مجموعه اشعار نیما یوشیج
۹۰۲
صفحه
۱۴۰۴
سال چاپ
رقعی
قطع
گالینگور
نوع جلد
گزیده ای از مجموعه ی اشعار کامل نیما یوشیج آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید! یک نفردر آب دارد می سپارد جان. یک نفر دارد که دست و پای دائم میزند روی این دریای تند و تیره و سنگین که میدانید. آن زمان که مست هستید از خیال دست یابیدن به دشمن، آن زمان که پیش خود بیهوده پندارید که گرفتستید دست ناتوانی را تا تواناییّ بهتر را پدید آرید، آن زمان که تنگ میبندی
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-555201
- تعداد صفحه
- ۹۰۲
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- گالینگور
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۴
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهتوضیحات
گزیده ای از مجموعه ی اشعار کامل نیما یوشیج آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید! یک نفردر آب دارد می سپارد جان. یک نفر دارد که دست و پای دائم میزند روی این دریای تند و تیره و سنگین که میدانید. آن زمان که مست هستید از خیال دست یابیدن به دشمن، آن زمان که پیش خود بیهوده پندارید که گرفتستید دست ناتوانی را تا تواناییّ بهتر را پدید آرید، آن زمان که تنگ میبندید برکمرهاتان کمربند، در چه هنگامی بگویم من؟ یک نفر در آب دارد میکند بیهود جان قربان! آی آدمها که بر ساحل بساط دلگشا دارید! نان به سفره،جامه تان بر تن؛ یک نفر در آب میخواند شما را در آغاز مجموعه اشعار نیما یوشیج می خواینم: يادداشت زنده ياد دكتر محمد معين هفتاد سال پيش كودكى در يوش مازندران ديده به جهان گشود كه مقدر بود بعدها نيماى نيماور = (نامآور) گردد. نيما در طى زندگانى ادبى خود در داستاننويسى، نمايشنامه نويسى، نگارش مباحث ادبى به آزمايش پرداخته است، ولى آنچه كه او را نامبردار ساخته جنبه شاعرى اوست. در شعر نيز وى مراحل مختلف را طى كرده: سرودن اشعارى كه شكل و قالب و مضمون آنها به سبك قدماست؛ سرودن اشعارى كه شكل و قالب آنها به سبك پيشينيان است ولى مضمون آنها نو و بكر مىباشد و سرودن اشعار به سبكنو، از اين سهنوع، آنچهكه شخصيت نيما رانشان مىدهد دسته اخير است. پس از درگذشت نيما بنا به وصيّت وى، كار تدوين و چاپ آثار فراوان و گرانقدرش با يارى همسر و فرزند و چند تن از ياران صميم آن مرحوم با مراقبت نگارنده آغاز شد و نخستين شماره به عنوان «افسانه و رباعيات» از طرف سازمان چاپ كيهان طبع و منتشر گرديد. و اينك دومين شماره به عنوان «ماخاولا» به همت و علاقه بىشائبه آقاى سيروس طاهباز و همراهى آقاى شراگيم، فرزند برومند نيما، از طرف «انتشارات شمس» منتشر مىگردد. اميد است كه هرچه زودتر در انتشار آثار ديگر نيما توفيق يابيم. بهمن ماه 1344 محمد معين يادداشت زنده ياد جلال آل احمد … يك سال پس از مرگش، 1339، «افسانه و رباعيات» در يك جلد درآمد. در نشريات كيهان. به نظارت استادم محمد معين و داريوش و جنتى و آن «يكى ديگر»، «افسانه» را حتى آماده كرده بود (و اين سومينبار بود كه چاپ مىشد) و رباعيات را ما دو تن ديگر. و دكتر معين فقط سرپرستى مىكرد. و بعد هركدام ما به علتى سرخورديم. يكى به علت ولنگارى اين دوست در فلان رنگيننامه و ديگرى به علت مشاغلى كه داشت و سوّمى به وحشتى كه از «قائميانبازى» مىكرد ـ دكتر معين هم كه همان كار «لغتنامه» كافى بود كه از پا بيندازدش. ناچار عاليه خانم به دست و پا افتاد. و چه شورى مىزد! تا يك روز جمع شديم با «آزاد» و ساعدى و طاهباز كه تعهد كنيم نشر الباقى آثار پيرمرد را و حال آن كه هر كداممان يك سر و هزار سودا. تا عاقبت طاهباز داوطلب شد. و قرارمان براينكه عاليه خانم همه كارها را بسپارد به طاهباز تا به كمك خودش و شراگيم نظمى بدهند و دفترها و آن «يكى ديگر» هم دست طاهباز را بگذارد در دست دكتر معين، كه اگر ما همت نداشتيم اين دارد. و اين كارها را كرديم. و طاهباز راه افتاد. اول يك كتاب جيبى درآورد «برگزيده اشعار نيمايوشيج» دى ماه 1342 ـ با تصويرى كه هانيبال الخاص از صورت پيرمرد كشيده بود بر روى جلد. بعد «ماخاولا» را درآورد. اسفند 1344. در انتشارات شمس تبريز. با طرح جلدى كه بهمن محصص كشيده بود. و تا اينجا هم عاليه خانم حضور داشت و هم دكتر معين. سپس عاليه خانم نيز به دنبال پيرمرد رفت و دنياى ما را حتى به آن اندازه نتوانست تحمل كند كه مجموع آثار پيرمرد درآيد. و از اين پس كارها ماند به عهده طاهباز تنها كه «شعرمن» را در «انتشارات جوانه»، پاييز 1345 منتشر كرد با تصوير ماسكى كه ضياءپور نقاش از صورت پيرمرد در زمان حياتش برداشته بود. و كار طاهباز مىدانم كه هنوز ادامه دارد. 20 بهمن 1346 جلال آلاحمد اى نام تو بهترين سرآغاز بىنام تو نـامه كى كنم باز «نظامى» يادداشت گردآورنده اين كتاب مجموعه ى كامل اشعار فارسى نيمايوشيج است، كه به يارى خداوند بزرگ در طول ساليان متمادى به گردآورى، نسخهبردارى، تدوين و آماده كردنشان براى چاپ توفيق يافتم. شعرهاى فارسى به پيشنهاد روانشاد عاليه خانم جهانگير (يوشيج) و زندهياد جلال آلاحمد و موافقت استاد بزرگ محمدمعين، وصىّ نيما، و لطف آقاى شراگيم يوشيج، به تدريج از سال 1340 به بعد تفكيك، نسخه بردارى و تدوين كردم و بخشى از آنها را در طول اين ساليان در مجموعه هاى جداگانه به ا ين شرح منتشر كردم : ماخاولا (29 شعر، انتشارات دنيا، چاپ اول 1344)، شعر من (21 شعر، انتشارات جوانه، 1345)، ناقوس (12 شعر، انتشارات مرواريد، 1345)، شهر شب و شهر صبح (11 شعر، انتشارات مرواريد، 1346)، قلمانداز (21 شعر، انتشارات دنيا، 1349)، فريادهاى ديگر و عنكبوت رنگ (14 شعر، انتشارات جوانه، 1350)، آب در خوا



































