زبان آلمانی معروف است به سخت بودن: سه جنس دستوری، چهار حالت اسم، واژههایی که انگار یک خط طولانیاند. اما همین زبان برای هزاران فارسیزبان دری است به سوی دانشگاه، پژوهش، کار و زندگی در کشورهای آلمانیزبان. اگر میخواهید زبان آلمانی یاد بگیرید، یا به دنبال مرجع دستوری و کتاب آموزشی مطمئن هستید، این صفحه راهنمای انتخاب شماست. در این دسته کتابجم منابع چاپی درباره آموزش زبان آلمانی و دستور آن جمع میشود.
این دسته هنوز کوچک است و ادعا نمیکنیم قفسهای پر از عنوان دارد. به همین دلیل بیشتر متن را مثل یک نقشه راه نوشتهایم: زبان آلمانی چه ویژگیهایی دارد، کجا سخت است، چه چیزی برای فارسیزبانها آسان است و چه کتابی به چه هدفی میخورد.
آلمانی از خانواده زبانهای ژرمنی است و انگلیسی و هلندی از خویشاوندان نزدیک آناند. زبان رسمی آلمان و اتریش است و در سوئیس و چند کشور دیگر هم کاربرد دارد. در علم، فلسفه، موسیقی و مهندسی سابقه طولانی دارد و بسیاری از آثار مهم به این زبان نوشته شدهاند.
برای همین هر کسی که میخواهد در این حوزهها منبع دستاول بخواند، یا در دانشگاههای کشورهای آلمانیزبان درس بخواند، زبان آلمانی را یاد میگیرد. البته دلیل شروع میتواند سادهتر هم باشد: دوستداشتن یک زبان تازه.
دلیلها فراواناند. بعضی برای ادامه تحصیل. بعضی برای کار یا مهاجرت. بعضی چون در رشتهای هستند که منابعش به آلمانی است، مثل فلسفه یا برخی رشتههای فنی. بعضی هم برای خواندن ادبیات و شنیدن موسیقی و تماشای فیلم به همین زبان.
هدف شما تعیین میکند چه کتابی میخرید. کسی که برای امتحان زبان آمادگی میگیرد، کتاب متفاوتی میخواهد نسبت به کسی که فقط دوست دارد چند جمله حرف بزند. پیش از هر چیز باید هدف را بدانید.
اول جنس اسمها. در آلمانی هر اسم مذکر، مؤنث یا خنثی است و حرف تعریف آن تغییر میکند. فارسی چنین چیزی ندارد و ذهن ما ابتدا آن را دشوار مییابد. توصیه همه معلمان این است که هر اسم را همراه حرف تعریفش یاد بگیرید.
دوم حالتهای اسم. آلمانی چهار حالت دارد و حرف تعریف و صفت بسته به نقش اسم در جمله عوض میشوند. سوم ترتیب کلمات: در جملههای خبری فعل جای مشخصی دارد و در جملههای فرعی به آخر میرود. چهارم فعلهای جداشدنی که پیشوندشان به آخر جمله میرود. پنجم واژههای مرکب طولانی.
این فهرست ممکن است ترسناک به نظر بیاید. اما یادتان باشد که همه آن را قدمبهقدم یاد میگیرند و قاعدهمندی زبان آلمانی کمک میکند.
خبر خوب هم دارد. الفبای آلمانی لاتین است و تلفظ آن نسبتا قاعدهمند است: بیشتر واژهها همانطور که نوشته میشوند خوانده میشوند. اگر انگلیسی بلد باشید، بسیاری از واژهها را حدس میزنید. زبان آلمانی و فارسی هر دو از خانواده هندواروپاییاند و ریشههای مشترکی دارند.
فارسیزبانان با ساختار «فعل در آخر جمله» هم آشنا هستند، چون در جمله فارسی هم فعل معمولا آخر میآید. در این مورد کار برایمان راحتتر از انگلیسیزبانهاست.
این آشناییها اعتمادبهنفس میدهد. با انتخاب کتاب مناسب و تمرین پیوسته، این زبان قابلیادگیری است.
کتابی که برای شروع میخرید باید چند چیز داشته باشد. آموزش الفبا و تلفظ با توضیح روشن. درسهای کوتاه با موضوعهای روزمره. تمرین همراه با پاسخ. فهرست واژههای هر درس. توضیح ساده دستور. و اگر ممکن است، فایل صوتی همراه برای تمرین شنیدن.
ببینید کتاب به چه زبانی توضیح میدهد. اگر توضیحها فارسی باشد، برای کسی که تازه شروع میکند آسانتر است. اگر توضیحها به زبان دیگری باشد، باید آن زبان را هم بلد باشید. مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش آمده است.
سطح کتاب را هم بررسی کنید. کتابی که برای متوسط نوشته شده، برای مبتدی مناسب نیست.
در آموزش زبانهای اروپایی، سطح را با شش پله میسنجند که از مقدماتی شروع میشود و به تسلط بالا میرسد. هر پله معنایی دارد: در پلههای اول، میتوانید با جملههای ساده ارتباط بگیرید. در پلههای میانی، در گفتگوهای روزمره و کاری شرکت میکنید. در پلههای بالا، متنهای دانشگاهی و پیچیده را میخوانید و مینویسید.
لازم نیست همه جزئیات را حفظ کنید. مهم این است که سطح خودتان را صادقانه بسنجید. کتاب بالاتر از سطح، دلسردتان میکند و کتاب پایینتر، وقتتان را میگیرد. اگر مطمئن نیستید، از کتاب مبتدی شروع کنید و ببینید چند درس اول برایتان آسان است یا نه.
در این دسته کتابی هست با عنوان «فرهنگ الفبایی دستور زبان آلمانی» که دفتر نخست آن، حروف الف تا اف، در فهرست آمده است. از عنوان برمیآید که این یک مرجع دستوری است که مباحث را به ترتیب الفبا میآورد. درباره جزئیات و سطح آن باید صفحه کتاب را ببینید و مشخصات آن را بخوانید.
مرجعهای دستوری با کتابهای درسی فرق دارند. کتاب درسی شما را از ابتدا تا انتها میبرد. اما مرجع دستوری برای مراجعه است: وقتی به قاعدهای برخورد میکنید و میخواهید بدانید دقیقا چطور کار میکند، به آن سر میزنید. زبانآموز جدی معمولا هر دو را دارد.
اگر کتاب چند دفتر دارد، پیش از خرید ببینید هر دفتر چه بخشی را پوشش میدهد. کتابی که فقط بخشی از الفبا را میگیرد، بدون دفترهای بعدی ناقص است.
در آلمانی دستور اهمیت بیشتری دارد تا در بعضی زبانهای دیگر، چون جنس و حالت اسم و ترتیب جمله در معنا اثر میگذارد. با این حال حرفزدن نباید به تعویق بیفتد. بهترین کتابها هر درس را با یک مکالمه کوتاه شروع میکنند، سپس قاعده را توضیح میدهند و بعد تمرین میآورند.
اگر فقط دستور بخوانید و هرگز حرف نزنید، وقتی لازم شود حرف بزنید قفل میکنید. اگر فقط عبارتهای حفظی یاد بگیرید، وقتی جمله عوض شود گیج میشوید. تعادل کلید است.
این فقط یک پیشنهاد است. اگر روزانه نیم ساعت وقت داشته باشید، جواب میدهد. وقتی احساس کردید گیر کردهاید، یک قدم به عقب برگردید.
آلمانی چند حرف ویژه دارد: سه حرف با دو نقطه بالای آن و یک حرف ویژه که شبیه بتای یونانی نوشته میشود و به جای دو «اس» مینشیند. صدای این حروف با حروف معمولی فرق دارد و برای فارسیزبان کمی تازه است. کتاب آموزشی خوب یک بخش جدا برای تلفظ دارد.
ترکیبهای حرفی هم تلفظ ویژه دارند. صدایی شبیه «خ» در بعضی ترکیبها میآید که برای ما آشناست. این یکی از مزیتهای فارسیزبانان است، چون صدای «خ» را بهراحتی درمیآورند.
اگر کتاب همراه فایل صوتی است، از آن استفاده کنید. گوشدادن و تکرار کردن برای تلفظ ضروری است و نمیشود آن را فقط با نگاهکردن یاد گرفت.
فارسیزبانها معمولا از این مبحث میترسند. حقیقت این است که برای جنس اسمها قاعدههای کلی هست، اما استثنا هم زیاد است. بنابراین بهترین راه این است که هر اسم را همراه حرف تعریفش بنویسید و حفظ کنید، نه بهتنهایی.
روش کارتهای رنگی هم مشهور است: برای هر جنس یک رنگ انتخاب کنید و اسم را با آن رنگ بنویسید. کمکم چشمتان به رنگها عادت میکند. نگران نباشید اگر اشتباه میکنید؛ آلمانیزبانها هم گاهی درباره جنس یک واژه تردید میکنند و مخاطب معمولا شما را میفهمد.
واژههای طولانی آلمانی ظاهر ترسناکی دارند، اما اغلب از چند واژه کوتاه و آشنا ساخته شدهاند. اگر یاد بگیرید آنها را تکهتکه کنید، معنی را حدس میزنید. این مهارت بهمرور رشد میکند و بسیاری از زبانآموزان آن را بخش جذاب زبان میدانند.
ساختار جمله هم قاعده دارد. در جمله خبری، فعل در جایگاه دوم میآید. در جملههای فرعی، فعل به آخر میرود. کتابهای خوب این را با نمودار و رنگ نشان میدهند. اگر کتابی این نمودارها را دارد، ارزش دارد. اینجا تصویر بیشتر از توضیح کمک میکند.
برای کسی که میخواهد در دانشگاههای کشورهای آلمانیزبان درس بخواند، معمولا باید آزمون زبان بدهد. سطح لازم و نوع آزمون را باید از منبع رسمی همان دانشگاه بپرسید، چون شرایط در هر دانشگاه و رشته متفاوت است و تغییر میکند. کتاب آموزشی میتواند برای آمادگی کمک کند، اما جای اطلاعات رسمی نیست.
اگر به رشتهای علاقه دارید که منابعش به آلمانی است، واژگان تخصصی هم لازم میشود. توصیه میشود پس از یادگیری پایه، متنهای همان رشته را با کمک فرهنگ تخصصی بخوانید. برای پیوند با موضوع زبانشناسی و ساختار زبانها هم میتوانید دسته زبانشناسی را ببینید.
اشتباه اول ترجمه واژهبهواژه از فارسی یا انگلیسی است. ساختارها متفاوتاند و جمله ساختهشده معنی نمیدهد. اشتباه دوم نادیدهگرفتن جنس اسم است. اشتباه سوم نخواندن با صدای بلند. اشتباه چهارم یادگیری واژهها بیارتباط با جمله. اشتباه پنجم رها کردن بعد از دو ماه، درست همانجا که حالتهای اسم شروع میشوند و کار کمی سخت میشود.
راه مقابله ساده است: صبور باشید. مسیر آلمانی از یک منحنی عبور میکند. ابتدا سریع پیش میروید، بعد کند میشوید و دوباره سرعت میگیرید. اگر در نقطه کند شدن ادامه بدهید، به بخش بعدی میرسید.
فرض کنید هر روز سیوپنج دقیقه وقت دارید. ده دقیقه اول را به مرور واژههای دیروز بدهید. پانزده دقیقه بعدی را صرف درس جدید کنید: یک مکالمه کوتاه بخوانید، آن را بلند تکرار کنید و قاعده دستوری همان درس را بخوانید. ده دقیقه آخر تمرین بنویسید: چند جمله با همان قاعده بسازید.
هر هفته یک روز را به مرور کلی اختصاص دهید. آن روز درس تازه نخوانید. فقط به درسهای قبل برگردید و ببینید کدام قسمتها ضعیف ماندهاند. این کار ساده جلوی فراموشی را میگیرد.
این برنامه شاید آرام به نظر برسد، اما پس از چند ماه اثرش را میبینید. زبانآموزی مثل ورزش است: مقدار کم ولی منظم، بهتر از تلاش یکشبه است.
دانشجویی را تصور کنید که رشتهاش منابع آلمانی زیادی دارد. او هر روز کمی آلمانی میخواند و در سال اول فقط قواعد را یاد میگیرد. در سال دوم متنهای کوتاه رشته خودش را با فرهنگ لغت میخواند. در سال سوم میتواند بخشهایی از مقالهها را بفهمد. مسیر آسان نیست، اما هر سال پیشرفتی قابللمس دارد.
یا کسی که فقط به موسیقی و سینما علاقه دارد. او با گوشدادن شروع میکند، واژههای آهنگها را مینویسد و کمکم مفهومشان را یاد میگیرد. برای او زبان یک سرگرمی است و همین باعث میشود سالها ادامه بدهد. کتاب دستور کنار دستش است تا هر وقت کنجکاو شد، ببیند این جمله چرا اینطور ساخته شده است.
هر دو مسیر درست است. مهم این است که مسیر خودتان را پیدا کنید.
حفظ واژهها بخش بزرگی از یادگیری است. روشهای گوناگونی هست: کارتهای واژه، نوشتن جمله با هر واژه، برچسبزدن اشیای خانه با نام آلمانی و گروهبندی واژهها بر اساس موضوع. هر کدام را امتحان کنید و ببینید کدام برای ذهن شما جواب میدهد.
یک قاعده مهم این است که واژه را همراه اطلاعاتش یاد بگیرید: برای اسم، حرف تعریف و جمع؛ برای فعل، شکل گذشته و اینکه جداشدنی است یا نه. این اطلاعات کمک میکند بعدا جمله درست بسازید. کتابهایی که واژهها را با این جزئیات فهرست کردهاند، ارزش دارند.
مرور فاصلهدار را فراموش نکنید. واژهای که فردا، سه روز بعد و یک هفته بعد مرور شود، در حافظه بلندمدت میماند.
خیلیها در شهرهایی زندگی میکنند که کلاس زبان آلمانی محدود است. اگر در این وضعیت هستید، کتاب چاپی همراه شما و یک برنامه منظم میتواند تا حد زیادی جبران کند. سعی کنید هر هفته با کسی که آلمانی میداند، هرچند کوتاه، گفتوگو کنید. اگر کسی را نمیشناسید، متنی را که نوشتهاید بلند بخوانید و صدایتان را بشنوید.
جای مشخصی برای مطالعه داشته باشید و کتاب را همیشه همانجا بگذارید. وقتی کتاب جلوی چشمتان است، احتمال بازکردنش بیشتر است. وقتی در کیف یا قفسه دور دست است، فراموش میشود. این کار سادهای است ولی اثرش بزرگ است.
و یادتان باشد که هر بار اشتباه میکنید، دارید یاد میگیرید. اشتباه بخش جدانشدنی هر زبانآموزی است.
کتاب هسته یادگیری است، اما گوش هم باید تمرین کند. فیلم با زیرنویس، آهنگ و برنامههای ساده کمک میکنند صدای زبان را بشناسید. در ابتدا فقط سعی کنید ریتم زبان را حس کنید و واژههای آشنا را پیدا کنید. لازم نیست همه چیز را بفهمید. کمکم گوشتان قویتر میشود و واژهها از میان صداها بیرون میآیند.
پیشنهاد میشود یک بار متن یک درس کتاب را بخوانید و بعد صدای همان درس را گوش کنید. این ترکیب نگاه و شنیدن، حافظه را قوی میکند.
گاهی چند کتاب را کنار هم میبینید و نمیدانید کدام را بردارید. چند سؤال کمک میکند. کدام کتاب توضیحهای روشنتری دارد؟ کدام تمرینهای بیشتری با پاسخ دارد؟ کدام برای سطح شما نوشته شده؟ کدام تازهتر چاپ شده؟ اگر میتوانید نمونهای از صفحهها را ببینید یا توضیح کتاب را بخوانید، سریعتر تصمیم میگیرید.
از دوستان یا معلمها هم بپرسید. تجربه کسی که با یک کتاب کار کرده، از هر توضیحی ارزشمندتر است. البته سلیقه هر کس فرق میکند؛ کتابی که برای یکی عالی بوده، شاید برای شما مناسب نباشد.
در نهایت به یاد داشته باشید که بهترین کتاب، کتابی است که بازش میکنید. اگر کتاب کمی سادهتر را هر روز بخوانید، از کتابی پیشرفته که روی طاقچه میماند بهتر است.
در بسیاری از صنعتها، از مهندسی تا پزشکی و گردشگری، دانستن آلمانی مزیت به حساب میآید. کسی که هم در حرفه خودش تخصص دارد و هم زبان را میداند، انتخابهای بیشتری پیش رو دارد. البته باید واقعبین بود: یک زبان بهتنهایی شغل نمیسازد و شرایط کار در کشورهای دیگر مقررات خودش را دارد که باید از منبع رسمی پیگیری شود.
اگر میخواهید زبان را برای کار به کار ببرید، حتما واژگان تخصصی حرفه خودتان را هم یاد بگیرید. کتابهای آموزشی عمومی این بخش را کم پوشش میدهند. پس از یادگیری پایه، سراغ منابع تخصصی رشته خودتان بروید.
اول اینکه از ابتدا واقعبین باشید. یادگیری آلمانی چند ماه تا چند سال طول میکشد، بسته به هدف. دوم اینکه پیشرفت را با یک معیار ساده بسنجید، مثلا تعداد درسهای تمامشده یا تعداد واژههای آموخته. سوم اینکه اگر روزی نتوانستید مطالعه کنید، ناامید نشوید و فردا ادامه دهید. چهارم اینکه به خودتان پاداش بدهید: پس از هر مرحله، یک فیلم یا آهنگ آلمانی که دوست دارید.
مهمتر از همه، لذت ببرید. زبانآموزی وقتی با علاقه باشد، پایدار میماند. آلمانی زبانی است که پس از آنکه مسیر سخت اولش را طی کنید، پاداشهای زیادی میدهد.
گاهی کسی مردد است که کدام زبان را شروع کند. پاسخ به هدف شما برمیگردد. اگر به تحصیل یا کار در کشورهای آلمانیزبان فکر میکنید، آلمانی. اگر به ادبیات فرانسه علاقه دارید، دسته زبان و ادبیات فرانسه را ببینید. اگر زبانهای رومی را دوست دارید، به زبان اسپانیایی نگاه کنید.
اگر هنوز انگلیسیتان محکم نیست، شاید بهتر باشد اول آن را تقویت کنید، چون بسیاری از منابع آموزش آلمانی به انگلیسی هم مقایسه میکنند. برای این هدف دسته آموزش زبان انگلیسی در کتابجم هست. همه اینها در دسته کلی زبانهای خارجی جمع شدهاند.
میشود با کتاب و تمرین منظم بهتنهایی آلمانی یاد گرفت. اما آلمانی زبانی است که اگر کسی به شما اشتباههایتان را بگوید، یادگیری سریعتر میشود. کلاس یا همزبان کمک میکند. اگر امکان کلاس ندارید، حداقل جملههایتان را بنویسید و به کسی که بلد است نشان دهید.
در حالت خودآموز، یک کتاب اصلی انتخاب کنید و تا آخر با آن بروید. دوم، برنامه ثابت بسازید. سوم، شنیدن را جدی بگیرید. چهارم، هر هفته مرور کنید. کتاب چاپی برای این کار مفید است، چون میتوانید یادداشت بنویسید و رنگ بزنید.
هر زبانآموز جدی به فرهنگ لغت نیاز دارد. اما فرهنگها یکسان نیستند. بعضی فقط معنی میدهند. بعضی جنس اسم، جمع و صرف فعل را هم نشان میدهند که در آلمانی بسیار مهم است. هنگام انتخاب، ببینید آیا فرهنگ این اطلاعات را دارد.
برای مبتدی، فرهنگ کوچکتر و سادهتر بهتر است. برای مترجم و دانشجو، فرهنگ کاملتر. اگر شغل شما ترجمه است، به دسته مترجمی زبان انگلیسی هم نگاه کنید تا با ابزارهای مشابه در زبانهای دیگر آشنا شوید.
شرایط ورود به دانشگاه، ویزا و آزمونهای زبان تغییر میکند و باید از منابع رسمی پیگیری شود. کتابها به یادگیری کمک میکنند ولی ضمانت قبولی نمیدهند. کتابجم کتابفروشی است و درباره مهاجرت یا شرایط ویزا توصیهای نمیکند.
کتاب آموزشی سطح مبتدی که تلفظ، مکالمه ساده و تمرین همراه پاسخ داشته باشد. اگر میتوانید، فایل صوتی همراه هم داشته باشد.
دستور آلمانی پیچیدهتر است، مخصوصا جنس و حالت اسم. اما تلفظ منظمتری دارد و قاعدهمند است.
برای مراجعه به قاعدههای دستوری، هنگامی که نیاز دارید دقیقتر بدانید. جای کتاب آموزشی نیست ولی مکمل آن است.
بله، با کتاب خوب و برنامه، اما اگر کسی اشتباههایتان را اصلاح کند، بهتر است.
کتاب کمک میکند ولی شرایط آزمون را باید از مرجع رسمی آن بپرسید.
بستگی به وقت روزانه، هدف و سطح دلخواه دارد. با تمرین منظم میتوان در چند ماه به سطح پایه رسید.
بله، نسخه چاپی را میتوانید آنلاین سفارش بدهید. قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود.
زبان آلمانی سختیهای خودش را دارد، اما با کتاب مناسب، برنامه منظم و صبر قابلیادگیری است. این راهنما کوشید به شما کمک کند هدف و سطح خود را بشناسید و کتاب زبان آلمانی را آگاهانه انتخاب کنید.
حالا میتوانید کتابهای این دسته را ببینید، مشخصات آنها را بخوانید و نسخه چاپی را آنلاین سفارش بدهید. برای موضوعهای نزدیک هم به دسته زبانهای خارجی و زبانشناسی سر بزنید.