خویشتن داری
۱۴۴
صفحه
رقعی
قطع
نگاهی کلی بر کتاب «خویشتنداری و خودانضباطی» یک ویژگی ذاتی نیست، بلکه مهارتی آموختنی است که هر کسی میتواند آن را توسعه دهد». این جمله کلیدی کتاب «خویشتنداری: استفاده از نیروی اراده و انضباط شخصی در دستیابی به اهداف» برای رمزگشایی از مفهوم خویشتنداری و انضباط شخصی است. پیتر هالینز، نویسندهای پرکار در زمینه روانشناسی کاربردی و توسعه فردی، در این کتاب به جا
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- روانشناسی و موفقیت
- شناسه کالا
- kj-593210
- شابک
- ۹۷۸۶۲۲۷۰۸۹۳۷۰
- تعداد صفحه
- ۱۴۴
- قطع
- رقعی
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از آریانا قلم
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی سمیه قوامی نژاد
مشاهدهی همهتوضیحات
نگاهی کلی بر کتاب «خویشتنداری و خودانضباطی» یک ویژگی ذاتی نیست، بلکه مهارتی آموختنی است که هر کسی میتواند آن را توسعه دهد». این جمله کلیدی کتاب «خویشتنداری: استفاده از نیروی اراده و انضباط شخصی در دستیابی به اهداف» برای رمزگشایی از مفهوم خویشتنداری و انضباط شخصی است. پیتر هالینز، نویسندهای پرکار در زمینه روانشناسی کاربردی و توسعه فردی، در این کتاب به جای تکیه بر شعارهای انگیزشی صرف، رویکردی علمی و مبتنی بر شواهد را برای درک و پرورش خودانضباطی ارائه میدهد. هدف اصلی کتاب، فراهم آوردن ابزارهای عملی و راهبردهایی قابل اجرا برای خوانندگان است تا بتوانند بر تعلل غلبه کنند، عادتهای مثبت ایجاد کنند و به اهداف خود دست یابند. او این مفهوم را از دیدگاههای مختلف روانشناسی، عصبشناسی و علوم رفتاری مورد بررسی قرار میدهد تا یک چارچوب جامع برای درک و اعمال آن ارائه دهد. پیتر هالینز، نویسنده این کتاب، روانشناس و پژوهشگر در زمینه عملکرد انسانی و رفتارشناسی است. او بیش از یک دهه تجربه در تحقیق و نگارش کتابهای پرفروش مانند «آنچه شروع کردهای را تمام کن»، «علم خودآموزی» و دهها کتاب کاربردی دیگر دارد و بیشک کتاب حاضر یکی از بهترین نوشتههای او است. نگاهی عمیقتر به کتاب خویشتنداری هالینز در این کتاب به تشریح دقیق اجزای انضباط شخصی و خویشتنداری میپردازد و نشان میدهد که چگونه میتوان آن را در زندگی روزمره به کار گرفت. او ساختار کتاب را به گونهای تنظیم کرده است که خواننده ابتدا با مفاهیم اساسی آشنا شود، سپس به بررسی چالشها و موانع بپردازد و در نهایت راهکارهای عملی را فرا گیرد. بیایید با هم مروری گذرا و کلی در قالب یک بخشبندی چهارگانه بر برخی محورهای کتاب داشته باشیم تا متوجه شویم واقعا جای این کتاب در قفسه کتابهایمان خالیست. نخست: پیتر هالینز در ابتدای کتاب به تعریف روشن و دقیق خویشتنداری میپردازد. او تاکید میکند که انضباط شخصی فراتر از صرفاً «اراده» است و شامل توانایی کنترل تکانهها، مدیریت احساسات و تمرکز بر اهداف بلندمدت، حتی در مواجهه با ناراحتی یا وسوسه است. او به تئوریهای روانشناختی مختلفی مانند نظریه خود-تنظیمی و نقش قشر پیشپیشانی مغز در کنترل اجرایی اشاره میکند. هالینز توضیح میدهد که مغز ما به طور طبیعی به دنبال پاداشهای فوری است و خویشتنداری به ما امکان میدهد تا این گرایش طبیعی را مهار کرده و به سمت پاداشهای بزرگتر و دیرتر حرکت کنیم. او همچنین مفهوم «فرسایش نیروی اراده» را معرفی میکند، که نشان میدهد ظرفیت اراده محدود است و مانند یک عضله میتواند خسته شود. هالینز به درستی اصرار دارد درک این محدودیت برای برنامهریزی موثر و جلوگیری از فرسودگی بسیار مهم است. دوم: در ادامه، هالینز به بررسی دقیق موانعی میپردازد که اغلب افراد در مسیر پرورش انضباط شخصی با آنها مواجه میشوند. یکی از مهمترین این موانع، تعلل است. او توضیح میدهد که تعلل صرفاً تنبلی نیست، بلکه اغلب ریشه در ترس از شکست، ترس از موفقیت، کمالگرایی یا عدم اطمینان دارد. هالینز راهکارهایی برای غلبه بر تعلل ارائه میدهد که واقعا موثر هستند و سبب میشوند کتاب اصلا حالت نظری نداشته و کاملا عملیاتی باشد. نکته دیگری که هالینز درخصوص تقویت نیروی اراده و غلبه بر تعلل میگوید، برداشتی است که او از قانون تکاوران نیروی دریایی آمریکا دارد: قانونی بنام ۴۰ درصد! او این قانون را بسیار سرراست میداند و میگوید: وقتی ذهن اعلام میکند که از نظر جسمانی یا عاطفی به آخر رسیده، در واقع صرفا از ۴۰ درصد تواناییاش کار کشیده . به عبارت دیگر اگر افراد توانایی واقعی خود را باور کنند، همچنان ۶۰ درصد دیگر میتوانند طاقت بیاورند. افکار منفی و باورهای محدودکننده نیز از دیگر موانع کلیدی هستند. هالینز تاکید میکند که طرز فکر نقش بسیار مهمی در توانایی ما برای تمرین انضباط شخصی دارد. او به خوانندگان توصیه میکند که الگوهای فکری منفی را شناسایی کرده و آنها را با افکار سازندهتر جایگزین کنند. مفهوم «نارسایی آموختهشده» نیز در این بخش مورد بررسی قرار میگیرد، که نشان میدهد چگونه تجربیات گذشته میتوانند به ما بقبولانند که در کنترل سرنوشت خود ناتوان هستیم و چگونه میتوان از این چرخه خارج شد. و نکته آخر این بخش: تاکید نویسنده بر اینکه معاشرت با افراد دارای خودانضباطیِ بالا باعث تغییر رفتار فردی میشود. او اذعان میکند که در این راستا نقش «همپیمان بازخواستکننده» (Accountability Partner) در پایداری خودانضباطی بسیار مؤثر است. سوم: «راهبردهای عملی برای تقویت خویشتنداری»، هسته عملی علم انضباط شخصی را تشکیل میدهد و هالینز در این بخش از کتاب، مجموعهای از تکنیکها و راهبردهای قابل اجرا را برای











































