مترجمی زبان انگلیسی
عاطفه نوارچی.لادن معتمدی
ترجمهی جایگزینی یا مشارکت؟
مرکز نشر دانشگاهی
عاطفه نوارچی.لادن معتمدی
ترجمهی جایگزینی یا مشارکت؟
مرکز نشر دانشگاهی
ترجمه فقط عوض کردن کلمهها نیست. کسی که مترجمی زبان انگلیسی میخواند یا میخواهد بخواند، خیلی زود میفهمد که پشت هر جمله، فرهنگ، لحن، منظور نویسنده و انتظار خواننده پنهان است. این صفحه برای همین آدمهاست: دانشجوی رشتهی مترجمی، کسی که تازه به ترجمه علاقهمند شده، و مترجم تازهکاری که میخواهد کارش را روی پایههای علمی بنا کند. در ادامه میبینید کتاب مترجمی زبان انگلیسی چه نوعهایی دارد و هر کدام به چه کاری میآید.
هدف ما ساده است: کمک کنیم بدون سردرگمی، کتاب مناسب مرحلهی خودتان را پیدا کنید. از مبانی نظری تا تمرین ترجمه، از واژهنامه تا متن تخصصی.
مترجمی زبان انگلیسی رشتهای است که در آن یاد میگیرید متن انگلیسی را به فارسی و گاهی فارسی را به انگلیسی برگردانید. اما «برگرداندن» کلمهی سادهای است برای کاری که ساده نیست. مترجم باید هم زبان مبدأ را عمیق بشناسد و هم زبان مقصد را. کسی که انگلیسیاش عالی است ولی فارسیاش ضعیف، ترجمهی سفت و بیجان مینویسد. کسی که فارسیاش روان است ولی انگلیسیاش ناقص، معنا را اشتباه میفهمد.
در دانشگاه، این رشته معمولا سه بخش دارد. اول مهارتهای زبانی: خواندن، نوشتن، درک متن. دوم نظریهی ترجمه: چرا مترجمها اینطور تصمیم میگیرند و مکتبهای مختلف چه میگویند. سوم تمرین عملی: ترجمهی متنهای واقعی از حوزههای مختلف مثل ادبیات، علوم، رسانه و حقوق.
کتابهای این دسته هم به همین سه بخش تعلق دارند. بعضی نظریاند، بعضی تمرینی و بعضی مرجع. شناختن این تفاوت به شما کمک میکند بهجای خرید بیهدف، با نقشه بخرید.
کتاب درسی میخواهد که با سرفصلها هماهنگ باشد، هم توضیح نظری بدهد و هم تمرین. «مقدمهای بر مبانی نظری ترجمه» و «نخستین درسهای ترجمه» از این جنساند، البته مشخصات دقیقشان در صفحهی خود کتاب آمده و بهتر است پیش از خرید ببینید.
بعضیها رشتهی دانشگاهیشان چیز دیگری است، اما از ترجمه لذت میبرند. این خواننده دنبال کتابی است که مفاهیم را ساده بگوید و او را وارد کار کند، بدون اینکه فشار امتحان داشته باشد.
کسی که سالها ترجمه کرده، اما گاهی به مرجع نیاز دارد. واژهنامهی تخصصی و کتابهای موردی به کارش میآید. او معمولا نمیخواهد از اول آموزش ببیند؛ دنبال چیزی است که سؤال مشخصی را جواب بدهد.
معلم زبان انگلیسی هم گاهی ترجمه را بهعنوان ابزار آموزش به کار میبرد. این گروه با نظریه و تمرین هر دو کار دارد. اگر شما هم در این گروه هستید، دستهی آموزش زبان انگلیسی را هم ببینید.
خیلیها میگویند «ترجمه کار عملی است، نظریه به چه درد میخورد؟» جواب کوتاه این است که نظریه، به تصمیمهای شما دلیل میدهد. وقتی مترجمی به عبارتی برمیخورد که معادل مستقیم ندارد، باید انتخاب کند: وفادار بماند به شکل جمله یا به معنایش؟ فارسیزبان را با فرهنگ بیگانه روبهرو کند یا متن را به فرهنگ او نزدیک کند؟ نظریههای ترجمه همین انتخابها را سازمان میدهند.
کتاب «مقدمهای بر مبانی نظری ترجمه» از همین نوع است. عنوانش نشان میدهد که برای آشنایی اول با نظریه نوشته شده. اینجا با اصطلاحهایی مثل معادلیابی، ترجمهی تحتاللفظی و آزاد، و نقش متن در ترجمه روبهرو میشوید. اگر این اصطلاحها را از اول یاد بگیرید، بقیهی درسها آسانتر میشوند.
یک نکته: در بعضی فهرستها کتاب با نام «نگینهای زبان» و شمارهی مجموعه هم دیده میشود. این نشان میدهد که کتاب در یک مجموعهی علمی منتشر شده است. مشخصات ناشر و مجموعه را در صفحهی کتاب میتوانید ببینید.
اگر میخواهید هرچه زودتر دست به کار شوید، کتابی مثل «نخستین درسهای ترجمه» به شما میگوید از کجا شروع کنید. عنوان کتاب نشان میدهد که برای مبتدیهاست و از درس اول شروع میشود.
کتابهای شروع معمولا از جملههای کوتاه آغاز میکنند و کمکم به پاراگراف میرسند. یاد میگیرید چطور جمله را تحلیل کنید، فاعل و فعل را پیدا کنید، و بفهمید کجا انگلیسی ساختار خودش را دارد و فارسی ساختار خودش را.
در انگلیسی، جملهی مجهول بسیار رایج است. اما اگر همهی آنها را عینا با ساخت مجهول فارسی ترجمه کنید، متن ثقیل و دور از طبیعت میشود. مترجم ماهر گاهی جمله را معلوم میکند و گاهی ساختاری دیگر میآورد. چنین نکتههایی را در همین کتابهای آغازین یاد میگیرید.
هرچه در کتاب میخوانید، همان روز روی یک متن کوتاه امتحان کنید. ترجمه مثل شنا یاد گرفتن است: با خواندن کتاب شنا، شناگر نمیشوید.
در این دسته دو عنوان هست که اسمشان کلی است: «ترجمه» و «راهگشای ترجمه». نام دومی نشان میدهد که مسیر را روشن میکند. برای اطلاع دقیق از محتوای هر دو باید صفحهی خود کتاب و توضیح ناشر را بخوانید.
کتابهایی که چنین عنوان عمومی دارند معمولا برای خوانندهای مناسباند که میخواهد یک نمای کلی از حوزه به دست بیاورد. پیشنهاد ما این است که اگر بین چند کتاب مردد هستید، چند صفحهی اول را از نظر لحن و سطح دشواری بسنجید. کتابی که با ذهن شما همخوان است، بیشتر خوانده میشود.
در انتخاب کتاب ترجمه یک قاعدهی مفید وجود دارد: کتابی که مثالهای فراوان دارد، از کتابی که فقط تعریف میدهد ارزشمندتر است. ترجمه با مثال یاد گرفته میشود، نه با تعریف.
هر رشتهای زبان خاص خودش را دارد. در ترجمهشناسی هم اصطلاحهایی هست که اگر ندانید، خواندن مقالهها و کتابها را دشوار میکند. «واژهنامهی ترجمهشناسی» به همین دلیل مفید است: وقتی به اصطلاحی برمیخورید، سریع معنایش را پیدا میکنید.
واژهنامه را از اول تا آخر نمیخوانند. کنار دستتان میگذارند و هر بار که لازم شد، باز میکنند. دانشجوی ارشد و دکتری، مترجم شاغل و حتی کسی که مقالهی علمی ترجمه میکند، از این نوع کتاب زیاد استفاده میکند.
چند توصیه برای استفادهی بهتر:
یکی از عنوانهای این دسته «متون روانشناسی بالینی به زبان انگلیسی» است. کتابهایی از این جنس، خواننده را با متنهای تخصصی یک رشتهی مشخص آشنا میکنند. برای مترجم مهم است که فقط زبان را نداند؛ باید فهم موضوع هم داشته باشد.
مترجم پزشکی بدون شناخت پزشکی، مترجم حقوقی بدون آشنایی با حقوق و مترجم فنی بدون دانش فنی، خطاهای جدی میکند. به همین دلیل ترجمهی تخصصی هم مهارت زبانی میخواهد و هم دانش موضوعی. روش کار خوب این است که هر بار که در یک حوزهی تازه کار میکنید، اول چند مقالهی فارسی همان حوزه را بخوانید تا با اصطلاحها و لحن آن آشنا شوید.
البته این کتابها جای مشاورهی تخصصی نیستند. اگر موضوع متن درمانی یا بالینی باشد، ترجمه فقط انتقال زبان است و هر تصمیم درمانی باید با متخصص گرفته شود.
اگر به مباحث زبان علاقهمندید، برای دیدن کتابهای بیشتر میتوانید به دستهی زبانشناسی سر بزنید. زبانشناسی و ترجمه به هم نزدیکاند و خواندن هر دو به هم کمک میکند.
در این دسته کتابی هست با عنوان «تحلیل انتقادی ترجمههای انگلیسی قرآن کریم در حوزهی تأکید»، که چند ترجمهی انگلیسی را از منظر یک موضوع زبانی بررسی میکند. این کتاب بهعنوان نمونهای از پژوهش در ترجمهشناسی برای ما جالب است، چون نشان میدهد چطور میشود چند ترجمه از یک متن را کنار هم گذاشت و با معیار علمی سنجید.
اینجا نه دربارهی متن دینی داوری میکنیم و نه دربارهی اینکه کدام ترجمه درستتر است. فقط به روش میپردازیم: پژوهش مقایسهای در ترجمه معمولا چند مرحله دارد. اول یک موضوع مشخص انتخاب میشود. بعد نمونهها از ترجمههای مختلف جمعآوری میشود. سپس با چارچوب نظری تحلیل میشوند.
اگر شما دانشجوی ارشد یا دکتری هستید و پایاننامهای در ترجمهشناسی مینویسید، خواندن چنین پژوهشهایی الگوی روششناسی خوبی است. برای مرور پژوهشهای همسو، مشخصات هر کتاب را در صفحهی خودش ببینید.
اگر هیچ نقشهای ندارید، این مسیر ساده را امتحان کنید.
این مسیر برای بیشتر آدمها جواب میدهد، اما همهچیز به هدف شما بستگی دارد. اگر فقط یک درس دانشگاهی دارید، کتاب درسی درس اولویت دارد.
کتابها کمک میکنند، اما بعضی اشتباهها را هم باید بشناسید تا در کار خودتان تکرارشان نکنید.
این رایجترین خطاست. مترجم مبتدی هر کلمه را جدا معنا میکند و کنار هم میگذارد. نتیجه جملهای است که فارسی به نظر میرسد اما هیچ فارسیزبانی اینطور نمینویسد.
واژهنامه چند معادل میدهد و انتخاب با شماست. معادل درست را زمینهی جمله تعیین میکند، نه ترتیب فهرست.
وقتی ترجمهتان را بلند میخوانید، جملههای ثقیل خودشان را نشان میدهند. اگر خواندنش برای خودتان سخت است، برای خواننده هم سخت است.
ضربالمثلها، شوخیها و اشارههای فرهنگی معمولا معادل مستقیم ندارند. مترجم باید تصمیم بگیرد آن را توضیح بدهد، معادل فرهنگی بیاورد یا عینا نگه دارد.
هر متن تخصصی را اول باید فهمید، بعد ترجمه کرد. ترجمهی چیزی که نمیفهمیم، فقط ظاهر ترجمه است.
برای اینکه حس واقعی کار مترجمی زبان انگلیسی را بگیرید، یک جملهی ساده را در نظر بگیرید که در آن فعلی چندمعنایی آمده است. مترجم اول کل جمله را میخواند، نه فقط فعل را. بعد میپرسد: این جمله در چه متنی آمده؟ گوینده کیست؟ مخاطب چه کسی است؟ لحن رسمی است یا دوستانه؟ فقط بعد از جواب دادن به این سؤالها سراغ معادل میرود.
مرحلهی بعد انتخاب ساختار است. انگلیسی و فارسی ترتیب کلمهها را متفاوت میچینند. انگلیسی معمولا فاعل و فعل و مفعول را پشت سر هم میآورد و توضیحها را بعد از آنها اضافه میکند. فارسی فعل را به آخر میبرد و توضیحها را جلوتر میگذارد. مترجم باید جمله را بازسازی کند تا برای گوش فارسیزبان طبیعی باشد.
آخرین مرحله بازخوانی است. ترجمهی خوب وقتی خوانده میشود، خواننده احساس نمیکند ترجمه است. همین نامرئی بودن، نشانهی مهارت مترجم است. کتابهای مقدماتی این دسته کمک میکنند این فرایند را قدم به قدم یاد بگیرید و کمکم برایتان خودکار شود.
بعضی خوانندهها میپرسند خواندن این رشته به چه کاری میآید. جواب مشخص و رسمی دربارهی درآمد یا تعداد شغلها نداریم و حدس هم نمیزنیم. اما میتوان از مهارتها گفت. مترجم تواناییهایی پیدا میکند که در کارهای زیادی به کار میآید: دقت در خواندن، سادهنویسی، پژوهش سریع دربارهی موضوعهای ناآشنا و مدیریت زمان.
مترجمان معمولا در چند حوزهی عمومی کار میکنند: ترجمهی کتاب، ترجمهی مقالهی علمی، ترجمهی متنهای فنی، زیرنویس و متنهای رسانهای. هر حوزه سبک و اصطلاحهای خودش را دارد. کسی که در یکی تخصص پیدا کند، معمولا در آن حوزه شناخته میشود.
کتابهای این دسته هر کدام بخشی از توانایی مترجم را میسازند. کتاب مبانی نظری، شیوهی فکر کردن را میدهد. کتاب تمرین، عادتهای عملی را. واژهنامه، دقت در اصطلاح را. و کتابهای تخصصی، آشنایی با یک حوزه را. بهتر است هیچکدام را تنها نگذارید؛ ترکیبشان قدرت میآورد.
سرعت تایپ، آشنایی با ابزارهای ویرایش متن و توانایی جستوجوی درست از مهارتهایی است که فقط با کار کردن رشد میکند. کتابها پایه را میسازند و بقیه با تجربه اضافه میشود.
خواندن منفعل، یعنی فقط چشم روی خطها گذاشتن، در ترجمه جواب نمیدهد. کتاب ترجمه باید با قلم به دست خوانده شود. این چند عادت مفید است.
و یک توصیهی مهم: یک کتاب را تمام کنید و بعد سراغ کتاب بعدی بروید. جمع کردن کتابهای نیمهخوانده، تنها حس گناه ایجاد میکند.
اگر دوست دارید این عادتها را با همکلاسیها یا دوستانی که مترجمی زبان انگلیسی میخوانند در میان بگذارید، بهتر میشود. یک گروه کوچک مطالعه، انگیزه را بالا نگه میدارد و جواب سؤالها سریعتر پیدا میشود.
هنگام سفارش کتاب هم یادتان باشد که مشخصات هر عنوان در صفحهی خودش آمده است و قیمت و موجودی هر روز بهروز میشود.
ترجمه در اصل با زبان سروکار دارد و زبانشناسی علم شناخت زبان است. به همین دلیل کتابهای زبانشناسی برای مترجم مثل نقشه برای مسافر است. وقتی میفهمید در هر زبان جمله چطور ساخته میشود، واژهها چطور معنا میگیرند و کلام چطور در بافت مفهوم پیدا میکند، تصمیمهای ترجمهتان روشنتر میشود.
مثلا مفهوم «بافت» را در نظر بگیرید. یک کلمه در دو موقعیت مختلف دو معنا دارد و فقط با شناخت بافت میتوان معادل درست را پیدا کرد. یا مفهوم «سبک»: همان پیام را میشود رسمی گفت یا صمیمی، و مترجم باید بداند متن اصلی کدام را انتخاب کرده است. اینها مفاهیمی هستند که در کتابهای زبانشناسی و کتابهای ترجمهشناسی هر دو تکرار میشوند.
لازم نیست برای مترجم شدن زبانشناس بشوید، اما آشنایی مقدماتی با این حوزه ارزش دارد. خواندن یک کتاب مقدماتی زبانشناسی، کنار کتابهای مترجمی زبان انگلیسی، دیدتان را وسیعتر میکند.
مترجم ادبی با لحن، آهنگ جمله و حس متن کار دارد. یک رمان یا شعر فقط اطلاعات منتقل نمیکند؛ حالوهوا هم منتقل میکند. برای همین مترجم ادبی گاهی ساعتها روی یک جمله فکر میکند تا هم معنا حفظ شود و هم زیبایی.
مترجم متنهای علمی و فنی اما اولویتش دقت و روشنی است. در متن فنی، ابهام خطرناک است و جملهی زیبا اما نادقیق فایدهای ندارد. اصطلاحها باید یکدست باشند و اگر برای مفهومی یک معادل انتخاب شد، تا آخر متن همان بماند.
هر دو مسیر ارزشمندند و کتابهای متفاوتی میطلبند. مسیر ادبی با مطالعهی زیاد ادبیات فارسی و انگلیسی تقویت میشود. مسیر تخصصی با یادگیری اصطلاحها و درک موضوع. اگر هنوز نمیدانید کدام را دوست دارید، هر دو را کمی امتحان کنید. چند صفحهی ادبی و چند صفحهی علمی ترجمه کنید و ببینید کدام برایتان لذتبخشتر است.
بین این دو، متنهای خبری و رسانهای قرار دارند که هم دقت میخواهند و هم روانی. تمرین روی آنها برای مبتدیها خوب است، چون متنها کوتاهاند و بازخورد سریع میدهند.
مترجمی زبان انگلیسی در دستهی بزرگتر زبانهای خارجی قرار دارد و با چند رشتهی دیگر مرز مشترک دارد.
اگر به ادبیات علاقه دارید، دستهی زبان و ادبیات انگلیسی کتابهایی دارد که برای ترجمهی ادبی مفیدند. مترجم ادبی باید هم متنهای ادبی را خوب بخواند و هم بتواند لحن را منتقل کند.
اگر زبان دومی هم یاد میگیرید یا در کنار انگلیسی به ترجمه از زبان دیگر علاقه دارید، دستهی مترجمی زبان فرانسه و دستهی زبان عربی را ببینید. بسیاری از مترجمان حرفهای بیش از یک زبان میدانند و تجربهی هر زبان به دیگری کمک میکند.
ترجمه در نهایت پلی است بین فرهنگها، و هرچه با فرهنگهای بیشتری آشنا باشید، پل محکمتری میسازید.
کتاب راهنمای شماست، اما مهارت از تمرین میآید. این روشها سادهاند و نیاز به امکانات خاص ندارند.
با این تمرینها، کتابهایی که میخوانید زنده میشوند.
اگر تازه شروع میکنید، کتاب آغازین مثل «نخستین درسهای ترجمه» مناسب است. بعد از چند هفته تمرین، میتوانید سراغ کتاب مبانی نظری بروید.
مسیر دانشگاهی مزیتهای خودش را دارد، اما مترجمان مستقل هم هستند که با مطالعه و تمرین پیش رفتهاند. کتابهای این دسته برای هر دو گروه مفیدند.
اگر میخواهید حرفهای شوید، بله. نظریه به شما زبان میدهد تا تصمیمهایتان را توضیح بدهید. بدون آن، ترجمه فقط سلیقه است.
دانشجویان و مترجمانی که با اصطلاحهای تخصصی رشته سروکار دارند. اگر مقاله یا کتابهای نظری میخوانید، این واژهنامه کنار دست شما بسیار به کار میآید.
این کتاب تخصصی است و بیشتر برای دانشجوی ارشد و دکتری و پژوهشگر ترجمهشناسی به کار میآید. اگر فقط میخواهید ترجمه یاد بگیرید، ابتدا کتابهای عمومیتر را ببینید.
مشخصات و توضیح هر کتاب در صفحهی خودش است. عنوانهایی مثل «نخستین» یا «مقدمهای بر» معمولا برای شروعاند. اگر تردید دارید، از استاد یا دوستی که این رشته را خوانده مشورت بگیرید.
قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود. نسخهی چاپی را میتوانید آنلاین سفارش بدهید و وضعیت فعلی را در صفحهی هر کتاب ببینید.
یاد گرفتن ترجمه یک شبه اتفاق نمیافتد. مترجم خوب کسی است که هم زبان را دوست دارد، هم صبور است و هم مرتب تمرین میکند. کتاب در این مسیر نقش راهنما دارد: نظریه میدهد، اصطلاح میآموزد، مثال نشان میدهد و چارچوب فکر کردن را میسازد.
در دستهی مترجمی زبان انگلیسی کتابجم میتوانید عنوانهای آموزشی، مرجع و تخصصی را ببینید، مشخصات هر کتاب را بخوانید و نسخهی چاپی مورد نیازتان را آنلاین سفارش بدهید. با یک کتاب کوچک شروع کنید و قدم به قدم جلو بروید. راه ترجمه با یک جملهی خوب شروع میشود.