
درامدی بر اندیشه های سیاسی انتونیو گرامشی
نوشتهی راجر سایمون
هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باشقیمت از
۱۵۵٬۰۰۰تومان
کتاب درآمدی بر اندیشه های سیاسی آنتونیو گرامشی نوشتۀ راجر سایمون ترجمۀ محمداسماعیل نوذری گزیده ای از متن کتاب مطالعۀ گرامشی استوارت هال اندیشۀ گرامشی بر افرادی مثل من، که برای نخستین بار آثار ترجمهشدۀ وی را در اوایل دهۀ 1960 مطالعه کردیم، تأثیری بسیار عمیق و نافذ بر جای نهاد. دلبستگی و علاقۀ ما به گرامشی، بر چارچوبهای جزمی و ملانقطی علمی_ آکادمیک منطبق نب
نسخههای موجود
۳۶۸٬۰۰۰تومان
۲۶۴ صفحهشومیزچاپ ۱۳۹۹۱۵۵٬۰۰۰تومان
دیدگاههای کاربران
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربهاش را مینویسد.
کتابهای بیشتر از سبزان
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی محمدکاظم شجاعی
مشاهدهی همهتوضیحات
کتاب درآمدی بر اندیشه های سیاسی آنتونیو گرامشی نوشتۀ راجر سایمون ترجمۀ محمداسماعیل نوذری گزیده ای از متن کتاب مطالعۀ گرامشی استوارت هال اندیشۀ گرامشی بر افرادی مثل من، که برای نخستین بار آثار ترجمهشدۀ وی را در اوایل دهۀ 1960 مطالعه کردیم، تأثیری بسیار عمیق و نافذ بر جای نهاد. دلبستگی و علاقۀ ما به گرامشی، بر چارچوبهای جزمی و ملانقطی علمی_ آکادمیک منطبق نبود. ما به روش خودمان به گرامشی نزدیک شدیم. مطالعۀ [آثار] گرامشی شم خلاق و نوآوری سیاسی ما را غنا بخشید و روش اندیشیدن، سبک تفکر و کل برنامه و پروژۀ سیاسی ما را متحول و دگرگون ساخت. مطمئناً «این پنداشت غیرجزمی از گرامشی» هیچگاه به ما اجازه نمیدهد آثارش را دلبخواهی و سر خود، بدون در نظر گرفتن بافت فکری و صورتبندی متمایز و منحصربهفرد اندیشهاش، مطالعه کنیم. «خوانش ما از گرامشی» نباید خودسرانه یا دلبخواهی باشد، دقیقاً ازاینرو که چنین روشی با همان درسهایی که از او آموختیم مغایر و ناسازگار است. بااینحال، این خود گرامشی است که برای نخستین بار به ما آموخت چگونه «گرامشی بخوانیم». او شنوایی ذهنی ما را روی طول موج تاریخی خاص و مشخصی از نو تنظیم کرد؛ طول موج و افقی که مفاهیم او در آن کار میکنند. از گرامشی آموختیم که قواعد و ترتیباتی را [در جامعه] بشناسیم و به کار ببندیم که از رهگذر توجه و دقت مستمر در ویژگیهای «خارقالعاده» و ناموزونی تکامل ملی_ فرهنگی به دست آمدهاند. این الگو و سرمشق برآمده از اندیشۀ گرامشی است که به ما دربارۀ امکان تعمیمبخشیهای سادهانگارانۀ تاریخی تحت پوشش نام «نظریه» از یک جامعه یا دورۀ تاریخی به جامعه یا دورهای دیگر هشدار میدهد. اگر میخواستم میراث گرامشی برای همنسلانم را در یک جمله خلاصه کنم، ناگزیر جملهای این چنین بر زبان میراندم: او صرفاً این امکان را پیش روی ما گشود تا یک بار دیگر مارکس را به شیوهای نوین بازخوانی کنیم؛ به عبارت دیگر، در نیمۀ دوم قرن بیستم از موضع و جایگاهی که در چارچوب میراث اندیشهورزی مارکس قرار دارد، به اندیشیدن «بپردازیم» و با واقعیتهای دنیای مدرن مواجه شویم. به این معنا و تنها در این صورت است که میراث اندیشۀ مارکس دیگر صرفاً پیکرهای متشکل از احکام و عقاید جزمی شبهمذهبی به شمار نمیرود، بلکه جریانی خواهد بود مشتمل بر باورها و افکار زنده و پویا، در حال توسعه و مستمراً احیاشونده. اگر من ناگزیر بودم آن دعوی کلی را خاصتر و با تفصیل بیشتر مطرح کنم، احتمالاً مایل بودم، دور از مباحثههای گوناگون احتمالی، بر نکتههای زیر تأکید کنم: نخست، شهامت و استقلال فکری اوست. گرامشی درون اندیشههای مارکس «زیست». اما اندیشههای مارکس برای او عاملی بازدارنده محسوب نمیشد که نوآوری و خلاقیتش را محدود کند و به زنجیر بکشد؛ این اندیشهها چارچوبی از باورها و اندیشهها بودند که ذهن او را آزاد ساخت، آن را رها کرد و به کار انداخت. بیشتر ما از باورها و اندیشههایی الهام گرفته و تغذیه شده بودیم موسوم به نوشتجات مارکسیستی که در آنها مفسری که نگران ماهیت شبهمذهبی تکلیفش (و بیتردید تکلیفش!) است، فقط پیرایش و تصحیح جستهگریختۀ علائم سجاوندی آن نوشته را برای خود مجاز میشمرد، درنتیجه ما شیوایی و تازگی نوشتههای گرامشی را همانند تأثیر رهاییبخش و انقلابی آن تجربه کردیم. در اینجا، آنچه بیتردید محدودیت متنی به شمار میرفت، یعنی ماهیت پراکندۀ نوشتههای وی، برای ما امتیازی مثبت محسوب میشد. دستنوشتههای گرامشی حتی در برابر هماهنگترین تلاشها برای دوختن مرزهای آزاد و رهای اندیشۀ او به جامهای یکدست و یکپارچۀ راستکیشانه و ارتودکسی پایداری کرد. بنابراین، گرامشی به این معنا، و بدون آنکه بخواهیم سایر جنبههای اندیشه و تفکرش را نادیده بگیریم، در نقش تمامعیارترین «نظریهپرداز سیاسی» ظاهر شد. او همانند شماری از نظریهپردازان همرده و همترازش در تاریخ، پنداشتی جامع و مبسوط از «سیاست» به ما عرضه کرد که مشتمل است بر توازنها و ضرباهنگها، اشکال و قالبها، خصومتها و تعارضها و دگرگونیها و تحولهایی ویژه و مختص آن در مقام رشتهای علمی. مراد من آن شیوهای است که وی به مدد آن مفاهیمی چون «مناسبات نیروها»، «انقلاب منفعلانه»، «ترانسفورمیسم»، «بزنگاه یا بحران استراتژیک» و «جبهۀ تاریخی» را توسعه داد و همچنین معانی نوینی به مفهوم «حزب» بخشید. درک مفاهیم فوق اقتضای اندیشیدن دربارۀ امر سیاسی است براساس شیوۀ جدید؛ سطح استراتژیکی که سایر عوامل تعیینکننده بهشدت درون آن متراکم و متمرکز میشوند. از این پس میخواهم توجه خود را به سازوکاری معطوف کنم که از رهگذر آن مفهوم «هژمونی» ما را به مفهومسازی مجدد سرشت و ماهیت نیروهای طبقاتی و اجتماعی وامیدارد: درواقع، گ





















































