تصور کنید پذیرش دانشگاهی در خارج از کشور را گرفتهاید یا دستکم دنبالش هستید، و تنها چیزی که میان شما و آن پذیرش مانده یک نمرهی زبان است. همینجاست که اسم تافل (TOEFL) جلوی چشمتان میآید و همراه با آن یک سؤال بزرگ: از کجا شروع کنم؟ این صفحه برای همین سؤال نوشته شده. اینجا میخوانید کتاب آمادگی تافل (TOEFL) چه نوع منبعی است، هر کتاب به کدام مهارت کمک میکند، چطور برنامه بچینید و پیش از سفارش کتاب به چه چیزهایی دقت کنید.
ما فقط کتابفروش هستیم و نمرهی شما را تضمین نمیکنیم. اما میتوانیم کمک کنیم منبع مناسب سطح و هدف شما را پیدا کنید و وقت و پولتان را روی کتابی خرج نکنید که به درد شما نمیخورد.
تافل آزمونی است که توانایی زبان انگلیسی کسانی را میسنجد که زبان مادریشان انگلیسی نیست و میخواهند در محیط دانشگاهی انگلیسیزبان درس بخوانند یا کار کنند. بسیاری از دانشگاههای خارج از کشور نمرهی این آزمون را برای پذیرش میخواهند. البته هر دانشگاه شرط خودش را دارد و ممکن است آزمون دیگری را هم بپذیرد.
داوطلبهای معمول این آزمون چند دستهاند. دانشجوی کارشناسی ارشد یا دکتری که میخواهد اپلای کند. کسی که برای مهاجرت تحصیلی برنامهریزی میکند. پژوهشگری که میخواهد فرصت مطالعاتی بگیرد. و گاهی نوجوانی که هنوز دبیرستان است اما هدفش را زود انتخاب کرده.
هر کدام از این آدمها نیاز متفاوتی دارند، اما همه با یک مشکل مشترک روبهرو هستند: منابع زیادند و وقت کم است. کتاب خوب آمادگی تافل (TOEFL) کمک میکند این وقت کم را درست خرج کنید.
آزمون زبان دانشگاهی معمولا چهار مهارت را میسنجد: خواندن، شنیدن، صحبت کردن و نوشتن. ساختار دقیق آزمون، زمانبندی و نحوهی نمرهدهی ممکن است در سالهای مختلف تغییر کند. پس پیش از شروع، حتما سایت رسمی آزمون را ببینید و راهنمای جدید را با کتابی که میخرید مقایسه کنید.
متنهای دانشگاهی دربارهی موضوعهای علمی، تاریخی و اجتماعی. هدف این است که بتوانید ایدهی اصلی، جزئیات و ارتباط بخشهای متن را بفهمید. سرعت خواندن و دانش واژگان اینجا نقش اصلی را دارند.
گفتوگوهای دانشجویی و سخنرانیهای کلاس. باید یاد بگیرید در حین گوش دادن یادداشت بردارید و نکتههای مهم را از حاشیه جدا کنید.
پاسخ به سؤالها با صدای بلند و در زمان محدود. اینجا فقط دانستن زبان کافی نیست؛ باید تمرین کنید افکارتان را منظم و سریع بیان کنید.
نوشتن مقالهی کوتاه و پاسخ به یک موضوع. ساختار مقاله، انسجام و انتخاب واژه از نکتههای اصلی این بخشاند.
وقتی کتابی میخرید، ببینید کدام مهارت را هدف قرار داده. بعضی کتابها همهی مهارتها را در بر میگیرند و بعضی فقط یکی را عمیق کار میکنند.
وقتی فروشگاههای کتاب را میگردید، چند نوع کتاب میبینید. شناختن این نوعها انتخاب را ساده میکند.
واژهها ستون فقرات هر آزمون زباناند. کتابهایی که فهرست واژههای پرکاربرد آزمون را با معنی، مثال و تمرین میآورند، برای اغلب داوطلبها پایهی کار هستند. این دسته با کتابی مثل «واژگان خیلی ضروری آزمون تافل» معرفی میشود.
هر کدام یکی از مهارتهای چهارگانه را میشکافند: راهبرد پاسخدادن، نمونهسؤال، تحلیل اشتباههای رایج. مناسب کسانی که میدانند کجا ضعف دارند.
مجموعهی آزمونهای کامل برای تمرین در شرایط شبیه واقعی. بهترین کاربردشان چند هفتهی آخر است، وقتی میخواهید سرعت و استقامت خود را بسنجید.
بعضی کتابها متن تمرینها را کامل میآورند و کنارشان ترجمهی فارسی میگذارند. عنوان «متن کامل به همراه ترجمه تافل کیت» در این دسته نمونهای از همین قالب است. این نوع کتاب برای وقتی خوب است که میخواهید بعد از حل تمرین، متن و معنی را دقیق بررسی کنید.
خیلی از داوطلبها فکر میکنند مشکلشان گرامر است، اما با کمی بررسی میفهمند واژهی کم دارند. متن دانشگاهی پر از کلمههایی است که در مکالمهی روزمره کمتر دیده میشوند. اگر معنی یکسوم کلمههای متن را نمیدانید، فهمیدن کل متن سخت میشود.
یک کتاب واژگان خوب سه کار میکند. کلمه را با مثال میآورد تا کاربردش را ببینید. کلمههای همخانواده را کنار هم میچیند. و در پایان هر بخش تمرین میگذارد تا یادگیری ثبت شود. اگر کتاب فقط فهرست خشک کلمه و معنی است، خودتان باید برای تمرین و مرور برنامه بریزید.
کتاب «واژگان خیلی ضروری آزمون تافل» که در این دسته هست، بر اساس عنوانش سراغ واژههای ضروری میرود. این عنوان نشان میدهد هدفش انتخاب و اولویتبندی است، و همین برای کسی که زمان محدود دارد مهم است. برای جزئیات مثل تعداد واژهها و روش تمرین، صفحهی کتاب را ببینید.
هر روز چند کلمهی تازه، نه بیشتر. هر کلمه را در جملهی خودتان بنویسید. فردا اول کلمههای دیروز را مرور کنید و بعد سراغ تازهها بروید. یک هفته بعد دوباره همهی کلمههای آن هفته را بخوانید. این روش ساده اما ثابت، بهتر از حفظ کردن شبانهی صدها لغت است.
یکی از دردهای بزرگ داوطلبها این است که تمرین را حل میکنند، جواب را میبینند و نمیفهمند چرا اشتباه کردهاند. کتابی که متن را همراه ترجمهی فارسی میآورد این فاصله را کم میکند: میتوانید جملههای دشوار را با معنیشان مقایسه کنید و ببینید کجا اشتباه فهمیدهاید.
اما یک هشدار دوستانه: ترجمه ابزار کمکی است و نباید جای تلاش خودتان را بگیرد. روش درست این است که اول متن را بدون ترجمه بخوانید و سؤالها را حل کنید، بعد ترجمه را ببینید. اگر از همان اول ترجمه را بخوانید، مغز شما تمرین فهمیدن زبان انگلیسی را از دست میدهد.
هنگام خرید چنین کتابی به دو چیز نگاه کنید: اول اینکه ترجمه روان و دقیق باشد، دوم اینکه متنها متناسب با سطح شما باشند. هر دو در توضیحات کتاب و مشخصات ناشر قابل بررسی است.
مهارت شنیدن بدون صدا ممکن نیست، برای همین بیشتر کتابهای آمادگی همراه با محتوای صوتی عرضه میشوند. شکل این همراهی در هر کتاب فرق دارد و ممکن است در نسخههای مختلف تغییر کند. پیش از سفارش در صفحهی همان کتاب ببینید چه همراهی دارد و حتما بررسی کنید که با وسیلهی شما سازگار باشد.
یک نکتهی عملی: حتی اگر کتاب شما محتوای شنیداری کافی دارد، به یک منبع دیگر هم گوش بدهید. مثلا سخنرانیها و گفتوگوهای انگلیسی دربارهی موضوعهای علمی. گوش شما باید با لهجهها و سرعتهای مختلف آشنا شود و این آشنایی از یک منبع به دست نمیآید.
برای دیدن منبعهای مشابه میتوانید به مجموعهی آزمونهای زبان نگاهی بیندازید.
متنهای خواندن آزمون معمولا طولانیاند و پر از اصطلاح. ترس اصلی داوطلب این است که نتواند همهی متن را در زمان محدود بخواند. راهحل، خواندن همهی کلمهها نیست؛ راهحل، دیدن ساختار متن است.
اول عنوان و جملهی اول هر پاراگراف را بخوانید تا نقشهی کلی متن دستتان بیاید. بعد سراغ سؤالها بروید و برای هر سؤال، بخش مربوط را پیدا کنید. کلمهی ناآشنا را نادیده نگیرید، اما همچنین زیاد رویش نایستید. معمولا از جملههای اطراف میشود معنی تقریبی را حدس زد.
برای تمرین، هر روز یک متن علمی کوتاه بخوانید و در پایان در دو جمله بنویسید ایدهی اصلی چه بود. اگر نتوانستید، یعنی هنوز متن را فقط دیدهاید و نفهمیدهاید. این تمرین ساده در چند هفته سرعت و دقت را بالا میبرد.
در نوشتن، داور نمیخواهد ادبیات ببیند. او دنبال مقالهای منظم، با ایدهی روشن و مثالهای مناسب است. برای همین یاد گرفتن یک قالب ساده مثل مقدمه، دو یا سه پاراگراف اصلی و نتیجه، نصف کار را حل میکند.
پیش از نوشتن، یک دقیقه فکر کنید و موضع خود را مشخص کنید. بعد برای هر پاراگراف یک دلیل و یک مثال بیاورید. جملههای کوتاه و درست بهتر از جملههای بلند و پرغلط است. اگر مطمئن نیستید یک واژهی سخت را درست مینویسید، از یک واژهی سادهتر که مطمئنید استفاده کنید.
مهمترین تمرین این است که هفتهای چند مقالهی واقعی بنویسید و از کسی که انگلیسی را خوب میداند بخواهید بخواند. نوشتن را نمیتوان فقط با خواندن یاد گرفت. کتاب نمونهی خوب نشان میدهد و شما باید خودتان هم بنویسید.
بزرگترین مشکل تمرین صحبت کردن این است که طرف مقابل ندارید. اما این مانع را میشود دور زد. صدای خودتان را ضبط کنید، به آن گوش بدهید و ببینید کجا مکث کردهاید یا کلمهای را اشتباه گفتهاید. این کار اول عجیب است، ولی بعد از چند بار کمک بزرگی میکند.
هر روز یک موضوع ساده بردارید، مثلا معرفی یک مکان یا توضیح یک تصمیم، و یک تا دو دقیقه دربارهاش حرف بزنید. مهم روان بودن است نه بیغلط بودن. آزمونگیرنده میخواهد ببیند میتوانید فکرتان را منظم و قابل فهم بیان کنید.
اگر میتوانید، با دوستی که او هم آماده میشود تمرین کنید. سؤال بپرسید، جواب بدهید و به هم بازخورد بدهید. کتابهای آمادگی نمونهسؤال میدهند، اما تمرین جدی در گرو حرف زدن واقعی است.
در بخش شنیدن، سخنرانی یک بار پخش میشود و شما باید از روی یادداشتهایتان جواب بدهید. یادداشتبرداری خوب یعنی نوشتن کلمههای کلیدی، نه جملههای کامل. با علامتهای ساده و اختصار، میتوانید تند بنویسید و همزمان گوش بدهید.
برای تمرین، یک سخنرانی کوتاه علمی انتخاب کنید، فقط یک بار به آن گوش بدهید و در همان حال یادداشت بردارید. بعد فقط از روی یادداشت خلاصهی سخنرانی را بنویسید. اگر نتوانستید، یادداشتهایتان هنوز کامل نیست. این تمرین را چند بار تکرار کنید تا دستتان راه بیفتد.
یادتان باشد که همهی جزئیات مهم نیستند. بیشتر سؤالها روی ایدهی اصلی، نمونهها و نظر گوینده تمرکز دارند. یاد بگیرید در سیل حرفها همینها را بگیرید.
خیلی از داوطلبهای قوی نمرهی خودشان را به خاطر زمان از دست میدهند. برای هر بخش زمان مشخصی هست و اگر بدون برنامه شروع کنید، آخر کار عجله میکنید. تمرین با زمانسنج از همان ابتدا این مشکل را کم میکند.
یک قاعدهی ساده: برای هر سؤال یک سقف زمانی تعیین کنید. اگر از آن گذشت، بهترین حدستان را بزنید و بروید. در آزمونهایی که نمرهی منفی ندارند، سؤال بیجواب هیچ سودی ندارد. ولی شرایط هر آزمون را در راهنمای رسمی بخوانید تا مطمئن باشید.
چند سؤال ساده پیش از خرید کار را راحت میکند.
اگر به همهی این سؤالها جواب بدهید، انتخابتان از حدس زدن به تصمیم آگاهانه تبدیل میشود.
فرض کنید سه ماه تا آزمون مانده و سطح زبانتان متوسط است. یک برنامهی نمونه میتواند چنین باشد. این فقط الگویی است و باید با شرایط خودتان تطبیق بدهید.
روی واژگان و خواندن تمرکز کنید. هر روز چند کلمهی تازه و یک متن خواندنی. در همین ماه یک بار آزمون آزمایشی بدهید تا نقطهی شروعتان روشن شود. نتیجه را نگرانکننده نبینید؛ این آزمون فقط نقشهی راه است.
حالا سراغ شنیدن، صحبت کردن و نوشتن بروید. هر هفته روی یک مهارت تمرکز اصلی داشته باشید و دو مهارت دیگر را کوتاه مرور کنید. یادداشتبرداری هنگام شنیدن و ساخت پاراگراف در نوشتن را هر روز تمرین کنید.
هفتهای یک یا دو آزمون کامل با زمانسنج. بعد از هر آزمون، اشتباهها را دستهبندی کنید: واژه، گرامر، بیدقتی یا کمبود زمان. برای هر دسته یک برنامهی جبران بنویسید. دو سه روز آخر فقط مرور سبک و استراحت.
وقتی فرصت بیشتری دارید، بهتر است بخش زیادی از آن را صرف ساختن پایهی زبان کنید. آمادگی برای آزمون فقط تمرین سؤال نیست؛ توانایی واقعی در فهمیدن و بیان زبان انگلیسی است. این توانایی در دانشگاه هم به کارتان میآید و به همین دلیل ارزش سرمایهگذاری دارد.
میتوانید ماههای اول را به خواندن مقاله و کتاب انگلیسی اختصاص بدهید، هر روز یک متن. سپس بهتدریج کتاب واژگان آزمون را وارد کنید و در ماههای آخر به کتابهای مهارت و نمونهآزمون برسید. این ترتیب به شما فرصت میدهد اشتباههای خود را زود ببینید و اصلاح کنید.
در این مدت به مرور، رقابت شما با خودتان مهمتر از مقایسه با دیگران است. پیشرفت در زبان خطی نیست: گاهی هفتهها احساس میکنید ثابت ماندهاید و بعد ناگهان پرش میکنید. این رفتار طبیعی است و نباید شما را ناامید کند.
اگر واژگان و گرامر ضعیف است، آزمون دادن فقط ناامیدتان میکند. اول پایه، بعد آزمون.
یک قفسه پر از کتاب نخوانده کمکی نمیکند. دو یا سه کتاب را کامل کار کنید، بهتر از ده کتاب نیمهکاره است.
خیلیها خواندن و شنیدن را تمرین میکنند چون راحتتر است، ولی صحبت کردن و نوشتن نیاز به تولید دارند. اگر تمرین نکنید، در روز آزمون غافلگیر میشوید. حتی ده دقیقه صحبت کردن با خودتان جلوی آینه یا ضبط صدا مفید است.
ساختار آزمون ممکن است عوض شود. پیش از خرید ببینید کتاب با نسخهی فعلی آزمون فاصلهی زیادی ندارد. اگر کتاب کمی قدیمیتر است، بخشهای واژگان و خواندن آن معمولا هنوز به کار میآید، ولی برای فرمت آزمون حتما راهنمای رسمی را ببینید.
واژهای که یک بار دیده شود، بهسرعت فراموش میشود. مرور منظم است که یادگیری را ماندگار میکند.
شاید هنوز مطمئن نیستید کدام آزمون را بدهید. بسیاری از دانشگاهها بیش از یک آزمون را میپذیرند و انتخاب بین آنها به سلیقه، هزینه و شرایط شما برمیگردد. پیش از تصمیم، حتما شرایط دانشگاه هدف را ببینید.
اگر آیلتس هم در فهرست شماست، دستهی آیلتس (IELTS) را ببینید. مقایسهی کتابها و سبک تمرینها ممکن است به شما کمک کند بفهمید کدام آزمون با روحیهی شما سازگارتر است. اگر هدف شما ادامهی تحصیل در رشتههایی است که آزمون عمومی دانشگاهی دیگری میخواهند، به جیآرای هم سر بزنید.
برای آزمونهای زبانی غیر از این دو، مثل آزمونهای داخلی و آزمونهای ورودی ارشد و دکتری زبان، دستهی سایر آزمونها منبعهای دیگری دارد. اگر میخواهید کل مسیر آزمونهای زبان را یکجا ببینید، از صفحهی آزمونهای زبان شروع کنید.
کتاب را باید مثل تمرین ورزشی استفاده کرد، نه مثل داستان. فقط خواندن کافی نیست؛ باید حل کرد، غلطها را دید و دوباره حل کرد.
هر تمرین را با زمانسنج حل کنید، حتی در ماههای اول. زمان یکی از مهمترین فشارهای آزمون است و باید با آن دوست شوید. بعد از حل، جواب را ببینید و برای هر اشتباه یک دلیل بنویسید. دلیل «حواسم نبود» کافی نیست؛ دقیقتر نگاه کنید که چه چیز حواس شما را پرت کرد.
یک دفترچهی اشتباهها درست کنید. هر بار که اشتباه تکراری میکنید، در آن ثبت کنید. هفتهای یک بار این دفترچه را مرور کنید. این سادهترین راه پیدا کردن الگوهای ضعف است و هیچ کتابی جای آن را نمیگیرد.
خیلی از داوطلبها آزمون را بیش از یک بار میدهند و این اصلا نشانهی ضعف نیست. اگر نتیجه دلخواه شما نبود، اول نمرهی هر مهارت را جدا ببینید. معمولا یک یا دو مهارت مسئول اصلی هستند و لازم نیست همهچیز را از اول شروع کنید.
بعد از آن، برنامهی خود را بازنویسی کنید. کتابی را که کمک نکرد کنار بگذارید و منبع دقیقتری برای مهارت ضعیف انتخاب کنید. با فاصلهای معقول دوباره تمرین کنید و بعد ثبتنام کنید. عجله برای آزمون دوم بدون اصلاح روش، فقط همان نتیجه را تکرار میکند.
استرس یکی از دشمنان اصلی داوطلب است. کسی که خوب آماده شده اما در جلسه دست و پایش را گم میکند، حسرت میخورد. چند عادت ساده کمک میکند.
هفتهی آخر مطالب تازه شروع نکنید. فقط مرور کنید. شب قبل زود بخوابید و صبح روز آزمون چیزی بخورید. اگر آزمون در مرکز برگزار میشود، مسیر را از قبل بدانید تا استرس دیر رسیدن نداشته باشید. مدارک لازم را شب قبل آماده کنید.
در جلسه، اگر سؤالی را نفهمیدید، زیاد روی آن نمانید. برای هر بخش زمان مشخص است و ماندن روی یک سؤال به سؤالهای دیگر آسیب میزند. نفس عمیق و تمرکز روی سؤال بعدی بهترین واکنش است.
اگر پایهی زبانتان متوسط یا ضعیف است، با یک کتاب واژگان شروع کنید. اگر پایهتان خوب است، یک کتاب مهارتمحور یا نمونهآزمون شما را زودتر به هدف میرساند.
برای بعضی داوطلبها بله، اگر کتاب همهی مهارتها را پوشش دهد و خودشان هم منظم کار کنند. اما بیشتر افراد به دو یا سه منبع نیاز دارند: یک کتاب واژگان، یک کتاب مهارت و مجموعهای از نمونهآزمون.
بخشهایی مثل واژگان و متنهای خواندن معمولا کهنه نمیشوند. اما فرمت آزمون و نحوهی نمرهدهی را باید از منبع رسمی و بهروز بررسی کنید.
اگر بعد از حل تمرین از آن استفاده کنید، مفید است. اگر جای تلاش شما را بگیرد، مضر است. اول خودتان بخوانید، بعد ترجمه را ببینید.
بعضی کتابها فقط یک مهارت را کار میکنند و بعضی همه را. عنوان و توضیح کتاب در صفحهاش نشان میدهد کدام مهارتها در آن هست. در هر حال، تمرین عملی صحبت کردن و نوشتن باید به کتاب اضافه شود.
قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود. مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است و نسخهی چاپی را میتوانید آنلاین سفارش بدهید.
راه رسیدن به یک نمرهی خوب در تافل (TOEFL) از خواندن یک کتاب خوب میگذرد، اما تنها با کتاب طی نمیشود. برنامه، مرور و تمرین واقعی هم لازم است. کتابهای این دسته کمک میکنند واژگانتان را بسازید، مهارتها را تمرین کنید و با فضای آزمون آشنا شوید.
حالا فهرست کتابهای همین دسته را ببینید، مشخصات و ویرایش هر کدام را با نیاز خودتان مقایسه کنید و نسخهی چاپی مناسب را آنلاین سفارش بدهید. هدف شما ارزش تلاش دارد و اولین قدم همین انتخاب است.