نمایشنامه و فیلمنامهموجود
سالومه
۹۲
صفحه
۱۴۰۳
سال چاپ
پالتوئی
قطع
گالینگور
نوع جلد
درباره کتاب نمایشنامهی سالومه را اسکار وایلد در سال ۱۸۹۳ نوشت و این اثر نخستینبار در فرانسه منتشر شد. یک سال بعد آلفرد داگلس این اثر را به انگلیسی ترجمه کرد و سارا برنارد هنرپیشهی سرشناس آن دوران میخواست این نمایشنامه را به صحنه ببرد، اما دربار انگلستان به بهانهی اینکه در این نمایشنامه شخصیتهای کتاب مقدس حضور دارند و قانون چنین چیزی را منع کرده، از اجر
۱۲۰٬۰۰۰تومان
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- نمایشنامه و فیلمنامه
- شناسه کالا
- kj-946653
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۳۶۳۳۴۸۶
- تعداد صفحه
- ۹۲
- قطع
- پالتوئی
- نوع جلد
- گالینگور
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۳
دیدگاههای کاربران
۴٫۵ از ۵ · ۰ دیدگاه
کتابهای بیشتر از هرمس
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی عبدالله کوثری
مشاهدهی همهتوضیحات
درباره کتاب
نمایشنامهی سالومه را اسکار وایلد در سال ۱۸۹۳ نوشت و این اثر نخستینبار در فرانسه منتشر شد. یک سال بعد آلفرد داگلس این اثر را به انگلیسی ترجمه کرد و سارا برنارد هنرپیشهی سرشناس آن دوران میخواست این نمایشنامه را به صحنه ببرد، اما دربار انگلستان به بهانهی اینکه در این نمایشنامه شخصیتهای کتاب مقدس حضور دارند و قانون چنین چیزی را منع کرده، از اجرای آن جلوگیری کرد.
ماجرای نمایشنامه از روایتهای عهد جدید است. قصهی کتاب براساس انجیل مرقس اینطور روایت میشود: «هیرودیس یحیی را گرفتار نموده، او را در زندان بست، بخاطر هیرود یا زن برادرش فلیپس که او را به نکاح خویش درآورده بود. از آن جهت که یحیی به هیرودیس گفته بود نگاهداشتن زن برادرت بر تو روا نیست. پس هیرودیا از او کینه داشته میخواست او را به قتل برساند. هیرودیس در روز میلاد خود روسای جلیل را ضیافت نمود. دختر هیرودیاس به مجلس درآمده رقص کرده. پادشاه بدان دختر گفت که آنچه خواهی از من بطلب تا به تو بدهم. گفت میخواهم سر یحیی را در طبقی به من عنایت کنی. پادشاه جلادی فرستاد، فرمود تا سرش را بیاورند. او به زندان رفته و سر از تن جدا ساخته و بر طبقی آوردند.»
در روایت اسکار وایلد انگیزهی سالومه در طلب سر یحیی، عشق پر شور و شر او به این پیامبر است که ناکام مانده و در عوض نوازش، دشنام و نفرین شنیده است. در واقع جوهر تراژیک این نمایشنامه همین عشق و کینخواهی هولناک است.



























































