طراحی صنعتی
ریوکا آکسمن، روبرت آکسمن
ترجمهی مهرنوش فروزانی حقیقی
کتابکده کسری
یان گیبسون، دیوید روزن، برنت استاکر
ترجمهی نیما فدائی، یلدا اعرابی
دانش نگار
و نیاز طراحان، قالبسازان بیان شده است
دیباگران تهران
ریوکا آکسمن، روبرت آکسمن
ترجمهی مهرنوش فروزانی حقیقی
کتابکده کسری
یان گیبسون، دیوید روزن، برنت استاکر
ترجمهی نیما فدائی، یلدا اعرابی
دانش نگار
و نیاز طراحان، قالبسازان بیان شده است
دیباگران تهران
به لیوانی که چایتان در آن است نگاه کنید. دستهاش را کسی اندازهی انگشتهای شما درآورده، لبهاش را برای لب شما صاف کرده و جنسش را طوری انتخاب کرده که داغی چای دستتان را نسوزاند. پشت هر شیء ساده، تصمیمهایی هست و کسی که این تصمیمها را میگیرد، طراح صنعتی است. کتاب طراحی صنعتی به شما یاد میدهد یک شیء چطور از ایده به محصول تبدیل میشود: شکل، کاربرد، مصالح، روش ساخت و تجربهی کسی که از آن استفاده میکند. این صفحه راهنمای انتخاب کتاب برای دانشجوی طراحی، مهندس، هنرجو و هر کسی است که میخواهد بداند اشیای دور و برش از کجا میآیند.
قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود و مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است. نسخه چاپی را میتوانید آنلاین سفارش بدهید.
طراحی صنعتی رشتهای است که میان هنر و مهندسی ایستاده است. طراح صنعتی هم به ظاهر محصول فکر میکند و هم به عملکرد آن. یک صندلی فقط باید زیبا باشد؟ نه. باید راحت باشد، محکم باشد، ساختنش شدنی باشد و قیمت تمامشدهاش منطقی از آب درآید. این چهار خواسته اغلب با هم تناقض دارند و کار طراح این است که میانشان تعادل بسازد.
بعضیها طراحی صنعتی را با گرافیک یا معماری اشتباه میگیرند. گرافیک با تصویر و نوشته کار میکند و معماری با ساختمان و فضا. طراحی صنعتی با اشیایی سر و کار دارد که در دست میگیریم یا کنارشان زندگی میکنیم: لوازم خانگی، مبلمان، ابزار، وسایل حملونقل و کالاهای روزمره. البته مرزها باز است و همین رشتهها بسیار از هم یاد میگیرند.
در دانشگاه، طراحی صنعتی معمولا ترکیبی از درسهای طراحی، ترسیم، مواد و فرایندهای تولید، ارگونومی، نرمافزار و تاریخ طراحی است. کتابهای این دسته هم همین تنوع را دارند و بعضی فقط به یک بخش میپردازند.
گروههای مختلفی سراغ این کتابها میآیند.
هر کدام از این گروهها نیازی متفاوت دارند و بهتر است پیش از خرید تکلیف خودتان را روشن کنید: میخواهید درس بخوانید، مهارت فنی یاد بگیرید یا فقط نگاهتان به اشیا عمیقتر شود؟
قبل از هر مهارت فنی، باید بدانید طراحی چه فکری است. کتابهایی مثل «بازخوانی طراحی» و «طراحی اشیای آینده» از عنوانشان برمیآید که به مسئلههای بنیادی طراحی میپردازند: طراحی چیست، برای چه کسی انجام میشود و در آینده به کجا میرود. چنین کتابهایی سطح معمول کتابهای فنی نیستند و بیشتر شبیه گفتوگو با ذهن طراحاند.
این کتابها اغلب برای دانشجوی تازهکار خوباند، چون دیدشان را از ابتدا شکل میدهند. اگر فقط با نرمافزار و مهارت فنی شروع کنید، ممکن است تولید کنندهی خوبی شوید ولی طراح خوب نه. طراح خوب پرسش میکند: این شیء اصلا لازم است؟ به کسی کمک میکند؟ چه پیامدی دارد؟
کتاب «ساختارگرایی نوین (تکنولوژی در دیزاین)» نیز از عنوانش پیداست که به نسبت فناوری و طراحی میپردازد. رابطهی طراحی و فناوری یکی از بحثهای همیشگی این رشته است: فناوریهای تازه چه امکانهایی میدهند و چه پرسشهایی پیش میآورند.
یک طراح صنعتی هر چقدر هم خلاق باشد، باید بتواند طرحش را مهندسی کند، یعنی با محاسبه، اندازه و مصالح مناسب به قطعهای قابل ساخت تبدیل کند. کتاب «طراحی مهندسی» از عنوان آن روشن است که به این بخش میپردازد. طراحی مهندسی با ترسیم، تلرانس، انتخاب مواد و فرایند ساخت سر و کار دارد.
یک اشتباه رایج دانشجوهای هنر این است که این بخش را دستکم میگیرند و فکر میکنند مهندسی کار دیگران است. در عمل، وقتی طرحتان را به کارگاه یا کارخانه میبرید، اولین سؤال این است: چطور ساخته میشود؟ کسی که زبان مهندسی را بلد باشد، با سازنده راحتتر کار میکند.
از سوی دیگر، مهندسهایی که به طراحی علاقه دارند، با این کتابها میفهمند چرا شکل و تجربهی کاربر همانقدر مهم است که محاسبه. طراحی صنعتی جایی است که این دو دنیا یکدیگر را میشناسند.
یکی از شاخههای محبوب طراحی صنعتی، مبلمان است. صندلی، میز، قفسه و تخت هر روز در دست و زیر بدن ما هستند و طراحیشان مستقیم بر راحتی زندگی اثر میگذارد. کتاب «طراحی مبلمان» از همین شاخه حرف میزند. مبلمان جایی است که ارگونومی، مصالح، ساخت و زیباییشناسی یکجا کنار هم میآیند.
ارگونومی یعنی سازگار کردن اشیا با بدن و رفتار انسان. اگر میزی خیلی بلند باشد، شانهتان خسته میشود. اگر صندلیای پشتی مناسب نداشته باشد، کمرتان درد میگیرد. طراح مبلمان باید اینها را بداند و به آنها پاسخ بدهد. کتابهای این حوزه معمولا شکلها، ابعاد و مصالح را با تصویر و نقشه توضیح میدهند.
اگر قصد دارید در کارگاه یا خانه مبلمان طراحی کنید، این کتابها هم دید عملی و هم الهام میدهند.
طرح روی کاغذ تا وقتی ساخته نشود، فقط یک ایده است. بخش مهمی از کتابهای طراحی صنعتی به روشهای ساخت میپردازد. «کارگاه کامپوزیت طراحی صنعتی؛ راهنمای قالبگیری و ساخت قطعات کامپوزیتی» از عنوانش پیداست که دربارهی ساخت قطعههای کامپوزیتی و قالبگیری آنها صحبت میکند. کامپوزیت مواد ترکیبی است که از چند مادهی مختلف ساخته میشود و ویژگیهای ترکیبی میدهد.
کتاب «فنآوریهای تولید افزایشی» هم به فناوریای میپردازد که در سالهای اخیر بسیار مطرح شده است. تولید افزایشی یعنی ساخت شیء با اضافه کردن لایه به لایهی ماده، برخلاف روش سنتی که ماده را برش میدهد. چاپ سهبعدی معروفترین نمونهی آن است. این فناوری به طراح اجازه میدهد شکلهایی بسازد که با روشهای قدیمی ممکن نبود.
«طراحی قالبهای پلاستیک با افزونههای نرمافزار سالیدورکس» نیز از عنوانش پیداست که به طراحی قالب برای قطعات پلاستیکی با یک نرمافزار مشخص میپردازد. قالبسازی، تخصص مهمی در صنعت است و بسیاری از اشیای پلاستیکی اطراف ما از قالب میآیند. این کتاب برای کسی مناسب است که با نرمافزار مدلسازی آشناست و میخواهد به سراغ قالبسازی برود.
در فهرست کتابهای این دسته، عنوان «روشهای طراحی الگوی لباس» هم دیده میشود. شاید در نگاه اول عجیب به نظر بیاید، ولی لباس هم محصولی است که باید طراحی، الگو و تولید شود. الگو یعنی نقشهای که تکههای پارچه بر اساس آن بریده و دوخته میشوند. طراحی الگو هم به اندازه و ارگونومی نیاز دارد و هم به دانش مصالح.
اگر به مد و پوشاک علاقه دارید، این کتاب شما را با جنبهی فنی آن آشنا میکند. طراحی صنعتی همهی این موضوعها را در بر میگیرد، چون اصل ماجرا یکی است: ساختن چیزی که هم زیبا باشد، هم کار کند و هم قابل تولید باشد.
برای انتخاب، این راهنما را دنبال کنید.
یک راه مطمئن هم این است که چند کتاب را از نظر موضوع کنار هم بگذارید: یک کتاب بینشی، یک کتاب فنی و یک کتاب مخصوص علاقهتان (مثل مبلمان یا قالب). همین سه کتاب بنیاد خوبی میسازند.
دربارهی هر کتاب فقط چیزی میگوییم که از عنوانش برمیآید. جزئیات کامل در صفحهی خود کتاب است.
اگر تازه شروع کردهاید، «طراحی مهندسی» و «بازخوانی طراحی» بهترتیب دو بال فنی و بینشی را به شما میدهند. بعد بسته به علاقهتان میتوانید به مبلمان، کامپوزیت یا تولید افزایشی بروید.
اگر تازه وارد این رشته شدهاید، این مسیر را میتوانید امتحان کنید.
یاد بگیرید به اشیا با دقت نگاه کنید. هر شیء را در خانه بردارید و از خودتان بپرسید: چرا این شکل را دارد؟ از چه جنسی ساخته شده؟ چطور ساخته شده؟ این تمرین ساده حس طراح را در شما بیدار میکند. یک کتاب بینشی در این مرحله کمک بزرگی است.
طراح باید ایدهاش را به تصویر تبدیل کند. با مداد و کاغذ شروع کنید و هر روز چند طرح ساده بکشید. لازم نیست نقاش باشید؛ تصویر ابزار فکر کردن است. ترسیم فنی و مهندسی را هم بعدا با کتاب طراحی مهندسی یاد میگیرید.
حالا با مواد و روشهای ساخت آشنا شوید. چوب، فلز، پلاستیک و کامپوزیت هر کدام ویژگیهایی دارند. اگر بتوانید، با دست خودتان ساختن را تجربه کنید. کتابهای کارگاهی و فنی این بخش را روشن میکنند.
مدلسازی رایانهای، چاپ سهبعدی و ابزارهای مدرن مهارتهاییاند که به طراح قدرت میدهند. یک نرمافزار را انتخاب کنید و مرتب کار کنید. کتابهای نرمافزاری مسیر را کوتاه میکنند.
هیچ چیز مثل ساختن یک پروژهی واقعی آموزش نمیدهد. یک شیء ساده را از ایده تا نمونهی ساختهشده پیش ببرید. در این مسیر مشکلهایی پیدا میکنید که در هیچ کتابی نیست و همین درس اصلی است.
پروژههای طراحی معمولا مراحل مشابهی دارند، هرچند هر طراح روش خودش را دارد. اول مسئله را میفهمید: برای چه کسی؟ برای چه کاری؟ با چه محدودیتی؟ پرسیدن این سؤالها ساده به نظر میآید، ولی بیشتر طرحهای ناموفق از همینجا خراب شدهاند، چون طراح مسئلهی اشتباه را حل کرده است.
بعد نوبت ایدهپردازی است. طراح دهها طرح خام میکشد، بیآنکه زود قضاوت کند. سپس چند طرح را انتخاب میکند و عمیقتر میکند. در این مرحله ترسیم، ماکت کاغذی یا مقوایی و مدلسازی رایانهای به کار میآید. هر ماکت ساده چیزهایی را نشان میدهد که روی کاغذ دیده نمیشود: اندازه در دست، وزن و تعادل.
مرحلهی بعد مهندسی و انتخاب روش ساخت است. طرح باید قابل ساخت باشد، با ابزار و قالب موجود بخواند و قیمت تمامشدهاش معقول شود. اینجا کتابهای طراحی مهندسی، قالبسازی، کامپوزیت و تولید افزایشی کارآمدند. در پایان، نمونهی اولیه ساخته میشود، آزمایش میشود و اصلاح میشود. معمولا چند بار این چرخه تکرار میشود تا محصول نهایی به دست بیاید.
این مسیر خطی نیست و طراح مدام به مراحل قبل برمیگردد. کسی که این چرخه را بشناسد، هنگام خواندن کتابها میفهمد هر کتاب به کدام قسمت راه مربوط است و چه چیزی را کامل میکند.
ارگونومی یکی از واژههایی است که در کتابهای طراحی بارها میبینید. معنایش ساده است: شیء باید با بدن و رفتار کسی که از آن استفاده میکند سازگار باشد. آدمها قد و دست و وزن متفاوت دارند و یک شیء خوب باید برای بیشتر آنها راحت باشد.
چند مثال روزمره: دستهی چاقو باید در کف دست جا بیفتد و نلغزد. صندلی اداری باید ارتفاعش قابل تنظیم باشد چون همه یک قد ندارند. دکمهی یک دستگاه باید آنقدر بزرگ باشد که انگشت بهراحتی به آن برسد و آنقدر مشخص باشد که کاربر بفهمد چه میکند. اگر اینها رعایت نشود، شیء حتی اگر زیبا باشد، آزارنده میشود.
در طراحی مبلمان، ارگونومی جدیتر است، چون ساعتها با آن سر و کار داریم. اگر کتاب مبلمان میخوانید، فصلهای مربوط به ابعاد و نسبتها را بیشتر مطالعه کنید. این ابعاد از سالها تجربه و اندازهگیری بدن انسان به دست آمدهاند و دانستنشان جلوی بسیاری از اشتباهها را میگیرد.
هر روش ساخت شرایط و محدودیت خودش را دارد و طراح باید بداند کدام به کار او میخورد. این مقایسهی کلی و ساده است و جزئیاتش را باید در کتابها ببینید.
طراح خوب میداند شکلی که کشیده با کدام روش ساخته میشود و از همان ابتدا طرحش را با آن روش هماهنگ میکند. این هماهنگی صرفهجویی زیادی در زمان و هزینه ایجاد میکند.
یک طراح باید مصالح را بشناسد و با هر کدام حس کار کند. چوب گرم است، ولی به رطوبت حساس است. فلز محکم است، ولی سنگین و سرد. پلاستیک ارزان و قابل قالبگیری است و انواع بسیار دارد. کامپوزیت سبک و مقاوم است ولی ساختش تخصصیتر است. انتخاب ماده فقط فنی نیست؛ بر احساس کاربر هم اثر میگذارد.
یکی از تمرینهای خوب برای دانشجو این است که چند شیء ساده را انتخاب کند و از خودش بپرسد چرا این ماده را برایش برگزیدهاند. دستهی کتری چرا پلاستیکی یا چوبی است؟ چرا دستگیرهی در فلزی است؟ این پرسیدنها بینش شما را تیز میکند.
کتابهای مربوط به کامپوزیت و قالبگیری این موضوع را عمیقتر باز میکنند و روش کار با هر ماده را نشان میدهند. اگر میخواهید در کارگاه کار کنید، این کتابها برایتان بسیار مفیدند.
یک درس مهم در طراحی صنعتی این است که فکر کردن در ذهن کافی نیست. باید ساخت. نمونهی سادهی کاغذی یا مقوایی، مدل فوم یا چاپ سهبعدی به شما کمک میکند طرح را در دست بگیرید و ببینید.
خیلی از مشکلهای طراحی فقط وقتی پیدا میشوند که شیء واقعی جلوی چشم باشد. دستهای که روی صفحهی نمایش عالی بود، در دست جا نمیافتد. اندازهای که روی کاغذ معقول به نظر میرسید، در عمل بزرگ است. هر چه زودتر نمونه بسازید، زودتر اشتباه را میبینید و ارزانتر اصلاح میکنید.
تولید افزایشی این کار را راحتتر کرده است. کتابهایی که به این فناوری میپردازند، به شما یاد میدهند چطور از آن در چرخهی طراحی استفاده کنید. اما نمونهسازی دستی با مقوا و چسب هم همچنان ارزش دارد و در مراحل اولیه سریعترین راه است.
طراحی صنعتی یکی از رشتههای دانشکدهی هنر و معماری است و با رشتههای دیگر ارتباط نزدیک دارد. معماری با فضا و ساختمان سر و کار دارد و بسیاری از اصولش برای طراحی اشیا هم به کار میآید. گرافیک تصویر و ارتباط را میسازد و در بستهبندی و رابط کاربری با طراحی صنعتی همپوشانی دارد. شهرسازی محیط بزرگتری را در نظر میگیرد که اشیا در آن قرار میگیرند.
اگر میخواهید دید بازتری پیدا کنید، دستههای معماری، ارتباط تصویری (گرافیک) و شهرسازی را ببینید. دستهی بالاتر یعنی هنر و معماری هم همهی این رشتهها را کنار هم دارد. حتی انیمیشن برای کسی که به طراحی شخصیت و اشیای خیالی علاقه دارد، همسایهی جالبی است.
طراح خوب یک گوشش پیش هنر است و گوش دیگرش پیش مهندسی. مطالعهی رشتههای همسایه به شما کمک میکند از هر دو سو تغذیه شوید.
طراحی خوب زندگی را آسانتر میکند. کتری که آب از دستهاش نمیپاشد، دری که بدون زور باز میشود و ابزاری که در دست جا میافتد، همگی نتیجهی طراحی خوباند. برعکس، طراحی بد را همه تجربه کردهایم: دگمهای که پیدایش نمیکنیم، درپوشی که باز نمیشود و ظرفی که نمیشود تمیز کرد.
از نظر اقتصادی هم طراحی مهم است. محصولی که خوب طراحی شده، هم بیشتر خریدار پیدا میکند و هم ارزانتر یا سادهتر تولید میشود. برای همین بسیاری از کارگاهها و کارخانهها به طراح نیاز دارند. مهمتر از آن، طراحی صنعتی میتواند به مسائل بزرگتری مثل کم کردن ضایعات و ساختن اشیای بادوامتر هم کمک کند.
خواندن کتاب طراحی صنعتی حتی برای کسی که طراح نیست هم مفید است. بعد از آن، به اشیای اطراف نگاه دقیقتری میکنید و قدر طراحی خوب را بیشتر میدانید.
کتابهای طراحی معمولا تصویر رنگی و نقشهی فراوان دارند. اگر کتاب چاپی را میخرید، کیفیت چاپ و اندازهی صفحه اهمیت پیدا میکند. نسخهی چاپی این امکان را میدهد که روی تصویرها یادداشت بنویسید، طرح بکشید و کتاب را مثل دفترچهی کار استفاده کنید.
پیش از خرید کتاب نرمافزاری، ببینید با کدام نسخهی نرمافزار نوشته شده است. نرمافزارها بهروز میشوند و منوها و ابزارها عوض میشوند. اگر نسخهی شما خیلی جلوتر یا عقبتر باشد، ممکن است بعضی مراحل کمی متفاوت باشد، ولی اصول کلی معمولا ثابتاند.
یک عادت خوب برای مطالعهی کتاب طراحی این است که هنگام خواندن مداد و کاغذ کنارتان باشد. هر جا مفهومی را فهمیدید، یک طرح ساده بکشید. نوشتن و کشیدن، فهمیدن را عمیقتر میکند.
اگر تازهکارید، یک کتاب بینشی مثل «بازخوانی طراحی» یا یک کتاب مبانی مثل «طراحی مهندسی» شروع خوبی است. بعد بسته به علاقهتان به مبلمان، کامپوزیت یا تولید افزایشی بروید.
لازم نیست. ترسیم مهارت مفیدی است و با تمرین بهتر میشود، ولی طراحی صنعتی فقط نقاشی نیست. فکر کردن، حل مسئله و شناخت مصالح همانقدر مهماند.
مفیدند، ولی برای عمل کردن به آنها به نرمافزار مربوط نیاز دارید. اگر فقط میخواهید با روش کار آشنا شوید، کتاب هنوز مفید است ولی بدون تمرین عملی اثرش کمتر است.
برای کسانی که به چاپ سهبعدی و روشهای نوین ساخت علاقه دارند، از دانشجوی طراحی تا مهندس. مشخصات دقیق کتاب در صفحهی خودش است.
بله، اگر میخواهید اصول طراحی مبلمان را بفهمید. البته برای ساختن واقعی به مهارت و ابزار کارگاهی هم نیاز است.
بله. دانشجوی مهندسی با خواندن کتابهای طراحی صنعتی، نگاه محصولمحور و کاربرمحور را یاد میگیرد که در درسهای فنی کمتر مطرح میشود.
سال چاپ و ویرایش در صفحهی مشخصات هر کتاب هست. برای کتابهای نرمافزاری و فناوری، بهروز بودن مهمتر است. برای کتابهای بینشی و نظری، اینقدر اهمیت ندارد.
طراحی صنعتی رشتهای است که خلاقیت و دقت را میخواهد. کتابهای این دسته از بینش و اندیشهی طراحی تا مهندسی، مبلمان، مواد، قالبسازی و تولید افزایشی را در بر میگیرند. با یک کتاب بینشی و یک کتاب مبانی شروع کنید، به اشیای دور و برتان دقیق نگاه کنید و کمکم مهارتهای فنی را اضافه کنید.
حالا میتوانید کتابهای همین دسته را ببینید، مشخصات آنها را مقایسه کنید و نسخهی چاپی مناسب خودتان را آنلاین سفارش بدهید.