بازی خانوادگی
هنوز کتابی در این دسته ثبت نشده است.
هنوز کتابی در این دسته ثبت نشده است.
جمعهشب است، همه در خانهاند و هر کس سرش در گوشی خودش است. چند نفر میخواهند فیلم ببینند، یکی خوابش میآید و بچهها میگویند حوصلهمان سر رفته. در چنین شبی یک بازی خانوادگی میتواند همه را دور یک میز جمع کند و خنده و رقابت دوستانه را برگرداند. این صفحه برای کسانی نوشته شده که میخواهند بازی خانوادگی را بهتر بشناسند، دربارهی انتخاب آن بیشتر بدانند و کتابها و منابع مرتبط با سرگرمی و فعالیتهای مشترک را پیدا کنند.
اینجا نه فهرست ادعاهای بزرگ میبینید و نه توصیهی یک بازی مشخص. میخواهیم کنار هم دربارهی چیزهای واقعی حرف بزنیم: چه بازیهایی برای چه سنی خوب است، چطور با اختلاف سلیقه کنار بیاییم، چه کسی باید قانون را توضیح بدهد و کتابهای بازی و سرگرمی چه کمکی به شبهای خانوادگی میکنند.
وقتی میگوییم بازی خانوادگی، منظورمان بازیای است که چند نسل بتوانند با هم انجامش بدهند. کودک هشت ساله باید بتواند قانونها را بفهمد و پدربزرگ هم نباید احساس کند بازی فقط برای بچههاست. همین ویژگی، بازی خانوادگی را از بازیهای تخصصی و سختگیرانه جدا میکند.
چند مشخصهی معمول این بازیها را میشود نام برد. قانونهایشان کوتاه و قابل توضیح در چند دقیقه است. زمان هر دور معمولا زیاد نیست، پس اگر کسی وسط کار خسته شد، بازی لطمه نمیخورد. شانس و مهارت در آنها با هم ترکیب میشود تا کوچکترها هم شانس برد داشته باشند. و مهمتر از همه، بازی گفتوگو و خنده میآورد، نه قهر.
بازی خانوادگی همیشه یک جعبهی رنگارنگ نیست. یک دست پاسور، بازی حدس کلمه، نقاشیای که باید حدس زد، یا معمای شبانهای که همه با هم حل میکنند هم جزو همین دنیاست. کتابهای بازی و سرگرمی همین شکلهای ساده را با راهنمای قدمبهقدم به شما یاد میدهند.
در زندگی شلوغ امروز، چیزهای کمی وجود دارد که همهی اعضای خانه را در یک ساعت در کنار هم نگه دارد. سفره شاید یکی از آنهاست، اما سفره معمولا کوتاه است و همه سریع پراکنده میشوند. بازی کمی بیشتر طول میکشد و همین زمان بیشتر، فرصت گفتوگو میسازد.
وقتی بازی میکنیم، جنبههای تازهای از یکدیگر را میبینیم. نوجوانی که در جمع ساکت است ناگهان در بازی حدس زدن میدرخشد. مادری که همیشه جدی است در یک دور بازی از ته دل میخندد. پدربزرگی که خاطرههای قدیمی را بازگو میکند، وسط بازی کلمههای قدیمی را به بچهها یاد میدهد.
بازی همچنین تمرین سالمی برای باختن و بردن است. بچهها در جمع خانواده یاد میگیرند اگر ببازند دنیا تمام نمیشود و اگر ببرند نباید دیگران را کوچک کنند. این درسها را هیچ نصیحتی به اندازهی یک بازی واقعی منتقل نمیکند.
البته بازی معجزه نیست. اگر رابطههای خانواده سرد است، یک شب بازی همهچیز را عوض نمیکند. ولی میتواند شروع خوبی باشد؛ مثل یک در کوچک که باز میشود.
پیش از انتخاب هر بازی، دو سؤال ساده را از خودتان بپرسید: چند نفر بازی میکنند و کوچکترین بازیکن چند ساله است؟ جواب این دو سؤال، نصف کار را حل میکند.
برای بچههای کوچک، بازیای مناسب است که قانونهای کم داشته باشد، به خواندن زیاد نیاز نداشته باشد و رنگ و حرکت در آن باشد. بازیهای حافظه، تشخیص تصویر و بازیهایی که با تاس و مهره سادهترین حرکت را دارند، انتخابهای معمول هستند. در این سن، بازی کوتاه بهتر از بازی طولانی است، چون تمرکز بچهها محدود است.
در این سن بچهها قانونها را خوب میفهمند و به رقابت علاقهمند میشوند. بازیهای کلمه، معمای ساده و بازیهایی که کمی استراتژی میخواهند مناسباند. اینجا بهتر است اجازه بدهید بچه گاهی خودش قانون را برای بقیه توضیح بدهد؛ این کار هم اعتماد به نفس او را بالا میبرد و هم درک او از بازی را عمیقتر میکند.
نوجوانها از بازیهایی که بچگانه به نظر برسد فراریاند. برای آنها بازیهای گروهی، حدسزدنی و طنزآمیز بهتر جواب میدهد. اگر به دنبال بازیای هستید که نوجوان و بزرگسال هر دو از آن لذت ببرند، به بازیهایی نگاه کنید که ترکیب شانس و تفکر دارند و بازیکنها را به بحث و شوخی میکشانند.
در مهمانیهای خانوادگی که ده دوازده نفر حاضرند، بازیهای چهار نفره کارساز نیست. باید سراغ بازیهایی رفت که تیمیاند یا بازیکنهای زیادی را در خود جا میدهند: بازیهای حدس زدن با مایم، نقاشی و کلمه، یا معمای گروهی. در این حالت کتابهای ایدهی بازی که چند طرح گروهی دارند، به کار میآیند.
بسیاری از بازیهای دلپذیر به جعبه و مهره نیاز ندارند و فقط باید قانونشان را بلد بود. کتابهای بازی و سرگرمی، همین دانش را جمع کردهاند: بازیهای کلامی، معماها، بازیهای حرکتی، حدس و گمان و کارهای دستساز.
این کتابها چند مزیت دارند. اول اینکه قانون هر بازی بهروشنی نوشته شده و لازم نیست همهچیز را از حافظه بازسازی کنید. دوم اینکه معمولا دستهبندی سنی دارند و میبینید کدام بازی برای چه جمعی مناسب است. سوم اینکه ایدهها را برای روزهای مختلف دارید: سفر، شب بارانی، مهمانی، انتظار در مطب.
هنگام انتخاب چنین کتابی، به چند چیز نگاه کنید: آیا بازیها را با قانون کوتاه میگوید؟ آیا نشان میدهد چند نفر لازم است؟ آیا برای سنهای مختلف بازی دارد؟ آیا چیزی جز کاغذ و خودکار لازم نیست؟ هرچه وسایل کمتری بخواهد، بیشتر اجرا میشود.
مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است. پیش از سفارش میتوانید توضیح ناشر، نویسنده و موضوع کتاب را بخوانید و ببینید با سلیقهی خانوادهتان جور است یا نه.
بعضی از بهترین لحظههای خانوادگی با بازیهایی ساخته میشود که هیچ وسیلهای نمیخواهند. اگر قانونشان را بدانید، در هر جا و هر زمان میتوانید شروع کنید. برای نمونه، این بازیهای آشنا را میشود نام برد:
هیچکدام از اینها به خرید چیزی نیاز ندارند، ولی کتابهای بازی و سرگرمی نسخههای جالبتر و ایدههای تازهتر ارائه میدهند. از آنها میتوان انتخاب کرد که در هر جلسهی خانوادگی یک بازی جدید را امتحان کنید.
بازی خانوادگی بخشی از دنیای بزرگتر بازیهای رومیزی است. اگر بازیهای سادهی خانوادگی را دوست داشتید و خواستید مرحلهی بعد را امتحان کنید، چند مسیر پیش رو دارید.
کسانی که از ساختن و کنار هم چیدن لذت میبرند، دنیای پازل را دوست خواهند داشت. پازل یک کار گروهی آرام است که میشود روی یک میز پهن کرد و هر کس هر وقت از کنارش رد شد چند قطعه را جا بیندازد. برای خانوادههایی که شبهای آرام را دوست دارند، شروع بسیار خوبی است.
اگر اعضای خانواده به فکر کردن و حل معما علاقه دارند، صفحهی بازی فکری را ببینید. این بازیها هم برای تمرین ذهن خوباند و هم رقابت سالم میسازند. و اگر نوجوان یا بزرگسالی در خانه هست که دنبال چالش جدیتری است، شطرنج و تختهنرد بازیهای قدیمی و پایدار در فرهنگ ما هستند که نسل به نسل منتقل شدهاند.
برای دیدن تصویر کاملتر همهی اینها، میتوانید سری به دستهی بزرگتر بازی فکری و رومیزی بزنید و بازیها و منابع بیشتری را ببینید.
گاهی بازی خوب شروع میشود و بد تمام میشود، چون کسی قهر کرده یا بحثی بالا گرفته. چند قاعدهی ساده جلوی این اتفاق را میگیرد.
این قانونها سادهاند اما اجرایشان دقت میخواهد. مخصوصا قانون آخر: اگر خانواده یاد بگیرد که رابطه مهمتر از برد و باخت است، هر بازی میتواند به خاطرهی خوب تبدیل شود.
یکی بازی سریع میخواهد، دیگری بازی فکری. یکی رقابت را دوست دارد و دیگری همکاری را. این اختلافها طبیعی است و میشود راهحلهای سادهای برایشان پیدا کرد.
اول، بهنوبت انتخاب کنید. هر هفته یک نفر مسئول انتخاب بازی باشد. اینطور همه احساس میکنند صدایشان شنیده میشود. دوم، بازیهای همکاریمحور را امتحان کنید که در آنها همه با هم در برابر یک چالش قرار میگیرند و یا میبرند یا میبازند. این بازیها برای بچههایی که بازندهشدن را سخت میگیرند، آرامتر است.
سوم، بازیهای تیمی را جدی بگیرید. اگر یک بچهی کوچک با یک بزرگتر همتیمی شود، هم شانس برد دارد و هم از او چیز یاد میگیرد. چهارم، برای کسی که نمیخواهد بازی کند، نقش دیگری تعریف کنید: امتیازدهنده، داور یا مسئول خوراکی. اینطور در جمع حضور دارد بدون اینکه مجبور باشد.
هر موقعیت بازی خاص خودش را میخواهد. یک بازی خوب برای خانهی خودتان ممکن است در ماشین یا در مهمانی جواب ندهد.
وسیلهی زیادی نمیشود برد و ماشین محل تکان خوردن است. بازیهای کلامی و حدسی بهتریناند: زنجیرهی کلمه، حدس شغل، من چه کسی هستم، و شمردن رنگ ماشینها. کتابی کوچک از بازیهای بدون وسیله در جیب صندلی جلو کمک بزرگی است.
در مهمانیها جمعیت بزرگتر و سنها متفاوتاند. بازی تیمی و نقشآفرینی انتخاب خوبی است، چون هر کس میتواند به شیوهی خودش شرکت کند. از بازیهای بسیار طولانی پرهیز کنید تا مهمانها خسته نشوند.
اینجا فرصت برای بازیهای طولانیتر و پازل بزرگ فراهم است. یک پازل هزارتکهای که چند روز روی میز میماند، هر کس هر وقت فرصت داشت کمکش میکند. این نوع سرگرمی آرام و همنشین است و به کسی فشار نمیآورد.
در مطب، فرودگاه یا ایستگاه قطار که باید ساعتی منتظر بمانید، بازیهای کوچک و بیوسیله وقت را میگذرانند. اگر یاد بگیرید سه چهار بازی ساده را از بر باشید، هرگز از انتظار خسته نمیشوید و بچهها هم با شما همراه میمانند.
خیلی از شبهای بازی به خاطر چند اشتباه تکراری با شکست روبهرو میشود. بیایید آنها را بشناسیم تا از حالا دور بزنیم.
اشتباه اول، انتخاب بازی بیش از اندازه پیچیده است. خانوادهای که هنوز تازه شروع کرده، اگر با جعبهای شروع کند که چهل صفحه قانون دارد، همان شب اول خسته میشود. از بازیهای ساده شروع کنید و کمکم سطح را بالا ببرید.
اشتباه دوم، سختگیری روی قانونهاست. اگر کودک کوچک در بازی قانونی را رعایت نکرد، اجازه بدهید به شکل نرمتری بازی کند. هدف یادگیری تدریجی است، نه قضاوت. بعد که بازیاش جا افتاد، میشود قانون را دقیقتر کرد.
اشتباه سوم، تحمیل بازی است. اگر کسی نمیخواهد بازی کند و او را مجبور کنید، هم خودش حوصلهاش سر میرود و هم فضا را خراب میکند. به جای اجبار، دعوت کنید و منتظر بمانید.
اشتباه چهارم، رقابت شدید است. بازی خانوادگی جای مسابقهی جدی نیست. اگر کسی بیش از حد جدی شد و بقیه را کوچک کرد، میتوانید با شوخی فضا را سبک کنید و یادآوری کنید که همه برای لذت آمدهاند.
اشتباه پنجم، فراموش کردن پایان است. بازی را اگر بهموقع تمام نکنید، آخرش با خستگی و بیحوصلگی تمام میشود. یک زمانسنج ساده یا توافق قبلی دربارهی تعداد دورها کمک میکند که بازی با حس خوب تمام شود.
بعضی خانوادهها یک شب مشخص در هفته را برای بازی نگه میدارند. این سنت اگر با سلیقه ساخته شود، سالها میماند و بچهها بعدها با محبت از آن یاد میکنند. برای ساختنش، چند پیشنهاد عملی وجود دارد.
شب مشخصی انتخاب کنید و اسمش را بگذارید؛ مثلا «شب بازی» یا «جمعهی خودمانی». اسم گذاشتن، آن را از یک برنامهی معمولی به یک مراسم تبدیل میکند. بچهها هم با این اسم هیجانزده میشوند و زودتر آماده میشوند.
یک خوراکی ثابت اضافه کنید: چای و میوه، پاپکورن خانگی یا آجیل. خوراکی ثابت آدم را به بازی وصل میکند و مزهاش با خاطرهی آن شب یکی میشود. اگر بچهها در تهیهی خوراکی شریک باشند، حس مشارکتشان بیشتر میشود.
دفتری برای ثبت امتیازها داشته باشید. با گذشت ماهها، وقتی امتیاز شبهای قبل را میخوانید، خندهی تازهای را تجربه میکنید. و آخر اینکه انعطاف داشته باشید: اگر یک هفته نشد، بیخیال. سنت باید مایهی شادی باشد، نه فشار.
بچهها وقتی بازی میکنند چیزهایی یاد میگیرند که در کلاس درس سخت یاد میگیرند. بازیهای کلمه دایرهی واژگان را بزرگ میکنند. بازیهای شمارشی و امتیازی، حساب ذهنی را تمرین میدهند. بازیهای حدس و معما، فکر منطقی را ورزیده میکنند و بازیهای نقشآفرینی، همدلی را.
نکتهی مهم این است که این یادگیری وقتی خوب کار میکند که کسی به آن اسم درس ندهد. اگر وسط بازی بگویید «این را برای اینکه ریاضیات خوب شود بازی میکنیم»، بچهها زود بازی را ترک میکنند. بگذارید بازی فقط بازی بماند و درسهایش خودشان بیایند.
کتابهای سرگرمی و معما هم همین نقش را دارند. کودکی که یک معمای تصویری را حل میکند یا یک مسیر پیچدرپیچ را پیدا میکند، بدون فشار تمرین دقت و صبر میکند. پدر و مادر هم اگر کنارش بنشینند و فقط راهنمایی کنند نه جواب بدهند، تجربهی مشترک ارزشمندی میسازند.
در خانوادههایی که سه نسل کنار هماند، بازی فرصتی است که بزرگترها از حاشیهی جمع به وسط بیایند. بسیاری از سالمندان بازیهای قدیمی بلدند که نسل جدید هرگز ندیده است: بازیهای کلامی، ضربالمثلسازی، حدس زدن با شعر و معماهای قدیمی. اگر فرصتی بدهید، معلم بازی میشوند.
در عین حال، حواستان به توان جسمی و بینایی بزرگترها باشد. حروف ریز و مهرههای کوچک ممکن است آزارشان بدهد. بازیها را طوری انتخاب کنید که همه بتوانند راحت شرکت کنند، و اگر کسی خسته شد، بدون تعارف استراحت کند.
این شبها جزو خاطرههای ماندگار بچههاست. سالها بعد، وقتی بزرگ شدهاند، یادشان میآید که مادربزرگ چطور در بازی حدس کلمه همه را شکست داد. آن لحظهها را شاید هیچ چیز دیگری نتواند جایگزین کند.
در بازیهای معمول، یک نفر میبرد و بقیه میبازند. اما نوعی از بازیها هست که همه در یک تیماند و یا با هم برنده میشوند یا با هم میبازند. این بازیها برای خانوادههایی که رقابت شدید را دوست ندارند یا بچههایی که باختن برایشان سخت است، بسیار مناسباند.
در بازی همکاریمحور، بحث و مشورت طبیعی است. بچهها یاد میگیرند به حرف هم گوش بدهند و ایدهها را بسنجند. پدر و مادر هم میتوانند به جای داور بودن، همتیمی باشند و این تغییر نقش، رابطه را صمیمیتر میکند.
اگر میخواهید یک کتاب برای بازی و سرگرمی خانوادگی بخرید، پیش از سفارش چند نکته را بسنجید. اول مخاطب کتاب را ببینید: برای کودک است، برای نوجوان یا برای همهی سنین؟ کتابی که سن مخاطب را روشن نگفته، احتمال دارد همه را راضی نکند.
دوم، نوع بازیها را نگاه کنید. بعضی کتابها فقط معما دارند، بعضی فقط بازیهای حرکتی، و بعضی ترکیبیاند. سلیقهی خانوادهتان را بشناسید و بر اساس آن انتخاب کنید. سوم، بررسی کنید کتاب تصویر و توضیح قدمبهقدم دارد یا فقط یک فهرست خشک است. بازیای که خوب توضیح داده نشده باشد، در عمل اجرا نمیشود.
چهارم، حجم و قطع کتاب را در نظر بگیرید. کتابی که برای سفر میخواهید، بهتر است کوچک و سبک باشد. کتابی که کنار میز بازی میماند، میتواند بزرگتر و رنگیتر باشد. پنجم، اگر میشود، به نویسنده و ناشر هم نگاهی بیندازید. مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است و میتوانید پیش از تصمیم آن را بخوانید.
هدیه دادن یک کتاب بازی هم ایدهی خوبی است. برای خانوادهای که فرزند تازه دارد یا برای کسی که تازه صاحب خانهی مشترک شده، کتابی از بازیهای دستهجمعی هدیهی دلنشینی است، چون فقط یک شیء نیست و شبهای خوب را هم به همراه دارد.
از حدود سه چهار سالگی میشود بازیهای خیلی ساده مثل تشخیص تصویر و حافظه را شروع کرد. بهتدریج با بالا رفتن سن، بازیها پیچیدهتر میشوند. مهم این است که بازی به سن و توان بچه بخورد.
مجبورش نکنید. یک نقش سبک به او بدهید یا بازیای را انتخاب کنید که او هم راضی باشد. گاهی کسی که بازی نمیکند فقط از رقابت میترسد و با یک بازی همکاریمحور نظرش عوض میشود.
هر کدام کاربرد خودش را دارد. جعبهی بازی همهی وسایل لازم را دارد، ولی کتاب بازی، ایدههای متنوعتر و قابل حملتری میدهد. خیلی از خانوادهها هر دو را دارند.
با تیمبندی یا امتیازدهی متفاوت. مثلا کودک کوچکتر یک راهنمایی اضافه بگیرد یا بازیکن بزرگتر یک محدودیت. اینطور رقابت متعادل میشود و همه شانس دارند.
با جنگیدن نه، با دعوت کردن. بازیای را انتخاب کنید که هیجان و جذابیت داشته باشد و خودتان هم با شوق شرکت کنید. بچهها بیشتر از حرف شما، شور شما را دنبال میکنند.
این صفحه به کتابها و منابع مرتبط با بازی، سرگرمی و فعالیتهای خانوادگی میپردازد. مشخصات هر مورد در صفحهی خودش است و پیش از هر سفارش میتوانید آن را بخوانید.
قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود، پس اطلاعاتی که در صفحهی هر کتاب میبینید، تازه است.
بازی خانوادگی برای شادیهای ساده ساخته شده است: جمع شدن، خندیدن، رقابت دوستانه و ساختن خاطره. لازم نیست گرانترین جعبه را داشته باشید یا قانونهای پیچیده را بلد باشید. گاهی یک کاغذ، یک خودکار و چند سؤال خوب کافی است.
اگر دوست دارید ایدههای بیشتری برای شبهای خانوادگی داشته باشید، کتابهای این بخش را ببینید. نسخهی چاپی را میتوانید آنلاین سفارش بدهید و قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود. کتاب را کنار بازی بگذارید، بچهها را صدا کنید و شب را با هم شروع کنید.