هیملر به جای هیتلر
۵۸۴
صفحه
۱۴۰۳
سال چاپ
رقعی
قطع
گالینگور
نوع جلد
کتاب «هیملر به جای هیتلر» نوشتۀ یولیان سمیونوف به ترجمه، تطبیق و روایتِ محمد قراگوزلو گزیده ای از متن کتاب دربارهی این داستان شورانگیز جنگ جهانی دوم را میتوان هولناکترین پاسخ کاپیتالیستی به بحران بزرگ کاپیتالیستی 1929 در اروپا و امریکا دانست. جمهوری وایمار که از سال 1918 تا 1923 و به دنبال جنگ جهانی اول در آلمان زمام قدرت را به دست گرفته بود با مجموعهیی
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- تاریخ
- شناسه کالا
- kj-880691
- شابک
- ۱۴۰۳۰۲۱۸۰۱
- تعداد صفحه
- ۵۸۴
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- گالینگور
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۳
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهتوضیحات
کتاب «هیملر به جای هیتلر» نوشتۀ یولیان سمیونوف به ترجمه، تطبیق و روایتِ محمد قراگوزلو گزیده ای از متن کتاب دربارهی این داستان شورانگیز جنگ جهانی دوم را میتوان هولناکترین پاسخ کاپیتالیستی به بحران بزرگ کاپیتالیستی 1929 در اروپا و امریکا دانست. جمهوری وایمار که از سال 1918 تا 1923 و به دنبال جنگ جهانی اول در آلمان زمام قدرت را به دست گرفته بود با مجموعهیی از بحرانهای اقتصادی و سیاسی به ویژه ابرتورم دست به گریبان بود. علاوه بر اینها بحران ساختاری اقتصاد جهانی که از اکتبر 1929 شروع شده بود، گریبان آلمان را هم گرفت. در تاریخ 30 ژانویه 1933 و به دنبال چند جابهجاییِ سیاسی پاول فون هیندنبورگ رئیس جمهوری سرانجام آدولف هیتلر را به عنوان صدراعظم در رأس دولتی ائتلافی گماشت. اواخر مارس 1933 هیتلر که بر دوش هیندنبورگ سوار شده بود با استفاده از قانون تفویض اختیارات 1933 و بحران ساختهگی ناشی از آتشسوزی در مجلس آلمان (رایشستاگ) همهی قدرت را قبضه کرد. ناسیونال سوسیالیستهای نازی یک جوان هلندی کمونیست به نام مارینوس فون درلوپه را عامل آتشسوزی اعلام کردند. لوپه دستگیر و بلافاصله اعدام شد. متعاقب این واقعه اقدامهای ضدکمونیستی نازیها به شدیدترین شکل ممکن در سراسر سرزمین آلمان عملیاتی گردید.(W.Shirer,2011:192) جمهوری وایمار از سوی نازیها پایان یافت و آلمان دست به گریبان بحران اقتصاد جهانی وارد روزگار نکبتبار تاریخ خود شد. در چنین شرایطی در آنسوی مرزهای شرقی آلمان عظیمترین تحولات تاریخیِ تمدن انسانی به اعتبار پیروزی باشکوهترین انقلاب جهانی در حال شکلگیری بود. عروج بلشویسم در ضعیفترین حلقهی سرمایهداری اروپا یعنی روسیه و به وجود آمدن کشور شوراها تمام درها را برای طلوع خورشید گشود. تغییر اساسی در کلیهی مناسبات اجتماعی در سرزمینی که برای نخستینبار نام و هویتی خاص را بر پرچم خود حک نکرده بود و کشور شوراها یا اتحاد جماهیر شوروی خوانده میشد جهان سرمایهداری را با جدیترین چالش ممکن مواجه ساخت. از همان بدو پیروزی انقلاب اکتبر در سال 1917 توطئههای مکرر دولتهای سرمایهداری برای شکست انقلاب شروع شد. یورش 14 دولت امپریالیستی به انقلاب اگرچه به بهای سنگین کشته شدن کادرهای ورزیدهی بلشویک تمام شد اما انقلاب در تن و جان کارگران و زحمتکشان ریشه دوانده بود. قحطی و فلاکت، اتخاذ ناگزیر دو سیاست کمونیسم جنگی و نپ، عقبماندهگی صنعتی و مقاومت موژیکها و عدم توازن میان شهر و روستا و منشویکها و آنارشیستها و کادتها و شورش ملوانان کرونشتات و ترور رهبر انقلاب ( ولادیمیر لنین ) و انواع و اقسام تمهیدات و ترفندهای دیگر نیز راه به جایی نبرد. با ظهور اتحاد جماهیر شوروی جامعهیی نو و انسانی جدید و عمیقاً متفاوت با گذشته به وجود آمد. تعلل اسپارتاکیستهای آلمان و درک لیبرالی رهبران کمونیست این کشور از نحوهی کسب قدرت سیاسی و دموکراسی انقلاب آلمان را به شکست کشاند. از بطن جمهوری وایمار و سپس قدرتگیری نازیها، کمونیستها و سایر هویتهای نژادی “غیر اصیل” قتل عام شدند و هولناکترین صحنههای سیاه تاریخ در اردوگاههای مرگ و کار اجباری شکل گرفت. کمونیستهای آلمانی که لنین و بلشویکها را به دلیل کنار زدن دولت بورژوا _ دموکراتیک کرنسکی و انحلال مجلس موسسان و ایجاد شوراهای کارگری به عملکرد “غیر دموکراتیک” متهم میکردند قربانی سیاست لیبرال _ دموکراتیک خود شدند. فاجعهی تبهکارانه فقط به قتل رزا لوکزامبورگ و لیبکنیخ و سایر رهبران اسپارتاکیست محدود نشد. شکست انقلاب سوسیالیستی آلمان و به قدرت رسیدن نازیها راه پیشروی انقلاب اکتبر به فرانسه و ایتالیا و هلند و انگلستان را نیز بست. مضاف به اینکه بلشویکها را نیز در شرایطی بسیار دشوار از کمکهای صنعتی مهمترین متحدان آنی و آتی خود یعنی آلمان و انگلستان محروم کرد. به قدرت رسیدن نازیها تمام زوایای این فاجعه را به وخیمترین شکل ممکن عملی ساخت. در میانهی دههی 1930 با وجود برخی اختلافهای نظری و تصفیهها در حزب کمونیست شوروی، سرمایهداری امریکا و اروپا در اعماق باتلاق بزرگترین بحران و رکود اقتصادی تاریخ خود دست و پا میزدند و در عین حال شاهد رشد و پیشرفت بلشویکها در تمام زمینههای اجتماعی بودند. سوسیالیستهای روسی الگوی جدیدی از تمام عرصههای زندهگی ساخته بودند. آنان از طریق ادارهی شورایی کشور و اتحاد داوطلبانهی 15 جمهوری یکی پس از دیگری بر مشکلات فراوان خود فائق میآمدند. سرمایهداری بحرانزدهی غرب پس از شکست حملهی نظامی به انقلاب اکتبر نمیتوانست در برابر الگوی جامعه و انسان جدید سوسیالیستی بیتفاوت بماند. قدرتگیری جریان ناسیونال سوسیالیسم عظمتطلب نازی در آلمان فرصت مناسبی برای ایالات متحد و انگلستان و سایر متح











































