از بازخوردت متشکرم
۴۲۴
صفحه
رقعی
قطع
مجید زارع
نوع جلد
ورودی بر کتاب از بازخوردت متشکرم «گرفتن» و «دادن» بازخورد، یکی از فعالیتهایی است که ما در اغلب دقایق و ساعات روز و شب با آن درگیر هستیم. بازخورد فقط منحصر به فضای اداره و شرکت و گزارشهای ارزیابی کیفیت کار یا نظرات مشتریان نسبت به کالا و خدمات ما نیست. در واقع گستره آن بسیار وسیعتر است. هر پیامی که به دیگران میدهیم یا هر پیامی که در مورد خودمان دریافت می
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- روانشناسی و موفقیت
- شناسه کالا
- kj-090346
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۷۶۷۷۹۰۲
- تعداد صفحه
- ۴۲۴
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- مجید زارع
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از آریانا قلم
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی مرتضی خضری پور
مشاهدهی همهتوضیحات
ورودی بر کتاب از بازخوردت متشکرم «گرفتن» و «دادن» بازخورد، یکی از فعالیتهایی است که ما در اغلب دقایق و ساعات روز و شب با آن درگیر هستیم. بازخورد فقط منحصر به فضای اداره و شرکت و گزارشهای ارزیابی کیفیت کار یا نظرات مشتریان نسبت به کالا و خدمات ما نیست. در واقع گستره آن بسیار وسیعتر است. هر پیامی که به دیگران میدهیم یا هر پیامی که در مورد خودمان دریافت میکنیم، بازخورد بهحساب میآید. برق زدن چشمان فرزندتان وقتی شما را در میان جلسه اولیا و مربیان مدرسهاش میبیند؛ چشمغره پلیس راهنمایی و رانندگی به شما که دوبله پارک کردهاید و فکر میکنید با نشستن داخل اتومبیل جنبه خلاف اینکار محو میشود؛ درد گرفتن زانوی پا و پیام ارسالی آن که تکان نخوردن از پشت صندلی شرکت دارد اثراتش را میگذارد؛ دریافت گزارش ارزیابی عملکرد سالانه از رییستان، نوع نگاه متعجب دوستتان به بدن چاق شما وقتی دارید بهروزترین اطلاعات درخصوص غذاهای سالم را به او میدهید؛ انتقاد مهربانانه همسرتان از حرفی که در جمع دوستان خانوادگی گفتید و شرمنده شدن شما بخاطر این شیوه تذکر و هزاران مثال دیگر از رویدادهای زندگی روزمره، همگی بازخورد بحساب میآیند. در حقیقت بازخورد صرفا از جنس رتبهبندی نیست. وقتی از شما تشکر میکنند، نظری میدهند، به مهمانی دعوتتان میکنند یا دعوتتان نمیکنند هم دارید بازخورد میگیرید. بازخورد ممکن است رسمی و اداری باشد یا غیررسمی، رک و پوستکنده باشد یا سربسته، صریح و روشن باشد یا گنگ و نامفهوم، کاملا بدیهی باشد یا آنچنان ظریف بیان شده باشد که درست مطمئن نباشید منظور بازخورددهنده چیست. کتابی که روبروی شماست به شیوهای علمی و در همان حال جذاب تلاش میکند ضمن تعیین گستره معنایی بازخورد، به ما نشان دهد که چرا وقتی بازخوردی میگیریم، اغلب آنرا ناروا میپنداریم؟ نویسندگان که از اساتید برجسته دانشگاه هاروارد و متخصص در حوزه ارتباطات و مذاکرهکردن هستند، کنار خواننده راه میروند و قدم به قدم و صادقانه به او نشان میدهند که چرا دریافت بازخورد سخت است. در قدم بعدی چارچوب و ابزارهایی را به خواننده میشناسانند که توسط آنها به مرور میتواند هرگونه بازخوردی را – چه خوب و چه بد/ چه درست یا چه غلط و چه از سر دلسوزی باشد و چه از سر سنگدلی – بشنود، هضم کند و از آن برای بهتر پیمودن مسیر پیشرفت و رشدش استفاده کند. جالب آن جاست که این مجموعه راهنماییها، هم متناسب با بازخوردهایی است که ما در محیط کار ارائه میدهیم و دریافت میکنیم، هم متناسب با زمانهایی که دیگر سر کار نیستیم و داریم با خانواده و دوستانمان وقت میگذرانیم. نگاهی عمیقتر به کتاب از بازخوردت متشکرم حالا که یک نگاه کلی درخصوص کتاب بدست آوردیم، خوبست پیام اصلی کتاب را از زبان خود نویسندگان نقل کنیم. آنها درباره آنچیزی که ایده نگارش کتاب را به ذهنشان رساند مینویسند: «جالب است: وقتی بازخورد میدهیم، متوجه میشویم بازخورد گیرنده در دریافت آن مهارت ندارد و حرف یا نظر ما را جور دیگری دریافت کرده! وقتی هم بازخورد میگیریم، درمییابیم بازخورددهنده در ارائه آن بیمهارت است! ما کنجکاو بودیم بدانیم چه چیزی بازخورد را هم برای بازخورددهنده و هم برای بازخوردگیرنده به چنین مسئله بغرنجی تبدیل میکند؟ به دقت به تنگناها، درگیریها و موفقیتهایی که افراد تعریف میکردند گوش دادیم و پی بردیم خودمان نیز با همان کشمکشها دستوپنجه نرم میکنیم. وقتی در تلاش برای ساختن و پرداختن روشهایی برای مواجهه متفاوت با بازخورد بودیم، طولی نکشید که فهمیدیم کسیکه نقش اصلی را ایفا میکند بازخورددهنده نیست، بازخوردگیرنده است. آنجا بود که فهمیدیم این موضوع نهتنها ممکن است نحوه برخوردمان را با گزارشهای ارزیابی عملکرد در شغلمان بهکلی تغییر دهد، بلکه شیوه یادگیری، رهبری و رفتار در نقشهای حرفهای و زندگی شخصیمان را نیز متحول میکند». تناقض جالبی که در موضوع بازخورد گرفتن وجود دارد این است که ما علاوه بر تمایلمان به یادگیری و پیشرفت و بهتر شدن که طبیعتا دیدگاههای دیگران درخصوص اینها نقشی موثر دارند؛ همزمان به دنبال موضوع بنیادی دیگری هم هستیم: «میخواهیم همانطور که هستیم دوست داشته شویم، پذیرفته شویم و مورد احترام باشیم». ولی خب، جوهره بازخورد دقیقا همان چیزی است که نشان میدهد آنگونه که هستیم خیلی هم خوب نیست! برای همین از کوره در میرویم. در دلمان یا در صورت فرد فریاد میزنیم: «چرا نمیتوانی مرا بخاطر خودم و همانگونه که هستم بپذیری؟ چرا همیشه این من باید باشم که نیاز به اصلاح رفتارم دارم؟ چرا برایت اینقدر سخت است که درکم کنی»؟ آهای رییس، آهای همتیمیها، آهای همسر، آهای پدر… من همینم. خوب یا بد، همینم که هستم! به اعتقاد نویسندگان، ب






































