تاریخموجود

تاریخ پانصدسالۀ خوزستان

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۲۵۶

صفحه

۱۴۰۲

سال چاپ

وزیری

قطع

گالینگور

نوع جلد

کتاب تاریخ پانصدسالۀ خوزستان نوشتۀ احمد کسروی گزیده‌ای از متن کتاب مشعشعیان ۱- هفتاد سال استقلال سید محمد مشعشع و آغاز کار او از آغاز کار سید محمد آگاهی مفصلی که در دست هست شرحی است که یکی از مؤلفان عراق عرب در کتاب خود به نام «التاریخ‏ الغیاثی» نوشته بوده و «سید علی مشعشعی» [1] در کتاب خود همۀ آن شرح را آورده. قاضی نورالله نیز در «مجالس‏المؤمنین» خلاصۀ آن ر

۲۵۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
تاریخ
شناسه کالا
kj-814614
تعداد صفحه
۲۵۶
قطع
وزیری
نوع جلد
گالینگور
سال انتشار شمسی
۱۴۰۲

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از احمد کسروی

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب شهریاران گمنام

احمد کسروی

آیدین

۶۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تاریخ مشروطه

احمد کسروی

سمیر

۱٬۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مجموعه چهار جلدی احمد کسروی(قابدار)
۴٬۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب چند تاریخچه

احمد کسروی

سمیر

۱۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تاریخ هجده ساله اذربایجان
۱٬۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تاریخ پانصد ساله خوزستان
۲۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مجموعه آثار احمد کسروی (4جلدی،باقاب)
۴٬۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تاریخ مشروطه ایران

احمد کسروی

نگاه

۱٬۸۰۰٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب کتاب امپرسیون بیرون غار

ارا (شهین خسروی نژاد)

نگاه

۲۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مرگ یک دست سفیدمی پوشد

ابراهیم عادل

نگاه

۱۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کتاب جغرافیای خانگی

ستاره پارسا

نگاه

۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب حالات ازاد عشق

گونول و امراه شاهان

ترجمه‌ی علیرضا سیف الدینی

نگاه

۳۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب رهگذر کوچۀ تنهایی

یدالله عباسی

نگاه

۱۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سی وسه پل، چهارونیم اکتاو
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مرواریدهای پشیمانی

فیلیپ کلودل، نجمه موسوی

نگاه

۲۱۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مجموعه اشعار نسرین جافری

فریدون شهبازیان، نسرین جافری

نگاه

۲۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نوشتن از من خواندن از شما

کوردولا اشتراتمان

نگاه

۳۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب فیه ما فیه

بدیع الزمان فروزانفر، مولانا

نگاه

۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان عبدالرزاق اصفهانی

وحید دستگردی، عبدالرزاق جمال الدین اصفهانی

نگاه

۵۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پنجاه و سه نفر

بزرگ علوی

نگاه

۵۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان عطار

بدیع الزمان فروزانفر، عطار نیشابوری

نگاه

۸۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان محتشم کاشانی

اکبر بهداروند، محتشم کاشانی

نگاه

۵۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان خواجوی کرمانی
۱٬۴۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سردخانه

علی کاکاوند

نگاه

۲۴۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تصویر دوریان گری – چشم و چراغ 86

اسکار وایلد

ترجمه‌ی ابوالحسن تهامی

نگاه

۶۹۵٬۰۰۰تومان

توضیحات

کتاب تاریخ پانصدسالۀ خوزستان نوشتۀ احمد کسروی گزیده‌ای از متن کتاب مشعشعیان ۱- هفتاد سال استقلال سید محمد مشعشع و آغاز کار او از آغاز کار سید محمد آگاهی مفصلی که در دست هست شرحی است که یکی از مؤلفان عراق عرب در کتاب خود به نام «التاریخ‏ الغیاثی» نوشته بوده و «سید علی مشعشعی» [1] در کتاب خود همۀ آن شرح را آورده. قاضی نورالله نیز در «مجالس‏المؤمنین» خلاصۀ آن را به فارسی ترجمه کرد. به نوشتۀ «مؤلف عراقی» سید محمد وقتی به هفده‏سالگی رسید از پدر خود «سید فلاح» دستور گرفت که از «واسط»، که زادگاه و نشیمن او بوده، به «حلـه» رفته و در مدرسۀ «شیخ احمد بن فهد» به درس پردازد. در آن زمان مذهب شیعه رواج بسیار گرفته و روزبه‏روز به رونق می‏افزود و شیخ از علمای معروف شیعه بود که در حله مدرسه داشت و شاگردان بسیاری بر سر درس او که حاضر می‏شدند [2] . سید محمد سال‏ها در مدرسۀ شیخ احمد می‏زیست و برخی نوشته‏اند که شیخ مادر او را به زنی داشت [3] . در این میان گاهی سید محمد بـر زبان می‏رانده که «من مهدی موعودم و ظهور خواهم کرد.» این سخنان چون به گوش شیخ احمد رسید بر سید محمد برآشفت و او را نکوهش کرد، ولی سید محمد دنبال کار خود را داشت و در مسجد آدینۀ کوفه یک سال به اعتکاف نشسته و همیشه گریه می‏نمود و چون از علت آن گریه می‏پرسیدند می‏گفت: «بر آن کسانی می‏گریم که به‏دست من کشته خواهند شد.» سپس سید محمد به واسط برگشته و در آنجا نیز گاهی سخن از مهدی‏گری رانده و به خویشان و کسان خود وعده می‏داد که ظهور کرده و سراسر گیتی را خواهم گشاد و شهرها و کشورها را به کسان خود تقسیم می‏کرد. چون این سخن‏ها دوباره به گوش شیخ احمد رسید حکم به کفر سید نموده و به یکی از امرای واسط نوشت که او را بکشد. آن امیر سید محمد را دستگیر کرده و خواست او را بکشد. سید قرآن درآورده و سوگند یاد کرد که من سید سنی صوفی‏ام و ازاین‏جهت است که شیعیان با من دشمنی می‏ورزند و با این سوگندِ دروغ جان خود را آزاد ساخت. پس‏از آن سید محمد در واسط نمانده و در سال ۸۴۰ به جایی که «کسید» نام داشت، از نزدیکی‏های واسط، رفته و میانۀ اعراب نشیمن گزید و در آنجا دعوی مهدی‏گری آشکار ساخت و کارهای شگفتی می‏نمود. ازجمله آنکه ذکری مشتمل به نام علی ساخته و به پیروان خود یاد می‏داد که چون چند بار می‏خواندند حالی پیدا می‏کردند که درون آتش رفته و گزند از آتش نمی‏دیدند [4] و دستۀ شمشیر را به زمین تکیه داده، شکم خود را به روی او می‏انداختند و شمشیر به شکم آنان فرو‏نمی‏رفت. این شگفت‏کاری‏ها مایۀ کار او بود و عشایر بسیاری به او بگرویدند. در آن نزدیکی‏ها سه شاخه از دجله به نام‏های «ثبق» و «نازور» و «غاضری» جدا کرده بودند که عشایری در کنار آنها زندگی داشتند. همۀ این عشایر پیروی سید مهدی را پذیرفتند و او به پشتیبانی ایشان بنیاد کار خود را گذاشت. خود مشعشع در گفتاری که در «کلام‏المهدی» آورده شده دربارۀ آغاز کار خود و گزندهایی که دیده چنین می‏گوید: «کیست که آزمایش خدا را بیش از این سید دیده باشد؟ پانزده سال گذشت که مردم او را نفرین فرستاده، دشنام می‏دادند و فرمان کشتن او را می‏دادند و او از شهری به شهری می‏گریخت. زمینی نماند که گنجایش او کند و ناگزیر به کوهستان بگریخت. کوهستانیان نیز همگی پی کشتن او شدند و رهایی از دست ایشان نیافت، مگر پس‏از نومیدی. سپس به عراق بازگشت و در آنجا هم مغول [5] جست‏وجوی او می‏کردند و هرآن‏کس‏که دوست بود دشمن گردید و جایی که او را پناه دهد نماند و زمین بر او تنگ گردید. و از دست دشمنان آن کشید که به شمار نیاید.» از این گفته پیدا است که سید محمد به کوهستان گریخته و زمانی نیز در آنجا به دعوت و فریب مردم پرداخته و ناگزیر مقصود کوه‏های لرستان است که به واسط و آن نواحی نزدیک است. باید گفت که داستان آغاز کار او بسیار درازتر از آن بوده که مؤلف عراقی یاد می‏کند و از هنگامی که او دعوی مهدی‏گری آغاز کرده تا زمانی که میانۀ عشایر ثبق و نازور و غاضریه رفته و آنان را به‏سوی خود کشیده پانزده سال بیشتر کشیده است. به گفته‏های مؤلف عراقی برگردیم. می‏گوید سید محمد در سال ۸۴۴ با عشایر پیروان خود آهنگ «جصان»، که روستایی در آن نزدیکی بود، کرده و بر دِیهی «شوقه» نام فرود آمد. حاکم جصان با سپاه و سوارگان بر سر او آمده و جنگ سختی کرد. پیروان سید محمد شکست یافته و یکسره راه ثبق و نازور را پیش گرفتند و پروای پیشوای خود نکردند. سید از این حادثه به حیرت افتاده و سخت غمگین گردید و ناگزیر پیروان نوینی، که از آن سرزمین به او گرویده بودند، گرد آورده و بر سر شوقه راند و بر آنجا دست یافته، از کشتار و تاراج و ویرانی دریغ ننمود و زنان و کودکان را اسیر ساخت (همان سال ۸۴۴). سپس سید محمد پس‏از دیری باز به ثبق و نازور نزد پیروان دیرین بازگشت

۲۵۰٬۰۰۰تومان