هوش مصنوعی؛ تحولی در دنیای انسان و تجارت
انگیزه چارچوب و کتاب هوش مصنوعی؛ تحولی در دنیای انسان و تجارت پس از اخذ مدرک کارشناسی ارشد در ریاضیات کاربردی (با درجه ممتاز)، بهعنوان مهندس ماشین و استراتژیست مسابقات اتومبیلرانی ایندیکار (IndyCar) فعالیت خود را آغاز کردم و در بیش از صد مسابقه در سراسر جهان، از جمله چندین دوره مسابقات اندیاناپولیس ۵۰۰ (Indianapolis 500) شرکت کردم. همچنین سرپرستی بخش دینا
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- کسبوکار و مالی
- شناسه کالا
- kj-573377
- شابک
- ۹۷۸۶۲۲۳۷۴۱۱۲۸
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از شرکت چاپ و نشر بازرگانی
مشاهدهی همهتوضیحات
انگیزه چارچوب و کتاب هوش مصنوعی؛ تحولی در دنیای انسان و تجارت پس از اخذ مدرک کارشناسی ارشد در ریاضیات کاربردی (با درجه ممتاز)، بهعنوان مهندس ماشین و استراتژیست مسابقات اتومبیلرانی ایندیکار (IndyCar) فعالیت خود را آغاز کردم و در بیش از صد مسابقه در سراسر جهان، از جمله چندین دوره مسابقات اندیاناپولیس ۵۰۰ (Indianapolis 500) شرکت کردم. همچنین سرپرستی بخش دینامیک وسایل نقلیه و علوم داده در تیم Andretti Autosport را برعهده داشتم که به دستیابی تیم چهارماشینه ایندیکار به نتایج چشمگیر کمک شایانی کرد. در ورزشهای حرفهای موتور آمریکایی، پیروزی در مسابقات اندیاناپولیس ۵۰۰ هدف نهایی است. اولین بار در دوران دبیرستان به تماشای مسابقات اندیاناپولیس ۵۰۰ رفتم (اگر تاکنون به تماشای آن نرفتهاید، به شدت دیدنش را توصیه میکنم). این رویداد، واقعاً بزرگترین نمایش در مسابقات اتومبیلرانی و بزرگترین رویداد ورزشی یکروزه در کل جهان به شمار میرود و پیست آن نیز از نظر ظرفیت، بزرگترین مرکز ورزشی در جهان است. اولین سالی که به تماشای این مسابقات رفتم، سال ۱۹۹۲ بود که نزدیکترین پایان در تاریخ مسابقات اندیاناپولیس ۵۰۰ رقم خورد (و هنوز هم نزدیکترین است). در این مسابقه، آل آنسر جونیور با شکست اسکات گودیر با اختلاف ۰.۰۴۳ ثانیه به پیروزی رسید! به این فکر کنید! کمتر از نصف یک دهم ثانیه، پس از تقریباً سه ساعت مسابقه، با سرعت متوسط بیش از ۲۲۰ مایل در ساعت و طی ۵۰۰ مایل (معادل رانندگی از شیکاگو تا تورنتو)! آن روز آنچنان تحت تأثیر قرار گرفتم که هنگام خروج از پیست مسابقه Indianapolis Motor Speedway (IMS) به همراهانم گفتم که روزی در مسابقات ایندیکار کار خواهم کرد. علاوهبراین، و به شکلی بسیار اتفاقی، دوران حرفهای مسابقات من با کار کردن برای آل آنسر جونیور، رانندهای که در همان مسابقه اندیاناپولیس ۵۰۰ که در کودکی تماشا کردم برنده شد، آغاز گردید. من بهعنوان دستیار ارشد مهندس به آلن مرتنز، مهندسی که خودروی برنده آنسر در سال ۱۹۹۲ را طراحی کرده بود، پیوستم! شکل P-1 تصویر مقالهای از مجله Racer را نشان میدهد که پس از مسابقات اندیاناپولیس ۵۰۰ در سال ۲۰۰۷ منتشر شده است. در این مسابقه من بهعنوان مهندس مسابقه و استراتژیست برای دیوی همیلتون فعالیت داشتم. در این تصویر، من در سمت راست دیده میشوم که پس از کسب مقام نهم از شروع در جایگاه بیستم، جشن میگیرم. این مسابقه بازگشت چشمگیر دیوی بود که پس از ۲۳ عمل جراحی برای بازسازی پاها و مچهایش پس از تصادف هولناک در پیست مسابقه Texas Motor Speedway در سال ۲۰۰۱ انجام شد. با پیشرفت حرفه مسابقهای من، به سرعت یاد گرفتم که ورزشهای موتوری حرفهای، به نوعی کاتالیزور ایجاد مزیت رقابتی در استروئیدها است. مسابقه در این سطح مستلزم نوآوری بسیار، بهینهسازی مستمر، کمالگرایی، تجزیه و تحلیل پیشرفته حجم زیادی از دادهها، کار تیمی و همکاری مستحکم، و توانایی اجرا و تطبیق سریع با شرایط است، آن هم با سرعتی که اغلب غیرواقعی به نظر میرسد. تمام این موارد همزمان با شرایطی است که در آن، تحت فشار شدید و پاسخگویی هستیم. تمام تمرکز و هدف در ورزشهای موتور حرفهای، در به حداکثر رساندن بینش برای هدایت – و بهرهمندی از – تصمیمات، اقدامات و نتایج در کمترین زمان ممکن است. اینگونه است که مزیت رقابتی و نتایج برتر به دست میآید. بهعنوان یک مهندس خودروهای مسابقهای ایندیکار و استراتژیست مسابقهای که از هوش مصنوعی، یادگیری ماشین و علوم داده برای بهینهسازی تنظیمات خودروهای مسابقهای و استراتژی مسابقه برای ترکیبهای مختلفی از راننده، طرحبندی پیست (سوپر اسپیدوی، اووال کوتاه، پیست جادهای، پیست خیابانی) و شرایط مختلف (آب و هوا، سطح پیست) استفاده میکردم، توانستم به تیمهایم در کسب پیروزیها و قرار گرفتن بر روی سکوهای متعدد کمک کنم، از جمله پیروزی در مسابقه تاریخی نهایی Champ Car (که قبلاً CART نامیده میشد) در لانگ بیچ، کالیفرنیا. من مستقیماً با رانندگان و مالکان تیمهای معروف بسیاری، از جمله مایکل آندرتی، آل آنسر جونیور، جیمی وصر، ویل پاور، تونی کنعان، دانیکا پاتریک و رایان هانتر-ری همکاری داشتم. ممکن است از خود بپرسید که این موضوع چه ارتباطی با این کتاب، چارچوب مورد بحث آن و هوش مصنوعی بهطور کلی دارد؟ پاسخ این است: همه چیز! اجازه دهید توضیح دهم. پس از حدود۱۰ سال فعالیت در مسابقات اتومبیلرانی، تصمیم گرفتم وارد صنعت فناوری شوم. به سرعت متوجه شدم که مانند مسابقات، شرکتها نیز همواره در تلاشند تا رقبای خود را شکست دهند و پیروز شوند. چیزی که به سرعت برایم روشن شد این بود که آنچه برای پیروزی در مسابقات لازم است، فقط به مسابقات محدود نمیشود، بلکه برای شر


































