
بخشی از کتاب: «تونیو اَسپیلکوئتا وقتی فهمید هرگز استاد صاحب کرسی سنمارکوس نخواهد شد، بهحدی خشمگین شد که چیزی نمانده بود بزند همهٔ فیشها و دفترچههایی را که در چمدانش انبار کرده بود ریزریز کند. خوشبختانه این کار را نکرد، اما کار رسالهٔ دکتری و سودای شغلی دانشگاهی را بهکل کنار گذاشت. تنها مایهٔ تسکینش رسیدن به مقام متخصص بزرگ…































