نفرین ابدی بر خوانندۀ این برگ ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۲۷۲

صفحه

۱۴۰۲

سال چاپ

رقعی

قطع

کتاب نفرین ابدی بر خوانندۀ این برگ‌ها نوشتۀ مانوئل پوییگ ترجمۀ احمد گلشیری گزیده‌ای از متن کتاب فصل یک _ اینجا کجاست؟ _ میدون واشینگتنه، آقای رامیرِز. _ می‌دونم میدونه، اما واشینگتنش رو نمی‌دونستم، جدی واشینگتن اسم یه آدمه، اولین رئیس‌جمهور آمریکا. _ آره، شنیده‌م، ممنون. _ … . _ واشینگتن … _ فکرش رو نکنین، مهم نیست آقای رامیرِز. فقط یه اسمه، همین و بس. _ این

۲۱۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-353784
شابک
۱۴۰۲۱۲۰۷۰۱
تعداد صفحه
۲۷۲
قطع
رقعی
سال انتشار شمسی
۱۴۰۲

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از مانوئل پوییگ

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب نفرین ابدی بر خواننده این برگ ها

مانوئل پوییگ

ترجمه‌ی احمد گلشیری

نگاه

۲۱۰٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب کتاب امپرسیون بیرون غار

ارا (شهین خسروی نژاد)

نگاه

۲۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مرگ یک دست سفیدمی پوشد

ابراهیم عادل

نگاه

۱۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کتاب جغرافیای خانگی

ستاره پارسا

نگاه

۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب حالات ازاد عشق

گونول و امراه شاهان

ترجمه‌ی علیرضا سیف الدینی

نگاه

۳۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب رهگذر کوچۀ تنهایی

یدالله عباسی

نگاه

۱۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سی وسه پل، چهارونیم اکتاو
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مرواریدهای پشیمانی

فیلیپ کلودل، نجمه موسوی

نگاه

۲۱۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مجموعه اشعار نسرین جافری

فریدون شهبازیان، نسرین جافری

نگاه

۲۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نوشتن از من خواندن از شما

کوردولا اشتراتمان

نگاه

۳۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب فیه ما فیه

بدیع الزمان فروزانفر، مولانا

نگاه

۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان عبدالرزاق اصفهانی

وحید دستگردی، عبدالرزاق جمال الدین اصفهانی

نگاه

۵۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پنجاه و سه نفر

بزرگ علوی

نگاه

۵۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان عطار

بدیع الزمان فروزانفر، عطار نیشابوری

نگاه

۸۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان محتشم کاشانی

اکبر بهداروند، محتشم کاشانی

نگاه

۵۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سردخانه

علی کاکاوند

نگاه

۲۴۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تصویر دوریان گری – چشم و چراغ 86

اسکار وایلد

ترجمه‌ی ابوالحسن تهامی

نگاه

۶۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تعادل روز بر انگشتم

شمس لنگرودی

نگاه

۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سال هاى سگى

ماریو بارگاس یوسا، احمد گلشیری

ترجمه‌ی احمد گلشیرى

نگاه

۹۵۰٬۰۰۰تومان

توضیحات

کتاب نفرین ابدی بر خوانندۀ این برگ‌ها نوشتۀ مانوئل پوییگ ترجمۀ احمد گلشیری گزیده‌ای از متن کتاب فصل یک _ اینجا کجاست؟ _ میدون واشینگتنه، آقای رامیرِز. _ می‌دونم میدونه، اما واشینگتنش رو نمی‌دونستم، جدی واشینگتن اسم یه آدمه، اولین رئیس‌جمهور آمریکا. _ آره، شنیده‌م، ممنون. _ … . _ واشینگتن … _ فکرش رو نکنین، مهم نیست آقای رامیرِز. فقط یه اسمه، همین و بس. _ اینجا مال اون بابا بوده؟ _ خیر. فقط اسمش رو اینجا گذاشته‌ن. _ اسمش رو؟ _ بله، چرا این‌جوری نگاهم می‌کنین؟ _ گفتی، اسمش رو اینجا گذاشته‌ن؟ _ ببینین، اسم من لَریه. اسم شما هم رامیرِزه و واشینگتن هم اسم این میدونه. گوش می‌دین؟ اسم این میدون واشینگتنه. _ این رو که گفتی. چیزی رو که می‌خوام بدونم اینه که وقتی می‌گیم واشینگتن چه احساسی باید داشته باشیم؟ _ … . _ گفتی که اسم اهمیتی نداره، پس، به‌نظرِ تو، چی مهمه؟ _ ببینین، چیزی که برای من مهمه معلوم نیست برای شما مهم باشه. نظرها فرق می‌کنه. متوجه هستین؟ _ پس بگو ببینم چی مهمه؟ _ من پول می‌گیرم صندلی چرخ‌دار شما رو راه ببرم، نه اینکه عقیده‌م رو نسبت به زندگی براتون شرح بدم. _ آژانس تو رو استخدام کرده، همین ‌طوره. _ بله، و دراومدن به من گفتن شما رو با صندلی چرخ‌دار این‌طرف و اون‌طرف ببرم، همین و بس. پولی که می‌گیرم به جایی نمی‌خوره، حالا اگه قرار باشه درس انگلیسی هم بهتون بدم، خرج جداگونه‌ای داره. شما که خبر دارین، هزینۀ زندگی توی نیویورک شرم‌آوره. _ … لَری. من انگلیسی می‌دونم. لغات این زبون رو می‌دونم. لغات زبون فرانسوی و ایتالیایی رو می‌دونم. تک‌تک واژه‌های اسپانیایی، زبون مادری‌م رو می‌دونم، اما … . _ … . _ راستش، من توی کشورم حال خوشی نداشتم، یه‌سر و یه‌کله افتاده بودم، اما حواسم سر جاش بود، هنوز هم سر جاشه. همۀ واژه‌ها یادمه. اسم چیزهایی که آدم می‌بینه، می‌شنوه، بو می‌کنه، می‌چشه، لمس می‌کنه. اما چیزهای دیگه‌ای که … . _ تو ذهن آدمه … . _ نه، نه … اگه یه خُرده صبر کنی، منظور من رو می‌فهمی. _ … . _ تموم واژه‌ها رو می‌دونم. _ جدی؟ _ بله. واشینگتن، لری، میدون، لَریِ جوون، رامیرِزِ پیر، خیلی پیر، هفتادوچهارساله و همین‌ طور درخت، نیمکت، علف، سیمان، اما واژه‌هایی مثل ضعف اعصاب، افسردگی، شعف، ساختگی … معنی این واژه‌ها رو نمی‌دونم. _ دکترها یه ریز اینها رو به زبون می‌آرن. _ یعنی می‌گین حرف‌هاشون رو روشن نمی‌زنن؟ _ … . _ بهتر بود می‌پرسیدین. _ من می‌دونم که این واژه‌ها دلالت به چه چیزی دارن. تعریف اونها رو تو فرهنگ لغت خونده‌م. اما شاید تازگی‌ها اونها رو تجربه نکرده باشم، بنابراین معنی اونها رو تا حدودی مى‌فهم … . _ شما واقعاً همۀ این زبون‌ها رو می‌فهمین؟ _ آره… چه روز ز‌شتیه! _ برای شما خیلی سرده؟ _ نه. من رو ببر وسط میدون. دیشب، تو خواب، یه درختی دیدیم شبیه اون که اونجاست. نزدیک اون درخت وسطیه. _ ما؟ _ آره. من و تو و دیگرون. خیلی واضح می‌دیدیم. _ چه خوابی رو می‌گین؟ _ خواب دیشب رو. _ چی می‌خواین بگین؟ _ ما هر شب خواب می‌بینیم دیگه. گاهی بیشتر از یه خواب می‌بینیم. غیر از اینه؟ _ نه. _ و تو خواب دیشب یه درخت شبیه اون بود و یکی از شاخه‌هاش یه‌عالم میوه داشت، اما فقط همون یه شاخه. _ ببینین، آقای رامیرِز، آدم‌ها وقتی خواب‌ان، خواب می‌بینن. اما خواب هر آدم یه موضوع خاص خودشه. _ منظورت اینه که تو دیشب این درخت رو ندیدی … و اون شاخه رو؟ _ آره، ندیدم. _ … . _ هیچ‌کس دیگه هم ندیده، فقط شما. تنها شما توی سرتاسر این دنیا. _ چرا؟ _ چون این‌جوریه دیگه. وقتی آدم خواب می‌بینه، كاملاً تنهاست. _ این‌قدر تند نرو. وقتی راه دست‌انداز داشته باشه، برای من بده، خیلی ناصافه. _ عذر می‌خوام. _ درد باز شروع شد. _ چه دردی؟ _ درد سینه‌م. _ می‌خواین برگردیم؟ _ خیلی تیر می‌کشه … . _ گوش کنین، من شما رو برمی‌گردونم. _ نه، اونجا نه، خواهش می‌کنم. _ نمی‌خوام دردسر درست بشه. اگه حالتون خوب نیست، برمی‌گردیم. _ خواهش می‌کنم این‌قدر تند نرو. _ عذر می‌خوام. _ عذر می‌خوام؟ این ورد زبون همه‌ست. معنی‌ش چیه؟ _ … . _ معنی‌ش چیه؟ _ … . _ این‌جوری بهم نگاه نکن. می‌دونم عذر می‌خوام چه معنی می‌ده؟ معنی‌ش اینه که آدم نباید کاری رو می‌کرده. اما وقتی آدم به زبون می‌آره، چه احساسی داره؟ _ … . _ خیلی تیر می‌کشه … . خواهش می‌کنم، لری، یه چیزی بگو، توی خیابون یه چیزی بهم نشون بده یا اینجا، توی پارک، هرچی باشه. تا درد از جونم دور بشه. تحملش رو ندارم … . _ نباید اصرار می‌کردین تو همچین هوای سردی بیایین بیرون. تقصیر خودتونه. _ من رو ببر تو یکی از اون خونه‌ها. اون خونه‌ها قشنگ و قدیمی‌ان. حتماً خیلی گرم و نرم‌ان. _ یه وقتی خونه بوده‌ن، حالا دیگه دفترن. مال دانشگاه. ما اجازه نداریم بریم. اونها دارن س

۲۱۰٬۰۰۰تومان