سررسید
هنوز کتابی در این دسته ثبت نشده است.
هنوز کتابی در این دسته ثبت نشده است.
هر سال، نزدیک عید، یک عادت قدیمی سراغ خیلی از ما میآید: دنبال یک سررسید نو میگردیم تا سال تازه را با صفحههای سفید و امیدوار شروع کنیم. این دفتر فقط جای نوشتن قرار ملاقات نیست؛ جایی است که برنامهها، هدفها، شمارهها و حتی حال و هوای یک سال زندگی در آن ثبت میشود. این صفحه برای کسانی است که میخواهند دربارهی سررسید بیشتر بدانند، بهتر از آن استفاده کنند و برای برنامهریزی و هدفگذاری کتابها و منابع مناسب پیدا کنند.
در ادامه از چیزهای عملی حرف میزنیم: سررسید چه فرقی با تقویم دارد، چطور شروع کنیم که نیمهکاره نماند، چه اشتباههایی برنامهریزی را خراب میکند و چه کتابهایی دربارهی مدیریت زمان و هدفگذاری میتوانند کنار این دفتر باشند. وعدهی معجزه نداریم؛ فقط تجربههای سادهای که در عمل جواب میدهند.
سررسید دفتری است که به روزها و هفتهها و ماههای یک سال تقسیم شده و برای ثبت برنامهها ساخته شده. برخلاف دفتر یادداشت معمولی که خالی است، سررسید از پیش ساختار دارد: تاریخها آمادهاند و شما فقط باید کارهایتان را در جای مناسب بنویسید. همین ساختار آماده، کار را برای بسیاری از آدمها سادهتر میکند.
در زبان ما واژهی سررسید معنای دیگری هم دارد: زمان پایان مهلت یک پرداخت یا تعهد، مثلا سررسید چک یا قسط. این دو معنا با هم بیربط نیستند. هر دو دربارهی زمان و مهلتاند، و سررسید دفتری اتفاقا همان چیزی است که کمک میکند مهلتها را از یاد نبریم. کسی که مهلتهایش را در دفترش مینویسد، غافلگیر نمیشود.
یک سررسید معمولا این بخشها را دارد: تقویم سالانه، صفحهی برنامهی هر ماه، صفحهی هر هفته یا هر روز، صفحههای یادداشت و گاهی جدولهایی برای شماره تلفن و نشانی. بعضی از آنها کوچکاند و در جیب جا میشوند و بعضی بزرگاند و روی میز کار میمانند. انتخاب به شیوهی زندگی شما بستگی دارد.
تقویم به شما میگوید امروز چه روزی است، چه مناسبتی هست و چه تعطیلی در راه است. سررسید به شما جا میدهد تا خودتان بنویسید در آن روز چه کاری دارید. تقویم اطلاعات عمومی است و این دفتر اطلاعات شخصی.
البته این دو به هم نزدیکاند و در بسیاری از این دفترها تقویم هم وجود دارد. اگر فقط میخواهید بدانید فلان تاریخ چه روزی است، یک تقویم کافی است. اگر میخواهید ثبت و پیگیری هم داشته باشید، دفتر برنامه بهتر است. برای دیدن انواع تقویمها، دستهی تقویم و سررسید را ببینید و شکلهای مختلف را کنار هم مقایسه کنید.
تقویمها هم در چند نوع هستند: تقویم رومیزی که روبهروی شما روی میز میایستد و همیشه دیده میشود، تقویم دیواری که برای دید کلی خانواده یا اداره مناسب است و تقویم جیبی که کوچک است و همراه شما میآید. بسیاری از آدمها ترکیبی استفاده میکنند: تقویم دیواری برای برنامهی کلی و دفتر برنامه برای جزئیات روزانه.
در دورهای که گوشیها یادآور دارند، ممکن است بپرسید چرا هنوز کسی دفتر برنامهی کاغذی میخرد. جوابها سادهاند و ربطی به قدیمیبودن ندارند.
اول اینکه نوشتن با دست، برنامه را در ذهن محکمتر میکند. چیزی را که بنویسید، بهتر به یاد میآورید تا چیزی را که فقط لمس کرده باشید. دوم اینکه صفحهی کاغذی حواسپرتی ندارد. وقتی آن را باز میکنید، اعلانی نیست که شما را به جای دیگری ببرد. سوم اینکه دید کلی میدهد: با یک نگاه، کل هفته یا ماه را میبینید و میفهمید کدام روزها شلوغاند.
چهارم، حس لذتبخش خطزدن کارهای انجامشده است. این کار کوچک، انگیزهی ادامه را بالا میبرد. و پنجم، این دفتر یک یادگار است. بعد از چند سال، سررسیدهای قدیمی را ورق بزنید و ببینید در آن سالها چه کردهاید. این تجربه را هیچ فایل دیجیتالی به این گرمی نمیدهد.
البته صادق باشیم: سررسید کاغذی برای همه مناسب نیست. اگر کارتان مدام تغییر میکند یا باید با تیم هماهنگ باشید، شاید ابزار دیگری بیشتر کمک کند. اما بسیاری از آدمها ترکیب هر دو را به کار میبرند و از هر کدام برای کاری خاص استفاده میکنند.
سررسیدهای زیادی وجود دارد و انتخاب اولین نگاه گاهی گیجکننده است. پیش از سفارش، به این معیارها فکر کنید.
سررسید روزانه برای کسانی است که هر روز کارهای متعدد دارند: مدیرها، دانشجوها، کارآفرینهای تکنفره. سررسید هفتگی برای کسانی که کارهای کمتری دارند اما میخواهند هفته را یکجا ببینند. سررسید ماهانه برای برنامهریزی کلی و مهلتهاست. اگر مطمئن نیستید، سررسید هفتگی انتخاب امنی است.
دفتر بزرگ فضای بیشتری دارد اما سنگین است و در کیف جا نمیشود. دفتر کوچک سبک است اما جای کمتری برای نوشتن دارد. اگر بیشتر روی میز کار میکنید، بزرگ بگیرید. اگر مدام در حرکت هستید، کوچک.
کاغذی که با خودکار شما جور باشد و پشت صفحه نیفتد بسیار مهم است. شیرازهای که کامل باز شود و صاف بماند، نوشتن را راحتتر میکند. جلد محکم هم اگر مدام در کیف است، عمر آن را بیشتر میکند.
بعضی از آنها صفحهی هدفگذاری، صفحهی مرور ماهانه، نقشهی سال یا جدول عادت دارند. اگر دوست دارید فقط بنویسید، مدل ساده بهتر است. اگر دوست دارید هدفگذاری کنید، سراغ مدلی بروید که ساختار آن را داشته باشد.
اینجا هم حرف دارد. دفتری که از دیدنش خوشتان بیاید، بیشتر باز میشود. رنگ، طرح جلد و حس دست هم معیار درستی هستند، فقط تنها معیار نباشند.
خیلیها دفتر نو را با شور میخرند و بعد از چند هفته رها میکنند. دلیل رایج آن است که در شروع بیش از حد مینویسند و بعد خسته میشوند. برای اینکه شما آن را نیمهکاره نگذارید، از یک روش ساده شروع کنید.
این پنج قدم کافی است. بعدا اگر دوست داشتید، رنگبندی، علامتگذاری و بخشهای اضافه را اضافه کنید. دفتر سادهای که هر روز باز میشود، از دفتر پرزرقوبرقی که در کشو میماند، بسیار بهتر است.
وقتی برای یک روز ده کار مینویسید و شب فقط سه تا انجام شده، احساس شکست میکنید. این تکرار روز به روز انگیزه را کم میکند. تعداد کارها را واقعبینانه انتخاب کنید و فقط چیزهایی را بنویسید که واقعا میتوانید انجام بدهید.
«گزارش را تمام کنم» یک آرزوست، «از ده تا دوازده روی گزارش کار کنم» یک برنامه. اگر کارهایتان را با زمان تقریبی بنویسید، دستتان بهتر میآید که روز چقدر ظرفیت دارد.
سررسیدی که فقط نوشته میشود و هیچوقت خوانده نمیشود، یک انبار است. مرور هفتگی کوتاه، همان چیزی است که برنامه را زنده نگه میدارد.
کاری که انجام نشد، دنیا را خراب نمیکند. علتش را بررسی کنید: زیاد بود؟ زمانش غلط بود؟ اولویتش کم بود؟ جواب همین سؤالها، برنامهی هفتهی بعد را بهتر میکند.
هر هفته روش تازهای امتحان کردن، شما را از عادتسازی باز میدارد. یک روش را دستکم یک ماه ادامه بدهید و بعد تصمیم بگیرید.
سررسید ابزار است، اما ابزار بهتنهایی هدف نمیسازد. برای اینکه بدانید چه چیزی را در سررسید بنویسید و چطور اولویتها را انتخاب کنید، کتابها کمک بزرگی هستند. کتابهای مدیریت زمان، هدفگذاری، عادتسازی و بهرهوری شخصی، مسیر فکر کردن به برنامه را نشان میدهند.
موضوعهایی که میتوانید در این کتابها دنبال کنید عبارتاند از: چگونه اولویتها را بشناسیم، چطور هدف بزرگ را به قدمهای کوچک تقسیم کنیم، چرا تعلل میکنیم و چطور با آن کنار بیاییم، عادتهای کوچک چطور ساخته میشوند، و چطور تعادل کار و زندگی را نگه داریم. هر کدام از اینها میتواند صفحههای دفتر شما را معنادارتر کند.
هنگام انتخاب کتاب، به زبان ساده و مثالهای عملی توجه کنید. کتابی که فقط شعار میدهد، کمتر به کار میآید. کتابی که تمرین و مثال دارد، میشود همانجا همانجا امتحان کرد. و کتابی که ادعای بزرگ میکند و راهحل جادویی میفروشد، احتمالا انتظار شما را برآورده نمیکند.
کتابها و منابع مرتبط با این موضوع در همین بخش قرار میگیرند. مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است و پیش از سفارش میتوانید نویسنده، ناشر و توضیح کتاب را بخوانید. قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود و نسخهی چاپی را میتوانید آنلاین سفارش بدهید.
برای دانشجو، سررسید مهمترین ابزار مقابله با شلوغی ترم است. تاریخ امتحانها، مهلت تحویل پروژهها، ساعت کلاسها و قرار با استاد، همه در یک جا جمع میشود. دانشجویی که دفترش را روزانه نگاه میکند، معمولا شب امتحان غافلگیر نمیشود.
یک روش ساده: اول ترم، همهی تاریخهای مهم را از برنامهی درسی بردارید و در صفحهی ماهانه بنویسید. بعد از آن، به عقب حساب کنید: اگر امتحان روز بیستم است، مرور اول روز دهم شروع شود و مرور دوم روز پانزدهم. این تقسیمبندی، فشار شب امتحان را کم میکند.
کتابهای مربوط به روش مطالعه و مدیریت زمان، برای دانشجوها بسیار مفید است. آنها به شما یاد میدهند چطور مطالعه را در روزهای هفته پخش کنید و چطور از تمرکز خودتان بهتر استفاده کنید.
کسی که در شرکتی کار میکند، بیشتر با جلسهها و مهلتهای تیمی سر و کار دارد. در سررسید، ساعت جلسهها را بنویسید و کنارش یک خط برای «چه چیزی باید آماده کنم». این خط کوچک، جلسههای بینتیجه را کم میکند.
شغلهای آزاد مثل طراحی و ترجمه و مشاوره، چالش دیگری دارند: همهی مهلتها را خودشان مدیریت میکنند. در این حالت دفتر هفتگی با ستون جداگانه برای هر مشتری یا پروژه، کمک زیادی است. مرور آخر هفته هم میگوید کدام پروژه عقب است و کدام جلوتر.
حواستان باشد که این دفتر فقط برای کار نیست. زمان استراحت، ورزش و خانواده را هم در آن بنویسید. کسی که زندگی را فقط با کار پر میکند، صفحههایش پر است اما خودش خالی. توازن را در همین صفحهها میتوان ساخت.
مدیریت یک خانه، مثل مدیریت یک شرکت کوچک است. زمان واکسن و دکتر بچهها، جلسهی مدرسه، تولدها، مهمانیها، قسطها و خرید ماهانه، همه باید یک جا ثبت شوند. دفتر خانوادگی، این کار را ساده میکند و از فراموشی جلوگیری میکند.
بعضی خانوادهها یک دفتر مشترک دارند و همهی برنامهها را در آن مینویسند، و بعضی دیگر برای هر نفر یکی. مهم این است که همه بدانند کجا را نگاه کنند. یک قانون ساده: هر برنامهی جدید، همان لحظه در همان دفتر نوشته شود.
اگر بچهها بزرگترند، یک دفتر کوچک برای خودشان هم ایدهی خوبی است. به این ترتیب، مسئولیتپذیری و مدیریت زمان را از سنین پایین یاد میگیرند.
این نکتهها سادهاند، اما اثرشان با تکرار معلوم میشود. بعد از چند ماه، متوجه میشوید که کمتر چیزی را فراموش میکنید و با آرامش بیشتری از روز خود عبور میکنید.
یکی از زیباترین کاربردهای سررسید، مرور آخر سال است. وقتی صفحههای سال را ورق میزنید، میبینید چه کارهایی انجام دادید، چه قرارهایی داشتید و چه اتفاقهایی افتاد. این مرور، حس قدردانی و آگاهی از مسیر را همراه دارد.
چند سؤال برای مرور: کدام کارها بیشترین معنا را داشت؟ کدام برنامهها اتلاف وقت بود؟ در کدام ماهها انرژی بیشتری داشتم و چرا؟ سال آینده چه چیزی را میخواهم ادامه بدهم و چه چیزی را کنار بگذارم؟ جواب این سؤالها را در همان صفحهی پایان سال بنویسید تا در دفتر تازه به کار بیایند.
سررسیدهای قدیمی را دور نیندازید. بعضیها آنها را در یک قفسه نگه میدارند و سالها بعد، ورق زدنشان مثل ملاقات با نسخهی قدیمیتر خودشان است. اینها کمکم به آرشیو زندگی تبدیل میشوند.
هیچ روش درستی برای همه وجود ندارد. بعضی آدمها صبحها برنامه مینویسند و بعضی شب قبل. بعضی رنگبندی دقیق دارند و بعضی فقط با یک مداد ساده کار میکنند. بعضی همهچیز را در یک صفحه جمع میکنند و بعضی برای هر حوزهی زندگی یک بخش جدا دارند. نگاه کردن به روش دیگران خوب است، به شرط اینکه آن را عین نسخهی خودتان نکنید.
اگر آدم منظمی هستید، شاید ساختار سختگیرانهی روزانه برایتان جواب بدهد. اگر آدم آزادی هستید، صفحهی هفتگی با جای زیاد برای یادداشت بهتر است. اگر هنوز نمیدانید کدامیک، از سبکترین روش شروع کنید و بعد از یک ماه ببینید چه چیزی کم دارید.
یک تمرین ساده برای شناخت خودتان: دو هفته، هر روز فقط یک خط بنویسید که آن روز چه کار مهمی انجام دادید. بعد از دو هفته ببینید در کدام روزها بیشتر کار کردهاید، کدام ساعتها برایتان پربازده بوده و کدام روزها خالی مانده. این مشاهدهی ساده، بهتر از هر توصیهای نشان میدهد برنامهی شما باید چه شکلی باشد.
هر برنامهای یک روز به هم میریزد. بچه مریض میشود، جلسه لغو میشود، مهمان ناخوانده میرسد. برنامهریزی خوب یعنی جا برای اتفاقهای غیرمنتظره باقی گذاشتن، نه اینکه هیچ اتفاقی نیفتد. اگر همهی ساعتهای روز را پر کنید، اولین اتفاق کوچک همهچیز را خراب میکند.
یک قانون خوب این است که فقط شصت تا هفتاد درصد روز را برنامهریزی کنید. باقی را برای کارهای پیشبینینشده و استراحت بگذارید. اگر روزی همهچیز خوب پیش رفت، از وقت اضافه برای کاری که دوست دارید استفاده کنید. این روش فشار را کم میکند و شما را از حس شکست دور نگه میدارد.
وقتی برنامه به هم خورد، عصبانی نشوید. کارها را با آرامش به روزهای بعد منتقل کنید و از خودتان بپرسید کدام کار واقعا فوری است. اغلب چیزهایی که فکر میکردیم فوریاند، با یک روز تاخیر هم مشکلی ایجاد نمیکنند. یاد گرفتن این تفکیک، بخش مهمی از مهارت مدیریت زمان است.
برای اینکه انتخاب سادهتر شود، سه شخصیت خیالی را ببینید. اولی مریم، دانشجوی سال سوم است. او هر روز چند کلاس دارد و مدام در حرکت است. برای او یک دفتر متوسط با صفحهی هفتگی، شیرازهی محکم و کاغذی که پشتش لک نیفتد مناسب است. مهم این است که در کیف جا شود.
دومی آقای احمدی است، مدیری که روز پرجلسهای دارد. او به دفتر بزرگتر با صفحهی روزانه نیاز دارد که ساعت جلسهها را جدا بنویسد. این دفتر روی میز کارش میماند و لازم نیست سبک باشد. برایش جای نوشتن مهمتر از وزن است.
سومی خانم رضایی است، بازنشستهای که کارهای کم اما مهمی دارد: دکتر، مهمانی، قرار با دوستان. برای او یک دفتر کوچک ماهانه یا هفتگی کافی است. حروف درشت و جای کافی برای خطکشی چشمش را راحت میکند. نیازش ساده است و نباید با ساختار پیچیده خسته شود.
این سه مثال نشان میدهد انتخاب دفتر باید از نیاز شروع شود، نه از قیمت یا ظاهر. اگر جواب این سؤالها را بدانید که چند کار دارم، چقدر جابهجا میشوم و چقدر جزئیات میخواهم، انتخاب آسان میشود.
برای دیدن اینکه همهی این توصیهها در عمل چه شکلی میشود، این هفتهی خیالی را بخوانید. لازم نیست عین آن را انجام دهید؛ فقط نگاه کنید چقدر ساده است.
به روز سهشنبه توجه کنید: عمدا سبک گذاشته شده. برنامهی خوب برای همهی روزها یکسان نیست و جای استراحت در آن دیده میشود. پنجشنبه هم روز مرور است. همین مرور کوتاه، هفتهی بعد را سادهتر میکند، چون میدانید چه چیزی مانده و چه چیزی انجام شده.
اگر هر روز کارهای زیادی دارید، روزانه. اگر میخواهید هفته را یکجا ببینید، هفتگی. برای شروع، هفتگی انتخاب ایمنتری است چون هم جا دارد و هم دید کلی میدهد.
هر وقت که به برنامهریزی احتیاج داشتید. البته بسیاری از آدمها ابتدای سال و نزدیک عید سراغ دفتر برنامه میروند، چون با شروع تازه جور است. ولی هر زمان میشود شروع کرد.
هر دو مزیت دارند. دفتر کاغذی تمرکز و یادگیری بهتری میدهد و برنامهی گوشی یادآور و هماهنگی. خیلیها هر دو را ترکیب میکنند. در این صفحه دربارهی نسخهی چاپی و کتابهای مرتبط صحبت میکنیم.
هیچ اتفاقی نمیافتد. از همان روز شروع کنید. لازم نیست جای خالی روزهای قبل را پر کنید. دفتر ابزار شماست، نه داور شما.
کتابهای ساده دربارهی مدیریت زمان، هدفگذاری و عادتسازی. اول توضیحات کتاب را بخوانید و ببینید زبانش برایتان دلنشین است یا نه. مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است.
بله، به شرط اینکه ساده باشد. یک دفتر کوچک با صفحهی هفتگی و جای کافی برای نوشتن تکلیفها، مسئولیتپذیری را از کودکی میآموزد. فقط تشویق کنید، نه کنترل.
قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود، پس همیشه اطلاعات تازه را در صفحهی هر کتاب میبینید.
سررسید یک عادت ساده است که با دوام آوردن اثر میگذارد: چند دقیقه در روز، چند خط، و یک نگاه منظم به زندگی. لازم نیست کامل باشید یا صفحهها را زیبا بنویسید. کافی است اولین خط را امروز بنویسید و فردا ادامه بدهید. کتابها هم میتوانند مسیر فکر کردن به برنامه را روشنتر کنند.
اگر میخواهید کتابهایی دربارهی برنامهریزی و هدفگذاری ببینید، صفحهی همین بخش را مرور کنید. مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است، قیمت و موجودی هر روز بهروز میشود و نسخهی چاپی را میتوانید آنلاین سفارش بدهید. سال خوب از یک صفحهی خوب شروع میشود.