خواندن (Reading)
پیمان رئیسیان پروری
ترجمهی زهرا ایزدی
آرمان رشد
پیمان رئیسیان پروری
ترجمهی زهرا ایزدی
آرمان رشد
پیمان رئیسیان پروری
ترجمهی زهرا ایزدی
آرمان رشد
پیمان رئیسیان پروری
ترجمهی زهرا ایزدی
آرمان رشد
مهارت خواندن (Reading) در زبان انگلیسی همان مهارتی است که زودتر از همه به کارتان میآید: برای فهمیدن یک مقاله، درس گرفتن از یک کتاب، گذراندن آزمون یا حتی خواندن دفترچهی راهنمای یک وسیله. در این صفحه میخوانید کتاب تقویت خواندن (Reading) چه شکلی دارد، برای هر سطح چه نوع کتابی مناسب است، چطور بدون خسته شدن سرعت و درک متنتان را بالا ببرید و چه اشتباههایی هنگام خرید رایج است. نسخه چاپی کتابها را میتوانید آنلاین سفارش بدهید و مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است.
وقتی از یادگیری انگلیسی حرف میزنیم، اغلب یاد مکالمه میافتیم. اما بیشتر آدمها در زندگی روزمره بیش از آنکه با کسی حرف بزنند، متن انگلیسی میبینند: برچسب دارو، منوی برنامه، ایمیل کاری، مقالهی دانشگاهی، زیرنویس فیلم. خواندن دری است که هر روز باز میماند. علاوه بر این، خواندن راهی است برای یاد گرفتن بقیهی مهارتها. واژهای را که چند بار در متن ببینید، بهتر از فهرست حفظی به خاطر میسپارید. ساختار جمله را هم از لابهلای متنها یاد میگیرید.
پس اگر وقت یا انرژی محدودی دارید و نمیدانید از کجا شروع کنید، خواندن گزینهی مطمئنی است. فقط باید درست پیش بروید، یعنی متنی را بخوانید که نه آنقدر آسان باشد که چیزی یاد نگیرید و نه آنقدر سخت که ناامید شوید.
گروههای مختلفی سراغ کتاب خواندن (Reading) میآیند و هر گروه چیز دیگری میخواهد.
پیش از خرید بپرسید خودتان در کدام گروه میگنجید. انتخاب کتاب بر اساس هدف، از انتخاب بر اساس جلد و نام بسیار مطمئنتر است.
کتابهای این دسته را میشود چند خانواده در نظر گرفت.
مثل مجموعهی «ریدینگ ویت فان» با دو جلد. متنهای کوتاه دارد و بعد از هر متن سؤال یا تمرین میآید. این نوع کتاب برای کسی است که میخواهد قدمبهقدم پیش برود.
مثل «بیلد آپ یور انگلیش» و «براش آپ یور انگلیش». از نامشان پیداست که هدفشان تقویت و مرور زبان است و بخش خواندن، یکی از بخشهای اصلیشان است.
«راهنمای کامل خواندن متون انگلیسی عمومی» و «درک متن انگلیسی به زبان ساده» از همین نوعاند. اینها بیشتر روی راهکار میپردازند: چطور سؤال را بخوانیم، کجا دنبال جواب بگردیم، با واژهی ناآشنا چه کنیم.
«داستانهای کوتاه» و کتابهایی مثل «اصول سخنرانی تد» به شما متن واقعیتری میدهند. خواندن داستان کوتاه انگلیسی لذت دارد و به عادت خواندن کمک میکند. متن سخنرانی هم لحن گفتاری و واژههای امروزی را نشان میدهد.
مجموعهی «یک بار برای همیشه» با دو جلد به تندخوانی، حافظه و مطالعهی مؤثر میپردازد. عنوانشان نشان میدهد که خواندن را بهطور کلی تقویت میکنند. برای اینکه مهارتشان را روی متن انگلیسی هم امتحان کنید، باید تمرین کنید و فقط خواندن کتاب کافی نیست.
مهمترین اشتباه خریداران این است که سطحشان را بالاتر یا پایینتر از واقعیت تصور میکنند. یک آزمون ساده در خانه میتواند کمک کند. یک صفحه از کتاب را باز کنید و متن را بخوانید. اگر از هر ده کلمه بیشتر از یکی یا دو تا را نمیشناسید، احتمالا سطح مناسب است. اگر تقریبا از هر سه کلمه یکی را نمیدانید، کتاب برایتان سنگین است و باید به سراغ سطح پایینتر بروید. اگر همه چیز را بدون فکر میفهمید، کتاب آسان است و چیز تازهای یاد نمیدهد.
این آزمون دقیق علمی نیست، اما برای تصمیم عملی کافی است. پیشنهاد میکنیم قبل از خرید، اگر در صفحهی کتاب نمونهای از متن یا فهرست مطالب هست، آن را نگاه کنید. مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است.
اگر بعد از خرید دیدید کتاب کمی سخت است، ناامید نشوید. میتوانید هر روز فقط یک متن کوتاه بخوانید و بهمرور جلو بروید. اگر خیلی آسان بود، آن را بهعنوان مرور سریع استفاده کنید و سراغ کتاب سطح بالاتر بروید.
کسی که تازه شروع میکند، دو ترس دارد. اول اینکه واژهها زیاد است و هیچوقت تمام نمیشود. دوم اینکه ساختار جملهها پیچیده است. راهحل هر دو، متنهای کوتاه، تمرین منظم و صبر است. مجموعههایی مثل «ریدینگ ویت فان ۱» از نامش پیداست که دنبال یک شروع ساده و سرگرمکننده است و میتواند برای سطح اول انتخاب شود.
چند توصیه برای مبتدی:
اگر هنوز پایهی گرامر و واژگانتان ضعیف است، همزمان به دستههای گرامر و لغات و واژگان هم سر بزنید. خواندن و این دو مهارت مثل سه پایهی یک میز هستند.
وقتی متنهای ساده را راحت میفهمید، وقت آن است که به متنهای بلندتر و اصیلتر بروید. کتابهایی مثل «بیلد آپ یور انگلیش» و «براش آپ یور انگلیش» در این مرحله به کار میآیند و میتوانند مرور عمومی زبان را همراه با خواندن پوشش بدهند.
در این سطح یک تغییر مهم لازم است: از خواندن برای تمرین، به خواندن برای لذت هم برسید. داستان کوتاه، روزنامهی ساده یا متن سخنرانی میتواند کمک کند. اگر کتاب داستانی مثل «داستانهای کوتاه» یا «پا به پای باران» را انتخاب میکنید، هدفتان درک کلی باشد، نه فهمیدن تکتک واژهها. اگر در هر صفحه چند واژه را نمیدانید، اشکالی ندارد. وقتی داستان جذاب باشد، ذهن خودش خلأ را پر میکند.
قاعدهی سهمرحلهای سادهای وجود دارد. اول، بدون توقف ادامه بدهید و ببینید معنی از متن اطراف مشخص میشود یا نه. دوم، اگر واژه چند بار تکرار شد، آن را علامت بزنید. سوم، در پایان جلسه فقط همان واژههای علامتخورده را در دیکشنری ببینید. این روش از توقف مکرر جلوگیری میکند و روانی خواندن را حفظ میکند.
خواندن برای آزمون با خواندن برای لذت فرق دارد. در آزمون زمان محدود است و سؤالها معمولا از پیش میگویند دنبال چه هستید. کتابهایی مثل «راهنمای کامل خواندن متون انگلیسی عمومی» و «درک متن انگلیسی به زبان ساده» روی همین مهارت تمرکز دارند. آنها معمولا به شما یاد میدهند چطور سؤالها را پیش از متن بخوانید، چطور کلمهی کلیدی را بیابید و چطور گزینههای گمراهکننده را کنار بگذارید.
چند راهکار عمومی که در بیشتر منابع دیده میشود:
این توصیهها فقط عمومیاند و سبک آزمونهای مختلف تفاوت دارد. پیش از انتخاب کتاب، مطمئن شوید با آزمونی که میخواهید بدهید همخوانی دارد.
گاهی مشکل خواندن انگلیسی از خود زبان نیست، از عادتهای مطالعه است. کسی که فارسی را هم آهسته و با تمرکز کم میخواند، انگلیسی را هم همینطور میخواند. کتابهایی مثل مجموعهی «یک بار برای همیشه» به همین عادتها میپردازند: چطور تمرکز کنیم، چطور سریعتر بخوانیم، چطور بهتر به خاطر بسپاریم.
البته باید صادق باشیم. تندخوانی جادو نیست. وقتی واژهها را نمیشناسید، سریع خواندن به فهمیدن کمک نمیکند. بنابراین تمرینهای سرعت را بهتر است روی متنی انجام بدهید که سطح آن برایتان راحت است. اول فهمیدن، بعد سرعت.
هر تکنیکی را که در این کتابها یاد میگیرید، ابتدا روی متن فارسی امتحان کنید. وقتی احساس راحتی کردید، همان را به متن انگلیسی ساده منتقل کنید.
برای تقویت خواندن (Reading)، کتاب خوب مهم است، اما عادت روزانه مهمتر است. چند پیشنهاد ساده:
یک نکتهی روانی هم هست: خودتان را با دیگران مقایسه نکنید. کسی که سالها در محیط انگلیسیزبان بوده با شما فرق دارد. با خود دیروزتان مقایسه کنید.
مهارتهای زبان از هم جدا نیستند. کسی که زیاد میخواند، معمولا در نوشتن هم پیشرفت میکند، چون الگوی جملهها و عبارتها را در ذهنش دارد. کسی که هم میخواند و هم گوش میدهد، تلفظ را بهتر میفهمد. و کسی که مکالمه میکند، واژههای خواندنی را فعال میکند.
بنابراین خواندن را تنها رها نکنید. اگر هدفتان تسلط کلی است، میتوانید به دستهی نوشتن برای تمرین بیان مکتوب، به دستهی شنیداری برای تقویت گوش و به دستهی مکالمه برای صحبت کردن هم نگاه کنید. همهی اینها زیر مجموعهی دستهی تقویت مهارتهای انگلیسی هستند و از آنجا میتوانید مسیر کامل را ببینید.
پیش از سفارش این نکتهها را بررسی کنید.
قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود. اگر کتابی مدنظرتان است، صفحهی خودش را ببینید.
تصور کنید فردی به اسم مریم، دانشجوی سال دوم، میخواهد برای خواندن مقالههای رشتهاش آماده شود. او یک کتاب درک مطلب عمومی میخرد و برنامهای میریزد: هر روز یک متن. هفتهی اول خیلی سخت است. هر جمله را دو بار میخواند و پنج واژهی ناشناخته پیدا میکند. اما به تکرار ادامه میدهد. بعد از یک ماه، متنهای کوتاه را بدون دیکشنری تمام میکند. بعد از سه ماه، سراغ یک مقالهی سادهی رشتهاش میرود و میبیند بخش عمدهی آن را میفهمد.
این ماجرا خیالی است و برای شما نسخهی قطعی نمیپیچد. نکتهاش این است که تغییر بزرگ از تداوم کوچک شروع میشود، نه از خریدن پرحجمترین کتاب.
خوانندگان ماهر انگلیسی هر متن را یکجا و بینقشه شروع نمیکنند. حتی وقتی سادهترین تمرین را انجام میدهند، سه مرحله را از سر میگذرانند و شما هم میتوانید همین روش را در تمرینهای خواندن (Reading) خودتان به کار بگیرید.
به عنوان متن، تصویرها، تیترهای فرعی و اولین جملهی هر پاراگراف نگاه کنید. از خودتان بپرسید: «این متن دربارهی چیست؟ من از این موضوع چه میدانم؟» همین چند ثانیه ذهن را آماده میکند و واژههای مرتبط را از حافظه بیرون میآورد. اگر متن دربارهی سفر است، ذهن شما خودبهخود واژههایی مثل فرودگاه، بلیت و هتل را فعال میکند و خواندن راحتتر میشود.
هدفتان درک جریان متن باشد. هر چند پاراگراف یک بار مکث کنید و در ذهن یا روی حاشیه یک عبارت کوتاه بنویسید. اگر جملهای طولانی و پیچیده است، آن را به بخشهای کوچکتر بشکنید: فاعل کیست، چه کاری انجام میدهد، و بقیهی جمله چه اطلاعاتی اضافه میکند. این تجزیهی ساده خیلی از جملههای ترسناک را رام میکند.
بدون نگاه به متن، بگویید یا بنویسید چه فهمیدید. سپس متن را باز کنید و مقایسه کنید. هر جا اختلاف بود، همانجا نشانهی نقطهی ضعف شماست. این مرحله از همه مهمتر است، چون فهم را به حافظهی بلندمدت میبرد.
در آموزش زبان از دو شیوهی خواندن حرف میزنند. در خواندن دقیق، یک متن کوتاه را با تمرکز کامل میخوانید، جملهها را تجزیه میکنید و واژهها را یادداشت میکنید. در خواندن گسترده، متنهای بلندتر و راحتتر را بدون توقف زیاد میخوانید تا به مقدار زیادی زبان برسید و عادت خواندن پیدا کنید. هر دو لازماند.
کتابهای آموزشی با تمرین، مثل مجموعههای دارای متن و سؤال، بیشتر به خواندن دقیق کمک میکنند. داستان کوتاه و متنهای سخنرانی بیشتر به خواندن گسترده. اگر فقط یکی را انجام بدهید، پیشرفتتان ناقص میماند. یک برنامهی متعادل، برای مثال سه روز خواندن دقیق و دو روز خواندن گسترده در هفته، میتواند نقطهی شروع باشد.
بسیاری از دانشجوها میخواهند فقط مقالهی رشتهی خودشان را بفهمند. متنهای دانشگاهی ویژگیهایی دارند که آنها را از متن روزمره جدا میکند: جملههای بلندتر، واژههای تخصصی، و ساختار مشخص شامل مقدمه، روش، نتیجه و بحث. خبر خوب این است که این ساختار تکراری است. وقتی الگو را یاد گرفتید، هر مقالهی تازه راحتتر میشود.
برای شروع، چکیده را با دقت بخوانید. چکیده همهی ماجرا را در چند جمله میگوید و اگر آن را بفهمید، میدانید بقیهی مقاله دنبال چه چیزی است. بعد سراغ نتیجهگیری بروید و در آخر، اگر لازم بود، بخشهای میانی را بخوانید. این ترتیب برای کسی که وقت کم دارد بسیار به کار میآید.
کتابهایی که متنهای عمومی دانشگاهی را همراه با تمرین پوشش میدهند، پلی هستند میان انگلیسی مدرسهای و انگلیسی مقاله. اگر دانشجو هستید، هنگام انتخاب کتاب خواندن (Reading) به این موضوع فکر کنید.
خواندن بیصدا سریعتر است و برای درک کلی متن مناسب است. خواندن با صدای بلند آهستهتر است، اما تلفظ، ریتم و پیوند بین واژهها را تقویت میکند. اگر میخواهید هم تلفظتان بهتر شود و هم متن را حفظ کنید، بعد از یک بار خواندن بیصدا، پاراگرافهای منتخب را بلند بخوانید.
یک ترفند ساده: بخشی از متن را بلند بخوانید و با گوشی ضبط کنید. بعد گوش کنید. شنیدن صدای خودتان اولین بار عجیب است، ولی بازخورد خیلی مفیدی میدهد.
هدف روشن انگیزه میآورد. چند نمونهی هدف عملی را ببینید.
هدفی که اندازهگیریشدنی باشد، بهتر پیگیری میشود. از عبارتهایی مثل «انگلیسیام قوی شود» بپرهیزید و بهجایش کاری مشخص بنویسید.
بعضی مشکلها به زبان مربوط نیستند، به ذهن مربوطاند. یکی از رایجترین آنها کمالگرایی است: «اگر هر واژه را نفهمم، یعنی نفهمیدهام.» این باور غلط است. حتی در فارسی هم گاهی چند واژه را نمیدانیم و باز معنی کلی را میفهمیم. دیگری ترس از اشتباه است. خواندن یک مهارت بیخطر است و کسی شما را قضاوت نمیکند. جایی که میتوانید با خیال راحت اشتباه کنید همینجاست.
مشکل سوم مقایسه است. وقتی میبینید بعضیها متن را سریعتر میخوانند، ناامید میشوید. اما هر کسی مسیر خودش را دارد. مهم این است که هفتهی بعد از شما، از این هفتهی شما بهتر باشد.
راه مقابله با این خطاها ساده است: هدفهای کوچک بگذارید، پیشرفتهای کوچک را یادداشت کنید و به خودتان امتیاز بدهید. هر بار که متنی را بدون کمک تمام کردید، یک تیک در دفترتان بگذارید. دیدن این تیکها بعد از چند هفته انگیزهی بزرگی است.
کتاب چاپی چند مزیت ملموس دارد. میتوانید روی آن بنویسید، زیر واژه خط بکشید و حاشیهنویسی کنید. صفحهها را ورق میزنید و حافظهی مکانی شما کمک میکند بفهمید یک مطلب کجای کتاب بود. صفحه نور آبی ندارد و حواستان را با اعلانها پرت نمیکند. برای کسی که میخواهد ذهنش را روی خواندن متمرکز کند، اینها ارزش زیادی دارد.
نسخه چاپی را میتوانید آنلاین سفارش بدهید و کنار میز مطالعهتان بگذارید. یک کتاب را با یک مداد و یک دفتر یادداشت ترکیب کنید و در همان چند دقیقهی روزانه از آن بیشترین بهره را ببرید.
این برنامه فقط یک نمونه است و میتوانید آن را با زندگی خودتان تطبیق بدهید.
اگر هفتهای نتوانستید همهی روزها را انجام بدهید، نگران نشوید. مهم این است که رشتهی کار قطع نشود. یک روز از دست رفته را با دو روز بعد جبران نکنید. فقط ادامه بدهید.
بستگی به سطح شما دارد. مبتدیها معمولا از کتابهایی با متن کوتاه و تمرین ساده شروع میکنند، مثل جلد اول مجموعههای آموزشی. برای سطح متوسط، کتابهای تقویت عمومی و داستان کوتاه مناسبتر است. بهتر است پیش از خرید، مشخصات و سطح کتاب را در صفحهی خودش بخوانید.
میتواند به عادتهای مطالعه و تمرکز کمک کند. اما تندخوانی جای دانستن واژهها و ساختار جمله را نمیگیرد. ابتدا فهمیدن را تقویت کنید و سپس سرعت را.
بله، چون متن طبیعیتری به شما میدهد و خواندن را لذتبخش میکند. فقط داستانی انتخاب کنید که سطحش برایتان زیادی سخت نباشد. اگر در هر صفحه تعداد زیادی واژهی ناآشنا داشت، سطح پایینتر را امتحان کنید.
اگر کتاب برای همان نوع آزمون نوشته شده باشد، بله. توجه کنید که هر آزمون قالب و سبک مخصوص خودش را دارد. مشخصات کتاب را بخوانید تا مطمئن شوید با آزمون شما همخوان است.
مقدار مشخصی که برای همه درست باشد وجود ندارد. برای بیشتر آدمها ده تا سی دقیقهی مداوم روزانه، بهتر از یک روز طولانی در هفته است. مهم این است که برنامهای بسازید که بتوانید دنبالش کنید.
مبتدیها معمولا از توضیح فارسی سود میبرند، چون ترس از نفهمیدن کم میشود. با بالا رفتن سطح، میتوانید به منابع کاملا انگلیسی بروید تا ذهنتان به انگلیسی فکر کردن عادت کند.
قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود. برای اطلاع دقیق به صفحهی همان کتاب نگاه کنید.
کتاب خواندن (Reading) کمک میکند آرامآرام از دیدن انگلیسی به فهمیدن آن برسید. کافی است سطح واقعی خودتان را بشناسید، کتابی مطابق هدفتان انتخاب کنید، هر روز کمی بخوانید و مرور را فراموش نکنید. کتابهای همین دسته را ببینید، مشخصات هر کدام را بخوانید و نسخه چاپی مناسب خودتان را آنلاین سفارش بدهید.