کجاست دستان تو
۴۶۴
صفحه
۱۴۰۳
سال چاپ
رقعی
قطع
گالینگور
نوع جلد
(گزیده ای از مجموعهای از اشعار ناظم حکمت(دستان تو کجاست؟ فدایی وطن بار دیگر سپیدهدمی مهآلود. دود همه جا را گرفته از دور فریاد کمک کمک. بشنو فریاد فدایی وطن را بشنو و خطاب به وجدانت بگو کشور پارهپارهات چشم امید به تو دوخته اس ت. در آغاز مجموعهای از اشعار ناظم حکمت(دستان تو کجاست؟) می خوانیم اشعار پیشگفتار. 11 شعر و زندگی ناظم حکمت… 15 ارکستر. 53 یک دقیق
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-146161
- تعداد صفحه
- ۴۶۴
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- گالینگور
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۳
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی احمد پوری
مشاهدهی همهتوضیحات
(گزیده ای از مجموعهای از اشعار ناظم حکمت(دستان تو کجاست؟ فدایی وطن بار دیگر سپیدهدمی مهآلود. دود همه جا را گرفته از دور فریاد کمک کمک. بشنو فریاد فدایی وطن را بشنو و خطاب به وجدانت بگو کشور پارهپارهات چشم امید به تو دوخته اس ت. در آغاز مجموعهای از اشعار ناظم حکمت(دستان تو کجاست؟) می خوانیم اشعار پیشگفتار. 11 شعر و زندگی ناظم حکمت… 15 ارکستر. 53 یک دقیقه غفلت شاعر. 56 پییر لوتی.. 59 دریای خزر. 64 حسرت… 67 به اسماعیل.. 68 شیر چرخان درقفس آهنین.. 68 نوشته ناتمام بهاری.. 70 خائن.. 75 شامگاه 77 درباره پیراهن، شلوار، کلاه پارچهای، شاپوی مخملی.. 79 مسافر. 83 رفتن.. 85 نامههایی از زندان انفرادی.. 87 ***.. 93 ”لودوس“ 95 ***.. 100 چشماندازی از بهار. 101 ***.. 105 اول اکتبر 1945. 108 9 اکتبر 1945. 109 10 اکتبر 1945. 111 12 دسامبر 1945. 112 عطر همه سو پراکنده گل سرخ.. 115 درختان پرشکوفه بادام را دیگر فراموش کن.. 116 درو پاییزی.. 117 لباسی را که در نخستین… 118 آنها دشمنان امیدند؛ عشق من.. 119 دیشب به یکباره برف بارید. 120 ما یک نیمهسیبایم. 121 در این دیر هنگام. 122 چه زیباست… 124 ناسازگاری.. 126 زیباترین دریا را 128 پسرمان مریض است… 129 کتابی میخوانم. 130 چه میکند اکنون. 131 از فراز بام خانهها… 133 مسألهای بسیار مهم. 134 حیرتانگیزترین موجود جهان. 135 از روزی که به زندان افتادم. 137 مشغله. 141 درباره کوه ”اولوداغ“ 143 دربارَۀ زندگی.. 145 دربارۀ زندگی.. 147 دربارۀ زندگی.. 149 پیوند. 151 اگر باردیگر میآمدم به این دنیا 155 باردیگر دربارة تو. 156 درباره قضیه رومئو و ژولیت… 157 قصه یک جدایی.. 159 ***.. 162 شعری درباره تابلو درب زندان اثر ابراهیم بالابان. 163 چند توصیه برای آنهایی که میخواهند. 165 مدتی را در زندان سپری کنند. 165 درباره دروغ و دستان شما 168 چهار پارهها 171 ***.. 173 ***.. 174 پس از زندان. 175 آخرین نامه به پسرم. 183 بر در خانه دکتر فاوست… 188 ***.. 190 شب سال نو. 192 مرثیهای برای شیطان. 194 سپیدهدم پراگ… 197 نیمروز در پراگ… 199 در جنگل پر برف شب… 201 ****.. 205 در صوفیه. 207 درخت گردو. 210 نامهام به دیوید اویستراخ.. 212 كشتي.. 213 به صمد وورغون. 214 بالکن.. 216 اینکه نامش پراگ است… 218 نامهاي از منور. 221 جواب نامه منور. 223 کنسرت شماره یک در دومینور. 224 اثر سباستین باخ.. 224 حرفی با نزوال مرده 227 تونل.. 230 من، تو، او. 232 قصه قصهها 233 بار دیگر درباره کشورم. 236 شعری برای تونا 237 دریای بسته. 239 انسانیت بزرگ… 240 پائیز زودرس…. 242 پیرمرد بر ساحل.. 243 خطاب به میخائیل رفیلی.. 245 ***.. 248 ***.. 250 ***.. 252 خیار. 254 تاریکروشن سپیدهدم. 256 باکو در شب… 260 دربارۀ ما 261 برگریزان. 263 اتوبیوگرافی.. 265 ***.. 269 ***.. 270 این سفر. 271 زیر باران. 272 گزارشهایی از تانگانیکا 274 زرد به رنگ کاه 294 تشییع جنازه من.. 314 منظومهها منظومه ژوکوند و سی یا او. 319 ادعا 320 دفتر اول. 322 دفتر دوم. 335 دفتـر سوم. 347 نامههایی برای تارانتا بابو اولین نامه برای تارانتا بابو. 360 دومین نامه برای تارانتا بابو. 365 چهارمین نامه برای تارانتا بابو. 368 پنجمین نامه برای تارانتا بابو. 370 هفتمین نامه برای تارانتا بابو. 374 هشتمین نامه برای تارانتا بابو. 377 نهمین نامه برای تارانتا بابو. 378 دهمین نامه برای تارانتا بابو. 380 یازدهمین نامه برای تارانتا بابو. 382 دوازدهمین نامه برای تارانتا بابو. 383 چشماندازهای انسانی از کشورم کتاب اول ـ بخشي ازفصل اول. 391 كتاب دوم ـ بخشي از فصل چهارم. 398 کتاب سوم ـ بخشي از فصل پنجم. 404 کتاب چهارم ـ بخشی از فصل اول. 411 کتاب پنجم ـ بخشی از فصل اول. 416 1 . مریضم و این نامه را در رختخواب برایت مینویسم . 423 حالم خوب است . 425 در فکر تو بودیم . 426 نمیدانی چه اوضاعی است … 428 کاری احمقانه میکنم . 433 لیلا در خواب است … 437 اينجا خوشحال نيستم . 441 فهميدم اين پانزده ليره را از كجا جور كردهاي. 446 نوشتهاي دنبال خيلي چيزها بروم . 448 10 . دو روز است كه روي چمنهاي باغچه حياط نشستهام . 450 شوهر من .. 452 12 . واي عزيزم واي .. 454 13 . اسباب كشيدهام به اتاقي در خانه دايي . 456 14 . ساعت دوازده و نيم است … 458 15 . ميخواهم صداي پاهايت را در خانهام بشنوم . 461 خليل نامههاي عايشه را تا كرد و سر جايشان گذاشت. 463


















































