فلسفه غرب
ایمانوئل کانت
ترجمهی غلامعلی حداد عادل
مرکز نشر دانشگاهی
براین پ.کپنهور، چارلز ب.اشمیت
ترجمهی محمدسعید حناییکاشانی
روزنه
گئورگ ویلهلم فریدریش هگل، ابراهیم ملک اسماعیلی
ترجمهی ی ابراهیم ملک اسماعیلی
نگاه
ایمانوئل کانت
ترجمهی غلامعلی حداد عادل
مرکز نشر دانشگاهی
براین پ.کپنهور، چارلز ب.اشمیت
ترجمهی محمدسعید حناییکاشانی
روزنه
گئورگ ویلهلم فریدریش هگل، ابراهیم ملک اسماعیلی
ترجمهی ی ابراهیم ملک اسماعیلی
نگاه
فلسفه غرب برای بسیاری از ما با یک ترس شروع میشود: کتابی بزرگ، اسمهایی سخت، جملههایی که سه بار میخوانیم و باز نمیفهمیم. اما پشت این ترس یک سؤال ساده هست که هر کسی گاهی از خودش پرسیده است: چه چیزی واقعی است، از کجا میدانیم، چطور باید زندگی کرد. این صفحه برای کسی نوشته شده که میخواهد کتابهای فلسفه غرب را بشناسد، بداند از کدام فیلسوف و کدام کتاب شروع کند، و مسیر خواندن را بدون گم شدن طی کند.
در ادامه مکتبها و دورههای اصلی را ساده مرور میکنیم، دربارهی ترجمه و شرح و متن اصلی حرف میزنیم و چند مسیر مطالعه پیشنهاد میدهیم. نسخهی چاپی کتابها را میتوانید آنلاین سفارش بدهید و مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است.
فلسفه غرب اسم سنتی فکری است که از یونان باستان شروع شد و در اروپا و آمریکا ادامه پیدا کرد. کلمهی «فلسفه» خودش از یونانی میآید و معنایش دوستی با حکمت است. فیلسوفان یونانی پرسشهایی را مطرح کردند که هنوز هم زندهاند: جهان از چه ساخته شده، حقیقت چیست، خوب و بد یعنی چه، بهترین شکل حکومت کدام است.
این سنت به طور معمول به چند دوره تقسیم میشود: یونان باستان، دوران میانه، دوران نو که از قرن هفدهم شروع میشود، و دوران معاصر. هر دوره پرسشهای خودش را دارد و به دورهی قبل جواب یا اعتراض میدهد. برای همین خواندن فلسفه غرب مثل ورق زدن یک گفتوگوی چندهزارساله است و هر فیلسوف حرفش را به دیگری میزند.
فلسفه به شما فرمول آماده نمیدهد. چیزی که میدهد ابزار فکر کردن است. کسی که چند کتاب فلسفه خوانده، معمولا در تحلیل یک استدلال دقیقتر میشود، پیشفرضهای پنهان را بهتر میبیند و در برابر جملههای قطعی محتاطتر میشود. اینها هم برای دانشجو مفید است، هم برای کسی که فقط میخواهد بهتر فکر کند.
دلیل دیگر فهم فرهنگ امروز است. بسیاری از واژههایی که در روزنامه و شبکههای اجتماعی میشنویم، مثل عقل، آزادی، پسامدرن یا ایدئولوژی، ریشهشان در همین کتابهاست. وقتی ریشهها را بشناسید، از بحثهای روز هم بهتر سر در میآورید. البته لازم نیست از هدف عملی حرف بزنیم؛ گاهی لذت فکر کردن خودش کافی است.
برای اینکه در جنگل عنوانها گم نشوید، نقشهای کلی میدهیم. این فقط یک طرح ساده است و تاریخ فلسفه بسیار پیچیدهتر از این است.
پیشسقراطیها اولین کسانی بودند که به جای اسطوره، دنبال توضیح عقلانی جهان رفتند. از نوشتههای آنها فقط پارههایی مانده و کتابی مثل «پاره نوشته های پیشا سقراطی» همین تکهها را گرد آورده است. بعد سقراط آمد که با پرسیدن آدمها را به فکر انداخت، افلاطون که شاگرد او بود، و ارسطو که شاگرد افلاطون بود. کتاب «متافیزیک (مابعدالطبیعه)» از عنوانش به همین سنت ارسطویی و بحث دربارهی هستی و اصلهای نخستین مربوط است. اپیکور هم فیلسوف یونانی بود که به رنج و مرگ و لذت فکر کرد و کتاب «مواجهه با مرگ (اپیکور و منتقدانش)» به همین بحث میپردازد.
از قرن هفدهم، فیلسوفانی مثل دکارت، اسپینوزا، لایبنیتس، لاک، هیوم و کانت پرسشهای تازهای دربارهی عقل، تجربه و شناخت مطرح کردند. عنوان «جهان اسپینوزا» به یکی از همین فیلسوفان اشاره دارد و برای ورود به فکر او راهی است.
هگل، مارکس، کییرکگور و نیچه در این قرن سؤالهای تاریخ، جامعه، دین و فرد را عمیقتر کردند. کتاب «همگام با نیچه در مسیر رسیدن به آنکه هستی» از نامش پیداست که به سراغ یکی از این فیلسوفان و موضوع خودشناسی میرود.
پدیدارشناسی، هرمنوتیک، پراگماتیسم، فلسفهی تحلیلی، ساختارگرایی و پساساختارگرایی و پسامدرن شاخههای مهم این دورهاند. عنوانهایی مثل «گادامر و مسئله هرمنوتیک»، «در مسیر پراگماتیسم» و «تعریف پسامدرن» هر کدام به یکی از این شاخهها میپردازند.
این مهمترین سؤال خریدار تازهکار است. جواب کوتاه این است که سراغ خود متن اصلی نروید، مگر اینکه واقعا آماده باشید. اول یک مدخل روشن بخوانید تا تصویر کلی داشته باشید.
بسیاری از کسانی که با یک متن اصلی سنگین شروع میکنند، فلسفه را نیمهکاره رها میکنند. با مدخل شروع کنید و به تدریج سطح را بالا ببرید.
در قفسهی فلسفه غرب سه نوع کتاب هست و خوب است فرقشان را بدانید.
نوشتهی خود فیلسوف است، یا ترجمهی آن. مثل «متافیزیک (مابعدالطبیعه)». این کتابها مستقیمترین راه برای شنیدن صدای فیلسوف هستند، اما اغلب زبان دشوار دارند و بدون زمینه گاهی گیجکنندهاند.
نویسندهای دیگر فکر یک فیلسوف را توضیح میدهد. «گادامر و مسئله هرمنوتیک» یا «بارت فوکو آلتوسر» از نامشان پیداست که به معرفی و تحلیل فکر چند فیلسوف میپردازند. این نوع برای تازهکار مناسبتر است، اما باید حواستان باشد که فهم شما از دید شارح رد میشود.
این کتابها تصویر بزرگ میدهند. «صد فیلسوف قرن بیستم» یا «فهم فلسفه» را میتوان با همین نیت برداشت. برای شروع بهترین انتخاباند و میتوانید مطالب مورد علاقهتان را از آنها پیدا کنید و بعد سراغ عمیقتر شدن بروید.
بعضی کتابها مثل «خیابان یکطرفه» شکل جستارگونه یا قطعهقطعه دارند. این کتابها معمولا لحن ادبیتری دارند و میشود آنها را بدون ترتیب و در فرصتهای کوتاه خواند.
برای اینکه حسی از تنوع این دسته پیدا کنید، چند عنوان را مرور میکنیم. دربارهی هر کدام فقط از روی نام حرف میزنیم و برای جزئیات باید صفحهی خود کتاب را ببینید.
قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود و هر عنوان صفحهی مستقل خودش را دارد.
دانشجوی فلسفه، الهیات، ادبیات، علوم اجتماعی و حتی حقوق زیاد سروکارش با متنهای فلسفی است. برای این گروه چند نکته مهم است.
اول، به ترجمه و ویرایش توجه کنید. متن فلسفی وقتی بد ترجمه شود، فهم آن سختتر از اصل است. اگر میتوانید، دو ترجمه از یک متن را کنار هم بخوانید. دوم، به شمارهی جلد و مجموعه دقت کنید. عنوانی مثل «فهم فلسفه ۳» نشان میدهد بخشی از یک مجموعه است و شاید لازم باشد جلدهای دیگر را هم ببینید. سوم، اصطلاحات کلیدی را در یک دفتر یادداشت کنید. واژههایی مثل هستیشناسی، معرفتشناسی و پدیدارشناسی در هر بحث برمیگردند.
پژوهشگران گاهی کتابهای تحلیلی دربارهی چند فیلسوف نزدیک به هم را میخرند تا مقایسه کنند. «بارت فوکو آلتوسر» با همین ساختار سه نفره از نامش پیداست که به مقایسه و بحث دربارهی چند اندیشمند میپردازد.
لازم نیست دانشجوی فلسفه باشید تا این کتابها را بخوانید. اگر سؤال دارید و حوصلهی فکر کردن، کافی است. یک راه ساده این است که از موضوعی که به زندگیتان نزدیک است شروع کنید. مثلا اگر به مرگ و معنا فکر میکنید، بحث اپیکور دربارهی مرگ برای شما جذاب است. اگر به این فکر میکنید که ما چطور چیزها را میفهمیم، هرمنوتیک و بحثهای شناخت به کارتان میآید. اگر به جامعه و قدرت علاقه دارید، فیلسوفان معاصر که دربارهی گفتمان و قدرت نوشتهاند مفید هستند.
برای کسانی که دنبال فلسفهی کاربردیتر برای زندگی روزمرهاند، دستهی فلسفه برای زندگی هم ارزش دیدن دارد. و اگر به منطق و استدلال علاقه دارید، دستهی منطق ابزار خوبی برای تیز کردن ذهن است.
یکی از جالبترین ویژگیهای تاریخ فلسفه این است که سنتهای مختلف با هم گفتوگو کردهاند. فیلسوفان جهان اسلام از میراث یونان بهره بردند، آن را ترجمه و شرح کردند و در آن چیزهای تازه افزودند. بعدها این آثار در اروپا هم خوانده شد. اگر میخواهید تصویر کاملتری داشته باشید، میتوانید کنار کتابهای فلسفه غرب به دستهی فلسفه اسلامی هم سر بزنید.
مقایسهی این دو سنت برای دانشجو و علاقهمند خیلی آموزنده است، چون نشان میدهد پرسشهای فلسفی مرز جغرافیایی ندارند. البته این کار وقت و دقت میخواهد و باید با احتیاط از یکسانسازی پرهیز کرد؛ هر سنت زبان و پرسش خودش را دارد. دستهی کلیتر فلسفه هم یک نقطهی شروع مناسب است.
خواندن فلسفه با خواندن رمان فرق دارد. این پیشنهادها به خوانندهی تازهکار کمک میکند.
و اگر گاهی گیج شدید، این طبیعی است. خود فیلسوفان هم سالها با همین سؤالها کلنجار رفتهاند.
دانشجویی تعریف میکرد که سه بار سعی کرده بود یک متن اصلی فلسفه را بخواند و هر بار در فصل دوم رها کرده بود. بار چهارم اول یک کتاب مدخل خواند، بعد یک شرح کوتاه، و در نهایت سراغ متن اصلی رفت. گفت این بار همان جملههایی که اول نامفهوم بود، ناگهان معنی پیدا کرد. کتاب همان بود، فقط او راه درستی برای ورود پیدا کرده بود.
این تجربه در میان خوانندههای فلسفه رایج است. مسیر مستقیم همیشه کوتاهترین راه نیست و گاهی دور زدن، از طریق کتابهای مدخل و شرح، سریعتر شما را به مقصد میرساند.
کتاب فلسفه هدیهی ظریفی است. برای دانشجو و اهل مطالعهی جدی میشود سراغ متن یا شرح رفت. برای دوستی که فقط کنجکاو است، کتابی مثل «صد فیلسوف قرن بیستم» که مرور کلی میدهد یا «خیابان یکطرفه» که شکل جستارگونه دارد، انتخاب دوستانهتری است. برای کسی که به مرگ، معنا و زندگی فکر میکند، کتابی مثل «مواجهه با مرگ» جالب است. و اگر نمیدانید چه چیزی بخرید، یک مجموعهی مدخل با زبان ساده کمتر از بقیه اشتباه از آب در میآید.
وقتی چند کتاب فلسفه غرب بخوانید، بعضی واژهها مدام برمیگردند. اگر از همین اول معنایشان را بدانید، خواندن روانتر میشود. این تعریفها ساده و کلیاند و هر مکتب ممکن است معنای دقیقتری برای آنها داشته باشد.
بحث دربارهی اینکه چه چیزهایی وجود دارند و وجود داشتن یعنی چه. سؤال «جهان از چه ساخته شده؟» از همین جنس است. بحثهای ارسطو و پیشسقراطیها بیشتر در این فضا میگنجد.
بحث دربارهی شناخت: ما چطور میدانیم آنچه میدانیم درست است؟ حس، عقل و تجربه هر کدام چه سهمی دارند؟ فیلسوفان دوران نو زیاد به این پرسش پرداختهاند.
بحث دربارهی خوب و بد، وظیفه و فضیلت. اینکه چه کاری درست است و چرا. بحث اپیکور دربارهی لذت و آرامش نمونهای از تفکر اخلاقی یونانی است.
نظریهی فهم و تفسیر. وقتی یک متن یا یک سخن را میفهمیم، دقیقا چه اتفاقی میافتد؟ کتابهایی دربارهی گادامر به همین موضوع میپردازند.
مکتبی که ارزش یک اندیشه را در نتایج عملی آن میجوید. اگر فکری در عمل به کار میآید، نشانهی درستی آن است.
واژهای برای اشاره به حال و هوایی فکری که به روایتهای بزرگ، حقیقت واحد و قطعیتهای مدرن با تردید نگاه میکند. مفهومی بحثبرانگیز است و خود فیلسوفان دربارهی معنی آن اختلاف دارند.
مجموعهای از باورها و ارزشها که نگاه یک گروه به جهان را شکل میدهد. این واژه در نوشتههای فیلسوفان اجتماعی مثل آلتوسر اهمیت زیادی دارد.
یکی از پرتکرارترین بحثهای این سنت، رقابت دو نگاه است: عقلگرایی و تجربهگرایی. عقلگراها معتقد بودند بخش مهمی از دانش ما از راه استدلال به دست میآید. تجربهگراها تأکید میکردند که شناخت از تجربهی حسی شروع میشود. این دو نگاه قرنها با هم در گفتوگو بودند و بعد کانت کوشید میان آنها آشتی برقرار کند.
چرا این را میگوییم؟ چون وقتی میدانید یک فیلسوف در کدام سو ایستاده، فهم کتابش راحتتر میشود. اگر کتابی دربارهی اسپینوزا میخوانید، خوب است بدانید که او را معمولا در سنت عقلگرا میگذارند. اگر دربارهی پراگماتیسم میخوانید، متوجه میشوید که تجربه و عمل در آن نقش اصلی دارند. نقشهی کلی، خواندن جزئیات را آسان میکند.
فلسفه و ادبیات همیشه همسایه بودهاند. افلاطون دیالوگ مینوشت که خودش شبیه نمایشنامه است. نیچه به شکل قطعهقطعه و با لحن شعری نوشت. بعضی فیلسوفان معاصر هم شکل جستار و قطعه را برگزیدند. کتابی مثل «خیابان یکطرفه» با همین شکل قطعهقطعه، نمونهای از این نزدیکی است.
اگر ادبیات دوست دارید و از فلسفه میترسید، همین راه ورود خوبی است. از فیلسوفانی شروع کنید که لحن ادبی دارند و بعد به تدریج سراغ متنهای خشکتر بروید. این را هم بدانید که دستهی فلسفه کنار بخش ادبیات و جستار نیز مسیرهای جالب دیگری دارد.
به جای یک فهرست خشک، سه مسیر با سه هدف متفاوت پیشنهاد میکنیم.
یک کتاب مرور تاریخ فلسفه، سپس یک کتاب دربارهی فیلسوفان قرن بیستم، سپس یک مجموعهی شمارهدار که به تدریج جلو میرود. این مسیر برای علاقهمند عام مناسب است و در چند ماه میتوان آن را طی کرد.
اگر با نیچه یا اسپینوزا انس گرفتهاید، ابتدا یک کتاب مدخل دربارهی او بخوانید، بعد شرحهای بیشتر و در پایان متن اصلی او. با هر مرحله عمیقتر میشوید. عنوانهایی مثل «جهان اسپینوزا» و «همگام با نیچه» برای مرحلهی اول جالباند.
مثلا اگر دربارهی مرگ، فهم، قدرت یا زبان کنجکاو هستید، سراغ کتابهایی بروید که به آن موضوع میپردازند و از هر فیلسوف که دربارهی آن نوشته استفاده کنید. «مواجهه با مرگ» برای موضوع مرگ، «گادامر و مسئله هرمنوتیک» برای موضوع فهم و «بارت فوکو آلتوسر» برای موضوع قدرت و ایدئولوژی مثالهایی هستند.
فلسفه بیش از هر شاخهی دیگر به دقت واژهها وابسته است. یک اصطلاح ممکن است در دو ترجمه با دو معادل فارسی بیاید و خواننده گمان کند دو چیز متفاوت است. مثلا نام کتاب «متافیزیک (مابعدالطبیعه)» همین را نشان میدهد: یک مفهوم با دو نام. اگر چند کتاب میخوانید، فهرست کوچکی از معادلها بسازید تا گیج نشوید.
نکتهی دیگر نامهاست. نام فیلسوفان اروپایی در فارسی گاهی به چند شکل نوشته میشود. اگر در جستوجوی یک نام به نتیجه نرسیدید، املاهای دیگر را هم امتحان کنید. و اگر متنی برایتان مبهم ماند، یک بار دیگر آن را با دقت بخوانید یا از کتاب شرح کمک بگیرید. صبر در فلسفه فضیلت است.
در پایان یادتان باشد که خواندن فلسفه غرب مسابقه نیست. هر کس با سرعت خودش پیش میرود و مهم این است که مسیر برایتان لذتبخش بماند.
یک کتاب مدخل یا مرور تاریخ فلسفه که زبان ساده داشته باشد. مجموعههایی مثل «فهم فلسفه» یا مرورهایی مثل «صد فیلسوف قرن بیستم» برای همین نوع ورود مناسباند. جزئیات هر کدام در صفحهی خود کتاب است.
لازم نیست. میتوانید از فیلسوفی که به او علاقه دارید شروع کنید. اما اگر میخواهید تصویر کلی داشته باشید، ترتیب تاریخی کمک میکند بفهمید هر فیلسوف به کدام فیلسوف جواب داده است.
متن اصلی نوشتهی خود فیلسوف است و شرح توضیح دیگری دربارهی فکر اوست. شرح برای تازهکار روشنتر است و متن اصلی مستقیمتر.
آهسته، با یادداشتبرداری و با کمک یک کتاب مدخل. اگر بخشهایی گیجکننده بود، عجله نکنید و بعد از خواندن کل فصل دوباره برگردید.
بله. عنوانهایی مثل «تعریف پسامدرن»، «گادامر و مسئله هرمنوتیک» و «در مسیر پراگماتیسم» به مباحث نزدیکتر به امروز میپردازند.
کتاب فلسفه به پرسیدن و فکر کردن دعوت میکند. شما میتوانید با هر فیلسوف موافق یا مخالف باشید. هدف خواندن فلسفه پذیرفتن یک نظر نیست، ساختن نگاه خودتان است.
قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود. برای دیدن اطلاعات دقیق، صفحهی همان کتاب را باز کنید.
فلسفه غرب یک گفتوگوی طولانی است و شما هر زمان که بخواهید میتوانید وارد آن شوید. لازم نیست همهی فیلسوفان را بشناسید. یک کتاب مدخل، یک فیلسوف مورد علاقه و کمی حوصله کافی است تا راه باز شود.
حالا میتوانید به دیدن کتابهای همین دسته بروید، مشخصات هر کدام را بخوانید و نسخهی چاپی دلخواهتان را آنلاین سفارش بدهید.