فرانسه سرزمین رمانهای بزرگ، شعرهای بلند و بحثهای فلسفی است؛ کشوری که چند قرن است ادبیاتش الهامبخش نویسندهها در سراسر جهان بوده و ایرانیها هم از قدیم با آن آشنا بودهاند. اگر دانشجوی زبان و ادبیات فرانسه هستید، اگر میخواهید فرانسه را بهتر یاد بگیرید، یا فقط کنجکاوید بدانید ادبیات این زبان چه دنیایی دارد، این صفحه برای شماست. اینجا دربارهی کتابهای زبان و ادبیات فرانسه حرف میزنیم: چه نوع کتابی هست، هر کدام به چه کار میآید و از کجا باید شروع کرد.
این دسته مجموعهی کوچکی است و میخواهیم صادق بمانیم. پس بهجای فهرستهای طولانی، یک راهنمای روشن نوشتهایم تا با دید بازتری سراغ کتابها بروید.
رشتهی زبان و ادبیات فرانسه دو بخش دارد که در هم تنیدهاند. بخش اول خود زبان است: دستور، واژگان، تلفظ، نوشتن و درک مطلب. بخش دوم ادبیات است: آشنایی با نویسندهها، مکتبهای ادبی، دورههای تاریخی و شیوهی تحلیل متن.
این دو بخش از هم جدا نیستند. کسی که ادبیات فرانسه را به زبان اصلی میخواند، هم فرانسهاش قوی میشود و هم فهمش از ادبیات عمیقتر. برعکس هم درست است: کسی که زبان را خوب بلد باشد از متن ادبی لذت بیشتری میبرد. برای همین کتابهای این دسته، هم کتابهای زبانی را دربر میگیرد و هم کتابهای ادبی.
بسیاری از نویسندههای بزرگ فرانسه به فارسی ترجمه شدهاند و نسلهایی از خوانندگان ایرانی با آثارشان بزرگ شدهاند. کسی که «بینوایان» را خوانده، با ویکتور هوگو آشناست و کسی که «بیگانه» را خوانده، با آلبر کامو. این آشنایی میتواند نقطهی شروع خوبی برای رفتن به سراغ متنهای اصلی و کتابهای تحلیلی باشد.
پیش از خرید بهتر است بدانید خودتان کدامیک هستید.
دانشجوی رشته. به کتاب درسی، کتاب تاریخ ادبیات و منابع تحلیلی نیاز دارد. برای او ساختار و اصطلاحهای دقیق مهم است.
زبانآموز جدی. کسی که فرانسه را برای کار، مهاجرت یا لذت میآموزد و میخواهد از سطح مکالمه بالاتر برود. او به کتابهای دستور و واژگان تخصصیتر احتیاج دارد.
خوانندهی ادبیات. کسی که رمان و شعر دوست دارد و میخواهد بداند پشت این آثار چه تاریخچه و چه جریانهایی است.
مترجم و علاقهمند به ترجمه. کسی که میخواهد متنهای ادبی را برگرداند و برای این کار باید ادبیات را عمیق بشناسد.
در این دسته چند عنوان هست که گسترهی نیازها را نشان میدهد. دربارهی هر کدام فقط همانقدر میگوییم که از عنوان پیداست. برای جزئیات کامل باید صفحهی خود کتاب را ببینید.
قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود و مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است.
وقتی از ادبیات فرانسه حرف میزنیم، بیشتر ذهنها به سمت دورههای کلاسیک میرود: قرن هفدهم، عصر روشنگری، رمانهای قرن نوزدهم. اما ادبیات معاصر هم دنیای زندهای است و بسیاری از خوانندگان دوست دارند بدانند نویسندههای امروز چه مینویسند.
کتابی مثل «ادبیات فرانسه ۱۹۸۰ تا امروز» از عنوانش برمیآید که به همین دوره میپردازد. چنین کتابهایی معمولا نویسندهها و جریانهای تازه را معرفی میکنند و برای دانشجویانی مفیدند که میخواهند از ادبیات کلاسیک فراتر بروند. البته کتاب تحلیلی کافی نیست؛ اگر ممکن است یکی دو اثر از آن دوره را هم بخوانید تا با متن آشنا شوید.
کتاب تاریخ ادبیات مثل نقشهی راه است، نه مثل خود سفر. آن را از اول تا آخر نخوانید. اول فهرست را ببینید، دورهای که برایتان جالب است را بخوانید، اسم دو سه نویسنده را یادداشت کنید و سراغ آثارشان بروید. بعد به کتاب برگردید و ببینید آنچه خواندهاید در آن کجا جا میگیرد.
یکی از مشکلهای دانشجویان و علاقهمندان این است که فرانسهی روزمره را میدانند اما وقتی متن تخصصی میخوانند گیج میشوند. کتابهایی که به «فرانسهی نیمهتخصصی» معروفند، برای پر کردن همین شکاف نوشته میشوند. عنوان بخش دوم این مجموعه نشان میدهد که متنهایی از سه حوزهی ادبیات، زبانشناسی و هنر و معماری را در بر میگیرد.
ایدهی خوبی است، چون این سه حوزه به هم نزدیکند. ادبیات و زبانشناسی هر دو با ساختار زبان سروکار دارند. هنر و معماری هم اغلب با ادبیات درگیرند. اگر به نگاه زبانی علاقه دارید، دستهی زبانشناسی هم مکمل خوبی است.
هنگام خواندن این نوع کتابها، واژههای ناآشنا را فورا در فرهنگ لغت نگردید. اول متن را با حدس بخوانید و بعد برگردید. این کار مهارت حدس زدن معنا از سیاق را تقویت میکند، مهارتی که برای خواندن متنهای اصلی بسیار لازم است.
هر زبانآموز فرانسه دیر یا زود به وجه التزامی میرسد و خیلیها از آن میترسند. این وجه در جملههایی به کار میرود که خواست، ضرورت، تردید، احساس یا احتمال را میرسانند و کاملا حقیقت قطعی را بیان نمیکنند. فارسی هم شبیه چنین چیزی دارد و ما آن را «وجه التزامی» مینامیم؛ مثلا وقتی میگوییم «میخواهم که بیایی» یا «لازم است که بروی».
کتابی که دربارهی «وجه التزامی در زبان فرانسه؛ چگونه آن را به کار بریم؟» است، از عنوانش پیداست که این مبحث را بهتنهایی و عمیق بررسی میکند. مزیت چنین کتابهای موضوعی این است که بهجای پراکندهگویی، یک مبحث را از همه طرف میکاود. اگر مثل بسیاری از زبانآموزان، این وجه را فقط از روی حفظکردن میدانید، چنین کتابی به شما منطقش را یاد میدهد.
برای اینکه در ادبیات فرانسه گم نشوید، یک تصویر کلی از دورهها کمک میکند. البته این فقط طرح سادهای است و کتابهای تخصصی جزئیاتش را تکمیل میکنند.
همهی اینها را لازم نیست یکجا بخوانید. یک دوره را انتخاب کنید و عمیق شوید.
خیلی از خوانندگان ادبیات فرانسه را از طریق ترجمه میشناسند و این کاملا محترم است. اما کسی که فرانسه را یاد میگیرد، یک روز میخواهد متن اصلی را بخواند. ترجمهی هر اثری برداشت مترجم است و بخشی از موسیقی و ظرافت متن اصلی در آن میماند. کسی که به زبان اصلی میخواند، این چیزها را مستقیم حس میکند.
البته خواندن به زبان اصلی، بهویژه ادبیات، زمان و دانش میخواهد. برای همین بسیاری از دانشجویان اول ترجمه را میخوانند و بعد سراغ اصل میروند. اگر به ترجمه علاقه دارید، دستهی مترجمی زبان فرانسه منابعی دارد که مسیر ترجمه را روشن میکند.
ادبیاتها با هم گفتوگو میکنند. بسیاری از نویسندههای فرانسوی از ادبیات انگلیسی، روسی و آلمانی تأثیر گرفتهاند و بر آنها هم اثر گذاشتهاند. اگر میخواهید این گفتوگو را ببینید، دستهی زبان و ادبیات انگلیسی را کنار ادبیات فرانسه بخوانید و تفاوتها و شباهتها را پیدا کنید.
اگر به زبانهای دیگر هم علاقه دارید، زبان اسپانیایی و زبان ترکی استانبولی هم در گروه زبانهای خارجی هستند. فرانسه و اسپانیایی از یک خانوادهی زبانیاند و کسی که یکی را بلد است، یادگیری دیگری برایش راحتتر میشود.
رمانهای قرن نوزدهم فرانسه هنوز از پرخوانندهترین آثار جهاناند. دلیلش ساده است: آدمهایی که در آنها زندگی میکنند، با همهی فاصلهی زمانی، دغدغههایی شبیه ما دارند. پول، عشق، جاهطلبی، عدالت و شرم، مضمونهایی هستند که هیچوقت کهنه نمیشوند.
در دورهی رئالیسم، نویسندهها جامعه را با جزئیات دقیق توصیف میکردند: لباس، خانه، خیابان و رفتار آدمها. برای دانشجوی زبان و ادبیات فرانسه، خواندن این متنها ارزش دوگانه دارد. هم با ادبیات آشنا میشود و هم واژگان توصیفی و ساختارهای جملهی ادبی را میآموزد.
جملههای بلند، توصیفهای طولانی و واژگان قدیمی این رمانها را برای خوانندهی تازهکار دشوار میکند. راه حل، خواندن در نسخهای است که پاورقی و توضیح دارد یا خواندن نسخهی ترجمه در کنار متن اصلی. با کمی صبر، لذت خواندن دوچندان میشود.
شعر بخش مهمی از زبان و ادبیات فرانسه است و هر دوره سبک خودش را داشته است. از شعر مقفی و منظم کلاسیک تا شعر آزاد قرن بیستم، خواننده با تنوع زیادی روبهرو میشود. شاعرانی مثل بودلر و رمبو در همین سنت جای دارند و ایرانیها هم با آنها آشنایی دارند.
خواندن شعر به زبان اصلی مهارتی جداست. باید به آهنگ کلمهها، وزن و قافیه توجه کرد. یک راه ساده این است که شعر را با صدای بلند بخوانید، حتی اگر همهی کلمهها را نفهمیدید. موسیقی زبان از همین راه در گوش مینشیند.
اگر شعر به زبان اصلی برایتان سنگین است، ترجمهی فارسی را کنارش بگذارید و مقایسه کنید. ببینید مترجم کدام تصویر را حفظ کرده و کدام را ناچار عوض کرده است. این تمرین هم ذوق ادبی را میپرورد و هم برای کسی که به ترجمه علاقه دارد آموزنده است.
تئاتر در فرانسه سنتی طولانی دارد و بسیاری از نمایشنامهها هنوز روی صحنه میروند. مولیر، نمایشنامهنویسی که او را از بزرگان کمدی میدانند، در برنامهی درسی خیلی از دانشجویان ادبیات فرانسه جا دارد. متن نمایشنامه، چون بر پایهی گفتوگوست، برای تقویت زبان محاورهی نوشتاری هم مفید است.
اگر به این بخش علاقه دارید، دستهی ادبیات نمایشی هم کتابهایی دارد که زاویهی نظری نمایش را روشن میکند. کسی که نمایشنامه را با چشم تماشاگر میخواند، متن را زندهتر میفهمد.
تحلیل متن مهارتی است که دانشجوی زبان و ادبیات فرانسه باید یاد بگیرد و کتابهای درسی این رشته اغلب به آن میپردازند. برای شروع، یک روش ساده وجود دارد.
با تمرین، این پنج گام به عادت تبدیل میشود. هر متن ادبی را که در کلاس یا در خانه میخوانید، همینطور بررسی کنید و ببینید چقدر فهمتان عمیق میشود.
دستور یک امر خشک به نظر میرسد، اما در ادبیات کاربرد زندهای دارد. فهمیدن اینکه چرا نویسنده یک زمان فعل را انتخاب کرده، به معنا کمک میکند. برای مثال، زمانهای گذشته در فرانسه تفاوتهای ظریفی دارند: یکی برای عمل تمامشده و یکی برای حالت یا عادت مداوم. نویسنده از این تفاوت برای ساختن فضا استفاده میکند.
به همین دلیل کتابهای موضوعی دستور، مثل کتاب وجه التزامی، برای خوانندهی ادبیات هم مفیدند. وقتی منطق فعلها را بدانید، متن ادبی برایتان لایههای بیشتری پیدا میکند و نویسنده را عمیقتر میفهمید.
موفقیت در یادگیری این رشته بیشتر به ثبات بستگی دارد تا به استعداد. کسی که هر روز نیم ساعت میخواند، در یک سال از کسی که هر ماه یک روز طولانی مینشیند جلوتر است. چند پیشنهاد ساده برای ساختن این عادت هست.
زبان و ادبیات فرانسه مثل بیشتر رشتههای زبانی وقتی جواب میدهد که با آن مأنوس شوید. با هر روز خواندن، فاصلهی شما با متن کمتر میشود.
یک دانشجوی این رشته معمولا سه دسته کتاب لازم دارد. دستهی اول کتابهای زبان: دستور، واژگان، نوشتن و مکالمه. دستهی دوم کتابهای ادبیات: تاریخ ادبیات، مجموعهی متنها و تحلیلها. دستهی سوم کتابهای تخصصیتر: زبانشناسی، ترجمه یا فرانسهی تخصصی.
کتابهایی که در این دسته میبینید هر کدام جایی از این نقشه را پر میکنند. «ادبیات فرانسه ۱۹۸۰ تا امروز» در دستهی ادبیات جا میگیرد، «وجه التزامی» در دستهی زبان و «فرانسه نیمه تخصصی» در دستهی تخصصی. تنوع کم است، ولی هر کدام میتواند یک کمبود مشخص را پر کند.
برای اینکه خرید دقیقتر باشد، پیش از انتخاب، نیاز خودتان را روی کاغذ بنویسید: «در دستور ضعیفم»، «متن ادبی نمیفهمم»، «واژگان تخصصی کم دارم». بعد کتابی را بردارید که به همان نیاز جواب میدهد.
زبان فرانسه فقط زبان یک کشور نیست. در بخشهایی از اروپا، آفریقا و آمریکا هم به این زبان مینویسند و ادبیاتی که از این سرزمینها برمیخیزد، رنگ و بوی خودش را دارد. کسی که با ادبیات فرانسه آشنا میشود، کمکم متوجه میشود دنیای فرانسهزبان بزرگتر از چیزی است که فکر میکرد.
این نگاه به دانشجوی زبان و ادبیات فرانسه کمک میکند تصویر کاملتری داشته باشد. حتی اگر منابعی که در دست دارید بیشتر روی ادبیات خود فرانسه تمرکز دارند، این را در ذهن نگه دارید که دنیای این زبان گستردهتر است و هر جا برایتان کنجکاوی ایجاد شد، میتوانید دنبالش بروید.
در عنوان کتاب فرانسهی نیمهتخصصی، «هنر و معماری» کنار ادبیات و زبانشناسی آمده است. این ترکیب تصادفی نیست. در فرانسه، ادبیات و هنرهای تجسمی همیشه با هم گفتوگو کردهاند. نویسندهها دربارهی نقاشی نوشتهاند، نقاشها از داستانها الهام گرفتهاند و معماران از شعر.
اگر به این رابطه علاقه دارید، سری به دستهی زبانهای خارجی هم بزنید و ببینید هر زبان چه سنتی از اینگونه گفتوگو دارد. یک راه جالب برای یادگیری واژگان هنری این است که دربارهی یک نقاشی یا بنا، هم به فارسی و هم به فرانسه چند جمله بنویسید.
در یادگیری یک زبان دو نوع خواندن لازم است. خواندن آهسته و دقیق، که در آن هر جمله را تحلیل میکنید و از هر واژهی ناآشنا میپرسید. و خواندن سریع و روان، که در آن فقط میخواهید داستان را دنبال کنید و با حدس ادامه میدهید.
دانشجوی خوب هر دو را انجام میدهد. خواندن آهسته دقت را بالا میبرد و خواندن سریع اعتمادبهنفس و سرعت میآورد. برای خواندن آهسته از متنهای کتابهای آموزشی استفاده کنید و برای خواندن سریع از داستانهای ساده. با این ترکیب در مدت کوتاهی پیشرفت واقعی میبینید.
یادگیری زبان مسیری پرفراز و نشیب است. روزهایی هست که هیچچیز نمیفهمید و روزهایی که همهچیز روشن میشود. این طبیعی است. وقتی خسته شدید، یک متن سادهتر از سطح خودتان بخوانید، یا کتابی را که قبلا خواندهاید مرور کنید. حس پیشرفت، انگیزهای قوی است.
اگر فرانسهی خوبی ندارید، از ترجمهی فارسی چند اثر معروف شروع کنید و کنارش یک کتاب مقدماتی دربارهی دورهها بخوانید. اگر فرانسه میدانید، متنهای کوتاهتر را به زبان اصلی امتحان کنید.
از عنوانش پیداست که برای کسانی است که ادبیات معاصر فرانسه را میخواهند بشناسند. جزئیات را در صفحهی کتاب ببینید.
وجهی از فعل است که برای خواست، ضرورت، تردید و احساس به کار میرود. چون در فرانسه بسیار رایج است، هر کسی که میخواهد روان بنویسد باید آن را خوب بشناسد.
سطحی بین فرانسهی عمومی و فرانسهی کاملا تخصصی است که برای خواندن متنهای یک رشته آماده میکند.
نه. مترجمی رشتهی جداست. برای خواندن ادبیات، همین که زبان را در حد کافی بدانید کافی است.
قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود و مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است.
بله، نسخه چاپی را میتوانید آنلاین سفارش بدهید.
زبان و ادبیات فرانسه دنیایی است که هم با گرامرش میشود کلنجار رفت و هم با رمانها و شعرهایش لذت برد. کتابهای این دسته، از ادبیات معاصر تا دستور و متنهای نیمهتخصصی، به شما کمک میکنند قدمبهقدم جلو بروید.
کتابهای همین دسته را ببینید، مشخصات هر کدام را بخوانید و نسخهی چاپی مناسب را آنلاین سفارش دهید. اگر خواستید یادگیری زبان را از زاویهی دیگری ببینید، به آموزش زبان انگلیسی هم سری بزنید.