پرش به محتوای صفحه
تخفیف کتاب‌خوانی۲۰٪ تخفیف

شیطان، همیشه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده، اولین نفر باش

۲۹۸

صفحه

۱۴۰۲

سال چاپ

رقعی

قطع

۲۶۰٬۰۰۰۲۰٪۲۰۸٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

۱۴ روز مهلت تعویض یا مرجوعی

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

معرفی کتاب

گزیده ای از متن کتاب ‎ کتاب شیطان، همیشه نوشتۀ دونالد ری پولاک ترجمۀ معصومه عسکری رمان آمریکایی تقدیم به دو داستان نویس که قصه‌هایشان ناتمام ماند حمیدرضا شریفی و روح‌الله کاملی (مترجم) مقدمه‌ی مترجم دونالد ری پولاک (1954) نویسنده‌ی آمریکایی است که در سال 2008 و در 54 سالگی، اولین کتابش؛ مجموعه داستانی به نام  ناکمستیف (داستان‌های اوهایو) را منتشر کرد. اما  شیطان، همیشهرمانی است که با چاپ آن در سال 2011ری‌پولاک را به شهرت رساند و نام او را بر سر زبان‌ها انداخت. در ابتدای امر به نظر می‌رسد خواننده‌ی ایرانی با نویسنده‌ای روبه‌‌روست که نام‌آشنا نبودنش، او را در زمره‌ی نویسندگانی قرار می‌دهد که در مجلات زرد و کمیک آمریکا به خلق الگوهای تکراری و دست‌چندم ژانر دلهره می‌پردازد. اما دونالد ری‌پولاک نویسنده‌ای است که با تعمق در آثار بزرگان ادبیات ترس نظیر استفن کینگ با دست پر وارد عرصه‌ی پر چالش نوشتن شده است. هر سه کتاب او (داستان‌های اوهایو – سفره‌ی آسمانی – شیطان همیشه) در بستری تلخ و سیاه، سرگذشت انسان‌هایی را روایت می‌کنند که در شهر کوچکی واقع در اوهایو (ناکمستیف) روزگارشان را با دشواری پیش می‌برند و این ناملایمتی سبب خلق نطفه‌ی بزهکاری و جنایت در آن جامعه است. شیوه‌ی پردازش داستان در آثار ری‌پولاک بدیع و بی‌همتاست. آفرینش شخصیت‌های رمان بویی از انتزاع و قهرمان‌پروری پرهیاهو  نبرده است و خواننده با انسان‌هایی سروکار دارد که زندگی عادی و روزمره‌ی خود را دارند و تنها شرایط اجتماعی آنهاست که هستی‌شان را با نمودی اهریمنی تعیّن می‌بخشد. شاخصه و شاکله‌ی هر سه کتاب موفق ری‌پولاک، عنصر تعلیق و ناکجایی زمانی است. اما در این میان باید شیطان، همیشه را از دو اثر دیگر او متمایز سازیم. داستان با اختلافی فاحش از دو شاهکار دیگر نویسنده نیز غنی‌تر است و بی‌جهت نیست که در سال 2012 به عنوان یکی از ده کتاب برتر سال ناشران هفتگی آمریکا انتخاب شد و جوایز بی‌شماری را نصیب خود ساخت. شیطان، همیشه روایتی مستقیم از حضور اهریمن در کالبد شهری دورافتاده است که فقر و فساد آن را به زوال و نابودی کشانیده. این شما و این شیطان، همیشه… معصومه عسکری آذر 1398 پیش‌درآمد در یک صبح دلگیر و مرطوب پاییزی، لبه‌ی مرتعی بلند در جنوب اوهایو که مشرف به دره‌ای عمیق و صخره‌ای بود به نام ناکمستیف، [1] آروین یوجین راسل [2] داشت دنبال پدرش ویلارد [3] می‌دوید. ویلارد قدبلند و درشت‌اندام بود و آروین مجبور بود برای اینکه به او برسد دنبالش بدود. علف‌ها بیش از حد بلند بود و تیغ و خار و خاشاک‌ها و مهی به ضخامت ابرهای خاکستری، تا زانوهای پسرک نه ساله آمده بود. چند دقیقه‌ای که رفتند، پیچیدند توی جنگل و از یک مسیر باریک مال‌رو از تپه پایین آمدند تا اینکه به زمین مسطح و بی‌درختی رسیدند که یک کنده‌ی درخت آنجا افتاده بود که از بقایای بلوط چوب‌قرمزی بود که سال‌ها پیش آن را انداخته بودند. باد و بوران و آفتاب بین تخته‌های میخ‌کاری انبار علوفه‌‌ که پشت خانه‌شان بود فاصله انداخته بود و انبار چند متری در زمین نرم زیرش به سمت شرق مایل شده بود. ویلارد خود را روی قسمت بلند کنده جای داد و به پسرش اشاره کرد که کنارش روی برگ‌های خشک نم‌کشیده زانو بزند. ویلارد غیر از وقت‌هایی که ویسکی در رگ‌هایش بود، هر صبح و شام به این قسمت بی‌درخت می‌آمد و در پیشگاه خدا دعا می‌کرد. آروین نمی‌دانست کدام بدتر است؛ مشروب‌خواری یا دعاخواندن؟ تا جایی که ذهن کوچکش قد می‌داد و یادش می‌آمد، پدرش همیشه در حال مبارزه با شیطان بود. آروین در آن هوای نمناک کمی به خود لرزید و کتش را تنگ‌تر به خود چسباند. آرزو کرد کاش هنوز در رختخواب بود. حتی مدرسه با تمام بدبختی‌هایش از این بهتر بود، اما به هرحال آن روز شنبه بود و جایی در آن اطراف نبود که بشود رفت. آروین از پشت درختان عریان و صلیب‌ها می‌توانست حلقه‌های دود را ببیند که نیم‌مایل آن طرف‌تر از دودکش‌ها بالا می‌رفت. در سال 1957 ناکمستیف حدود چهارصد نفر سکنه داشت که تقریباً تمام‌شان به واسطه‌ی یک فاجعه‌ی شوم یا چیزهایی مثل شهوت، نیاز یا فقط از روی جهل باهم پیوند خونی داشتند. دهکده به جز کلبه‌های قیرگونی و خانه‌های آجر سیمانی، دو خواربارفروشی، یک کلیسای جامع و یک میخانه‌ی محقر هم داشت که در تمام محل به  بال پن معروف بود. هرچند راسل‌ها از پنج سال پیش خانه‌ای در میچل ‌فلتز اجاره کرده بودند، بیشتر اهالی هنوز آنها را غریبه می‌دانستند. آروین تنها بچه‌ی اتوبوس مدرسه‌شان بود که هیچ قوم و خویشی آنجا نداشت. سه روز پیش باز او با چشمی کبود به خانه برگشته بود. ویلارد آن شب به او گفت؛ «من تو هیچ مبارزه‌ای کم نمی‌آرم، اون وقت نمی‌دونم تو چرا این قدر شلی!» «آره اون کثافت‌ها از تو بزرگ‌ترند، اما دفعه‌ی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
رمان خارجی
شناسه کالا
kj-498867
شابک
۹۷۸۶۰۰۳۷۶۲۵۸۹
تعداد صفحه
۲۹۸
قطع
رقعی
وزن
۲۵۰ گرم
سال انتشار شمسی
۱۴۰۲

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

کتاب‌های بیشتر از دونالد ری پولاک

مشاهده‌ی همه

کتاب‌های بیشتر از معصومه عسکری

مشاهده‌ی همه

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه
۲۰٪۲۶۰٬۰۰۰
۲۰۸٬۰۰۰تومان
خرید کتاب شیطان، همیشه اثر دونالد ری پولاک از نشر نگاه