یک فیلم خوب معمولا بعد از تمام شدن، تازه شروع میشود. از سالن بیرون میآییم و هنوز به آن آخرین صحنه فکر میکنیم؛ اینکه چرا کارگردان آن نما را اینطور گرفت، چرا موسیقی ناگهان قطع شد، چرا قهرمان آن تصمیم را گرفت. کتابهای سینما جواب همین «چرا»ها هستند. این صفحه برای کسانی است که میخواهند فیلم را عمیقتر ببینند، فیلمنامه بنویسند، دربارهی کارگردان محبوبشان بیشتر بدانند یا برای درس و پژوهش منبع پیدا کنند.
در ادامه میبینید کتابهای این حوزه چند دستهاند، از کدام شروع کنید، تکنگاری کارگردانها به چه دردی میخورند، سینمای ایران چه کتابهایی دارد و پیش از خرید به چه نکتههایی توجه کنید. مثالها از عنوانهایی است که در همین دسته میبینید.
وقتی میگوییم کتاب سینما، در واقع از چند نوع کتاب حرف میزنیم که هدف و خوانندهی متفاوتی دارند. شناختن این تفاوت جلوی خریدی را میگیرد که به کارتان نمیآید.
هر کتابی که در این دسته میبینید تقریبا به یکی از همین گروهها تعلق دارد. اگر پیش از خرید بدانید کدام گروه را میخواهید، انتخاب بسیار سادهتر میشود.
اگر فیلم زیاد دیدهاید ولی هنوز کتاب سینما نخواندهاید، بهتر است از کتابهای خوشخوان شروع کنید. گفتوگوها و تکنگاریها برای این کار مناسباند، چون با اسمهای آشنا سروکار دارند و زبانشان معمولا روان است.
راه دیگر این است که اول یک فیلم مشخص را ببینید و بعد کتابی دربارهی همان فیلم یا سازندهاش بخوانید. وقتی صحنهها در ذهنتان تازهاند، تحلیل کتاب را راحتتر میفهمید. برعکس هم ممکن است: بعد از خواندن کتاب سراغ فیلم بروید و ببینید این بار چه چیزهایی را تازه میبینید.
از کتابهای نظریهی سنگین در آغاز فاصله بگیرید. این کتابها ارزشمندند، اما وقتی هنوز اصطلاحهای پایه مثل نما، برش، میزانسن و روایت را نمیدانید، خواندنشان کسلکننده میشود.
دو عنوان از نمونههای این دسته، دو کارگردان متفاوت را بررسی میکنند. «سینمای کریستوفر نولان» دربارهی کارگردانی است که فیلمهایش در سالهای اخیر مخاطب فراوانی داشتهاند. و «سینمای لارس فون تریه: شکستن امواج» که از نامش پیداست به کارگردان دانمارکی و یکی از فیلمهایش میپردازد.
تکنگاری چه چیزی به شما میدهد؟ اول اینکه فیلمهای یک نفر را کنار هم میگذارد و وجه مشترکشان را نشان میدهد؛ مثلا دغدغهها، شیوهی روایت یا سبک تصویر. دوم اینکه زمینهی ساخت فیلمها را میگوید. سوم اینکه به شما زبان میدهد تا دربارهی فیلمها حرف بزنید و فقط نگویید «خوشم آمد» یا «خوشم نیامد».
برای بهرهی بیشتر، پیش از خواندن تکنگاری فیلمهای آن کارگردان را دیده باشید. کتاب بدون دیدن فیلم مثل نقشهی شهری است که هرگز به آن نرفتهاید.
کتاب «گفتوگوهایی با عباس کیارستمی» از نوع گفتوگوهاست. مزیت این نوع کتاب این است که صدای خود فیلمساز را میشنوید، با تعبیر و لحن خودش. او دربارهی کارش، دربارهی نگاهش به سینما و دربارهی تصمیمهایی که گرفته حرف میزند.
البته باید بدانید که مصاحبه، روایت خود فیلمساز از کارش است. خیلی وقتها با نقد بیرونی فرق دارد. بهترین کار این است که هر دو را بخوانید: هم گفتوگو با سازنده و هم تحلیل منتقد، تا دو زاویهی متفاوت به فیلم داشته باشید.
کتابهای گفتوگو مناسب مطالعهی تکهتکهاند. میتوانید هر شب یک مصاحبه بخوانید و لازم نیست همه را پشت سر هم تمام کنید.
برای علاقهمندان به سینمای ایران این دسته چند عنوان جالب دارد. «کهنالگوهای سینمای ایران» به سراغ الگوهای قدیمی و تکرارشونده در فیلمهای ایرانی میرود. و «تکگویی در سینمای ایران (جلد اول) از ۱۳۱۱ تا ۱۳۵۹» که در عنوانش بازهی زمانی مشخص آمده، به یک عنصر خاص، یعنی تکگویی، در فیلمهای ایرانی در آن سالها میپردازد.
اینجا نکتهی مهم شمارهی جلد است. عنوان میگوید جلد اول است و پیداست جلدهای بعدی بازههای بعدی را در بر میگیرند. اگر میخواهید سیر تاریخی را ببینید، بهتر است به ترتیب پیش بروید.
کتابهای سینمای ایران چند خواننده دارند. دانشجوی سینما و ادبیات نمایشی برای پژوهش، فیلمساز جوان برای شناخت سنت پیش از خودش و مخاطب عادی که دوست دارد بداند فیلمهای قدیمی چرا آنطور ساخته شدهاند. برای اینکه بیشتر با هنرهای نمایشی آشنا شوید، دستههای ادبیات نمایشی و نمایش (بازیگری و کارگردانی) را هم ببینید.
عنوان «سینما و مردم» به رابطهی فیلم با مخاطبش اشاره دارد. سینما فقط هنر نیست، صنعت و رسانه هم هست و مردم در آن نقش دارند: بلیت میخرند، دربارهی فیلم حرف میزنند و گاهی فیلم آنها را عوض میکند. کتابهایی از این نوع به سراغ پرسشهایی میروند مثل اینکه چرا بعضی فیلمها محبوب میشوند یا فیلم چگونه فرهنگ را بازتاب میدهد.
اگر رشتهی شما جامعهشناسی یا ارتباطات است، این نوع کتابها برایتان خواندنیاند. و اگر فقط علاقهمندید بدانید فیلمها چرا اینقدر روی ما اثر میگذارند، باز هم راهنمای خوبی هستند.
کتاب «راهنمای نگارش فیلمنامه: سینما و تلویزیون» از نوع آموزشی است و همانطور که در عنوانش آمده، برای نوشتن فیلمنامه برای سینما و تلویزیون است. فیلمنامهنویسی مهارتی است که فقط با خواندن یاد گرفته نمیشود، ولی کتاب چارچوب میدهد.
کتابهای فیلمنامه معمولا این موضوعها را باز میکنند:
اگر میخواهید فیلمنامه بنویسید، توصیهی عملی این است که همزمان با خواندن کتاب، یک فیلمنامهی کوتاه دهدقیقهای را بنویسید. کوتاه بنویسید و تمامش کنید. نوشتن اولها معمولا بد است و اشکالی ندارد.
پشت هر فیلم دهها نفر با مهارتهای فنی کار میکنند. در این دسته دو عنوان به این جنبه نزدیکاند: «کیفیسازی آوا و نما (راهنمای طراحی فضاهای تولید و پخش)» که از عنوانش برمیآید به فضاهای تولید و پخش صدا و تصویر میپردازد و «مهندسی سینما» که روزنهی کار منتشر کرده است.
این کتابها برای فیلمبردار، صدابردار، طراح صحنه و کسانی که در استودیو یا سالن کار میکنند کاربردیاند. اگر فقط تماشاگر هستید احتمالا سراغ آنها نمیروید، اما اگر میخواهید بدانید چرا صدای یک سالن خوب است و سالن دیگر نه، جذاب میشوند. دستهی معماری هم برای طراحی فضا و صدا نکتههای مکمل دارد.
یک نشریهی تخصصی هم در نمونهها هست: «فصلنامه سینمایی فارابی (۸۴): فناوریهای نوین سینمایی ۳». فصلنامهها مقالههای مختلف دربارهی موضوع مشخصی گرد میآورند و برای کسانی که میخواهند با تازهترین بحثهای فنی آشنا شوند مفیدند.
در فهرست کتابها عنوانی هم هست که به انیمیشن سینمایی اشاره دارد: «طلسم شهر سنگی (انیمیشن سینمایی)» از نشر نیستان. این اشاره یادآوری میکند که انیمیشن و فیلم زنده مرز مشترک زیادی دارند. هر دو از قاب، تدوین، صدا و روایت استفاده میکنند.
اگر انیمیشن بیشتر علاقهی شماست، دستهی انیمیشن را هم ببینید. دانستن زبان فیلم به انیماتور کمک میکند و آشنایی با انیمیشن هم دید فیلمساز را وسیعتر میکند.
خواندن کتاب سینما با خواندن رمان فرق دارد. بهتر است فیلم و کتاب را همزمان به کار بگیرید. یک روش ساده:
یک فصل کوتاه دربارهی سازنده یا فضای فیلم بخوانید، ولی داستان را لو ندهید. کتابهای تحلیلی گاهی داستان را کامل میگویند؛ اگر میخواهید غافلگیر شوید، فیلم را اول ببینید.
تمام دقتتان را به خود فیلم بدهید. لازم نیست یادداشت بردارید.
چند دقیقه بنشینید و آنچه دیدهاید را مرور کنید. بعد برگردید سراغ کتاب و ببینید چه چیزهایی را جا انداختهاید. اینجا کتاب مثل گفتوگو با یک دوست فیلمبین است.
فیلم را برای بار دوم ببینید. این بار با چشم بازتر تماشا میکنید و جزئیات تازهای میبینید.
خواندن کتاب سینما بدون آشنایی با چند اصطلاح پایه سخت میشود. این فهرست کوتاه شما را برای شروع آماده میکند.
وقتی این واژهها را بدانید، هنگام تماشای فیلم هم ناخودآگاه چیزهای بیشتری میبینید. مثلا میفهمید چرا یک صحنهی ساده اینقدر تنش دارد: شاید نما طولانی بوده، شاید دوربین حرکت نکرده یا شاید صدا ناگهان قطع شده است.
بسیاری از کتابهای این دسته در اصل مجموعهای از نقدها هستند. نقد فیلم با خلاصهی داستان فرق دارد. منتقد فقط نمیگوید فیلم دربارهی چیست، بلکه میپرسد فیلم چگونه کار میکند و آیا موفق است.
دو پرسش بپرسید. منتقد از چه معیاری استفاده میکند؟ و آیا دلیلهایش را از خود فیلم میآورد یا فقط برداشت شخصی میگوید؟ نقد خوب به صحنهها و انتخابهای مشخص اشاره میکند.
از یک فیلم کوتاه یا یک صحنه شروع کنید. یک ادعای روشن بنویسید، مثلا اینکه «نور در این صحنه حالت اضطراب را میسازد»، و سپس با مثال از فیلم آن را ثابت کنید. کتابهای تحلیلی نمونههای خوبی از این شیوهاند.
بسیاری از تازهکارها نقد را با نظر شخصی اشتباه میگیرند. «دوست داشتم» نقد نیست؛ «به این دلیل اثرگذار بود» نقد است. حتی اگر با منتقدی مخالف باشید، خواندن او یاد میدهد استدلال کنید.
فیلم در ابتدا صامت بود و بعدها صدا و رنگ به آن افزوده شد. در همین مسیر، فیلمسازان سبکهای گوناگونی ساختند: بعضی به واقعنمایی نزدیک شدند، بعضی به خیال و رؤیا و بعضی به تجربهگرایی. هر سبک کتابها و منتقدان خودش را دارد.
اگر میخواهید از تاریخ فیلم شروع کنید، دنبال کتابی بگردید که هم فیلمها را نام ببرد و هم زمینهی اجتماعی و فناوری هر دوره را توضیح بدهد. کتابهایی که فقط فهرست فیلم میدهند، سریع خستهکننده میشوند. اما کتابی که بگوید چرا فیلمسازان در یک دوره چنین سبکی را انتخاب کردند، ماندگار است.
مثالهای این صفحه، از سینمای ایران تا فیلمسازان اروپایی و آمریکایی، نشان میدهند که هر کشور روایت خودش را دارد. برای فهم بهتر، مقایسه کنید: فیلمی از یک کشور را کنار فیلمی از کشور دیگر بگذارید و ببینید چه تفاوتهایی در روایت و تصویر دارند.
کتاب یک بحث را عمیق میکند، اما فصلنامهها موضوعهای روز را دنبال میکنند. عنوان فصلنامهی فارابی که پیشتر دیدیم، نمونهای از این نوع است. هر شماره معمولا حول یک موضوع مقالههایی از نویسندگان مختلف گرد میآورد.
اگر کار پژوهشی میکنید، شمارههای قدیمی نشریه هم منبع خوبیاند چون نشان میدهند در هر دوره چه بحثهایی مطرح بوده است. برای مخاطب عام هم خواندن یک مقالهی کوتاه، بهانهی خوبی برای دیدن یک فیلم تازه است. توجه کنید که در صفحهی هر نشریه، شماره و موضوع دقیق آن نوشته شده و بهتر است پیش از سفارش با نیازتان تطبیق بدهید.
یکی از لذتبخشترین راههای استفاده از کتابهای این حوزه این است که با چند دوست یک باشگاه کوچک بسازید. هر ماه یک فیلم و یک کتاب یا فصل مرتبط انتخاب کنید. همه فیلم را ببینند، فصل را بخوانند و بعد دور هم دربارهاش حرف بزنید.
این کار چند فایده دارد. اول اینکه مجبور میشوید کتاب را واقعا بخوانید. دوم اینکه هر کس چیز دیگری در فیلم دیده و این تفاوتها آموزنده است. سوم اینکه یاد میگیرید نظرتان را با دلیل بیان کنید.
برای انتخاب کتاب، بهتر است چیزی باشد که همه بتوانند تهیه کنند و حجمش زیاد نباشد. مجموعهی گفتوگوها یا مقالههای کوتاه انتخاب مناسبی است. کتابهای چندجلدی را برای مطالعهی فردی بگذارید.
اگر کمکم کتابهای سینمایتان زیاد میشود، چیدمان مهم میشود. دو روش رایج وجود دارد. یکی چیدن بر اساس نوع: تکنگاریها در یک قفسه، کتابهای فنی در قفسهی دیگر، گفتوگوها و تاریخها جدا. دیگری چیدن بر اساس کارگردان یا کشور.
روش اول برای پژوهشگران بهتر است چون راحتتر میتوانند مرجع پیدا کنند. روش دوم برای علاقهمندان است چون کتابها و فیلمهای یک نفر کنار هم قرار میگیرند. هر روش که انتخاب کنید، کنار کتابها یک دفتر یادداشت کوچک بگذارید که فیلمهای دیدهشده و نکتههای مهم را در آن ثبت کنید.
کتابهای سینما اغلب تصویر دارند و ممکن است با گذر زمان جلدشان آسیب ببیند. آنها را دور از رطوبت و نور مستقیم نگه دارید.
دانشجوی سینما معمولا به چند مسیر همزمان نیاز دارد:
سعی کنید از هر گروه دستکم یک کتاب داشته باشید تا دیدتان یکطرفه نشود. بعضی دانشجویان فقط تکنگاری میخوانند و از نظریه دور میمانند، و بعضی برعکس. تعادل بهتر جواب میدهد.
اگر میخواهید خودتان فیلم بسازید، کتاب به تنهایی کافی نیست. فیلم ساختن را با ساختن یاد میگیرند. اما کتابها میتوانند از اشتباههای رایج نجاتتان بدهند. چند مورد را در نظر بگیرید:
کتابهای فنی مثل نمونههایی که دربارهی فضاهای تولید و صدا دیدیم، برای وقتی است که به فاز حرفهایتر رسیدهاید.
گاهی کتابی با نام کارگردان محبوبتان در جلد، تحلیل فنی سنگینی است که برای مخاطب عام نوشته نشده. توضیح کتاب را بخوانید.
در کتابهایی مثل تاریخ سینمای ایران، شمارهی جلد و بازهی زمانی مهم است. عنوان را با دقت بخوانید.
فناوریهای فیلمسازی سریع تغییر میکنند. کتاب تازهتر معمولا ابزار و روشهای بهروزتری را معرفی میکند.
هیچ کتاب فیلمنامهای شما را فیلمنامهنویس نمیکند. کتاب ابزار میدهد و تمرین شما را میسازد.
مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است و قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود. نسخهی چاپی را میتوانید آنلاین سفارش بدهید.
گاهی در گفتوگوهای علاقهمندان میشنویم که فیلم ایرانی بهتر است یا فیلم خارجی. کتابهای خوب این دسته چنین رقابتی را دنبال نمیکنند. آنها میپرسند هر فیلم در زمینهی خودش چه میکند و چه چیزی میتوان از آن آموخت.
مثلا وقتی دربارهی کارگردانی مثل نولان میخوانید، با شیوهای از روایت آشنا میشوید که به ساختار پیچیدهی زمانی علاقه دارد. و وقتی به گفتوگو با کیارستمی میرسید، با نگاهی روبهرو میشوید که سادهترین لحظههای زندگی را جدی میگیرد. مقایسهی این دو نگاه ذهن شما را وسیعتر میکند، بیآنکه لازم باشد یکی را بر دیگری برتری بدهید.
پیشنهاد ما این است که دو کتاب از دو سنت متفاوت را کنار هم بخوانید. یکی دربارهی فیلمسازی ایرانی و یکی دربارهی فیلمسازی خارجی. بعد فهرستی از شباهتها و تفاوتهایشان بنویسید. این کار تمرین تحلیل است و در پایاننامه یا نقد نوشتن به کارتان میآید.
اگر میخواهید نظم و انگیزه داشته باشید، یک برنامهی سادهی چهارهفتهای بسازید.
پایان این چهار هفته نتیجهی مهمی دارد: دیگر فقط فیلم نمیبینید؛ فیلم را میخوانید. و این تغییری است که سالها همراهتان میماند.
سینما از هنرهای دیگر ارث برده است. قاببندی از نقاشی میآید، پوستر و عنوانبندی از گرافیک و بخشی از زیباییشناسی فیلمهای ایرانی از سنت هنر اسلامی. اگر میخواهید نگاهتان به فیلم عمیقتر شود، دستههای نقاشی و ارتباط تصویری (گرافیک) را ببینید.
کسی که چشمش برای تصویر تربیت شده باشد، در فیلم چیزهایی میبیند که دیگران نمیبینند: نور، رنگ، ترکیببندی و ریتم. همین چشم را میتوان با خواندن و دیدن ساخت.
اگر تازهکارید، یک تکنگاری دربارهی کارگردان محبوبتان یا یک کتاب گفتوگو مناسب است. نظریههای سنگین را برای بعد بگذارید.
نه. بسیاری از این کتابها برای هر علاقهمندی نوشته شدهاند. فقط کتابهای فنی و نظری پیشزمینه میخواهند.
هر دو مفیدند. تکنگاری نگاه بیرونی و تحلیلی میدهد و گفتوگو صدای خود فیلمساز را. ترکیب هر دو بهترین دید را میدهد.
کتاب ساختار و ابزار میدهد، اما مهارت با نوشتن و بازنویسی ساخته میشود. کتاب را با تمرین همراه کنید.
در تاریخ سینما بله، چون هر جلد دورهای را پوشش میدهد. شمارهی جلد را در صفحهی کتاب ببینید.
بسیاری از کتابهای تحلیلی داستان را کامل توضیح میدهند. اگر میخواهید غافلگیر شوید، اول فیلم را ببینید و بعد کتاب را بخوانید.
گفتوگو یا تکنگاری دربارهی کارگردانی که او دوست دارد. اگر مطمئن نیستید، یک کتاب عمومی و خوشخوان انتخاب کنید.
کتابهای سینما به شما اجازه میدهند فیلم را با چشم دقیقتر ببینید. از تکنگاریهای نولان و فون تریه تا گفتوگو با کیارستمی و کتابهای تاریخ سینمای ایران، هر عنوان دری به دنیای فیلم باز میکند. شما هم میتوانید از هر جا که دوست دارید شروع کنید.
حالا میتوانید کتابهای همین دسته را ببینید، مشخصات هر کدام را در صفحهی خودش بخوانید و نسخهی چاپی موردنظرتان را آنلاین سفارش بدهید. قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود.