آهنگسازی
تاتیانا سورنونا کورگیان
ترجمهی مسعود ابراهیمی
نای و نی
تاتیانا سورنونا کورگیان
ترجمهی مسعود ابراهیمی
نای و نی
هر آهنگی که دوستش دارید، روزی روی یک صفحهی خالی شروع شده است. کسی نشسته، چند نت کنار هم گذاشته، پاک کرده، دوباره نوشته و کمکم چیزی ساخته که حالا شما زمزمهاش میکنید. آهنگسازی همین کار است: ساختن موسیقی از صدا و زمان. دستهی آهنگسازی در کتابجم برای کسانی است که نمیخواهند فقط بنوازند، بلکه میخواهند بفهمند موسیقی چطور ساخته میشود و خودشان هم بسازند. اینجا از هارمونی برای نوآموزان تا رسالههای کنترپوآن و فوگ، کتابهایی را میبینید که پایهی این هنر را میسازند.
در ادامه توضیح میدهیم آهنگساز شدن از کجا شروع میشود، هر کتاب به چه درد میخورد و به چه ترتیبی بخوانیمشان. اگر تازه شروع کردهاید، بدانید این راه دشوار است ولی شدنی است.
آهنگسازی ساختن اثر موسیقایی است، اما این تعریف کوتاه چیز زیادی نمیگوید. در عمل آهنگساز باید چند کار را با هم انجام بدهد. باید ملودی بسازد، یعنی خط اصلی آهنگ. باید هارمونی بچیند، یعنی نتهایی که همزمان صدا میدهند. باید ریتم و فرم را تعیین کند، یعنی بداند آهنگ کجا شروع میشود، کجا اوج میگیرد و کجا تمام میشود. و باید سازها را بشناسد تا بداند هر صدا را به چه سازی بسپارد.
پس آهنگسازی یک مهارت نیست، مجموعهای از مهارتهاست. خبر خوب این است که هر کدام را میشود جداگانه یاد گرفت و کتابهای این دسته دقیقا همین را به شما میدهند: هر کتاب یکی از این ابزارها را تیز میکند.
این سؤالی است که بسیاری از تازهکارها پنهانی از خودشان میپرسند. جواب صادقانه این است که استعداد کمک میکند، اما کافی نیست. آنچه آهنگساز را میسازد، سالها شنیدن، خواندن، نوشتن و پاک کردن است. کسی که هر روز کمی بنویسد و بشنود، از کسی که فقط منتظر الهام است خیلی جلوتر میرود.
کتابهای آهنگسازی این نکته را به شما نشان میدهند: الهام ناگهانی گاهی میآید، اما بیشتر کار با قاعده و تمرین جلو میرود. قاعدهها را یاد میگیرید تا بعدا بدانید کجا و چرا از آنها عبور کنید. آهنگسازی که قاعده را نشناسد، وقتی آن را میشکند بیهدف است. آهنگسازی که آن را بشناسد، میشکند تا چیزی بگوید.
اگر تازه شروع کردهاید و باید یک کتاب بردارید، کتاب «هارمونی برای نوآموزان، راهنمای عملی برای هنرجویان» گزینهی روشنی است. عنوانش میگوید برای کسانی است که تازه با این موضوع آشنا شدهاند و رویکردش عملی است، یعنی قرار است شما تمرین کنید، نه فقط بخوانید.
هارمونی دربارهی این است که چند نت وقتی با هم میآیند چه حسی میسازند و چطور از یک ترکیب به ترکیب بعدی میرویم. این همان چیزی است که آهنگ را «پر» میکند و به آن عمق میدهد. بدون فهم هارمونی، آهنگها یکخطی و ساده میمانند.
برای استفاده از چنین کتابی چند توصیه داریم:
کتاب «رساله کنترپوآن» سراغ موضوعی میرود که از هارمونی جدا و در عین حال به آن نزدیک است. اگر هارمونی به ترکیب همزمان نتها نگاه میکند، کنترپوآن به مستقل بودن چند خط ملودی میپردازد که همزمان اجرا میشوند. هر خط، ملودی خودش را دارد، اما وقتی کنار هم بنشینند، یک کل زیبا میسازند.
مثال سادهاش دو نفر است که هر کدام آهنگی میخوانند و آهنگهایشان خوب به هم میآید. این هنر در سنت موسیقی غربی جایگاه بزرگی دارد و آهنگسازان زیادی آن را پایهی کار خود میدانند. کسی که کنترپوآن بلد باشد، میتواند چند صدا را بدون تداخل و با استقلال بچیند.
واژهی «رساله» در عنوان نشان میدهد کتاب به سبک یک متن جدی و منسجم نوشته شده، نه یک راهنمای سریع. برای خواندنش باید صبر داشته باشید و بهتر است پیشتر مفاهیم پایهی هارمونی را گذرانده باشید.
«رساله فوگ» به یکی از شکلهای مشهور موسیقی میپردازد. فوگ ساختاری است که در آن یک موضوع کوتاه موسیقایی به نوبت از صداهای مختلف شنیده میشود و بعد به شکلهای گوناگون ادامه پیدا میکند. گوشدادن به یک فوگ شبیه تماشای یک ایده است که بین چند نفر دستبهدست میشود و هر بار رنگ تازهای میگیرد.
فوگنویسی به کنترپوآن تکیه دارد، پس منطقی است که اول کنترپوآن را بخوانید و بعد سراغ فوگ بروید. آهنگسازی که فوگ بنویسد، در واقع امتحان میدهد که آیا کنترل چند خط را یاد گرفته یا نه. برای همین بسیاری از دانشجوهای موسیقی آن را یکی از سختترین و آموزندهترین تمرینها میدانند.
اگر میخواهید بدانید فوگ چه شکلی دارد، ابتدا چند نمونهی مشهور را بشنوید و با نت هم دنبال کنید. بعد کتاب را باز کنید. با شنیدن، توضیحهای کتاب زندهتر میشوند.
کتاب «رساله آهنگ سازی» به کل فرایند ساختن نگاه میکند. اینجا فقط یک ابزار، مثل هارمونی یا کنترپوآن، مطرح نیست، بلکه موضوع خود کار آهنگسازی است. چنین کتابهایی معمولا به شما میگویند چگونه ایدهها را انتخاب کنید، آنها را بپرورانید و به یک اثر کامل تبدیل کنید. همچنین دربارهی فرم و ساختار حرف میزنند.
دقت کنید که ما دربارهی محتوای دقیق این کتاب ادعایی نداریم. همینقدر که از عنوانش برمیآید بگوییم که نگاهی کلی به آهنگسازی دارد. برای جزئیات، مشخصات کتاب در صفحهی خودش آمده است.
کتاب «مقدمهای بر آنالیز موسیقی آتنال» به شاخهی دیگری از دانش موسیقی میرود: آنالیز یا تحلیل. آنالیز یعنی یک اثر را مثل ساعت باز کنید و ببینید هر قطعهاش چه کاری میکند. آتنال هم نوعی موسیقی است که مرکز تونال مشخصی ندارد، یعنی صدای اصلی و «خانهای» که گوش در موسیقی سنتی دنبال آن است، در آن دیده نمیشود.
چرا آهنگساز باید آنالیز بخواند؟ چون بهترین درسها از آثار دیگران میآید. وقتی ببینید یک آهنگساز چطور یک ایدهی کوچک را در طول قطعه پرورده، خودتان هم یاد میگیرید ایدهها را رشد بدهید. آنالیز آموختن از استادان مرده و زنده است.
این کتاب برای کسی است که از پایهی کار گذشته باشد. اگر هنوز هارمونی را کامل نگذراندهاید، اول به آن برگردید. آنالیز موسیقی معاصر گوش و ذهن آماده میخواهد.
یکی از کتابهای این دسته «درباره آهنگسازی» است که عنوان فرعیاش میگوید گفتوگو با علیرضا مشایخی است. این کتاب از جنس بقیه نیست. رسالهها قاعده میآموزند، اما گفتوگو با یک آهنگساز نگاه و تجربهی زیسته میدهد. شما میشنوید آهنگساز دربارهی کار خودش چه فکر میکند و چه مسیری را رفته است.
چنین کتابهایی برای کسی که تازه میخواهد وارد این دنیا شود دو فایده دارند. یکی انگیزه: میبینید آهنگسازی شغل و زندگی واقعی دارد. دیگری چشمانداز: میفهمید بین تمرینهای کلاسی و کار حرفهای چه فاصلهای هست. مطالعهی آن را کنار رسالهها پیشنهاد میکنیم، نه بهجای آنها، تا هم قاعده داشته باشید و هم الهام.
در این دسته کتابی با عنوان «سازشناسی ایرانی ۲» هم میبینید که ویژهی آزمون کارشناسی ارشد موسیقی است. سازشناسی یعنی شناخت سازها: هر ساز چه صدایی دارد، از کدام نت تا کدام نت را میتواند بزند و چه چیزهایی برایش آسان یا دشوار است. آهنگسازی که اینها را نداند، ممکن است چیزی بنویسد که روی کاغذ زیباست ولی روی ساز اجرا نمیشود.
این کتاب به سازهای ایرانی مربوط است و برای کسانی که میخواهند برای این سازها بنویسند یا در آزمون ارشد شرکت کنند کاربرد دارد. عدد ۲ در عنوانش نشان میدهد بخشی از یک مجموعه است، پس اگر جلد اول را ندارید، ببینید برای شما لازم است یا نه.
یک توصیهی عملی: هر ساز را که میخوانید، حتما صدایش را هم بشنوید. متن دربارهی صدا بدون شنیدن صدا ناقص میماند.
شنیدن معمولی و شنیدن آهنگسازانه با هم فرق دارند. در شنیدن معمولی، آهنگ در پسزمینه میگذرد و حالتان را عوض میکند. در شنیدن آهنگسازانه، آگاهانه دنبال چیزها میگردید. ملودی کجا بالا میرود؟ کجا آرام میشود؟ چه سازی وارد شد و چه چیزی را عوض کرد؟ چرا اینجا انتظار داشتم آهنگ تمام شود و نشد؟
یک تمرین ساده: یک قطعهی کوتاه را سه بار پشت سر هم بشنوید. بار اول فقط لذت ببرید. بار دوم فقط به خط بم توجه کنید. بار سوم فقط به ساختار کلی نگاه کنید و ببینید بخشها کجا عوض میشوند. اگر نت قطعه را دارید، همزمان دنبال کنید. با چند هفته تمرین، گوش شما چیزهایی را میشنود که قبلا از آنها رد میشد. این همان مهارتی است که کتابهای آنالیز از شما میخواهند.
هر قطعهی موسیقی شکلی دارد. بعضی قطعهها دو بخش دارند، بعضی سه بخش که بخش آخرشان بازگشت به بخش اول است، و بعضی ساختارهای بزرگتری دارند که چند بخش را در خود جا میدهند. به این شکل کلی فرم میگوییم. آهنگساز فرم را انتخاب میکند، درست مثل معماری که پیش از ساختن خانه، نقشهی آن را میکشد.
برای تازهکارها بهتر است با فرمهای کوتاه و ساده شروع کنند. قطعهای دو یا سه بخشی که هر بخش هشت یا شانزده میزان باشد، تمرین عالی است. وقتی توانستید چنین قطعهای را تمام کنید و از آن راضی باشید، سراغ فرمهای بزرگتر بروید. کتابهایی مانند رسالهی آهنگسازی و آنالیز به همین موضوع میپردازند و به شما نشان میدهند آهنگسازان بزرگ چطور شکلها را به کار بردهاند.
امروز نرمافزارهای نتنویسی زیادی هست و بسیاری از آهنگسازان از آنها استفاده میکنند. مزیتشان این است که نتیجه را فورا میشنوید و نت تمیز چاپ میشود. اما نوشتن با مداد و کاغذ هم مزیتهای خودش را دارد. وقتی با دست مینویسید، آرامتر فکر میکنید، هر نت را با تأمل میگذارید و کمتر به حرکتهای ماشینی و کپیپیست عادت میکنید.
پیشنهاد ما برای هنرجو این است که تمرینهای کتابهای هارمونی و کنترپوآن را حتما با دست بنویسد. این تمرینها برای آموزشاند، نه برای چاپ. بعد اگر خواستید نتیجه را تمیز کنید یا بشنوید، از ابزارهای دیگر استفاده کنید. ترکیب هر دو روش بهترین نتیجه را میدهد. مهم این است که ابزار در خدمت گوش شما باشد، نه جای گوش شما.
یکی از سختترین بخشهای آهنگسازی، نشان دادن اثر به دیگران است. اثر شما بخشی از دل شماست و شنیدن نقد دردناک است. اما بدون نقد، رشد کند میشود. معلم خوب میداند کجا باید تحسین کند و کجا اشاره کند که چیزی درست نیست.
چند توصیه برای نقد گرفتن: اول، سؤال مشخص بپرسید. بهجای «نظرتان چیست؟» بپرسید «این گذار بین دو بخش طبیعی است؟». دوم، هر نقد را فورا رد یا قبول نکنید. یادداشت کنید و بعد از یکی دو روز فکر کنید. سوم، اگر دو نفر یک ایراد را گفتند، احتمالا واقعا مشکلی هست. چهارم، نقد را از شخص جدا کنید. نقد دربارهی قطعه است، نه دربارهی ارزش شما.
نوجوانهای زیادی هستند که آهنگ میسازند و دوست دارند بدانند چطور حرفهایتر بشوند. اگر شما یا فرزندتان در این سن هستید، خبر خوب این است که هرگز زود نیست. نکتهی مهم، حفظ لذت است. اگر با تمرینهای خشک شروع کنید و لذت را از دست بدهید، ادامه دادن سخت میشود.
پیشنهاد میکنیم کنار کتابهای مقدماتی مثل هارمونی برای نوآموزان، هر هفته یک ایدهی آزاد هم بنویسید، بدون قاعده. یک روز برای تمرین قاعدهمند، یک روز برای آزادی. این ترکیب هم پایه میسازد و هم اشتیاق را زنده نگه میدارد. و اگر ساز میزنید، از همان ساز شروع کنید، چون ساخت روی ساز خودتان راحتتر است.
در دستهی کتابهای آهنگسازی هم رسالههایی هست که از سنت قدیمی میآیند و هم کتابهایی که به موسیقی معاصر نگاه میکنند. بعضی تازهکارها فکر میکنند باید یکی را انتخاب کنند، اما آهنگسازان بزرگ معمولا هر دو را بلد بودهاند. آنها قاعدهی قدیمی را دقیق یاد گرفتهاند و بعد راه خودشان را ساختهاند.
پس اگر از قاعدهها خسته میشوید و دلتان میخواهد آزاد بنویسید، صبر کنید. آزادی واقعی بعد از شناخت میآید. کسی که کنترپوآن را میشناسد، وقتی خطها را با هم تصادم میدهد میداند چه میکند و چرا. و کسی که نمیشناسد، فقط شانس میآورد. از طرف دیگر، دنبال کردن بیچونوچرای قاعده هم آفت است. گاهی بهترین لحظهی یک قطعه، جایی است که آهنگساز از قاعده کنار میرود و شما را غافلگیر میکند.
بنابراین توصیهی ما دو بخش دارد. اول قاعدهها را با دقت یاد بگیرید. دوم، به آثار نو هم گوش بدهید و ببینید دیگران چطور قاعده را تغییر دادهاند. این تعادل شما را هم پایهدار میکند و هم کنجکاو نگه میدارد.
ترتیب مطالعه اهمیت زیادی دارد. مسیر زیر یک پیشنهاد کلی است و معلم شما میتواند آن را تغییر بدهد.
لازم نیست این ترتیب را وسواسی رعایت کنید، اما بهتر است هارمونی قبل از کنترپوآن و کنترپوآن قبل از فوگ بیاید. مراحل بعدی روی مراحل قبلی ساخته میشوند. از همه مهمتر، در تمام این مراحل، خودتان هم بنویسید. کسی که فقط کتاب میخواند و ننویسد، آهنگساز نمیشود.
هیچ آهنگسازی با یک کتاب ساخته نمیشود. آنچه ماندگار میکند، عادت است. یک روش ساده: هر روز پانزده دقیقه بنویسید. حتی اگر حاصلش یک میزان باشد. نه برای اینکه شاهکار بسازید، بلکه برای اینکه ذهن و دست شما هر روز کار کنند.
در آهنگسازی، عجله نکنید. قطعهی خوب گاهی هفتهها زمان میبرد. بدون فشار ادامه بدهید.
آهنگسازی جدا از هنرهای دیگر نیست. صدای یک فیلم، ضربآهنگ یک انیمیشن و موسیقی یک نمایش، همه کار آهنگساز است. اگر به این کاربردها علاقه دارید، به دستهی سینما و انیمیشن هم سر بزنید. فهم اینکه تصویر چطور حرکت میکند، به آهنگساز کمک میکند بداند موسیقی را کجا بگذارد و کجا ساکت باشد.
برای نمایش هم همینطور. دستهی نمایش (بازیگری و کارگردانی) و ادبیات نمایشی نشان میدهند صحنه چطور کار میکند، و آهنگساز نمایش باید هم صحنه را بشناسد و هم متن را. بسیاری از آثار موسیقی صحنهای فقط با درک متن ساخته میشوند.
اگر میخواهید دید کلیتری داشته باشید، دستهی هنر و معماری همهی این هنرها را کنار هم میگذارد. آهنگسازی که به نقاشی و معماری هم نگاه کند، ساختار و تعادل را بهتر میفهمد.
یک اشتباه مهم دیگر هم هست: منتظر تأیید دیگران ماندن. لازم نیست تا معلم یا استاد نپسندیده، خودتان اثرتان را بشنوید و قضاوت کنید. تأیید دیگران مفید است، اما پایهی کار باید گوش خودتان باشد.
اگر هدف شما آزمون یا دانشگاه است، برنامهی مطالعه را از منبع رسمی آزمون بگیرید. کتابهای آمادهسازی به شما کمک میکنند اما فهرست رسمی منابع را همیشه از منبع خود آزمون بررسی کنید. کتاب «سازشناسی ایرانی ۲» با عنوان ویژهی آزمون ارشد موسیقی برای همین منظور است.
برای آزمون، مطالعهی زمانبندیشده اهمیت دارد. چند ماه قبل شروع کنید و هر هفته بخشی را مرور کنید. آزمونهای موسیقی معمولا هم بخش نظری دارند و هم شنیداری، پس فقط با خواندن آماده نمیشوید. تمرین شنیداری، مثل تشخیص فاصلهها و ترکیبها، را هم فراموش نکنید.
وقتی کتاب آهنگسازی را آنلاین سفارش میدهید، چند نکته را در صفحهی کتاب بررسی کنید. مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش آمده است.
نسخهی چاپی را میتوانید آنلاین سفارش بدهید. برای کتاب آهنگسازی، چاپی بودن بسیار به کارتان میآید، چون نمونههای نت را کنار دستتان میگذارید و روی آنها علامت میزنید.
اگر نتخوانی بلدید، از یک کتاب هارمونی مقدماتی شروع کنید. عنوانهایی که «نوآموزان» یا «مقدماتی» دارند، بهترین نقطهی شروعاند.
میشود تا حدی پیش رفت، اما معلم چشم بیرونی است و اشتباههایی را میبیند که خودتان نمیبینید. اگر معلم ندارید، دستکم کارتان را به یک موسیقیدان با تجربه نشان بدهید.
هارمونی دربارهی نتهایی است که همزمان میآیند و حس یک ترکیب را میسازند. کنترپوآن دربارهی مستقل بودن چند خط ملودی است که با هم پیش میروند. هر دو مکمل یکدیگرند.
وقتی هارمونی و کنترپوآن را گذرانده باشید. فوگ روی این دو بنا شده و بدون آنها سخت میشود.
بیشتر آنها درسی و تخصصیاند، ولی هر کسی که علاقه و صبر داشته باشد میتواند بخواند. کتاب گفتوگو نگاه سادهتری دارد و برای شروع مناسب است.
کتاب ابزار میدهد اما ساختن با تمرین و نوشتن است. کتاب را بخوانید و همان لحظه بنویسید و بشنوید.
برای کسانی که میخواهند سازهای ایرانی را بشناسند یا برای آزمون ارشد موسیقی آماده شوند. جلد و سطح را از صفحهی کتاب بخوانید.
آهنگسازی راهی طولانی است، اما هر قدمش لذت دارد. هارمونی به شما زبان ترکیب میدهد، کنترپوآن و فوگ نظم چند صدا را، آنالیز چشم و گوش تیز، سازشناسی آشنایی با ابزار کار و گفتوگو با اهل فن، انگیزهی ماندن. با هر کتاب یک ابزار به جعبهی خودتان اضافه کنید و هر روز کمی بنویسید.
اگر آمادهاید، کتابهای دستهی آهنگسازی را ببینید، مشخصات هر کدام را در صفحهی خودش بخوانید و نسخهی چاپی مناسب خودتان را آنلاین سفارش بدهید. قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود. صفحهی خالی منتظر شماست.