زندگی را افتابی می کنم (رمان کودک)
۱۶۸
صفحه
۱۴۰۱
سال چاپ
پالتویی
قطع
شومیز
نوع جلد
زندگی را آفتابی میکنم نوشته رنی واتسن با ترجمه عاطفه حاجی آقایی از مجموعه رمان کودک پیدایش منتشر شده است. زندگی را آفتابی میکنم داستانی خواندنی برای کودکان 10+ سال است. رایان هارت عاشق وقتگذرونی با دوستهاشه. عاشق اینه که غذاهای جدید ابداع کنه و ذهنتش خیلی مشغوله… به مدرسه، خودشناسی، و خانوادهش. باباش بلاخره شغل جدیدی پیدا میکنه، اما پولش کمه؛ و همین با
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-053116
- شابک
- ۹۷۸۶۲۲۲۴۴۱۶۶۱
- تعداد صفحه
- ۱۶۸
- قطع
- پالتویی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۱
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از پیدایش
مشاهدهی همهتوضیحات
زندگی را آفتابی میکنم نوشته رنی واتسن با ترجمه عاطفه حاجی آقایی از مجموعه رمان کودک پیدایش منتشر شده است. زندگی را آفتابی میکنم داستانی خواندنی برای کودکان 10+ سال است. رایان هارت عاشق وقتگذرونی با دوستهاشه. عاشق اینه که غذاهای جدید ابداع کنه و ذهنتش خیلی مشغوله… به مدرسه، خودشناسی، و خانوادهش. باباش بلاخره شغل جدیدی پیدا میکنه، اما پولش کمه؛ و همین باعث تغییراتی توی زندگیشون میشه، مثل فروختن ماشین دومشون و اسبابکشی به یه خونهی جدیدِ قدیمی. اما رایان دختریه که میدونه چطوری در تاریکی، آفتاب درست کنه. چون بلده که چیزهای خوب رو ببینه. حتی وقتی شرایط اصلا باب میلش نیست، برادرش روی اعصابه، مامان و باباش درکش نمیکنن و دستور غذاهاش خوب از آب درنمییان؛ و وقتی اتفاقهای غیرمنتظرهای میافتن و پاک غافلگیر میشه، بازم میتونه با فکر و هوش خودش و به کمک آفتابِ تابان، راهی به جلو پیدا کنه. گزیدهای از زندگی را آفتابی میکنم این خونهی جدید به هیچوجه جدید نیست. حیاط جلوییش چمنهای -نه چندان- سبزی داره؛ انگار کسی بهشون نرسیده. درِ شیشهایش رو هربار باز میکنیم، غژغژ میکنه. فرش -نه چندان- نرمش، تیره و بیروحه؛مثل غذای بدون ادویسهست. اتاقخوابها کوچیکن و همهچی یهجویه انگار یکی قبلا ازشون استفاده کرده. وقتی مامان اتاقخوابم رو نشونم میده، میگه: «ببین، این اسبابکشی یه حُسن هم داشت.» لبخند میزنه اما من نه. فقط میرم تو اتاقم، روی تخت میشینم و از پشت پنجره بیرون رو نگاه میکنم. یه درخت توی حیاط کناریه که به سمت خونهمون خم شده. شاخههاش دراز شدن و روی پنجرهی من خش میاندازن. جوایز و افتخارات: کتاب برگزیدهی کمیتهی بررسی کتاب و دبیرخانهی دومین جایزهی مرغک کتاب ماه و سال (1400-1401)



































