انگلیسی برای کودکان
هنوز کتابی در این دسته ثبت نشده است.
هنوز کتابی در این دسته ثبت نشده است.
شاید شما هم شنیدهاید که کودکان زبان را زودتر از بزرگترها یاد میگیرند و شاید هم خودتان دیدهاید که بچهی ششسالهای که یک کارتون را چند بار ببیند، چند جملهاش را بیهیچ زحمتی تکرار میکند. اما وقتی پای انتخاب کتاب میرسد، پدر و مادرها حسابی سردرگم میشوند: کدام کتاب برای سن فرزندم مناسب است؟ از حرف شروع کنیم یا از داستان؟ چرا بچهام بعد از دو هفته کتاب را کنار گذاشت؟ این صفحه برای همین سؤالهاست.
در این صفحه دربارهی کتابهای آموزش زبان انگلیسی کودکان دبستانی حرف میزنیم: چه نوع کتابهایی هست، هر کدام به کار چه بچهای میآید، پدر و مادری که خودشان انگلیسی را خوب نمیدانند چطور کنار فرزندشان کار کنند و از چه اشتباههایی دوری کنند.
خیلی از خانوادهها فکر میکنند همین که بچه فیلم و بازی انگلیسی ببیند، کافی است. تماشا و شنیدن قطعا کمک میکند، اما کتاب کار دیگری هم میکند: بچه را با نوشتن و خواندن آشنا میکند و به او فرصت میدهد با سرعت خودش پیش برود و صفحه را دوباره ورق بزند. کتاب، بر خلاف فیلم، منتظر میماند.
در کتابهای آموزشی کودکان، تصویر نقش اصلی را دارد. بچهی هفتساله هنوز نمیتواند یک متن سادهی چند خطی را بدون کمک تصویر بفهمد و تصویر هم معنی واژه را نشان میدهد و هم کنجکاوی او را زنده نگه میدارد. کتابهای مخصوص کودکان همین ویژگی را دارند: تصویر بزرگ، جملهی کوتاه و تکرار.
از همه مهمتر، کتاب فرصت خواندن مشترک است. وقتی پدر یا مادر کنار بچه مینشیند و کتاب را باز میکند، بچه یاد میگیرد که یادگیری زبان لذتبخش است، نه وظیفه.
این سؤال جواب یکسانی ندارد، چون هر بچه سرعت خودش را دارد. اما بهطور کلی میشود سه مرحله را از هم جدا کرد.
برای بچههای کوچکتر، در دستهی خردسالان کتابهایی هست که بیشتر روی تصویر، رنگ، شمارش و واژههای اول تکیه دارند. در این سن، نوشتن و خواندن رسمی هدف نیست و کتاب فقط بازی و ارتباط است.
وقتی بچه فارسی را دارد یاد میگیرد، مغزش به حرفها و صداها حساس شده است. کتابهای آموزش زبان انگلیسی کودکان در این سن معمولا با الفبا و صدای حرفها شروع میکنند و چند واژهی ساده مثل اسم حیوانها، رنگها و اعضای بدن را وارد میکنند.
بچهای که خواندن فارسی را خوب یاد گرفته، آماده است جملههای کامل و داستانهای کوتاه را بخواند. در این مرحله کتابهای داستانی سطحبندیشده، تمرین املا و جملهسازی و کتابهای فعالیت مفیدند. بعد از دبستان هم مسیر ادامه دارد و در دستهی نوجوانان کتابهای سطح بالاتر پیدا میشود.
این تقسیمبندی قطعی نیست. اگر بچهی شما کمی زودتر یا دیرتر آماده است، نگران نباشید. بهتر است کتابی را انتخاب کنید که او را هم دلسرد نکند و هم بیحوصله.
بازار کتاب کودک تنوع زیادی دارد و برای انتخاب، بهتر است بدانید هر نوع کتاب به چه دردی میخورد.
این کتابها هر حرف را با یک تصویر و یک واژهی آشنا معرفی میکنند. بعضیها روی نام حرف تاکید دارند و بعضی روی صدایی که حرف در واژهها دارد. برای شروع خواندن، صدای حرفها مهمتر است، چون بچه با آنها میتواند کلمهی ناآشنا را هجی کند. این روش را در گفتوگوهای آموزشی فونیکس مینامند.
هر صفحهی این کتابها یک صحنه است: خانه، مدرسه، بازار یا باغوحش. اشیاء و افراد با برچسب نامگذاری شدهاند. بچهها ساعتها با این کتابها میگردند و واژهها را کشف میکنند.
داستانهای کوتاه با واژههای محدود که تکرار زیاد دارند. سطحبندی یعنی کتابها از ساده به سختتر مرتب شدهاند و بچه میتواند پلهپله بالا برود. وقتی بچه اولین کتاب کامل را بهتنهایی میخواند، غرور زیادی حس میکند.
شامل رنگآمیزی، وصلکردن، پیدا کردن کلمه، جدول ساده و تمرین نوشتن. این کتابها برای بچههایی خوباند که دوست دارند با مداد و دست کار کنند.
بچهها را با جملههایی مثل سلامکردن، خودشناسی، خواستن چیزی و تشکر آشنا میکنند. برای بچههایی که میخواهند زود صحبت کنند، مناسب است.
بسیاری از خانوادهها برای هماهنگی با درس مدرسه، کتاب تقویتی میخرند. این کتابها معمولا با محتوای مدرسه هماهنگاند و بیشتر به تمرین و تکرار میپردازند.
یکی از تصمیمهای مهم در آموزش زبان انگلیسی کودکان این است که اول اسم حرفها را یاد بدهیم یا صدایشان را. اسم حرفها مثل «بی» و «سی» برای شمردن و هجیکردن اسم لازم است. اما وقتی بچه میخواهد واژهای را بخواند، صدای حرفها به او کمک میکند: صدای حرف اول، صدای وسط و صدای آخر را کنار هم میگذارد.
کتاب خوب هر دو را دارد ولی ترتیب را رعایت میکند. اگر بین کتابها یکی را انتخاب میکنید که تلفظ هر حرف را با یک واژهی ساده و یک تصویر نشان میدهد، انتخاب مطمئنتری کردهاید.
پدر و مادرهایی که انگلیسی را خوب نمیدانند نگران تلفظشان نباشند. میتوانند با معلم مدرسه یا مربی مشورت کنند و در مشخصات کتاب هم معمولا توضیحی دربارهی روش آموزش میآید.
لازم نیست پدر و مادر معلم زبان باشند. نقش شما بیشتر تشویق و همراهی است. چند کار ساده کمک میکند.
برای کسانی که دوست دارند خودشان هم چیزی یاد بگیرند، در دستهی خودآموز و بزرگسالان کتابهایی هست که میتوانید همزمان با فرزندتان بخوانید.
وقتی در صفحهی کتاب هستید، این فهرست را در ذهن داشته باشید.
مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است و با مقایسهی چند کتاب، معمولا کتاب مناسب پیدا میشود.
یادگیری زبان برای کودکان معمولا این ترتیب طبیعی را دارد.
بچه قبل از هر چیز صداها را میشنود و تکرار میکند. در کتابها این مرحله با شعرکها و ترانههای ساده همراه است که پدر و مادر با هم میخوانند.
بچه واژه را با تصویرش یکی میکند: سیب، گربه، کتاب. هنوز نمیخواهد همهی حروف را بشناسد.
حالا بچه شروع میکند به ترکیبکردن صداها. واژههای سه حرفی ساده معمولا اولین موفقیتها هستند.
جملههایی مثل «من یک گربه دارم» به زبان انگلیسی. کتابها معمولا یک ساختار را چند بار تکرار میکنند تا جا بیفتد.
حالا بچه میتواند چند جملهی پشت هم را بخواند و داستان را دنبال کند. این نقطهی عطف بزرگی است.
بعضی بچهها در هر مرحله چند هفته میمانند، بعضی سریعتر میگذرند. مسابقهای در کار نیست.
کتابهای آموزش زبان انگلیسی کودکان معمولا موضوعها را از دنیای خود بچه انتخاب میکنند. رنگها، عددها، اعضای بدن، اعضای خانواده، حیوانات، میوهها، لباسها، وسیلههای مدرسه، فصلها و روزهای هفته از رایجترین موضوعها هستند. چون اینها مفهومهایی هستند که بچه هر روز میبیند، یادگیریشان سریعتر است.
ایدهی خوبی است که کتاب را با دنیای واقعی ترکیب کنید. وقتی بچه صفحهی میوهها را میخواند، در آشپزخانه از او بخواهید اسم انگلیسی میوهها را بگوید. وقتی صفحهی رنگها را تمام کرد، لباسهایش را با رنگشان نام ببرد. این ارتباط بین کتاب و زندگی، زبان را زنده میکند.
البته بچه نباید احساس کند مدام از او امتحان میگیرند. کوتاه و بازیگوشانه رفتار کنید: «تو میتوانی اسم این را به انگلیسی بگویی؟» بهتر از «بگو ببینم این چیست؟» است.
وقتی بچه از کتاب انگلیسی بترسد یا آن را با تنبیه و غر زدن یکی کند، سالها از زبان فراری میشود. هدف اول باید لذت باشد.
اگر برای هر واژه فورا معنی فارسی بخواهید، بچه یاد نمیگیرد به تصویر و موقعیت فکر کند. گاهی کافی است اشاره کنید یا تصویر را نشان بدهید.
گاهی خانوادهها کتاب پیشرفته میخرند تا بچه «پیشرفت کند». نتیجه معمولا برعکس است: بچه شکست میخورد و کتاب کنار میرود. بهتر است کتاب سطح او را انتخاب کنید و بعد ارتقا بدهید.
هر بچه با ریتم خودش پیش میرود. مقایسهی او با دوست یا برادرش فقط اعتمادبهنفسش را کم میکند.
یک کتاب خوب که تمام شود بهتر از ده کتاب نیمهکاره است. بهجای انبوه کتاب، دو یا سه کتاب را با دقت تمام کنید.
بچههای دبستانی هنوز به بازی نیاز دارند. کتابهایی که فقط درس و تمرین خشک دارند، حوصلهشان را سر میبرند. برای همین کتابهای فعالیت اهمیت دارند: کتابهایی که پر از جدول ساده، معما، نقاشی، رنگآمیزی و کار دستیاند.
بازی با کارت واژه هم راهی ساده و ارزان است. میتوانید با کاغذ رنگی و ماژیک کارتهایی بسازید که یک طرفشان تصویر و طرف دیگر واژهی انگلیسی است. بازی «پیدا کن» یا «حافظه» با این کارتها برای بچهها سرگرمکننده است.
قصهگویی و نمایش هم اثر عجیبی دارد. بچه میتواند نقش یک شخصیت داستان را بازی کند و جملههایش را به انگلیسی بگوید. کتابهای داستانی سادهای که گفتوگوی کوتاه بین شخصیتها دارند، برای این کار مناسباند.
خوب است بدانید که کتاب فعالیت جای کتاب داستان را نمیگیرد. بچه به هر دو نیاز دارد: یکی برای تمرین و دیگری برای لذت خواندن.
یادگیری هر زبان چهار بخش دارد و کودکان باید هر چهار را تجربه کنند، ولی نه همزمان و با وزن یکسان. در سالهای اول دبستان، شنیدن و گفتن اهمیت بیشتری دارند و خواندن و نوشتن بهآرامی وارد میشود. در سالهای بالاتر، خواندن و نوشتن پررنگتر میشود.
برای نوشتن، اول تقلید حروف است. حروف بزرگ و کوچک، جهت کشیدن هر خط و فاصلهی بین حرفها را باید کنار دست بچه تمرین کرد. دفترهای مشقی که خطهای راهنما دارند، این کار را آسان میکنند.
برای گفتن، جملههای کوتاه و تکراری بهترند. بچه هنوز نمیتواند نظرش را به انگلیسی توضیح بدهد ولی میتواند بگوید «این قرمز است» یا «من گرسنهام».
کتاب کامل، سهم هر مهارت را در نظر میگیرد. اگر کتاب فقط یکی از اینها را تمرین میدهد، لازم است برای دیگران هم کتاب یا فعالیت مکمل داشته باشید.
دو بچهی همسن ممکن است با دو کتاب کاملا متفاوت خوشحال شوند. پیش از خرید، کمی به شخصیت فرزندتان فکر کنید.
این بچهها از کتابهای واژهنامهی مصور لذت میبرند. هر صفحه برایشان یک دنیاست و میخواهند اسم همهی چیزها را بدانند. برای آنها کتابهایی که صحنههای شلوغ و پر از جزئیات دارند مناسب است.
بچهای که از حرف زدن جلوی دیگران خجالت میکشد، به فضای امن نیاز دارد. کتابهای داستانی کوتاه که در خانه با پدر و مادر خوانده میشود، به او فرصت میدهد بدون ترس از قضاوت تمرین کند. مجبورش نکنید جلوی مهمانها انگلیسی بگوید.
نشستن طولانی برای او سخت است. کتابهایی که فعالیت دارند، مثل پیدا کردن، وصل کردن، بریدن و چسباندن، انرژی او را به کار میگیرند. جلسهها را کوتاه نگه دارید و وسط کار چند حرکت ساده انجام بدهید.
بچههایی که نقاشی دوست دارند، با کتابهای رنگآمیزی و کاردستی که واژههای انگلیسی هم روی صفحه دارند، با انگیزهتر میشوند. میتوانید از او بخواهید تصویر داستان را بکشد و زیرش یک جملهی کوتاه بنویسد.
بعضی بچهها از اشتباهکردن میترسند. به او یادآوری کنید که اشتباه، بخش طبیعی یادگیری است. کتابهایی که بازی و جدول دارند و نمره و امتیاز نمیدهند، برای او آرامبخشترند.
بچهها با برنامهی ثابت و کوتاه بیشتر پیش میروند. این یک نمونه است که میتوانید مطابق خانوادهی خودتان تغییر دهید.
هر جلسه بیش از ده تا پانزده دقیقه لازم نیست. اگر بچه هنوز شوق دارد، میتوانید کمی بیشتر ادامه بدهید، اما همیشه پیش از خسته شدن او تمام کنید تا فردا با میل بیاید.
گوش بچهها هنوز انعطاف زیادی دارد و صداهای تازه را راحتتر از بزرگترها میگیرد. بعضی صداهای انگلیسی در فارسی معادل ندارند، مثل صدای دمدندانی انگلیسی که زبان را بین دندانها میگذارد، یا تفاوت بین بعضی مصوتها، و همین بخش تمرین میخواهد.
بهترین راه این است که بچه هر روز مقداری انگلیسی درست بشنود و بلند تکرار کند. شعرکهای کوتاه، شمارشها و جملههای تکراری در کتابها، همه فرصت خوبی هستند. پدر و مادر لازم نیست تلفظ کامل داشته باشند؛ کافی است با شوق و بدون ترس از خطا شروع کنند. معلم مدرسه هم میتواند تلفظ درست واژههای اصلی را نشان بدهد.
بچه را وادار نکنید همهی صداها را کامل بگوید. تلفظ با گذر زمان و تمرین بهتر میشود. مهم این است که بچه احساس کند گفتن زبان جدید خندهدار یا ترسناک نیست.
نوشتن زبان دوم برای بچهای که هنوز فارسینویسی را کامل تمرین نکرده، سخت است و باید آرام و مرحلهای جلو برود. اول حروف را از روی الگو میکشد، بعد واژههای کوتاه را کپی میکند، بعد از روی حافظه مینویسد، و در آخر جملههای کوتاه میسازد.
در انگلیسی، بین آنچه شنیده میشود و آنچه نوشته میشود گاهی فاصله هست و این برای بچهها گیجکننده است. وقتی بچه واژهای را اشتباه مینویسد، نگویید «غلط است». بگویید «بیا با هم نگاه کنیم» و درست آن را کنار او بنویسید.
کتابهایی که برای هر حرف یا واژه یک صفحه تمرین با خطهای راهنما دارند، در این مرحله مفیدند. مطمئن شوید اندازهی خانهها برای دست کوچک او مناسب است و خیلی ریز نیست.
کتابهای خانه جای مدرسه را نمیگیرند و بهتر است با آن هماهنگ باشند. اگر مدرسهی فرزندتان روش خاصی دارد، مثلا فقط واژهها یا فقط داستان، کتاب مکمل را طوری انتخاب کنید که با آن تضاد نداشته باشد. از معلم بپرسید که بچه در کدام بخش نیاز به کمک بیشتر دارد و بر اساس آن کتاب بخرید.
معلمها معمولا از پدر و مادرهایی که علاقه نشان میدهند استقبال میکنند. اگر فرزندتان در کلاس ضعیف نیست ولی زبان انگلیسی را دوست ندارد، این را هم به معلم بگویید تا با هم راهحل پیدا کنید.
در همین دستهبندی که از کودکان شروع میشود، میتوانید مسیر بعدی را هم ببینید: با بزرگتر شدن فرزندتان، کتابهای سطح بالاتر در بخش نوجوانان و بزرگسالان منتظر هستند.
لازم نیست دهها کتاب بخرید. یک مجموعهی کوچک و متنوع کافی است: یک کتاب الفبا و صدا، یک واژهنامهی مصور، دو یا سه داستان ساده و یک کتاب فعالیت. اگر بچه از یکی خسته شد، سراغ دیگری میرود و کتابخانهاش تنوع دارد.
کتابها را در دسترس بچه بگذارید. قفسهای پایین که بچه بتواند خودش کتاب بردارد، او را به خواندن دعوت میکند. اگر کتابها بالا و دور از دست باشند، خواندن به «کار بزرگترها» تبدیل میشود.
کتابهای قدیمیتر را هم دور نریزید. بچهها دوست دارند چند ماه بعد به کتابی که قبلا خواندهاند برگردند و ببینند حالا چقدر راحت میخوانند. این تجربهی پیشرفت، بهترین انگیزه است.
برای دیدن همهی سطحها و روشها، از دستهی مادر، آموزش زبان انگلیسی، شروع کنید. اگر فرزندتان کوچکتر یا بزرگتر است، دستههای خردسالان و نوجوانان همانجا هستند.
کتابهای تصویری ساده برای بچههای پیشدبستانی هم هست. برای آموزش منظم الفبا و خواندن، بیشتر بچهها در سالهای اول و دوم دبستان آمادهاند. سن دقیق به بچه بستگی دارد.
بله. نقش شما تشویق، وقت گذاشتن و همراهی است. میتوانید با فرزندتان کتاب را ورق بزنید، تصویرها را توصیف کنید و از او بخواهید داستان را برایتان تعریف کند. اگر خودتان هم میخواهید یاد بگیرید، کتابهای خودآموز کمک میکنند.
برای بچههای دبستانی معمولا کتاب تصویری بهتر است. متنمحورها برای سنین بالاتر که خواندن را یاد گرفتهاند مناسب است.
کتاب مدرسه چارچوب اصلی را میدهد. کتابهای داستان و فعالیت، تنوع و لذت اضافه میکنند. اگر بچهی شما به زبان علاقه دارد، یک یا دو کتاب مکمل کافی است.
فشار را کم کنید و به سراغ چیزی بروید که خودش دوست دارد: حیوانها، ماشینها یا فضا. کتاب تصویری خوشرنگ با موضوع مورد علاقهی او، بهتر از هر تمرین اجباری است. اگر مشکل ادامه داشت، با معلم مدرسه یا مربی مشورت کنید.
بله، نسخهی چاپی را میتوانید آنلاین سفارش بدهید. مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است و قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود.
به توضیح ناشر، اندازهی حروف، مقدار متن هر صفحه و تعداد تصویرها نگاه کنید. اگر صفحه پر از متن است و فرزند شما تازه خواندن را شروع کرده، بهتر است کتاب سادهتری انتخاب کنید.
آموزش زبان انگلیسی کودکان مسیر بلندی است، اما با کتاب مناسب و همراهی شما، میتواند یکی از لذتبخشترین بخشهای کودکی باشد. مهمترین چیز، حفظ کنجکاوی و شادی بچه است. کتابی که او را به خواندن دعوت کند، از هر کتاب پرزرقوبرق دیگری بهتر است.
مشخصات و توضیح هر کتاب را در صفحهی خودش بخوانید، سن و سطح فرزندتان را در نظر بگیرید و نسخهی چاپی را آنلاین سفارش بدهید. قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود. به دستهی کودکان کتابجم سر بزنید و اولین کتاب مشترک با فرزندتان را انتخاب کنید.