رمان خارجیموجود
خشم و هیاهو
۴۱۴
صفحه
۱۴۰۴
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
درباره کتاب داستان در مورد خانواده کامپسون و سرگذشت اعضای این خانواده است. آقای کامپسون مزرعهدار بزرگی است که بهنوعی نیهیلیست است. کارولین، همسر او، تنها علاقهمند به پسر کوچکش است. این خانواده 4 فرزند دارند. کونتین که پسری باهوش و حساس و درعینحال شیفتهی مرگ است. بنجامین که پسری عقبافتاده و درعینحال لال است. جاسن که پسری اقتصادی و خودخواه است و کدی تک
۸۵۰٬۰۰۰تومان
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- رمان خارجی
- شناسه کالا
- kj-803446
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۳۵۱۲۳۰۹
- تعداد صفحه
- ۴۱۴
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۴
دیدگاههای کاربران
۴٫۵ از ۵ · ۰ دیدگاه
کتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهتوضیحات
درباره کتاب
داستان در مورد خانواده کامپسون و سرگذشت اعضای این خانواده است. آقای کامپسون مزرعهدار بزرگی است که بهنوعی نیهیلیست است. کارولین، همسر او، تنها علاقهمند به پسر کوچکش است. این خانواده 4 فرزند دارند. کونتین که پسری باهوش و حساس و درعینحال شیفتهی مرگ است. بنجامین که پسری عقبافتاده و درعینحال لال است. جاسن که پسری اقتصادی و خودخواه است و کدی تکدختر خانواده که به گفته فاکنر قهرمان اصلی کتاب است. داستان پیچیده است و باید بسیار بادقت خوانده شود تا همهýی ماجرا درک شود. بهخصوص که افراد با اسامی مشابه در نسلهای مختلف در داستان وجود دارند یا افرادی هستند که تغییر نام میدهند و علاوهبر این برخی شخصیتهای زن و مرد اسم یکسان دارند.
خصوصیت تکنیکی برجستهی خشم و هیاهو استفاده از چهار نگاه مختلف در روایت فروپاشی خانوادهی کامپسون است. از ذهن ناتوان بنجی به ذهن وسواسی کونتین و سپس حرکت به ذهن متفاوت یا بیاندازه وسواسی جیسون و در آخر نیز به سوی دنیای عینی دیلسی. بهاینترتیب حرکت خواننده را در این رمان، حرکتی از سادهلوحی و معصومیت به سوی روشنگری فزاینده مییابیم.
عناوین داستانهای فاکنر اغلب ذهنی است و معنایی شخصی را برای خود دارد که بهطور کامل نیز در رمان آشکار نمیشود. اما خشم و هیاهو در این کتاب کلیدی واقعی است، زیرا رمان با کشف این مضمون سروکار دارد که زندگی بیمعناست و این مضمون با ابیات شکسپیر در نمایشنامهی مکبث که میگوید: «زندگی قصهای است که توسط ابلهی روایت میشود، سرشار از خشم و هیاهو ولی پوچ» کاملا هماهنگی دارد و همچنین با بخش نخستین داستان که شامل روایت بنجی است شباهت قابلتوجهی دارد. بخش کونتین نیز پژواکی از عنوان رمان است. او فلسفهی مأیوسکنندهی پدر را آموخته است که انسانها را صرفا به شکل عروسکهایی ببیند که با خاک پر شدهاند.









































