خلق رفتارهای ماندگار
۲۹۶
صفحه
رقعی
قطع
محمدرضا چیت ساز
نوع جلد
ورودی بر کتاب خلق رفتارهای ماندگار غیرممکن است برای شما هم پیش نیامده باشد: مدت زمان زیادی است که دنبال یک تغییر خوب یا ترک یک عادت مضر هستید؛ بارها تصمیم گرفتهاید و حتی چندباری هم شروع کردهاید؛ اراده به خرج دادهاید، برنامه ریختهاید، چیزهایی را حذف و اضافه کردهاید، سختیهایی کشیدهاید اما در نهایت، نتوانستهاید به هدف تعیین شده برسید و مجدد برگشتهاید س
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- روانشناسی و موفقیت
- شناسه کالا
- kj-599745
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۷۶۷۷۷۶۶
- تعداد صفحه
- ۲۹۶
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- محمدرضا چیت ساز
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از آریانا قلم
مشاهدهی همهتوضیحات
ورودی بر کتاب خلق رفتارهای ماندگار غیرممکن است برای شما هم پیش نیامده باشد: مدت زمان زیادی است که دنبال یک تغییر خوب یا ترک یک عادت مضر هستید؛ بارها تصمیم گرفتهاید و حتی چندباری هم شروع کردهاید؛ اراده به خرج دادهاید، برنامه ریختهاید، چیزهایی را حذف و اضافه کردهاید، سختیهایی کشیدهاید اما در نهایت، نتوانستهاید به هدف تعیین شده برسید و مجدد برگشتهاید سر موقعیت قبلی. حتی گاهی از جایی که بودهاید هم عقبتر رفتهاید (این وضعیت را میتوان بارها در تصمیمهای شکستخورده برای رعایت رژیم غذایی لاغری یا انجام ورزشهای روزانه دید؛ وقتی نمیتوانیم رژیممان را حفظ کنیم و بعد میافتیم به پرخوری بیشتر از قبل! یا چند روز ورزش میکنیم و بعد که نمیتوانیم آنرا ادامه دهیم، بیش از قبل در رختخواب میمانیم یا حتی دل و دماغ پیادهرویهای معمول را هم نداریم). چه میشود که تغییر کردن سخت میشود و از آن مهمتر، نگاهداشتن و ثبات دادن و بعد هم تداوم دادن به آن سختتر؟ آیا ضعف ما در تغییر دادن رفتار یا عادت، از ضعف اراده و توان و روحیه و شخصیت ما نشات میگیرد، یا عوامل دیگری هم که الزاما همیشه تحت کنترل ما نیستند (مثل محیط) در آن دخالت دارند؟ اگر بله، دخالتشان چقدر است، کم؟ زیاد؟ خیلی زیاد؟ کتابی که داریم دربارهاش صحبت میکنیم، پاسخ همه این سوالات را دارد. جذابترین جنبه آن این است که کتاب درباره تغییر رفتار بزرگسالان نوشته شده. آنهم توسط یک کارشناس بزرگسال و بسیار توانمند که مشاورههایش در این زمینه در جهان بسیار معروف و کارآمد است. دکتر مارشال گلدسمیث ۷۵ ساله ( متولد ۱۹۴۹) با کولهباری از تجربه همراه با مارک رایتر که در حوزه پیشرفت شخصی از نویسندگان برتر آمریکا است این کتاب را تالیف کردهاند تا به ما نشان دهند چرا اینقدر در این زمینه بد عمل میکنیم؟ چطور میتوانیم بهتر عمل کنیم؟ چگونه چیزی را که باید تغییر دهیم انتخاب کنیم؟ چگونه میتوانیم برای تبدیل شدن به انسانی که میخواهیم باشیم عزم خود را جزم کنیم تا با چالشهای همیشگی و فراگیری که هر انسان موفقی باید بر آنها غلبه کند، دست و پنجه نرم کنیم؟ اینجاست که مارشال گلدسمیث (که حضور او به عنوان نویسنده را در کتاب بیشتر از مارک رایتر حس میکنیم) بحث محیط و اثر آن بر تصمیمهای ما را به خوبی باز میکند و اسباب و انگیزههایی که در محیط بر ما اثر مثبت و اغلب منفی دارند را به بحث مینشیند . او انگیزه (Trigger که عنوان اصلی کتاب هم هست) را هر محرکی میداند که به پندار و کردار ما شکل تازه میبخشد . از نظر او، هر ساعت که بیداریم، مردم، رخدادها و شرایطی که توان بالقوه تغییر دادن ما را دارند برانگیختهمان میکنند. این انگیزهها میتوانند خوشایند باشند، مانند شنیدن تعریف و تمجیدی از یکی از معلمانمان که توانسته ۱۸۰ درجه زندگی ما را تغییر دهد؛ یا ممکن است بیفایده باشند مانند بستنیای که ما را اغوا میکنند رژیم غذاییمان را بشکنیم؛ یا رنجآور باشند، مثل رفتار یکی از همکاران که ذهن ما را آشفته کرده و سبب میشوند کاری کنیم که میدانیم اشتباه است و بعدا از آن پشیمان شویم. نویسنده تعداد انگیزهها را در عمل بیشمار میداند و به همین دلیل هم هست که محیط را نیرومندترین سازوکار برانگیزنده در زندگی ما میداند. او معتقد است خیلی اوقات محیط در جهت منافع ما کار نمیکند و حتی سبب میشود رفتارهای نامطلوبی از ما سر بزند: مثل زمانی که میبینیم همکارانمان تا دیروقت کار میکنند و ما خود را ملزم میدانیم همپای آنها قبول مسوولیت کنیم و در نتیجه به دیدن برنامه هنری فرزندمان در مدرسه نمیرویم. گلدسمیث میگوید چون عوامل محیطی غالبا خارج از کنترل ما هستند، ممکن است خودمان را قربانی شرایط و اسیر سرنوشت تصور کنیم. او از احساسی صحبت میکند که برای همه ما آشناست: احساس افسوس و پشیمانی… ما میدانیم که هربار از خودمان میپرسیم چرا آن آدمی که میخواهیم باشیم، نشدهایم، این احساس نهفته سراغمان میآید. او برای نگارش این کتاب تحقیقات بزرگی را انجام داده که مهمترین بخش آن پرسیدن این سوال ساده از مردم بوده: «بزرگترین تغییر رفتاری که انجام دادهاید چه بوده است؟» سوالی که در انتهای کتاب نیز آنرا تکرار میکند. نکته جالب توجه آن است که ما در این کتاب، برخلاف بسیاری از کتابهای انگیزشی ، حسرت کاری که نکردهایم یا سفری که نرفتهایم را نمیخوریم. ما با پاسخمان به این سوال نویسنده، احساس افسوس و پشیمانی میکنیم از انتخابهای بهتعویق افتاده، کوششهای ناکرده و استعدادهای ناپرورده که دوست داشتهایم در زندگیمان انجام دهیم، اما امکان بروز نیافتهاند. به اعتقاد گلداسمیث ما اغلب آنچنان که باید و شاید به حس گزنده و آزارنده افسوس توجه نمیکنیم و با آن همچون


































