ره بری پروانه ای
کتاب « رهبری پروانهای » با رویکردی نوآورانه و استعاری، مسیر رشد و تحول رهبر را در قالب چرخه زندگی پروانه به تصویر میکشد. نویسنده با طرح ده اصل رهبَری در قالب دوگانههای معنادار، به مخاطب کمک میکند تا ماهیت واقعی رهبری را فراتر از دستوردهی و مدیریت سنتی درک کند. رهبری پروانهای، راهنمایی الهامبخش برای مدیران، رهبران سازمانی و علاقهمندان توسعه فردی است
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- روانشناسی و موفقیت
- شناسه کالا
- kj-811352
- شابک
- ۹۷۸۶۲۲۳۷۴۲۰۲۶
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از شرکت چاپ و نشر بازرگانی
مشاهدهی همهتوضیحات
کتاب « رهبری پروانهای » با رویکردی نوآورانه و استعاری، مسیر رشد و تحول رهبر را در قالب چرخه زندگی پروانه به تصویر میکشد. نویسنده با طرح ده اصل رهبَری در قالب دوگانههای معنادار، به مخاطب کمک میکند تا ماهیت واقعی رهبری را فراتر از دستوردهی و مدیریت سنتی درک کند. رهبری پروانهای، راهنمایی الهامبخش برای مدیران، رهبران سازمانی و علاقهمندان توسعه فردی است که میخواهند از مرزهای مرسوم عبور کرده و به رهبرانی اثرگذار، انگیزهبخش و تحولآفرین تبدیل شوند. فهرست مطالب کتاب «رهبری پروانهای» پیشگفتار مقدمه فصل اول: تخم پروانه رهبَر راهنما است، نه فرمانروا فصل دوم: لارو رهبَر سازنده است، نه بازنده فصل سوم: شفیره رهبَر هم پا است، نه تنها فصل چهارم: شکستن پیله رهبَر حامی است، نه حکمی فصل پنجم: بالهای خیس رهبَر پیامبر است، نه پاسبان فصل ششم: اولین پرواز رهبَر پیشرو است، نه دورو فصل هفتم: پرواز بر فراز طوفان ره بَر عامل است، نه قائل فصل هشتم: مهاجرت پروانهها ره بَر برنده است، نه بنده فصل نهم: رنگهای بالها ره بَر رابط است، نه راهب فصل دهم: ردپای پروانه ره بَر خلاق است، نه کلاف منابع سخن مولف درباره کتاب «رهبری پروانهای» آنچه در کتاب رهبری پروانهای میخواهیم به ما میآموزد که رهبری یعنی گسترش افق دید پیروان؛ رهبری یعنی رسانیدن افراد به اوج شایستگیهایی که میتوانند داشته باشند. چراکه آبرام مزلو در جایی اشاره کرده است که انسان هر آنچه را میتواند بشود، باید بشود. رهبران افراد را به بایدهایشان رهنمون خواهند کرد. بهعبارت دیگر، آنها بهترینِ دیگران را در خودشان متجلی میسازند. محیطی پدید میآورند که در آن هر انسانی فرصت تحقق تمام ظرفیتها و استعدادهای خود را داشته باشد. پیش از رهبر شدن، پیروزی و موفقیت شما یعنی حرکت در مسیر رشد خودتان؛ اما بعد از رهبر شدن، رشد و توسعه دادن دیگران معیار پیروزی شماست. رهبری یعنی هنر نفوذ در قلب و باور دیگران. رهبران الگوهای رفتاری و عملی هستند؛ یعنی کسانی که توان و ظرفیت تبدیل گفتارها به کردارها را دارا میباشند. آنها آینده را زودتر از پیروان خود در افقهای دور مشاهده نموده و بر آن اساس، در خلق چشمانداز و همچنین انتقال آن به پیروان، از الهامبخشی مناسبی برخوردار هستند. گری همل معتقد است که بهترین راه برای خلق سازمانی که برازنده آینده باشد، خلق سازمانی است که برازنده انسانها باشد. رهبران از استعداد و قابلیت خوبی برای خلق محیطی پویا و انگیزاننده برخوردار بوده، سازمانی انسانسالار و انسانمحور را به دنیا معرفی و عرضه مینمایند. جیم کالینز در کتاب مشهور از خوب به عالی جمله جالبی دارد تحت این عنوان که: در قرن پانزدهم انسانها تمام پدیدههای ناشناخته را به خدا نسبت میدادند، اما امروزه همه چیز را به رهبران سازمانها نسبت میدهند. نقش و جایگاه منحصر به فرد رهبران و تفاوت آنها با مدیران در سازمانها و نهادها و شرکتهای فعلی بر کسی پوشیده نیست. هرجا صحبت از رویههای کاری، دستورالعملها، آییننامهها و فرآیندهای کاری باشد، صحبت از مدیران است؛ اما هر جا صحبت از تحول، الهامبخشی، تغییر و رویاست، از رهبران نام برده میشود. مارتین لوتر کینگ در سخنرانی معروف خود عبارت «من رویایی دارم» را بهکار برده است. هرگز نگفته است «من برنامهای دارم». برنامهها برای مدیران و رویاها، خلق آرزوها و چشماندازها به عهده رهبران میباشد. مدیران داخل پارادایمها حرکت میکنند و رهبران بین پارادایمها؛ لذا هر جا صحبت از انقلاب و تحولات اساسی باشد، رهبران ظهور میکنند. نام مدیران بیشتر با واژه کارایی (انجام کارهای درست) دیده میشود و هر جا صحبت از رهبران باشد، واژه اثربخشی (انجام درست کارها) خودنمایی میکند. رهبران واقعی مالکیت نتیجه را به دیگران میدهند؛ به اصطلاح، مدال را گردن کارکنان آویزان مینمایند و در زمان پیروزی و موفقیت، به شیشه نگاه کرده و از آن سوی شیشه، کارکنان را عامل اصلی موفقیتهای پیشرو میدانند؛ اما مدیران معمولاً مدال را به گردن خود آویزان نموده و در زمانهای پیروزی، در آینه نگاه کرده و خود را عامل اصلی موفقیت سازمان قلمداد میکنند. یکی از ویژگیهای متعالی رهبران، پرورش رهبران آینده است. بر اساس یکی از تحقیقات دانشگاه استنفورد، یکی از مهمترین شاخصها و ملاکهای موفقیت یک رهبر، ماندگاری و پویایی سازمان بعد از اوست. این مهم از طریق پرورش رهبران کارآمد حاصل خواهد شد. نمونه بارز این جمله در شرکتهای جنرال الکتریک و اپل بعد از انتصاب رهبران جدید آنها مشهود میباشد (به ترتیب، بعد از انتصاب جف ایملت در GE و تیم کوک در اپل). وارن بنیس این رهبران را «رهبرِ رهبران» نامگذاری کرده است. دوست بزرگوار و فرهیخته آقای دکتر مظفری

































