سایه ای در میان شما | گزیده اشعار اناخماتوا
۳۶۰
صفحه
۱۴۰۲
سال چاپ
رقعی
قطع
گالینگور
نوع جلد
گزیده ای از کتاب سایه ای در میان شما از تو گسستهام دیگر و آتش درونم را آرامشی است اینک دشمن جاودانیام! اکنون باید یاد بگیری چگونه با تمامی قلب عاشق باشی. جدائی از تو هدیهایست فراموشی تو نعمتی… اما عزیز من، آیا زنی دیگر صلیبی را که من بر زمین نهادم به دوش خواهد کشید؟ در آغاز کتاب سایه ای در میان شما می خوانیم پیشگفتار 7 72 تنها چند دربارۀ این مجموعه 23 73
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-307138
- تعداد صفحه
- ۳۶۰
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- گالینگور
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۲
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی احمد پوری
مشاهدهی همهتوضیحات
گزیده ای از کتاب سایه ای در میان شما از تو گسستهام دیگر و آتش درونم را آرامشی است اینک دشمن جاودانیام! اکنون باید یاد بگیری چگونه با تمامی قلب عاشق باشی. جدائی از تو هدیهایست فراموشی تو نعمتی… اما عزیز من، آیا زنی دیگر صلیبی را که من بر زمین نهادم به دوش خواهد کشید؟ در آغاز کتاب سایه ای در میان شما می خوانیم پیشگفتار 7 72 تنها چند دربارۀ این مجموعه 23 73 سلطان چشم خاکستری دیدار با آنا آخماتووا 25 75 او سه چیز را از مجموعۀ شامگاه 59 76 چون مرغ کوکو دو شعر 61 77 پارک آکنده را 1. هر دو روی بالش 61 78 در شبی مهتابی 2. همان نگاه 62 79 در اوج بطالت و زمانی که همدیگر را 63 81 هیچ قلبی به قلب دیگر در خاکم کن 64 82 مست که میشوی میخواهی بدانی 66 83 عشق بر میز کوچک 67 84 عشق با فریب در اتاقم 68 85 دستانم پشت شالم ناراحت نمیشوم 70 86 خورشید در خاطره از میان 71 88 در نیمه باز است روز چهار شنبه ساعت 3 90 130 جدایی روح مرا سر میکشی با نی 91 131 چقدر تاریکند در جنگل 93 132 پنداشتیم تهیدستیم و بیچیز امروز نامهای برایم نیامد 95 133 نمیتوانی اینجا بیایی سه بار برای شکنجۀ من 97 135 همه چیز، او را بهخاطرم… از مجموعۀ تسبیح 99 136 خاطرهای در درونم است به خود آموختم 101 137 این جا گویی بیخوابی 103 138 زندهای یا که مرده، نمیدانم شامگاه 104 139 میدانم تو پاداشی هستی دیگر از یک لیوان نخواهیم… 106 140 آری من لبخندی به لب دارم 108 141 تنهایی شامگاهان بر سر میز 109 142 تودردناکی به الکساندر بلوف 110 143 چون نامزدی هر غروب ظرافت را 112 144 از چه رو گاه چهکنم که توان ازمن میگریزد 113 145 نمیدانیم چگونه چه زیبا بود… 114 146 رویا مؤدبانه پیشم آمدی 115 148 خانۀ سفید سردرگمی 116 150 روشنایی غروب از مجموعۀ فوج پرندگان سفید 119 151 آزارم نداد خانۀ سفیدت را 121 153 بارهنگ جادۀ تاریک و پر پیچ 122 155 خانه در سکوت میشود… میبینم، میبینم هلال ماه را 124 156 گردنآویزی از دانههای ریز هیچ جا 126 158 شهرت جهانی او حسود بود 128 159 و من تنها ماندم چطور میتوانی در نوا بنگری 129 161 با کسی سخن نخواهم گفت پردهها را نکشیدم 163 198 دیگر در میان زندهها نیستی خبر 164 199 در آستانۀ سفید کسی ترانۀ این دیدار را نخواند 165 200 برای عزیزانم سحرگاهان بیدار میشوی 166 202 خسته از در جادهای رازناک و سفید 167 203 لالایی موضوع بسیار ساده است 168 205 از مجموعۀ نیزار همه روزه، هر بامداد 169 207 قلبم را از تو نهان کردهام رود به نرمی در جریان است 170 209 دوزخ دانته تمامی روز 171 210 مرثیه اکنون که 172 212 تقدیمنامه دیگر کسی گوش به شعر و… 173 214 مقدمه زمانی که ماه در آسمان 174 215 1. سپیدهدمان تو را بردند از فاخته پرسیدم 175 216 2. دن آرام در گذر غمگینام و پیر… 176 217 3. نه، این من نیستم،… زمانی که ملت 177 218 4. کاش میتوانستم نشان… از مجموعۀ پس از میلاد 179 219 5. هفتهها، ماهها بهصدای… رویای تاریک 181 220 6. هفتههای بیوزن بهتندی… چرا چنین 187 221 7. حکم قوها بر بال باد در پروازند 188 222 8. به مرگ فرشتهای که سه سال… 189 224 9. دیوانگی به نجوا میگوید 190 226 تصلیب چه زیباست این جا 192 227 پینوشت از تو گسستهام دیگر 193 227 مؤخره 1 پس چنین پنداشتی 195 228 مؤخره 2 نردههای آهنین 196 231 الهۀ عشق به نقاش 232 279 شاخه گلی بر مزار میشود زندگی را 233 282 پنج مرا ببخش 234 285 از دفتر سوخته اگر نور هولناک ماه 235 286 از شعرهای دفتر سوخته شهری که دوستش داشتم 236 287 این یک برایم قویی نفرستاده است 238 288 و آن قلب عطر خون 239 289 به موسیقی چرا زهر در 240 300 شبانهها قطعاتی از کوزهگری 241 306 به جای مؤخره جدایی 244 307 قلب تو دیگر بدرقه 246 308 و اینک پائیز مایاکوفسکی در 1913 247 309 دیدار از مجموعۀ کتاب هفتم 249 311 آخرین بازگشت رازهای شعر 251 312 آوازجاده یاصدایی از تاریکی شعرهایی دربارۀ جنگ 259 313 آوازی سر دستی ماه در آسمان 265 314 ترانۀ بدرود از هواپیما 268 315 ترانۀ عاشقانه خیانت 270 317 صدایی آن سوی در است سوگواری 271 318 سرعت چهارپارهها 272 319 بریده به شعر 273 320 سرآغاز و ماه با شیطنت 274 322 تقریباً در یک آلبوم نام من 275 323 سالشمار آنا آخماتووا آخرین بازگشت 278 تنها شاعر زنده بازمانده از نسل قبل كه آخماتووا تأييدش میكرد، ماريا پتروويخ بود، اما میگفت امروز خيلى شاعران جوان با استعداد در شوروى هستند كه بهترينشان جوزف برادسكى است كه خودش او را پرورده بود و شعرش تا حدودى چاپ شده بود ـ شاعرى اصيل كه سخت آماج بىمهرى مقامات بود و گرفتار پيامدهاى اين بىمهرى. شاعران با استعداد ديگر هم بودند، اما نام بردن از همه آنها براى من سودى نداشت. شاعرانى كه شع











































