پرش به محتوای صفحه
تخفیف کتاب‌خوانی۲۰٪ تخفیف

وزن رازها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده، اولین نفر باش

۳۵۲

صفحه

۱۴۰۲

سال چاپ

رقعی

قطع

شومیز

نوع جلد

۲۹۵٬۰۰۰۲۰٪۲۳۶٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

۱۴ روز مهلت تعویض یا مرجوعی

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

معرفی کتاب

گزیده‌ای از وزن رازها: هنگامی که من به چهارده ‏سالگی رسیدم، ما نیز به قصد زندگی به ناگاساکی رفتیم. یوکی‏یو و من بی آنکه بدانیم که از پدر مشترک بودیم، دلبسته‏‌ی یکدیگر شدیم. یک روز، به آنچه که بین پدرم و مادر یوکی‏یو گذشته بود پی بردم. نمی‏توانستم این حقیقت را به یوکی‏یو بگویم، و قادر به انجام هیچ کاری جز ترک او برای همیشه نبودم. در آغاز کتاب وزن رازها می‌خوانیم: مقدمه آکی شیمازاکی نویسنده و مترجم کانادایی در سال ۱۹۵۴ در شهر گیفو در ژاپن متولد شد. او تا سال ۱۹۸۱ در ژاپن به کار معلمی دبستان و آموزش گرامر زبان انگلیسی در کلاس‏های شبانه مشغول بود. در آن سال او به کانادا مهاجرت کرد و به تابعیت آن کشور درآمد و به کار نویسندگی و ترجمه و تدریس پرداخت. شیمازاکی، پنجگانه‏ی وزن رازها را بین سال‏های ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۵ به زبان فرانسوی به رشته‏ی تحریر درآورد. این پنجگانه که جوایزی چند به خود اختصاص داده است، تاکنون به چندین زبان از جمله انگلیسی، آلمانی، ژاپنی، روسی و مجاری ترجمه شده است. شیمازاکی ساده و به دور از هر تکلفی روایتش را حکایت می‏کند و با همین عبارات ساده به رازهای شخصیت‏هایش وزن می‏بخشد. داستان اغلب رمان‏هایش، اگر چه ظاهری ساده و متواضع دارند، اما راه به درون آب‏های پر تلاطم سرنوشت‏هایی درهم گره خورده می‏برد. این پنجگانه شامل کتاب‏های سوباکی [1] ، هاماگوری [2] (برنده‏ی جایزه‏ی ریکه از آکادمی ادبیات کبک در سال ۲۰۰۱)، سوبامه [3] ، واسرناگسا [4] (برنده‏ی جایزه‏ی کانادا _ ژاپن در سال ۲۰۰۲)، و هوتارو [5] (برنده جایزه‏ی ادبی فرماندار کل کانادا در سال ۲۰۰۵) می‏شود. پنجگانه‏ی آکی شیمازاکی، پنج چهره، پنج تفکر و پنج داستان را با تفاوت‏هایی به ما عرضه می‏کند. این داستان‏ها در باب بمباران اتمی و بیگانه‏هراسی ژاپنی‏ها در مورد مهاجران کره‏ای، اما در عین حال سرشار از لطافت است. توصیفات ساده و روشن او خواننده را به سرزمین آفتاب در دوران جنگ جهانی دوم می‏برد و سفر دلپذیری را برایش فراهم می‏کند. شخصیت‏ها دلچسبند و دسیسه‏ها رفته‏رفته در هم می‏آمیزند و خواننده را به دنبال خود می‏کشانند. این داستان خانوادگی از جنبه‏های متعدد بررسی می‏شود و هر شخصیت قصه، آرزوها، ضعف‏ها و رازهایش را از نقطه نظر خود به تصویر می‏کشد. قصه‏ی این رمان، بر محور زمین لرزه و بمب اتمی ناگاساکی که تاریخ ژاپن را شکل داد، می‏چرخد و ما را به قلب کشور سنت و مدرنیته می‏برد. اول: سوباکی از روزی که مادرم مرده، یک‏بند باران باریده است. نزدیک پنجره‏ای مشرف به خیابان، نشسته‏ام. در دفترکار وکیل مادرم که تنها یک منشی بیشتر ندارد، منتظرم تا وکیل بیاید. به اینجا آمده‏ام تا تمام مدارک مربوط به انحصار وراثت را امضا کنم. پول، خانه و گلفروشی‏ را که مادرم از زمان مرگ پدرم، خودش اداره می‏کرد. پدرم از سرطان معده درگذشت، هفت سال پیش. من تنها فرزند خانواده و تنها وارث شناخته‏شده‏ی آنها هستم. مادرم دلبسته‏ی خانه‏اش بود. خانه‏ای قدیمی با پرچینی از گل و درختچه. پشت خانه باغی است با یک آبگیر مدور کوچک، قطعه زمینی برای سبزیکاری و در گوشه‏ای، چند درخت. والدینم کمی بعد از خریدن خانه، در میان درخت‏ها، گل کاملیا کاشته بودند. مادرم عاشق گل کاملیا بود. سرخی گل کاملیا به همان تندی رنگ سبز برگ‏هایش است. گل‏ها در آخر فصل، یکی یکی می‏ریزند، بی آنکه شکل و فرمشان را از دست بدهند؛ گلبرگ، پرچم، و مادگی‏اش سالم می‏مانند و از آن جدا نمی‏شوند. مادرم گل‏ها را وقتی تازه بودند، از روی زمین جمع می‏کرد و آنها را توی آبگیر می‏انداخت. آن گل‏های سرخ با محور زرد رنگشان، به مدت چند روز روی آب شناور می‏ماندند. یک روز صبح، او به پسرم گفت: «دلم می‏خواهد مثل سوباکی بمیرم.» طبق وصیت، خاکسترش را پای گل‏های کاملیا پخش کرده‏ایم، و این در حالی‏ است که سنگ قبرش در گورستان، کنار سنگ قبر پدرم قرار دارد. اگرچه شصت و اندی سال بیشتر نداشت، اما معتقد بود که به اندازه‏ی کافی عمر کرده است. مادرم یک بیماری مزمن ریوی داشت. او از بازماندگان بمب اتمی ناگاساکی [6] بود که سه روز بعد از هیروشیما [7] بر سر این شهر فرود آمد. بمب دوم در یک لحظه، هشتاد هزار قربانی از خود به جا گذاشت و به تسلیم ژاپن منتهی شد. پدر خودش، که پدربزرگ من باشد، در جریان این حمله‏ی اتمی جان باخت. پدرم که متولد ژاپن بود، بعد از جنگ به دعوت عمویش، به این کشور آمد تا در شرکت کوچک او مشغول به کار شود. شرکت او کارگاه تولید لباس‏هایی نخی‏ بود که از شکل و فرم کیمونوهای یکدست و ساده الهام گرفته بودند. پدرم پیش از رفتن، تصمیم به ازدواج گرفت. زوجی از خویشاوندانش، برای او و مادرم ترتیب یک مییای [8] دادند: مادرم تک فرزند خانواده بود و مادرش را که از سرطان خون رنج می‏برد، پنج سال

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
رمان خارجی
شناسه کالا
kj-486001
تعداد صفحه
۳۵۲
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز
وزن
۳۴۲ گرم
سال انتشار شمسی
۱۴۰۲

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

کتاب‌های بیشتر از آکی شیمازاکی

مشاهده‌ی همه

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه
۲۰٪۲۹۵٬۰۰۰
۲۳۶٬۰۰۰تومان
خرید کتاب وزن رازها اثر آکی شیمازاکی از نشر نگاه