلیسی می‌خواستند یک چنان فاجعه را به نظم یا به نثر درآورند شاید نمی‌توانستند درام زندگی بشری را آن‌گونه که ما در شرح‌حال و وقایع زندگی نیکلای دوم و همسرش می‌بینیم نمایند و من برای نوشتن شرح‌حال آن دو نفر فقط به خاطرات و یادداشت‌های کسانی مراجعه کردم که تماس مستقیم با نیکلای دوم و آلکساندرا و اطرافیانشان داشتند و شایعات و نوشته‌هایی را که بر مبنای استنباط شخصی تدوین شده کأن‌لم‌یکن دانستم و تصور می‌کنم ازجمله بیوگرافی‌هایی است که بدون دخالت نظریۀ شخصی نوشته شده است. امپراتوری که چنگال نقره را چون موم می‌پیچید در شب پانزدهم ماه ژانویۀ سال ۱۸۸۶ میلادی در کاخ سلطنتی موسوم به کاخ زمستانی واقع در «سن پترزبورگ»، پایتخت روسیه ، ضیافت بر پا بود و کسانی که در خارج از آن کاخ پنجره‌های آن عمارت بزرگ را می‌دیدند می‌فهمیدند که تالارها و گالری‌های کاخ زمستانی چون روز روشن است. در آن شب، در خارج از کاخ مزبور درجۀ برودت هوا به بیست درجه زیر صفر می‌رسید، اما در سالن‌ها و گالری‌های کاخ زمستانی حرارتی مطبوع وجود داشت. اگر کسی معتاد به تشریفات و شکوه درباری نبود و در آن شب زمستان وارد کاخ زمستانی می‌شد، از عظمت و زیبایی آن کاخ و چلچراغ‌های پانصدشاخه که از سقف‌های مرتفع تالارها آویخته بود و زیبایی خیره‌کنندۀ اونیفورم گارد مخصوص امپراتوری که افراد آن را «شوالیه‌های گارد» می‌خواندند و همچنین زیبایی اونیفورم سپاه‌های دیگر که در قصر سلطنتی نگهبانی می‌کردند و مشاهدۀ گلدان‌ها، گل‌ها و مجسمه‌ها خیره می‌شد و خود را در آن محیط با عظمت و نورانی و رنگارنگ گم می‌کرد. در هر قسمت از کاخ زمستانی يک دسته از نگهبانان،پاسداری می‌کردند و اونیفورم شوالیه‌های گارد سفیدرنگ بود و کاسکت‌های سفید مزین به پر بر سر داشتند و چکمه‌های برقی بر پاهای آنها دیده می‌شد. در قسمتی دیگر از کاخ دسته‌ای از سپاه قزاق با چرکسی‌های بلند از ماهوت آبی‌رنگ و حمایل و کمربند و قمۀ نقره و کلاه‌های پوستین از پوست قره گل و باشلق‌های سفید که بر پشت آنها آویخته بود به نگهبانی مشغول بودند و طوری نگهبان‌ها بی‌حرکت به نظر می‌رسیدند که تو گویی مجسمه هستند و جان ندارند. در آن فصل زمستان که در شهر سن پترزبورگ از فرط برودت حتی کلاغ‌ها هنگام روز پرواز نمی‌کردند درخت‌های نخل در گلدان‌های بزرگ مرمرین در طول گالری‌های کاخ زمستانی به چشم می‌رسید و در سالن‌ها گلدان‌های بزرگ از چینی فغفوری هريک به ارتفاع يک انسان متوسط‌القامه ، دارای گل‌های ثعلب نهاده بودند و سه متخصص هلندی در گل‌خانۀ کاخ زمستانی آن گل‌ها را پرورش می‌دادند و معروف بود که در اروپا کسی نمی‌تواند مثل گل‌کاران هلندی گل ثعلب را بپروراند. در هر لحظه يک «تروییکا» [1] که با سه اسب حرکت می‌کرد مقابل کاخ سلطنتی توقف می‌نمود و خانم‌ها و آقایان از آن پیاده می‌شدند و وارد کاخ سلطنتی می‌گردیدند. خانم‌ها پالتوهای ضخیم و گران‌بها از پوست‌های قاقم یا سمور داشتند، ولی زیر پالتوهای پوست لباس شب‌نشینی مزین به گردن‌بندها و گل‌های الماس در برشان دیده می‌شد و دیهیم مرصع بر سر شاهزاده‌خانم‌ها می‌درخشید و آقایان هم بعد از اینکه وارد کاخ سلطنتی می‌شدند و پالتو را از تن به در می‌کردند معلوم می‌شد که لباس رسمی در بر دارند و سینۀ بعضی از آنها از نشان‌های مرصع طوری می‌درخشید که پنداری صدها ستاره بر سینۀ خود نصب کرده‌اند. در آن شب دو دسته از شاهزادگان و اشراف پایتخت با خانم‌های خود در کاخ سلطنتی میهمان بودند و دسته‌ای که از خواص به شمار می‌آمدند شام صرف می‌کردند و دستۀ دیگر بعد از شام برای شرکت در شب‌نشینی می‌آمدند و سفرای دول اروپایی مقیم پایتخت روسیه جزء دستۀ اول بودند. اتاق غذاخوری کاخ زمستانی آن‌قدر وسیع بود که اگر کسی در انتهای تالار قرار می‌گرفت نمی‌توانست اشخاص را در ابتدای تالار از روی قیافه بشناسد. در وسط آن تالار با وسعت، یک ميز نعلی‌شکل نهاده بودند که 120 تن از آقایان و خانم‌های برجسته در پشت میز انتظار آمدن امپراتور و ملکۀ روسیه را می‌کشیدند تا اینکه رئیس تشریفات که او هم لباس رسمی در بر داشت با عصای مرصع خود وارد تالار گردید و عصا را به طرزی خاص بلند کرد و بانگ زد اعلیحضرتین آمدند. خانم‌ها و آقایانی که پشت میز غذاخوری نشسته بودند برخاستند و به

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
تاریخ جهان، تاریخ
شناسه کالا
kj-663586
شابک
۹۷۸۶۲۲۲۶۷۳۶۲۸
تعداد صفحه
۷۴۳
قطع
وزیری
نوع جلد
گالینگور
وزن
۹۰۰ گرم
سال انتشار شمسی
۱۴۰۱

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

کتاب‌های بیشتر از ذبیح‌الله منصوری

مشاهده‌ی همه

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه

کتاب‌های بیشتر با ترجمه‌ی ذبیح‌الله‌منصوری

مشاهده‌ی همه
۲۰٪۲٬۱۰۰٬۰۰۰
۱٬۶۸۰٬۰۰۰تومان