پلنر و برنامهریزی
هنوز کتابی در این دسته ثبت نشده است.
هنوز کتابی در این دسته ثبت نشده است.
روزهایی هست که از صبح تا شب میدوید و شب که به خانه میرسید، نمیدانید دقیقا چه کاری از لیست بلندتان تمام شده. پلنر و برنامهریزی برای همین روزهاست. این صفحه راهنمای کتابها و منابع آموزشی دربارهی مدیریت زمان، اولویتبندی کارها و ساختن برنامهی روزانه است. اگر تازه شروع کردهاید، در ادامه میفهمید از کجا باید شروع کنید. اگر قبلا چند بار برنامه نوشته و رهایش کردهاید، دلیلهای رایجش را میبینید.
ما اینجا از کتاب حرف میزنیم، نه از دفتر خالی. کتاب خوب دربارهی پلنر و برنامهریزی به شما یاد میدهد چه چیزی را در برنامه بنویسید، چرا بعضی روزها نقشهمان به هم میریزد و چطور بدون فشار دوباره برمیگردیم. قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود و مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است.
پلنر در فارسی به دفتری میگویند که برای نوشتن برنامه ساخته شده است. اما برنامهریزی خودش یک مهارت است و به دفتر بستگی ندارد. میشود با یک کاغذ ساده هم برنامهریزی کرد و میشود گرانترین پلنر بازار را داشت و باز هم کارها را عقب انداخت. تفاوت در روشی است که پشت برنامه هست.
در سطح ساده، برنامهریزی سه کار را با هم میکند. اول میگوید چه چیزی مهم است. دوم مشخص میکند کی و چقدر وقت برایش میگذارید. سوم بعد از اجرا نگاه میکند چه شد و چه چیزی را باید عوض کرد. کتابهای این دسته معمولا روی یکی از همین سه قدم تمرکز دارند یا هر سه را کنار هم توضیح میدهند.
پس وقتی دنبال کتابی دربارهی پلنر و برنامهریزی میگردید، از خودتان بپرسید مشکل من کدام قدم است. کسی که نمیداند چه کاری اولویت دارد، به کتاب هدفگذاری نیاز دارد. کسی که هدفش روشن است ولی وقت کم میآورد، به کتاب مدیریت زمان. کسی که خوب شروع میکند و بعد از سه روز رها میکند، به کتابی دربارهی عادت و پیگیری.
ممکن است بگویید برنامهریزی که کار سختی نیست، یک لیست مینویسم و تمام. اما بیشتر ما لیست مینویسیم و شب با حس گناه میبندیمش. مشکل معمولا در لیست نیست، در طرز فکر است. کتاب میتواند این طرز فکر را کمکم عوض کند.
البته کتاب جای عمل نیست. خواندن یک کتاب مدیریت زمان اگر فقط بهانهای برای عقب انداختن کار واقعی شود، نتیجهاش برعکس است. پیشنهاد ما این است که هنگام خواندن، دفتری کنارتان باشد و هر ایدهای که به کارتان میآید همان لحظه در آن بنویسید.
کتابهای مختلف اسمهای متفاوتی به روشهایشان میدهند، اما اگر زیر پوستشان را نگاه کنید، تقریبا همه از سه پایه ساخته شدهاند.
برنامه بدون هدف مثل مسیر بدون مقصد است. هدف خوب مشخص است و به زمان بسته است. «میخواهم زبانم بهتر شود» هدف نیست، آرزوست. «تا آخر پاییز هر روز بیست دقیقه لغت بخوانم» هدف است. بسیاری از کتابهای این حوزه فصل اول را به همین تبدیل آرزو به هدف اختصاص میدهند.
هیچکس وقت انجام همهی کارها را ندارد. اولویتبندی یعنی صادقانه قبول کنید که بعضی کارها امروز انجام نمیشود. کتابهای خوب یاد میدهند چطور بیدغدغه «نه» بگویید و بعضی چیزها را از فهرست حذف کنید.
آخرین پایه این است که کارها را روی ساعت و روز بنشانید. اینجاست که پلنر معنا پیدا میکند: جایی برای دیدن اینکه فردا چند ساعت آزاد دارید و آن ساعتها را به کدام کار میدهید. بدون این قدم، فهرست کارها فقط فهرست آرزوهاست.
یکی از رایجترین ابزارهای اولویتبندی که در کتابهای مدیریت زمان میبینید، ماتریس آیزنهاور است. کارها را در چهار خانه میگذارند: مهم و فوری، مهم و غیرفوری، فوری و غیرمهم، نه مهم و نه فوری. ایده ساده است ولی اثرش بزرگ است.
مثلا پاسخ دادن به پیامهایی که همان لحظه میرسد معمولا فوری است ولی مهم نیست. در مقابل، ورزش کردن یا مطالعهی منظم مهم است ولی هیچوقت فوری به نظر نمیرسد و برای همین همیشه عقب میافتد. کتابهای خوب توضیح میدهند که خانهی «مهم و غیرفوری» جایی است که پیشرفت واقعی اتفاق میافتد و برنامهی هفتگی باید برایش جا نگه دارد.
روشهای دیگری هم هست. بعضی نویسندگان پیشنهاد میکنند هر صبح فقط سه کار اصلی انتخاب کنید و بقیه را «کارهای امروز اگر وقت شد» بنامید. بعضی دیگر میگویند هر کار را با یک نشانه امتیاز بدهید. هرچه باشد، هدف یکی است: جلوی این را بگیرید که کارهای کوچک و بیاهمیت وقت کارهای بزرگ را ببلعند.
خیلیها فقط یک نوع برنامه مینویسند و بعد نتیجه نمیگیرند. کتابهای آموزشی معمولا سه لایه را پیشنهاد میکنند و هر لایه وظیفهی خودش را دارد.
در نگاه ماهانه، فقط چیزهای بزرگ را مینویسید: موعد تحویل پروژه، امتحان، سفر، مناسبتها. اینجا جزئیات لازم نیست. فقط میخواهید بدانید چه چیزی در راه است تا غافلگیر نشوید.
هفته مهمترین واحد برنامهریزی است، چون هم آنقدر کوتاه است که بتوان پیشبینیاش کرد و هم آنقدر بلند که فرصت جبران داشته باشید. بسیاری از کتابها پیشنهاد میکنند یک وقت ثابت، مثلا آخر هفته، برای مرور هفتهی گذشته و چیدن هفتهی بعد بگذارید.
لیست روزانه باید کوتاه باشد. اگر بیست کار در آن هست، از همان صبح شکستخوردهاید. سه تا پنج کار اصلی کافی است. بقیهی وقت را برای اتفاقهای پیشبینینشده خالی بگذارید، چون همیشه چیزی پیش میآید.
وقتی دربارهی پلنر و برنامهریزی کتاب میخوانید، به چند اسم تکراری برمیخورید. شناختنشان کمک میکند بفهمید کتاب کدام مسیر را میرود.
یک نکتهی مهم: هیچکدام از این روشها جادو نیست. کتابی که وعده میدهد فقط با یک ترفند همهی مشکلاتتان حل میشود، احتمالا بزرگنمایی میکند. روشی را انتخاب کنید که با سبک زندگی شما جور است، نه روشی که فقط جذاب به نظر میرسد.
برای بسیاری از خانوادهها، اولین سؤال این است که فرزندشان چطور برای امتحان برنامه بریزد. برنامهی درسی با برنامهی کاری فرقهایی دارد و کتابهای آموزشی این تفاوت را در نظر میگیرند.
در برنامهی درسی، اول باید ببینید تا روز امتحان چند روز مانده و چه حجمی باید خوانده شود. بعد حجم را بین روزها پخش میکنید و برای مرور و روزهای عقبافتاده هم جا نگه میدارید. خطای رایج این است که همهی روزها را پر میکنند و اولین روزی که چیزی به هم بخورد، کل برنامه فرو میریزد.
اگر شما پدر یا مادر هستید، بهتر است برنامه را با فرزندتان بنویسید و آن را به او تحمیل نکنید. نوجوان وقتی در ساختن برنامه سهم داشته باشد، بیشتر به آن پایبند میماند. کتابهایی که برای این گروه نوشته شدهاند معمولا زبان سادهتر و مثالهای مدرسهای دارند.
دانشجویان هم گرفتاری خودشان را دارند: چند درس همزمان، پروژه، کار پارهوقت. برای آنها کتابهایی که دربارهی تقسیم انرژی و نه فقط تقسیم ساعت حرف میزنند، مفیدترند. همهی ساعتهای روز برای مطالعهی عمیق یکسان نیست و بهتر است سختترین درس را در بهترین ساعتتان بگذارید.
اگر کار میکنید، خانهداری میکنید یا از کسی مراقبت میکنید، شاید بگویید که وقت برنامهریزی هم ندارید. جالب اینجاست که همین آدمها بیشتر از همه به برنامه نیاز دارند. ده دقیقهی شب قبل برای نوشتن فردا، بیشتر از ده دقیقهی اضافه در طول روز صرفهجویی میکند.
کتابهای خوب برای این گروه چند چیز مشترک دارند. اول اینکه بر سادگی تأکید میکنند و پیچیدگی را کنار میگذارند. دوم اینکه استراحت را جزئی از برنامه میدانند، نه پاداش بعد از تمام شدن همهی کارها. سوم اینکه به شما یاد میدهند چطور با قطع شدنهای ناگهانی کنار بیایید، چون زندگی واقعی برنامهی تمیز و بیوقفه ندارد.
اگر هر روزتان شبیه یک مسابقه است، شاید لازم باشد برنامهریزی را از ساعتها به «نقشها» ببرید. یعنی بهجای پر کردن هر ساعت، بنویسید امروز در نقش همسر، کارمند، فرزند یا دوست چه یک کار کوچک و مهم انجام میدهید. بعضی کتابها همین نگاه را پیشنهاد میکنند.
اگر بارها برنامه نوشتهاید و ادامه ندادهاید، احتمالا یکی از این اشتباهها را داشتهاید. خبر خوب این است که همهشان قابل اصلاح است.
کتابهای خوب دربارهی پلنر و برنامهریزی معمولا همین نکتهی آخر را جدی میگیرند و یادتان میآورند که هدف کامل بودن نیست، ادامه دادن است.
یکی از دلایلی که خیلیها به سراغ برنامهریزی میروند، سنگینی ذهن است. وقتی هر کار نیمهتمام در سرمان میچرخد، آرام نمیگیریم. نوشتن کارها روی کاغذ، ذهن را از نگه داشتن آنها خلاص میکند و میتواند حس سبکی بدهد.
البته اگر فشار یا اضطرابتان از حد عادی بیشتر است، کتاب مدیریت زمان جای مشورت با متخصص را نمیگیرد. کتاب میتواند کمک کند، ولی برای مشکل جدی باید به مشاور یا پزشک مراجعه کنید. برنامهریزی ابزار خوبی است، اما دوای همهی دردها نیست.
اگر دوست دارید برنامهریزی را با نوشتن حال و احوال ترکیب کنید، دربارهی دفتر شکرگزاری هم بخوانید. بعضی افراد پایان روز کارهای انجامشده را با چند جملهی قدردانی کامل میکنند و حس بهتری از روزشان میگیرند.
کتابهای آموزشی معمولا بهتنهایی کافی نیستند و باید جایی برای نوشتن هم داشته باشید. برای بعضیها یک دفتر ساده بهتر از پلنر آماده است، چون هر شکلی که بخواهند میتوانند صفحه را بچینند. برای بعضی دیگر قالب آماده کمک میکند.
اگر کنجکاو هستید دفتر و پلنر چه شکلهایی دارند، صفحهی دفتر و پلنر را ببینید. همچنین دو دستهی دفتر یادداشت و دفتر نقطهای برای کسانی است که ترجیح میدهند صفحه را خودشان طراحی کنند. توجه کنید که کتابجم فروشگاه کتاب است و آنچه در این صفحه توضیح میدهیم منابع آموزشی دربارهی برنامهریزی است.
نبودن نام کتاب مشخص در یک صفحه به این معنا نیست که انتخاب سخت است. با چند سؤال ساده میتوانید هر کتابی را که به دستتان میرسد بسنجید.
به وعدههای بزرگ هم با احتیاط نگاه کنید. عنوانهایی مثل «زندگیتان را در سی روز عوض کنید» جذاباند، ولی تغییر واقعی معمولا آرامتر است. کتابی که تلاش کم ولی مداوم را توصیه میکند، احتمالا به واقعیت نزدیکتر است.
اگر هرگز برنامهریزی نکردهاید، با کتابی ساده و کوتاه دربارهی مدیریت زمان شروع کنید. لازم نیست همهی روشها را بدانید. یک روش را انتخاب کنید و دو هفته امتحانش کنید. بعد اگر لازم شد، سراغ کتاب دوم بروید.
مشکل شما احتمالا در روش نیست، در ادامه دادن است. کتابی دربارهی ساختن عادتهای کوچک یا دربارهی انگیزه به کارتان میآید. بعد از آن دوباره به کتاب برنامهریزی برگردید و این بار برنامهتان را سبکتر بگیرید.
اگر پروژهی بزرگ، پایاننامه یا کنکور در پیش دارید، کتابی را انتخاب کنید که تقسیم کار بزرگ به کارهای کوچک را آموزش میدهد. در این حالت روشهایی مثل مسدودسازی زمان و مرور هفتگی بیشتر کمک میکنند.
برای اینکه خواندن به عمل برسد، میتوانید هفتهی اول را اینطور بگذرانید. روز اول، فقط بنویسید سه چیز مهم زندگیتان این ماه چیست. روز دوم، برای هر کدام یک قدم کوچک تعریف کنید. روز سوم، آن قدم را در ساعتی مشخص بگذارید. روزهای بعد، فقط همان را اجرا کنید و شبها دو دقیقه دربارهاش بنویسید.
آخر هفته نیم ساعت بنشینید و مرور کنید: چه چیزی خوب پیش رفت؟ چه چیزی نشد؟ چرا؟ همین پرسشهای ساده از خواندن ده کتاب هم مؤثرترند، اگر هر هفته تکرارشان کنید. کتاب به شما زبان میدهد و مرور شما را به تجربه میرساند.
اگر دیدید برنامهی هفتهی اول بیش از حد سنگین بود، اشکالی ندارد. کمش کنید. برنامهای که هفتاد درصدش انجام شود، بهتر از برنامهای است که صددرصدش روی کاغذ بماند.
خیلیها فهرست کارها را برنامه میدانند، ولی این دو یکی نیستند. فهرست میگوید چه کارهایی هست. برنامه میگوید کدام کار، کی، و با چه مقدار وقت انجام میشود. فهرست بدون برنامه مثل لیست خرید بدون رفتن به بازار است.
یکی از مفیدترین درسهایی که از کتابهای پلنر و برنامهریزی میگیرید همین است: هر کار روی فهرست باید یا زمانی روی تقویم بگیرد، یا از فهرست بیرون برود. کاری که نه زمان دارد و نه از فهرست حذف میشود، ذهن شما را مشغول میکند و انرژی میخورد.
راه ساده برای امتحانش این است: فهرست امروزتان را نگاه کنید و کنار هر کار بنویسید «ساعت چند؟». اگر برای بعضی کارها جوابی ندارید، یا آنها اولویت پایینی دارند یا باید برایشان جای بهتری در هفته پیدا کنید. همین یک قدم، خیلی از برنامهها را از حالت آرزو به حالت اجرا میرساند.
نویسندهها، طراحها، دانشجوهای پژوهشی و کسانی که برای خودشان کار میکنند، برنامهریزی را کمی متفاوت تجربه میکنند. کارشان همیشه به ساعتهای ثابت بسته نیست و پیشرفتشان را نمیشود با تعداد کار شمرد. برای این گروه در دستهی پلنر و برنامهریزی کتابهایی که بر «کار عمیق» و محافظت از ساعتهای تمرکز تأکید میکنند، مناسبترند.
ایدهی اصلی این است که بهترین ساعتهای روز را برای مهمترین کار نگه دارید و پیامها، تماسها و کارهای اداری را به بلوکهای جدا بسپارید. اگر خودتان رئیس زمانتان هستید، این تفکیک از هر ابزار دیگری مهمتر است. وقتی همهچیز را با هم قاطی میکنید، شب میشود و کار اصلی هنوز شروع نشده است.
کتابهای خوب برای کار مستقل یک هشدار هم دارند: آزادی زمان میتواند به بینظمی برسد. بنابراین حتی اگر ساعت اداری ندارید، برای خودتان ساعت شروع و ساعت پایان بگذارید. اینطوری هم کارتان پیش میرود و هم زندگی شخصیتان زیر سایهی کار نمیماند.
گاهی برنامهی من به برنامهی دیگران گره میخورد: کارهای خانه، رفتوآمد بچهها، جلسههای کاری. در این حالت یک برنامهی مشترک روی دیوار یا تقویم، از هزار بار پرسیدن «امروز چه خبر است؟» بهتر است.
در پلنر و برنامهریزی خانوادگی، مهم است که همهی اعضا در ساختنش سهم داشته باشند. برنامهای که یک نفر برای همه مینویسد، معمولا فقط همان یک نفر اجرا میکند. کتابهایی که دربارهی مدیریت خانه و تقسیم مسئولیت نوشته شدهاند، معمولا روی گفتوگو تأکید دارند، نه فقط جدول.
در تیمهای کاری هم قانون مشابهی هست: هرچه کارها روشنتر تقسیم شود و موعدها واقعیتر باشد، فشار کمتر میشود. نکتهی مشترک این است که برنامه فقط وقتی کار میکند که آدمها آن را ببینند و قبولش داشته باشند.
از کتابی ساده دربارهی مدیریت زمان یا اولویتبندی. اگر مطمئن نیستید، فهرست فصلها را ببینید و کتابی را انتخاب کنید که مثال و تمرین بیشتری دارد.
نه. مهارت برنامهریزی به دفتر خاصی بستگی ندارد. یک کاغذ، یک دفتر ساده یا حتی گوشی هم کافی است. پلنر فقط قالب آماده میدهد.
این به آدمها بستگی دارد و عدد قطعی وجود ندارد. توصیهی کلی این است که با روش ساده شروع کنید و چند هفته پشت سر هم ادامه دهید تا کمکم جزو روزتان شود.
کتابی که با زبان ساده و مثالهای مدرسهای نوشته شده باشد. بهتر است با خود دانشآموز انتخابش کنید تا برایش جذاب باشد.
اول برنامه را کوتاهتر کنید، بعد ببینید کدام قسمتش غیرواقعی بوده است. خراب شدن برنامه معمولا نشانهی این است که برنامه به واقعیت زندگی شما نزدیک نبوده، نه اینکه شما تنبل هستید.
خیر. کتاب میتواند کمک کند، ولی اگر مشکل شما فراتر از نظم است، مثلا فشار روحی یا اضطراب، بهتر است با متخصص صحبت کنید.
بله، نسخهی چاپی را میتوانید آنلاین سفارش بدهید. قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود.
پلنر و برنامهریزی دو چیز است: ابزاری برای نوشتن و مهارتی برای فکر کردن. ابزار را هر شکلی که دوست دارید انتخاب کنید، ولی مهارت را از کتابهای خوب بگیرید. با هدفی روشن شروع کنید، اولویتها را جدا کنید، زمان را روی هفته بنشانید و مرور را فراموش نکنید.
اگر آمادهاید سراغ منبعی برای این مسیر بروید، به بخشهای مرتبط سر بزنید: دفتر و پلنر و بولت ژورنال. مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است و نسخهی چاپی را میتوانید آنلاین سفارش بدهید.