خیلی از ما در ذهنمان داستانها و حرفهایی داریم که هیچوقت روی کاغذ نیامدهاند. نوشتن (Writing) مهارتی است که همان فکرهای پراکنده را به جمله و پاراگراف و صفحه تبدیل میکند. کتابهای این دسته برای کسانی است که میخواهند بهتر بنویسند: چه یک ایمیل روشن، چه یک مقاله، چه یک داستان کوتاه یا یک رمان. در این صفحه میبینید چه نوع کتابهایی هست، هر کدام به درد چه کسی میخورد و چطور از میانشان کتاب مناسب خودتان را پیدا کنید.
اگر میترسید صفحهی سفید شما را ببلعد، اگر شروع میکنید و نیمهراه رها میکنید، یا اگر فقط میخواهید نوشتههایتان روانتر و تمیزتر شوند، ادامهی مطلب را بخوانید.
نوشتن (Writing) دقیقا چه مهارتی است؟
نوشتن فقط پشت هم گذاشتن کلمهها نیست. مهارتی است با چند لایه. لایهی اول فکر کردن است: بدانید چه میخواهید بگویید. لایهی دوم ساختار است: ترتیب حرفها را طوری بچینید که خواننده گم نشود. لایهی سوم زبان است: کلمهها و جملههایی که به معنیتان وفادارند. و لایهی چهارم بازنگری است: دوباره بخوانید و ببینید کجا میشود بهتر گفت.
بیشتر کسانی که میگویند «نوشتن بلد نیستم»، در واقع در یکی از همین لایهها گیر کردهاند. کسی فکرش پراکنده است، کسی ساختار را رعایت نمیکند و کسی هیچوقت دوباره نمیخواند. کتابهای نوشتن (Writing) هر کدام روی بخشی از این لایهها تمرکز میکنند.
خبر خوب این است که نوشتن مثل ورزش با تمرین بهتر میشود. استعداد کمک میکند، اما آدمهای زیادی فقط با تمرین منظم نویسندهی خوبی شدهاند. کتاب راه را نشان میدهد و شما باید قدم بردارید.
چه کسانی سراغ کتاب نوشتن (Writing) میروند؟
نوشتن مخاطبهای خیلی متفاوتی دارد. این چند گروه را در نظر بگیرید.
- کسی که میخواهد داستان یا رمان بنویسد و نمیداند از کجا شروع کند.
- دانشجویی که باید مقاله، گزارش یا پایاننامه بنویسد.
- کسی که در کارش زیاد ایمیل، گزارش و متن رسمی مینویسد.
- علاقهمند به روزنامهنگاری و نوشتن برای رسانه.
- کسی که میخواهد دربارهی کتابهایی که میخواند بنویسد.
- علاقهمند به سفرنامهنویسی.
- زبانآموز انگلیسی که میخواهد مهارت نوشتاریاش را تقویت کند.
هر گروه کتاب دیگری میخواهد. رماننویس با کتاب ویرایش جمله سروکار دارد و روزنامهنگار با شیوههای کار نویسندههای حرفهای. پیش از خرید ببینید خودتان کجا ایستادهاید.
کتابهای نوشتن (Writing) برای آنان که میخواهند داستان بنویسند
داستاننویسی پرطرفدارترین انگیزهی نوشتن است و در این دسته چند کتاب به آن اختصاص دارد. «خودت داستان بنویس» عنوانی است که مخاطب را مستقیم دعوت میکند. «بیایید داستان بنویسیم (فوت و فن داستاننویسی)» هم از عنوان فرعیاش پیداست که به شگردهای کار میپردازد.
کسی که تازه شروع میکند، معمولا پنج پرسش دارد: ایده را از کجا بیاورم؟ شخصیت را چطور بسازم؟ صحنه را چطور شروع کنم؟ گفتوگو را چطور بنویسم؟ و بالاخره چطور تمامش کنم؟ کتابهای داستاننویسی هر کدام به گونهای به این پرسشها جواب میدهند. عنوانهایی مثل «فوت و فن» نشان میدهند که نگاه عملی و مرحلهای دارند.
یک توصیهی مهم: کتاب داستاننویسی را فقط نخوانید، با آن بنویسید. بعد از هر فصل، تمرین را انجام دهید، حتی اگر ناقص باشد. داستاننویسی مثل شنا کردن است؛ با تماشای دیگران یاد نمیگیرید.
ویرایش و بازنگری: نیمهی پنهان نوشتن
نویسندههای حرفهای معمولا میگویند نوشتن یعنی بازنویسی. پیشنویس اول تقریبا همیشه ناقص است و کار اصلی در بازنگری انجام میشود. با این حال بیشتر مبتدیها همین که نوشتن را تمام کنند، کار را تمامشده میدانند.
دو کتاب در این دسته به همین موضوع میپردازند. «ویرایش و زبان داستان» که نام ناشرش، چهلکلاغ، هم در عنوان آمده، از نامش پیداست که دربارهی زبان و ویرایش داستان است. «فوت و فن بازنگری و ویرایش رمان» هم مستقیم به مرحلهی بعد از نوشتن رمان اشاره دارد. کسی که رمانی نوشته و نمیداند با متن خامش چه کند، به چنین کتابی نیاز دارد.
چند اصل ساده برای بازنگری خودتان:
- بعد از نوشتن، چند روز متن را کنار بگذارید و بعد بخوانید.
- متن را بلند بخوانید؛ گوش خطاها را بهتر از چشم پیدا میکند.
- جملههای اضافی را حذف کنید. هر جمله باید کاری بکند.
- تکرار کلمهها را کنترل کنید.
- بگذارید کسی دیگر هم بخواند و نظر بدهد.
نوشتن برای رسانه و روزنامهنگاری
نوشتن روزنامهای قواعد خودش را دارد: کوتاه، روشن، دقیق و با ساختاری که خواننده در چند ثانیه حرف اصلی را بفهمد. کسی که بخواهد در رسانه بنویسد، باید این سبک را یاد بگیرد.
کتابی با عنوان «۱۴ روش از ۱۴ روزنامهنگار معاصر» در این دسته هست. از عنوانش برمیآید که شیوهی کار چند روزنامهنگار را کنار هم میگذارد. کتاب دیگری هم با عنوان «۱۰۰ روش از ۱۰۰ نویسندهی معاصر» هست که به همین شکل، رویکردهای نویسندههای مختلف را نشان میدهد. خوبی این کتابها این است که میبینید هیچ روش یگانهای برای نوشتن نیست؛ هر کس راه خودش را پیدا کرده است.
وقتی چنین مجموعهای میخوانید، همهی توصیهها را اجرا نکنید. آنهایی را که به شخصیتتان میخورد امتحان کنید و بقیه را کنار بگذارید. با گذشت زمان، ترکیب مخصوص خودتان ساخته میشود.
نوشتن دربارهی کتاب
خیلی از ما کتاب میخوانیم و بعد از مدتی فقط یک حس مبهم از آنها در ذهنمان میماند. نوشتن دربارهی کتاب، هم یادگیری را عمیق میکند و هم مهارت نوشتن را تمرین میدهد. یادداشت، نقد و معرفی هر کدام سبک خودشان را دارند.
کتاب «راهنمای نوشتن دربارهی کتابها» در این دسته به همین موضوع میپردازد. اگر میخواهید وبلاگ کتاب بنویسید، برای دانشگاه نقد بنویسید یا فقط یادداشتهای شخصیتان را مرتب کنید، چنین کتابی راه را نشان میدهد.
یک روش ساده برای شروع: بعد از تمام کردن هر کتاب، سه پاراگراف بنویسید. اولی دربارهی اینکه کتاب چه میگوید، دومی دربارهی اینکه چه چیزی در آن دوست داشتید یا نداشتید، و سومی دربارهی اینکه چه تأثیری روی شما گذاشت. بعد از ده کتاب، مهارت شما حسابی بهتر شده است.
سفرنامهنویسی
سفر و نوشتن همیشه با هم رفتهاند. خیلیها هنگام سفر دفترچه دارند، اما وقتی برمیگردند، از آنچه نوشتهاند راضی نیستند. سفرنامهی خوب، فقط فهرست جاهایی که رفتهاید نیست؛ نگاه شما به آن جاهاست.
کتاب «چگونه سفرنویس شویم» در این دسته هست و از عنوانش پیداست که به همین مهارت میپردازد. اگر به سفر و نوشتن علاقه دارید، بخش تقویت مهارتهای انگلیسی هم که این دسته زیر مجموعهی آن است، برای زبانآموزان جالب است.
چند توصیهی سفرنامهنویسی: هر شب چند خط بنویسید، نه در پایان سفر. جزئیات کوچک را ثبت کنید: بو، صدا، رنگ. گفتوگوهای جالب را بنویسید. و از فهرستنویسی خشک پرهیز کنید.
نگارش خلاق: نوشتن از درون
نگارش خلاق فقط برای نویسندهها نیست. برای کسانی هم هست که میخواهند از نوشتن بهعنوان راهی برای فهم خودشان استفاده کنند. در این نوع نوشتن، آزادی مهم است و قضاوت باید کنار برود.
کتابی با عنوان «نگارش خلاق ۲» و عنوان فرعی دربارهی «نوشتن با تنفس آغاز میشود» و «پیکربخشی صدای معتبرتان» در این دسته هست. از این عنوان برمیآید که با نگاهی درونی و شخصی به نوشتن میپردازد و میخواهد به شما کمک کند صدای خودتان را پیدا کنید. اگر میخواهید سبک شخصی داشته باشید، این نوع کتابها اهمیت دارند.
صدای نویسنده یعنی آن چیز خاصی که نوشتهی شما را از نوشتهی دیگران جدا میکند. آن را نمیشود یکشبه ساخت، اما با نوشتن مداوم و صادقانه پیدا میشود.
گرامر و نوشتن به انگلیسی
این دسته زیر مجموعهی تقویت مهارتهای انگلیسی است و طبیعی است که زبانآموزان هم سراغش بیایند. نوشتن به زبان دوم چالشهای خاص خودش را دارد: واژگان محدودتر، ترس از اشتباه گرامری و دشواری در بیان ظرافتها.
اگر هدف شما نوشتن به انگلیسی است، سه مهارت کنار هم لازم است. اول واژگان؛ میتوانید بخش لغات و واژگان را ببینید. دوم دستور؛ بخش گرامر برایتان مفید است. سوم خواندن؛ هر چه بیشتر بخوانید، جملهها در ذهنتان جا میافتند و میتوانید بخش خواندن (Reading) را ببینید.
یک ترفند خوب: هر روز فقط سه جمله بنویسید. کوتاه، ساده و بدون ترس. بعد از یک ماه، نود جمله دارید و اعتمادبهنفستان بالاتر رفته است. البته بسیاری از کتابهای این دسته دربارهی نوشتن فارسی هستند و اگر دنبال نوشتن انگلیسی هستید، مشخصات هر کتاب را در صفحهاش بخوانید.
نوشتن (Writing) در محل کار: ایمیل، گزارش و پیشنهاد
بسیاری از ما بیشتر از هر چیز، در کار نامه و ایمیل مینویسیم. نوشتهی اداری خوب، کوتاه و روشن است و خواننده در چند ثانیه میفهمد چه از او خواستهاید. با این حال خیلیها در این نوع نوشتن گیر میکنند، چون یا خیلی رسمی و پرتکلف مینویسند یا خیلی مبهم.
یک قاعدهی ساده به کار میآید: پیش از نوشتن، حرف اصلی را در یک جمله بگویید. اگر نتوانستید، هنوز آمادهی نوشتن نیستید. بعد آن جمله را در ابتدای متن بیاورید. توضیحها و جزئیات را بعد از آن بچینید. به این ترتیب، حتی اگر خواننده فقط دو سطر بخواند، اصل مطلب را گرفته است.
موضوع دیگر لحن است. با لحنی محترمانه اما طبیعی بنویسید. جملههای بسیار بلند و کلمههای کهنه را کنار بگذارید. اگر درخواستی دارید، روشن بنویسید چه میخواهید و تا چه زمانی. کتابهای عمومی نوشتن (Writing) و ویرایش به بهتر شدن همین مهارتها کمک میکنند، حتی اگر موضوعشان داستان باشد؛ چون اصل روشننویسی همهجا یکی است.
نوشتن (Writing) برای دانشجو: مقاله، گزارش و پایاننامه
دانشجو باید زیاد بنویسد و معمولا کسی به او نمیآموزد چطور. نتیجه این است که بسیاری از دانشجوها با ترس سراغ نوشتن میروند. چند اصل ساده میتواند فشار را کم کند.
اول، طرح بریزید. پیش از نوشتن، عنوان بخشها را در یک صفحه فهرست کنید. بعد زیر هر عنوان چند نکته بنویسید. اگر طرح قوی باشد، نوشتن نصف کار شده است.
دوم، پاراگرافها را کوتاه و متمرکز بنویسید. هر پاراگراف یک ایده داشته باشد. اگر به ایدهی دوم رسیدید، پاراگراف تازه شروع کنید.
سوم، منبعهایتان را از ابتدا یادداشت کنید. پیدا کردن منبع بعد از نوشتن، وقتگیر و آزارنده است.
چهارم، از بازنگری غافل نشوید. حتی یک بار خواندن متن با ذهن تازه، بسیاری از خطاها را میگیرد. در متنهای علمی، دقت و بیطرفی مهمتر از زیبایی است، اما روانی و وضوح همیشه ارزش دارد.
یک تمرین سیروزه برای عادتسازی
راه اصلی بهتر نوشتن، نوشتن مداوم است. این برنامهی سیروزهی ساده را میتوانید امتحان کنید. هر روز فقط بیست دقیقه وقت لازم دارید.
- هفتهی اول، آزادنویسی: هر روز بیست دقیقه بنویسید و قلم را بلند نکنید. دربارهی هر چیزی. نه غلطگیری، نه پسوپیش کردن.
- هفتهی دوم، توصیف: هر روز یک صحنه، یک آدم یا یک مکان را توصیف کنید. از حواس پنجگانه کمک بگیرید: بو، صدا، رنگ، مزه و لمس.
- هفتهی سوم، گفتوگو: هر روز یک گفتوگوی کوتاه بین دو نفر بنویسید. گفتوگویی که از دهان آدمهای واقعی شنیدهاید.
- هفتهی چهارم، بازنویسی: یکی از نوشتههای هفتههای قبل را انتخاب کنید و هر روز یک بار بازنویسیاش کنید. ببینید چطور بهتر میشود.
در پایان سی روز، چند ده صفحه نوشته دارید و مهمتر از آن، عادت نوشتن. اگر یک روز جا ماند، رها نکنید؛ فردا ادامه بدهید. کتابهای آموزشی این دسته میتوانند تمرینهای دیگری هم پیشنهاد کنند.
اصول سادهی جمله و پاراگراف خوب
بسیاری از مشکلهای نوشتن با چند اصل ساده حل میشوند. این اصلها در بیشتر کتابهای نگارش تکرار میشوند و بد نیست از همینجا شروع کنید.
جملهی کوتاه بهتر از جملهی طولانی است. جملهی بلند اگر ساختارش روشن نباشد، خواننده را گم میکند. اگر جملهای را دو بار باید بخوانید تا بفهمید، آن را به دو جمله بشکنید.
فعل قوی، وصف کم. بهجای اینکه پشت سر هم صفت بیاورید، فعل دقیق انتخاب کنید. «دوید» گاهی از «با سرعت زیاد رفت» بهتر کار میکند.
نشان بده، نگو. در داستان، بهجای اینکه بنویسید «او ناراحت بود»، رفتارش را نشان بدهید: دستهایش که میلرزید، نگاهی که از چشمها میگریخت. این توصیه در کتابهای داستاننویسی زیاد تکرار میشود، هرچند همیشه هم درست نیست و گاهی «گفتن» راه بهتری است.
هر پاراگراف یک ایده. ایدهی اصلی معمولا در جملهی اول میآید و بقیهی پاراگراف آن را توضیح میدهد.
کلمهی اضافی را حذف کنید. بعد از نوشتن، هر کلمه را بپرسید: اگر برداشته شود، چیزی از معنی کم میشود؟ اگر نه، حذفش کنید.
چرا نسخهی چاپی برای نوشتن (Writing) مناسب است؟
کتابهای نوشتن بیشتر از کتابهای دیگر عملیاند. تمرین دارند، پرسش دارند و جای نوشتن میخواهند. نسخهی چاپی این امکان را میدهد که کنار متن یادداشت بنویسید، تمرینها را علامت بزنید و صفحههای مورد علاقه را جدا کنید.
همچنین خیلی از نویسندهها دوست دارند نوشتن را با کاغذ و قلم شروع کنند. کتابی که کنار دفترچه باز است، کمتر حواس را پرت میکند. نسخهی چاپی را میتوانید آنلاین سفارش بدهید و مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است.
گروه نویسندگان: چرا با دیگران نوشتن کمک میکند
نوشتن کاری تنهاست، اما نویسندهها معمولا از جمع بهره میبرند. در یک گروه کوچک نویسندگی، چند نفر نوشتههایشان را برای هم میخوانند و نظر میدهند. این کار چند فایده دارد.
اول، مهلت ایجاد میکند. وقتی میدانید هفتهی بعد باید متنی بخوانید، نوشتن را به تعویق نمیاندازید. دوم، خوانندهی واقعی برایتان میسازد. خیلی از اشکالهای نوشته وقتی دیده میشوند که دیگری بخواند. سوم، شما هم با نقد کردن نوشتهی دیگران، چشمتان بازتر میشود.
برای اینکه این گروهها خوب کار کنند، چند قاعده مهم است. نقد دربارهی متن باشد، نه شخص. اول از نقطههای قوت بگویید و بعد از نقطههای ضعف. هر نفر فقط یکی دو نکتهی اصلی بگوید تا نویسنده زیر بار نظرها له نشود. و نویسنده هنگام نقد ساکت باشد و فقط گوش بدهد.
اگر گروهی نزدیک شما نیست، میتوانید با یک دوست که او هم مینویسد شروع کنید. حتی دو نفر هم کافی است. کتابهای نوشتن (Writing) این دسته، مثلا کتابهایی که چند نویسنده را با شیوههای مختلف معرفی میکنند، میتوانند موضوع بحث گروه شما باشند: هر جلسه یک روش را امتحان کنید و ببینید چه نتیجهای میدهد.
نکتهی آخر، صبر است. نوشتن مهارتی بلندمدت است و پیشرفتش گاهی آهسته دیده میشود. اگر نوشتههای شش ماه پیشتان را بخوانید و از خودتان راضی نباشید، خوشحال باشید؛ یعنی چشمتان بهتر شده است.
ابزارهای سادهی نویسنده
برای نوشتن لازم نیست چیز خاصی بخرید. یک دفترچهی جیبی برای ایدهها، یک خودکار و یک جای آرام کافی است. بعضی نویسندهها عاشق کاغذ و مداد هستند و بعضی با رایانه راحتترند؛ هر کدام که تمرکز شما را حفظ میکند، همان درست است.
چند ابزار ذهنی هم مفید است. یکی فهرست ایدههاست: هر وقت جملهای، صحنهای یا آدمی توجهتان را جلب کرد، یادداشت کنید. دوم فرهنگ لغت و کتاب املاست؛ پرسیدن معنی و املای درست یک واژه، نشانهی حرفهای بودن است، نه ضعف. سوم یک خوانندهی مورد اعتماد که راستش را بگوید.
و بالاخره کتابها. کتابهای نوشتن، ابزاری هستند که یک بار میخرید و سالها به آنها برمیگردید. هر بار که در کاری گیر کردید، همان فصل مربوط را دوباره بخوانید. آنچه در بار اول نفهمیده بودید، بار دوم روشن میشود.
مسیر عملی برای مبتدیها
اگر نمیدانید از کجا شروع کنید، این مسیر ساده را امتحان کنید.
- هر روز ده دقیقه بنویسید، دربارهی هر چیزی. هدف فقط عادت کردن است.
- یک کتاب عمومی دربارهی نوشتن بخوانید و تمرینهایش را انجام دهید.
- نوشتههایتان را بلند بخوانید و جملههای سخت را ساده کنید.
- به سراغ نوع مورد علاقهتان بروید: داستان، مقاله، سفرنامه یا نقد.
- کتاب ویرایش بخوانید و متنهای قدیمیتان را بازنویسی کنید.
- از دیگران بازخورد بگیرید.
پیشفرض همهی این مراحل این است که بنویسید. کتاب جای نوشتن را نمیگیرد؛ فقط راه را روشنتر میکند.
اشتباههای رایج در نوشتن (Writing)
چند اشتباه در میان نویسندههای تازهکار زیاد دیده میشود.
منتظر الهام ماندن. الهام همیشه نمیآید. نویسندهها معمولا منظم مینویسند، حتی وقتی حسش را ندارند.
کمالگرایی در پیشنویس. اگر در همان بار اول بخواهید هر جمله عالی باشد، هیچوقت جلو نمیروید. اول بنویسید، بعد اصلاح کنید.
ناتوانی در حذف. بخشهایی را که دوستشان دارید اما به متن کمک نمیکنند، باید کنار بگذارید. این سختترین کار نویسنده است.
نخواندن. کسی که نمیخواند، نمیتواند خوب بنویسد. خواندن آموزش پنهان نوشتن است.
مقایسهی خود با نویسندههای بزرگ. مقایسهی پیشنویس خودتان با کتاب چاپشدهی یک نویسندهی حرفهای منصفانه نیست؛ آن کتاب چند بار بازنویسی و ویرایش شده است.
عادتهای نویسندهها: چیزهایی که میتوان دزدید
هر نویسنده عادتهای خودش را دارد. بعضی صبح زود مینویسند، بعضی شب. بعضی هدفشان تعداد کلمه است و بعضی تعداد ساعت. کتابهای مجموعهی روشها، مثل عنوانهایی که چند نویسنده را کنار هم میگذارند، این تنوع را نشان میدهند.
از این تنوع میتوانید چیزهایی یاد بگیرید. یک زمان ثابت برای نوشتن انتخاب کنید. جایی که حواسپرتی کم باشد. یک هدف کوچک و قابلانجام تعیین کنید؛ مثلا یک صفحه در روز یا نیم ساعت نوشتن. و دفترچهای برای ایدهها همراه داشته باشید.
همهی اینها را لازم نیست همزمان امتحان کنید. یکی را انتخاب کنید و دو هفته ادامه بدهید. اگر به دردتان خورد، نگهش دارید.
چطور کتاب نوشتن (Writing) را انتخاب کنیم؟
نوع نوشتن مورد نظر
اول مشخص کنید چه میخواهید بنویسید. کتاب داستاننویسی برای مقالهنویسی کمک زیادی نمیکند و برعکس.
سطح شما
مبتدی به کتاب ساده و تمرینمحور نیاز دارد. کسی که کمی نوشته، ممکن است کتاب ویرایش یا مجموعهی روشها را ترجیح دهد.
سبک کتاب
بعضی کتابها دستوریاند و بعضی الهامبخش. ببینید کدام برای شما بهتر کار میکند.
موجودی
مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است. قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود. اگر کتابی ناموجود بود، چند روز بعد دوباره سر بزنید.
پرسشهای پرتکرار
برای شروع نوشتن کدام کتاب مناسب است؟
اگر میخواهید داستان بنویسید، «خودت داستان بنویس» یا «بیایید داستان بنویسیم» را ببینید. اگر میخواهید دربارهی کتاب بنویسید، «راهنمای نوشتن دربارهی کتابها». سطح دقیق هر کتاب را در صفحهی خودش ببینید.
آیا کتاب میتواند نویسندهام کند؟
کتاب راه و ابزار میدهد، اما نوشتن با تمرین بهتر میشود. کتاب را با نوشتن روزانه همراه کنید.
کتاب ویرایش برای مبتدی هم مفید است؟
وقتی چیزی نوشتهاید، بله. اگر هنوز چیزی ننوشتهاید، اول بنویسید و بعد سراغ ویرایش بروید.
این دسته برای یادگیری نوشتن انگلیسی هم هست؟
این دسته زیر مجموعهی مهارتهای انگلیسی است، اما بسیاری از عنوانهایش دربارهی نوشتن به فارسیاند. مشخصات هر کتاب را در صفحهاش بخوانید.
چقدر باید روزانه بنویسم؟
مقدار دقیقی وجود ندارد. ده تا سی دقیقهی منظم برای بیشتر آدمها کافی و قابلادامه است.
کتاب ناموجود است، چه کنم؟
قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود. صفحه را بعدا دوباره ببینید.
جمعبندی
نوشتن (Writing) مهارتی است که با کتاب مناسب و تمرین منظم رشد میکند. از داستاننویسی و ویرایش تا نوشتن دربارهی کتاب، سفرنامه، روزنامهنگاری و نگارش خلاق، این دسته برای هر علاقهای چیزی دارد.
مشخصات هر کتاب را در صفحهی خودش بخوانید، با هدف نوشتنتان مقایسه کنید و نسخهی چاپی مناسب را آنلاین سفارش بدهید. صفحهی سفید منتظر شماست.