ترویج و آموزش کشاورزی
ایرج ملکمحمدی
ترجمهی جایگزینی یا مشارکت؟
مرکز نشر دانشگاهی
ایرج ملکمحمدی
ترجمهی جایگزینی یا مشارکت؟
مرکز نشر دانشگاهی
یک کشاورز ممکن است بهترین بذر را داشته باشد، زمین خوبی هم داشته باشد و با این همه محصولش کم باشد، فقط چون روش تازهای را نمیشناسد. از آن طرف، پژوهشگری ممکن است روشی عالی کشف کرده باشد که هیچوقت به مزرعه نرسد. پلی که این دو را به هم وصل میکند، ترویج و آموزش کشاورزی است. در این صفحه میبینید کتاب ترویج و آموزش کشاورزی چه چیزهایی را در بر میگیرد، از توسعهی روستایی تا ایمنی ماشینآلات و روش پژوهش، و چطور میتوانید از میان این منبعها یکی را متناسب با نیازتان انتخاب کنید.
قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود و مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است. نسخه چاپی را میتوانید آنلاین سفارش بدهید.
ترویج یعنی رساندن دانش و فناوری به کسانی که باید از آن استفاده کنند. در کشاورزی، این کار به معنای رساندن یافتههای پژوهشی به کشاورز، دامدار، باغدار و ساکنان روستاست. مروج فقط معلم نیست. او شنونده هم هست، چون باید بفهمد کشاورز چه مشکلی دارد، چه امکاناتی دارد و چه چیزی برایش عملی است.
تفاوت ترویج با آموزش دانشگاهی این است که مخاطبش بزرگسالان با تجربهاند. کشاورزی که سی سال زمین کاشته، از یک مروج جوان که تازه از دانشگاه آمده چیزهای زیادی میداند. مروج خوب این را قبول دارد و دانش خودش را در کنار تجربهی محلی میگذارد، نه بالای آن. این نگاه، که در کتابهای مبانی ترویج بارها تکرار میشود، اساس این رشته است.
رشتهی ترویج و آموزش کشاورزی به چند حوزه مربوط است: روانشناسی یادگیری، جامعهشناسی روستایی، ارتباطات، مدیریت و البته خود کشاورزی. برای همین کتابهای این دسته تنوع دارند و از مبانی نظری تا روش پژوهش و از توسعهی روستایی تا ماشینهای کشاورزی را در بر میگیرند.
این کتابها برای چند گروه مفیدند.
پیش از خرید، هدفتان را روشن کنید. برای درس دانشگاهی به کتاب مبانی و مرجع نیاز دارید. برای برنامهریزی، کتاب توسعهی روستایی. برای پژوهش، کتاب روشها. و برای کار میدانی، شاید کتاب ایمنی و ماشینآلات.
هر رشتهای را بدون شناخت تاریخ و مفاهیم اولیهاش نمیشود درست فهمید. کتاب «ترویج و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی» در دو جلد با عنوانهای «سیر تکاملی» و «مبانی» در این دسته دیده میشود. از روی عنوان جلد اول میتوان فهمید که به تاریخ و روند شکلگیری ترویج میپردازد و جلد دوم به مبانی آن.
شناخت سیر تکاملی به شما کمک میکند بفهمید چرا امروز ترویج به این شکل انجام میشود. روشهای قدیمیتر بیشتر یکطرفه بودند: کارشناس میگفت و کشاورز میشنید. رویکردهای جدیدتر بر مشارکت تأکید دارند و کشاورز را شریک میدانند. اگر دانشجوی این رشته هستید، این دو جلد را از روی عنوان میتوان پایهی مطالعهتان قرار داد.
کتاب «مبانی ترویج کشاورزی» هم در این دسته هست و از عنوانش پیداست که مفاهیم بنیادی را توضیح میدهد. برای دانشجوی سال اول و دوم، کتاب مبانی نقطهی شروع مناسبی است. سپس میتوانید به سراغ کتابهای تخصصیتر بروید.
ترویج کشاورزی فقط دربارهی محصول نیست؛ دربارهی زندگی مردم روستاست. کشاورز فقط کشاورز نیست؛ پدر خانواده است، عضو جامعه است و به آب، جاده، مدرسه و بازار نیاز دارد. به همین دلیل، ترویج و توسعهی روستایی رابطهی تنگاتنگ دارند.
کتاب «توسعهی روستایی: اصول و عملیات» از عنوانش پیداست که هم اصول نظری و هم روشهای عملی توسعهی روستا را بررسی میکند. کتاب «اولویتهای توسعهی روستایی» هم از همین حوزه است و از عنوانش برمیآید که به تعیین اولویتها میپردازد. در توسعهی روستایی، منابع محدودند و باید تصمیم گرفت اول کجا سرمایهگذاری کنیم.
«توسعه و صنعتیسازی روستا: نظریهها، روشها و راهبردهای توسعهی صنعتی» هم از عنوانش پیداست که به رابطهی صنعت و روستا میپردازد. آیا روستا میتواند علاوه بر کشاورزی، صنایع کوچک و تبدیلی هم داشته باشد؟ چنین موضوعهایی در این کتابها بحث میشود.
این کتابها برای دانشجوی توسعهی روستایی، مدیر محلی و برنامهریز مفیدند. اگر به آبادانی روستا علاقه دارید و میخواهید بدانید چطور میشود مسیر توسعه را برنامهریزی کرد، از اینجا شروع کنید.
هر تصمیم درست بر پایهی داده و پژوهش استوار است. کتاب «روشهای پژوهش در مدیریت کشاورزی» از عنوانش برمیآید که به شیوهی انجام پژوهش در این حوزه میپردازد. روش پژوهش یعنی چطور یک سؤال را طرح کنیم، داده جمع کنیم، تحلیل کنیم و نتیجه بگیریم.
برای دانشجوی ارشد و دکتری این کتابها ضروریاند، چون پایاننامه بدون روش پژوهش درست نوشته نمیشود. اما حتی مروج و کارشناس میدانی هم از آن بهره میبرد. وقتی میخواهید بسنجید یک برنامهی آموزشی موفق بوده یا نه، باید بدانید چطور ارزیابی کنید.
یک نکته: روش پژوهش خشک به نظر میآید، ولی مهارتی است که یک بار یاد بگیرید، در همهی موضوعها به کارتان میآید. اگر تازه شروع میکنید، با یک کتاب روش پژوهش آغاز کنید و بعد سراغ موضوعهای تخصصی بروید.
کشاورزی امروز فقط بیل و داس نیست. تراکتور، کولتیواتور، سمپاش و ابزارهای دیگر بخش بزرگی از کار را انجام میدهند و هر کدام خطرهایی هم دارند. کتاب «اصول ایمنی در ماشینهای کشاورزی» از عنوانش پیداست که به همین موضوع میپردازد. آموزش ایمنی هم بخشی از ترویج است، چون ایمنی وقتی جواب میدهد که کاربر بداند و به آن عمل کند.
کتاب «ابزارهای بشقابی خاکورزی» هم به ابزاری مشخص در خاکورزی میپردازد. خاکورزی یعنی آمادهسازی خاک برای کشت. این کتاب از عنوانش برمیآید که فنیتر است و برای کسی مناسب است که با ماشینهای کشاورزی و ابزارهای خاکورزی کار دارد.
این کتابها برای دانشجوی مکانیزاسیون، مروج و کشاورزی که با ماشین کار میکند مفید است. یادتان باشد که برای کار با هر ماشین باید دستورالعمل کارخانه و آموزش عملی را هم دنبال کنید؛ کتاب مکمل است.
این راهنما را دنبال کنید.
مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش هست. نام نویسنده، ناشر، سال انتشار و تعداد صفحه را ببینید و اگر منبع درسی است، ویرایش مورد نظر استاد را انتخاب کنید.
دربارهی هر کتاب فقط چیزی میگوییم که از عنوانش پیداست. مشخصات کامل در صفحهی خود کتاب است.
اگر میخواهید فقط از یک کتاب شروع کنید، «مبانی ترویج کشاورزی» با توجه به عنوانش راه خوبی برای آشنایی است. بعد میتوانید بر اساس علاقه به توسعه، پژوهش یا ماشینآلات ادامه دهید.
ترویج کار سنگینی است و مروج خوب مهارتهای مختلفی میخواهد. کتابهای این حوزه معمولا به این مهارتها میپردازند.
اولین مهارت مروج گوش دادن است. پیش از آنکه چیزی بیاموزد، باید بفهمد کشاورز چه میخواهد و چه مشکلی دارد. مروجی که بدون شناخت مسئله دستور میدهد، معمولا با بیاعتمادی روبهرو میشود.
دانش علمی باید به زبان ساده منتقل شود، ولی نه سادهسازی نادرست. مروج باید بتواند یک مفهوم پیچیده را با مثال از زندگی کشاورز توضیح بدهد. مثال محلی، تصویر و نمایش عملی از هر سخنرانی بلندی مؤثرتر است.
کشاورز چیزی را باور میکند که با چشم ببیند. برای همین بسیاری از برنامههای ترویجی از مزرعهی نمایشی استفاده میکنند: یک قطعهی زمین که روش تازه در آن اجرا میشود و دیگران میآیند و نتیجه را میبینند.
اعتماد زمان میبرد. مروجی که به قولش عمل کند، در روستا حاضر باشد و رفتار محترمانه داشته باشد، کمکم اعتماد میسازد. بدون اعتماد، دانش درست هم پذیرفته نمیشود.
مروج باید بسنجد که برنامهاش اثر داشته یا نه. اینجا روش پژوهش به کار میآید. اگر نتیجه مثبت نبود، باید دلیلش را پیدا کند و روش را اصلاح کند.
ترویج با بیشتر شاخههای کشاورزی ارتباط دارد، چون هر شاخه دانشی دارد که باید به کشاورز برسد. مروج باید بتواند دربارهی هر موضوع، از کاشت تا نگهداری، حداقل آشنایی کلی داشته باشد و بداند برای تخصص بیشتر به چه کسی رجوع کند.
اگر میخواهید دانشتان را در یک حوزهی مشخص عمیقتر کنید، میتوانید دستههای زراعت و اصلاح نباتات، علوم باغبانی، گیاهپزشکی و علوم دامی را ببینید. برای موضوعهای مربوط به آب و غذا هم علوم و مهندسی آب و علوم و صنایع غذایی ممکن است به کارتان بیایند. دستهی بالاتر، یعنی کشاورزی و منابع طبیعی، همهی اینها را کنار هم دارد.
مروج خوب نگاه کلنگر دارد. او میداند مشکل کشاورز فقط علمی نیست؛ ممکن است بازار، اعتبار، آب یا قوانین هم در آن دخیل باشد. کتابهای توسعهی روستایی همین نگاه را تقویت میکنند.
یکی از مفهومهای کلیدی در کتابهای ترویج، آموزش بزرگسالان است. بزرگسال معمولا وقتی چیزی را یاد میگیرد که به کارش بیاید. او وقت محدودی دارد، تجربهی زیادی دارد و دوست ندارد با او مثل بچهی مدرسه رفتار شود. اگر آموزش با مشکل واقعی او ارتباط نداشته باشد، حتی اگر علمی و درست باشد، پذیرفته نمیشود.
به همین دلیل مروج خوب ابتدا مشکل را از زبان کشاورز میشنود. اگر مشکل آفت باشد، دربارهی آفت صحبت میکند. اگر مشکل آب باشد، دربارهی آب. او از راه حلهایی شروع میکند که کشاورز میتواند فردا امتحان کند، نه از نظریههایی که فقط در سالن سخنرانی درست به نظر میرسند.
بزرگسالان همچنین از دیدن و انجام دادن بیشتر یاد میگیرند تا از شنیدن. یک نمایش عملی، یک بازدید از مزرعهی همسایه یا یک گفتوگوی دوستانه زیر سایهی درخت ممکن است از یک کلاس رسمی مؤثرتر باشد. کتابهای مبانی ترویج این روشها را دستهبندی میکنند و مثال میآورند: روشهای فردی، گروهی و رسانهای.
در کتابهای ترویج معمولا روشها را به سه دسته تقسیم میکنند و هر دسته جای خودش را دارد.
مروج ماهر معمولا این روشها را ترکیب میکند: با رسانه آگاهی میدهد، با جلسهی گروهی توضیح میدهد و با بازدید فردی کمک عملی میکند. هر کدام از اینها در کتابهای مبانی و سیر تکاملی ترویج تشریح شده است.
روستایی را تصور کنید که یک مروج جوان برای آموزش روش جدید آبیاری به آنجا میرود. او با اعتماد به علمش، جلسهای میگذارد، نمودار نشان میدهد و از صرفهجویی در آب حرف میزند. ولی هیچ کشاورزی روش را امتحان نمیکند. چرا؟
چند هفته بعد او میفهمد که در آن روستا نوبت آب بر اساس عرف قدیمی تقسیم میشود و روش جدید با این نوبتبندی جور در نمیآید. اگر کسی روش را بپذیرد، با همسایهها مشکل پیدا میکند. مروج فهمید که مشکل علمی نبود؛ اجتماعی بود. او این بار با ریشسفیدان روستا نشست، از آنها نظر پرسید و روش را با نوبتبندی آنها هماهنگ کرد. این بار یکی دو نفر امتحان کردند، نتیجه را دیدند و دیگران هم پیوستند.
این قصه خیالی است، ولی مثالی است از آنچه در کتابهای ترویج و توسعهی روستایی زیاد میخوانید: شناخت زمینهی اجتماعی به اندازهی دانش فنی مهم است. برای همین در این رشته جامعهشناسی و روانشناسی هم میخوانند.
ترویج در اصل ارتباط است و ارتباط یعنی فرستنده، پیام، مخاطب و بازخورد. اگر پیام ساده و روشن نباشد یا مخاطب آن را نفهمد، ارتباط شکل نمیگیرد. مروج باید زبانی به کار ببرد که کشاورز میفهمد و اصطلاحهای تخصصی را در صورت لزوم توضیح دهد.
رسانهها هم نقش دارند. رادیو و تلویزیون هنوز در بسیاری از روستاها مهماند. پوستر و جزوه در جلسات به کار میآیند. امروزه ابزارهای جدید هم اضافه شدهاند، ولی اصل ماجرا فرق نکرده: باید پیام درست، به زمان درست، برای مخاطب درست برسد. کتابهای ترویج این اصول را با مثال توضیح میدهند.
یک نکتهی ظریف: بازخورد در ترویج بسیار مهم است. اگر مروج فقط بگوید و نپرسد که مخاطب چه فهمیده، ممکن است هزینهی زیادی صرف شود بیآنکه اثری ببیند. پرسیدن، شنیدن و اصلاح کردن، جان ترویج است.
یک نگاه رایج در توسعهی روستایی این است که کشاورز را در قالب یک خانوار ببینیم. در یک خانوار روستایی، مردان و زنان و جوانان و سالمندان همگی نقش دارند و هر کدام نیازها و دانش خودشان را دارند. اگر ترویج فقط به یک نفر برسد، بخش بزرگی از ظرفیت جامعه بیاستفاده میماند.
کتابهای توسعهی روستایی معمولا این را یادآوری میکنند که درآمد کشاورزی تنها منبع معیشت نیست. بسیاری از خانوارها از چند راه درآمد دارند: دامداری، باغ، صنایع دستی، خدمات و کارهای خارج از روستا. برنامهریز خوب همهی اینها را در نظر میگیرد و فقط بر یک محصول تمرکز نمیکند.
به همین دلیل مبحث صنعتیسازی روستا هم در این دسته آمده است. اگر بخشی از محصول در همان روستا فرآوری شود، ارزش افزوده و اشتغال محلی به وجود میآید. البته این بحث پیچیدگیهای خودش را دارد و جزئیاتش را باید در کتابها دنبال کرد.
اگر تازه در این رشته شروع کردهاید، مراحل زیر کمک میکند.
با کتاب مبانی شروع کنید و مفاهیم پایه را یاد بگیرید: ترویج، آموزش، تغییر رفتار، مشارکت و مخاطب. هر فصل را با چند مثال از اطراف خودتان مرور کنید.
کتاب سیر تکاملی را بخوانید تا بفهمید ترویج چطور تغییر کرده. این تاریخ به شما دید انتقادی میدهد و میفهمید هر روش برای چه دورهای مناسب بوده است.
حالا به سراغ کتابهای توسعه بروید. ببینید چطور اولویتها تعیین میشود و چه راهبردهایی وجود دارد. اگر میتوانید، یک روستا را بهعنوان مطالعهی موردی انتخاب کنید و مفاهیم را با آن مقایسه کنید.
روش پژوهش را یاد بگیرید و یک طرح کوچک بنویسید: یک سؤال دربارهی ترویج در منطقهی خودتان و برنامهای برای پاسخ دادن به آن.
بسته به مسیر شغلی، کتابهای ماشینآلات، ایمنی یا مدیریت را اضافه کنید.
کشاورزی یکی از پایههای زندگی است. غذایی که میخوریم، بسیاری از مواد اولیهی صنعت و معیشت میلیونها نفر به آن وابسته است. اگر دانش تازه به کشاورز نرسد، ممکن است با روشهای ناکارآمد کار کند، منابع آب و خاک را هدر بدهد و درآمد کمتری به دست بیاورد. ترویج این فاصله را کم میکند.
از سوی دیگر، ترویج یک مسیر دوطرفه است. مروج مشکلات و نیازهای کشاورز را به پژوهشگر منتقل میکند و پژوهشگر میتواند پژوهشهایش را با نیاز واقعی هماهنگ کند. بنابراین ترویج فقط انتقال دانش نیست؛ جریان گفتوگو میان علم و مزرعه است.
حتی اگر کشاورز یا مروج نباشید، آشنایی با این کتابها دید شما را به روستا و کشاورزی عوض میکند. میفهمید هر لقمهی نان چه مسیر طولانی و پیچیدهای طی کرده است و پشت آن چه دانش و تلاشی هست.
بسیاری از این کتابها منبع درسی دانشگاهیاند. پیش از خرید، سرفصل درس را بررسی کنید و منبع معرفیشده را بخرید. اگر کتاب چند جلد دارد، مطمئن شوید همهی جلدهای لازم را دارید. مشخصات هر کتاب و شمارهی جلد در صفحهی همان کتاب است.
نسخهی چاپی برای مطالعهی درسی راحتتر است. میتوانید یادداشت بنویسید، مفاهیم مهم را رنگی کنید و کتاب را کنار جزوه بگذارید. برای کتابهای عملی مثل ایمنی و ابزار، امکان مراجعهی سریع به تصویرها و جدولها هم دارید.
یک روش خوب مطالعه این است که پس از هر فصل، خلاصهای یکصفحهای بنویسید و مفاهیم را با مثال محلی خودتان تطبیق دهید. مثلا اگر دربارهی مشارکت میخوانید، فکر کنید در روستای شما یا روستایی که میشناسید چطور اجرا میشود.
اگر تازهکارید، کتاب «مبانی ترویج کشاورزی» یا جلد اول و دوم کتاب ترویج و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی نقطهی شروع خوبی است. بعد بسته به علاقهتان به سراغ توسعه، پژوهش یا ماشینآلات بروید.
آموزش بیشتر در چارچوب کلاس و دانشگاه است. ترویج به انتقال دانش به کشاورزان و روستاییان در مزرعه و روستا مربوط میشود و مخاطبانش اغلب بزرگسالان با تجربهاند. این دو با هم ارتباط نزدیک دارند.
بیشتر برای دانشجوها و کارشناسها مفیدند، ولی علاقهمندان به روستا و کشاورزی هم میتوانند از آنها استفاده کنند. کتابهای مبانی و توسعهی روستایی برای خوانندهی عمومی قابل فهمترند.
بستگی به نیاز شما دارد. اگر منبع درسی است، معمولا همهی جلدهای معرفیشده لازم است. برای مطالعهی آزاد، میتوانید با جلدی که به موضوع شما نزدیکتر است شروع کنید. مشخصات هر جلد در صفحهی خودش است.
بله. اگر میخواهید یک برنامه یا طرح را ارزیابی کنید، روش پژوهش به شما کمک میکند. این مهارت در هر حوزهای کاربرد دارد.
نه. کتاب دانش پایه را میدهد ولی برای کار با ماشین باید آموزش عملی ببینید و دستورالعمل سازنده را رعایت کنید. کتاب مکمل است.
کتابهای «توسعهی روستایی، اصول و عملیات» و «اولویتهای توسعهی روستایی» را از روی عنوان میتوان نقطهی شروع دانست. اگر به صنعت و اشتغال روستا هم علاقه دارید، کتاب توسعه و صنعتیسازی روستا را ببینید.
ترویج و آموزش کشاورزی پلی میان دانش و مزرعه است. کتابهای این دسته از مبانی و تاریخ ترویج تا توسعهی روستایی، روش پژوهش و ایمنی ماشینآلات را در بر میگیرند. با یک کتاب مبانی شروع کنید، مفاهیم را با مثالهای واقعی محک بزنید و بعد به سراغ بخش تخصصی مورد علاقهتان بروید.
حالا میتوانید کتابهای همین دسته را ببینید، مشخصات آنها را مقایسه کنید و نسخهی چاپی مناسب خودتان را آنلاین سفارش بدهید.