دربارۀ امر سیاسی
۱۸۴
صفحه
۱۴۰۵
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
کتاب « دربارۀ امر سیاسی» نوشتۀ شانتال موف ترجمۀ منصور انصاری گزیده ای از متن کتاب مقدمه در این کتاب قصد دارم به سراغ دیدگاهی بروم که «عقل سلیم» را در اکثر کشورهای غربی تحت نفوذ خود قرار داده است: یعنی این ایده که مرحلۀ کنونی توسعۀ اقتصادیسیاسی که بدان رسیدهایم، پیشرفت بزرگی در تکامل بشریت بوده و باید قدردان امکاناتی باشیم که این مرحله از پیشرفت فراهم کرده
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- فلسفه
- شناسه کالا
- kj-993725
- شابک
- ۱۴۰۱۱۲۲۰۰۱
- تعداد صفحه
- ۱۸۴
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۵
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی منصور انصاری
مشاهدهی همهتوضیحات
کتاب « دربارۀ امر سیاسی» نوشتۀ شانتال موف ترجمۀ منصور انصاری گزیده ای از متن کتاب مقدمه در این کتاب قصد دارم به سراغ دیدگاهی بروم که «عقل سلیم» را در اکثر کشورهای غربی تحت نفوذ خود قرار داده است: یعنی این ایده که مرحلۀ کنونی توسعۀ اقتصادیسیاسی که بدان رسیدهایم، پیشرفت بزرگی در تکامل بشریت بوده و باید قدردان امکاناتی باشیم که این مرحله از پیشرفت فراهم کرده است. جامعهشناسان ادعا میکنند وارد «مدرنیتۀ دوم یا ثانوی» شدهایم؛ مدرنیتهای که افراد گسسته از قید و بندهای جمعی، حالا میتوانند وقت و نیروی خود را صرف سبکهای زندگی متنوعی بکنند که از دلبستگیهای منسوخ و قدیمی رستهاند. اینک «جهان آزاد» بر کمونیسم چیره گشته است و با تضعیف هویتهای جمعی، جهان بدون وجود دشمن ممکن شده است. منازعات متعصبانه به تاریخ پیوسته و اکنون از طریق دیالوگ و گفتوگو میتوان به اجماع دست یافت. به برکت جهانیشدن و عام و جهانشمول شدن دموکراسی لیبرال میتوانیم منتظر آیندۀ جهانمیهنی باشیم که صلح و بهروزی به ارمغان خواهد آورد و حقوق بشر را در سراسر اقصی نقاط جهان متحقق خواهد کرد. من در این کتاب میخواهم این برداشت «پساسیاسی» (post-political) را به چالش بکشم. انگشت اشاره من عمدتا به سوی آن کسانی، مخصوصاً در اردوگاه مترقی، است که با آغوش باز به استقبال این نگرش خوشبینانه از جهانیشدن رفتهاند و برای خودشان یک پا وکیل مدافع دموکراسی مبتنی بر اجماع و توافق شدهاند. با بررسی و مداقۀ برخی نظریههای مد روز پساسیاسی در مجموعهای از حوزهها (جامعهشناسی، نظریۀ سیاسی و روابط بینالملل) این استدلال را مطرح خواهم کرد که چنین رهیافتی عميقاً برخطاست، و به جای آنکه به «دموکراتیزه شدن» دموکراسی کمک کند، خود ریشۀ بسیاری از مشکلاتی است که اکنون گریبان نهادهای دموکراتیک را گرفته است. مفاهیمی مانند «دموکراسی غیرحزبی»، «دموکراسی گفتوگویی»، «دموکراسی جهانمیهنی»، «حکمرانی خوب»، «جامعۀ مدنی جهانی»، «حاکمیت جهانمیهنی»، «دموکراسی مطلق»؛ این مجموعهمفاهیم رایج و مد روز همه به دامن برداشت ضدسیاسی پناه بردهاند که نمیخواهند به بُعد خصمانۀ و آنتاگونیستی سیاست به عنوان جزء برسازندۀ امر سیاسی اذعان کنند و از پذیرش آن سر بازمیزنند. هدف آنها ایجاد جهانی «فراسوی چپ و راست»، «فراسوی هژمونی»، «فراسوی حاکمیت» و «فراسوی آنتاگونیسم» است. چنین اشتیاقی حاکی از فقدان درک از آن چیزی است که محل نزاع و مسئلۀ اصلی در سیاست دموکراتیک است و نیز حاکی از فقدان درک از پویاییهای ساخت هویتهای سیاسی و همچنان که خواهیم دید، به تشديد قوۀ تخاصم و آنتاگونیسم موجود در جامعه کمک کرده است. در بخش عمدهای از مباحث خود پیامدهای نفی آنتاگونیسم در حوزههای گوناگون، هم در نظریه و هم در سیاست، را بررسی خواهم کرد. به باور من، این تصور که میتوان سیاست را برحسب مفاهیمی مانند اجماع و آشتی تعریف کرد، نهتنها به لحاظ نظری اشتباه است، که از حیث سیاسی هم خطرناک است. اشتیاق به جهانی که بر تمایز «ما/آنها» پیروز شده باشد، مبتنی بر مقدمات و مفروضات معیوبی است؛ و کسانی که چنین بینشی دارند، ناگزیر واقعیت سیاست دموکراتیک را نادیده میگیرند. مسلماً نادیده گرفتن عنصر آنتاگونیسم، امر جدیدی نیست. نظریۀ دموکراتیک مدتهاست تحت تأثیر این ایده است که خیر درونی و معصومیت اولیۀ انسانها شرط ضروری برای اثبات امکان و مقبولیت دموکراسی است. مبنای تفکر سیاسی جامعۀ دموکراتیک مدرن عمدتاً مبتنی بر خوشبینی به جامعهپذیری انسان بوده است. خشونت و تخاصم چونان پدیدههای کهنهای دیده میشوند که میتوان آنها را به برکت پیشرفت مبادله و ایجاد ارتباط شفاف در میان مشارکتجویان عقلانی، از طریق نوعی قرارداد اجتماعی، از میان برداشت. کسانی که این نگرش خوشبینانه را به چالش میکشند، به طور خودکار، دشمنان دموکراسی تلقی میشوند. تلاش چندانی صورت نگرفته است برای تبیین پروژۀ دموکراتیک بر مبنای انسانشناسیای که به منش ضدونقیض جامعهپذیری انسان و به این واقعیت صحه نهد که عمل متقابل و آنتاگونیسم را نمیتوان از هم جدا کرد؛ و امروزه به رغم همۀ آن چیزیهایی که از طریق رشتههای گوناگون فراگرفتهایم، انسانشناسی خوشبینانه هنوز شایع و غالب است. برای مثال بعد از گذشته نیم قرن از مرگ فروید، هنوز در نظریۀ سیاسی در مقابل روانکاوی مقاومت میشود و درسهای او دربارۀ ریشهکن نشدن تخاصم هنوز مقبول نیست. به نظر من، باور به امکان اجماع عقلانی عام و جهانشمول تفکر دموکراتیک را به مسير غلطی کشانده است. وظیفۀ نظریهپردازان و سیاستمداران دموکراتیک به جای اینکه بکوشند از طریق رویههای ظاهراً بیطرف، نهادهایی را طراحی کنند تا میان همۀ منافع و ارزشهای متعارض آشتی ایجاد کنند، این است که




































