خیلی از ما سالها انگلیسی خواندهایم و کلمه و گرامر هم بلدیم، ولی وقتی یک نفر در فیلم یا در یک تماس تند حرف میزند، انگار زبان دیگری میشنویم. این تجربهی مشترک زبانآموزان ایرانی است و اسمش مشکل مهارت شنیداری (Listening) است. خبر خوب این است که مهارت شنیداری (Listening) قابل تقویت است، به شرط اینکه راه درست را بدانید. این صفحه برای دانشآموز، والدین و زبانآموز بزرگسال نوشته شده و توضیح میدهد چرا فهمیدن انگلیسی گفتاری سخت است، کتابهای شنیداری (Listening) چه کمکی میکنند و چطور یک منبع مناسب سطح خودتان انتخاب کنید.
ما فروشندهی کتاب هستیم و قول معجزه نمیدهیم. اما میتوانیم کمک کنیم گوش شما هر روز کمی بیشتر بفهمد.
وقتی متنی را میخوانید، هر زمان که بخواهید میایستید، به عقب برمیگردید و لغت را میپرسید. گفتار این مهلت را نمیدهد. کلمهها با سرعتی میآیند که شما تعیین نکردهاید و همان لحظه باید بفهمید.
مشکل دوم این است که آنچه مینویسیم با آنچه میگوییم فرق دارد. در گفتار روزمره کلمهها به هم میچسبند، بعضی صداها حذف میشوند و حرفهای بیتأکید تقریبا شنیده نمیشوند. کلمهای که روی کاغذ کاملا میشناسید، در جملهی سریع ممکن است اصلا نشناسید.
مشکل سوم تلفظ است. اگر خودتان کلمه را غلط تلفظ کنید، وقتی آن را درست بشنوید نمیشناسیدش. برای همین در فرایند تقویت شنیداری (Listening) بخش مهمی از کار این است که تلفظ درست را در گوشتان بنشانید.
چهارم، تنوع لهجههاست. انگلیسی آمریکایی، بریتانیایی، استرالیایی و هندی آهنگهای متفاوتی دارند. تا وقتی به یک لهجه عادت کردهاید، لهجهی دیگر شما را گیج میکند. اما همهی این مشکلها با تمرین منظم حل میشود.
کتاب شنیداری (Listening) قرار است تمرینها را به شکل منظم و پلکانی دربیاورد. بهجای اینکه هر چیزی را گوش کنید و امید داشته باشید بفهمید، کتاب تمرینهایی میدهد که بهتدریج سختتر میشوند و بعد از هر تمرین، پاسخ و متن گفتار را نشان میدهند تا اشتباههایتان را ببینید.
بیشتر کتابهای شنیداری (Listening) همراه خود محتوای صوتی دارند. شکل آن در هر کتاب فرق میکند و ممکن است در نسخههای مختلف تغییر کند. پیش از سفارش، در صفحهی هر کتاب ببینید چه همراهی دارد و مشخصات آن با وسیلهی شما جور است یا نه.
مزیت مهم کتاب این است که ساختار دارد: سطحبندی، پرسش، پاسخنامه و متن. یک فیلم یا یک پادکست شاید جذابتر باشد، ولی خودش به شما نمیگوید کجا اشتباه کردهاید. کتاب این کار را میکند.
در برنامهی درسی مدرسه بخش شنیداری وجود دارد و بسیاری از دانشآموزان برای آن به کتاب نیاز دارند. در این دسته کتابهایی برای پایههای نهم و دوازدهم هست که مخصوص همین نیاز است.
اگر فرزندتان در شنیدن انگلیسی مشکل دارد، شاید نگران باشید. لازم نیست انگلیسی بلد باشید تا کمکش کنید. میتوانید فقط فضا و زمان تمرین را فراهم کنید و او را تشویق کنید.
کسی که برای کار، مهاجرت یا لذت انگلیسی میخواند و میخواهد فیلم و گفتوگو را بفهمد. برای او منبعی لازم است که با سطح و سرعت او جور باشد.
کسی که برای یک آزمون زبان آماده میشود، بخش شنیدن را جدی دارد. اما اول باید پایهی شنیداری (Listening) او محکم شود و بعد سراغ نمونهآزمون برود.
در این دسته دو کتاب با عنوان «کتاب شنیداری پایهی نهم» و «کتاب شنیداری پایهی دوازدهم» هست. از عنوانها پیداست که هر کدام برای یک پایهی تحصیلی طراحی شده است. برای دانشآموزی که کتاب درسی زبان را دنبال میکند، چنین کتابهایی تمرین شنیداری همراستا با درس را فراهم میکنند.
هنگام انتخاب برای فرزندتان، پایهی تحصیلی او را با عنوان کتاب مقایسه کنید. کتاب پایهی بالاتر یا پایینتر ممکن است مناسب نباشد. برای جزئیات و توضیح ناشر، صفحهی کتاب را ببینید.
نکتهی عملی: برای دانشآموز، زمان تمرین کوتاه و منظم بهتر از تمرین طولانی و گاهبهگاه است. روزی ده تا پانزده دقیقه گوش دادن، بعد از چند هفته تفاوت محسوسی میسازد. بهتر است تمرین را در ساعت ثابتی انجام دهد، مثلا بعد از مشق.
کتابی با عنوان «آموزش زبان انگلیسی از طریق کلیپهای کوتاه» هم در این دسته هست. از نامش پیداست که بهجای درسهای خشک کلاسی، سراغ قطعههای کوتاه و زنده میرود. کلیپ کوتاه برای شنیداری (Listening) ایدهی جذابی است: زمان کم، موضوع مشخص و ارتباط با زندگی واقعی.
مزیت کلیپ کوتاه این است که خسته نمیشوید و میتوانید چند بار پشت هم گوش بدهید. تکرار در تقویت گوش مهمترین عامل است. وقتی قطعهی کوتاهی را پنج بار بشنوید، هر بار چیز تازهای میگیرید.
برای اینکه بدانید محتوای دقیق کتاب چیست و برای چه سطحی نوشته شده، توضیحات آن را در صفحهی خودش بخوانید. کتاب بر اساس عنوانش بیشتر برای کسی مناسب است که میخواهد انگلیسی را با نمونههای واقعی و کوتاه تمرین کند.
کتاب ابزار است و روش تمرین تعیین میکند چقدر سود ببرید. این چهار روش را امتحان کنید.
یک قطعهی کوتاه را انتخاب کنید و چند بار پشت هم گوش بدهید. بار اول کلیت را بفهمید، بار دوم جزئیات را، بار سوم فقط جاهایی که نفهمیدید. بعد متن را ببینید و دلیل نفهمیدن را پیدا کنید: لغت ناآشنا بود؟ تلفظ فرق داشت؟ سرعت زیاد بود؟
در کنار تمرین فشرده، مقدار زیادی گوش دادن راحت هم لازم است: چیزی که سطح شما را کمی پایینتر از توانتان باشد و لذت ببرید. لازم نیست همهی کلمهها را بفهمید؛ هدف عادت کردن گوش به آهنگ زبان است.
یک جملهی کوتاه را گوش بدهید، متوقف کنید و بنویسید. بعد با متن مقایسه کنید. دیکته سخت است، اما دقیقترین آزمون گوش شما است و هر اشتباه یک درس مشخص میدهد.
همزمان با گوینده تکرار کنید، مثل سایهای که دنبالش میرود. این روش هم تلفظ را بهتر میکند، هم گوش را با آهنگ جمله آشنا. اول با قطعهی خیلی کوتاه امتحان کنید.
فرض کنید از سطح پایین شروع میکنید. یک مسیر معقول میتواند این باشد. این مسیر را با شرایط خود تطبیق بدهید.
این پلهها لزوما هر کدام یک ماه نیستند. بعضیها هفتهای پیش میروند و بعضی ماهها. اما ترتیب مهم است: از ساده به سخت و همیشه با بازبینی.
صدای انگلیسی را پسزمینه میگذارید و کار دیگر میکنید. این کار فایدهی اندکی دارد. باید با تمرکز گوش بدهید و بعد چیزی از آن بگیرید.
اگر پیش از تلاش کافی متن را نگاه کنید، گوش شما تنبل میشود. اول گوش بدهید، بعد متن را ببینید.
وقتی چیزی را کاملا نمیفهمید، یاد نمیگیرید. سطحی را انتخاب کنید که حدود هفتاد تا هشتاد درصدش را بفهمید و بقیه چالش باشد.
شنیدن به لغت و تلفظ وابسته است. اگر لغت کم بلدید، گوش دادن کم فایده میشود. تقویت شنیداری (Listening) را با تقویت واژگان همراه کنید.
گوش دیر عادت میکند. اگر بعد از چند روز چیزی حس نکردید، رها نکنید. نتیجه معمولا بعد از چند هفته تمرین منظم ظاهر میشود.
یکی از پرتکرارترین شکایتها این است که «آنها خیلی تند حرف میزنند». اغلب این حس درست است، ولی علت آن فقط سرعت نیست. وقتی کلمهها به هم میچسبند، جمله یک رشتهی پیوسته میشود که مرز کلمههایش پیدا نیست.
مثلا در گفتار، پایان یک کلمه به آغاز کلمهی بعد وصل میشود، بعضی حرفها نرمتر یا حذف میشوند و کلمههای کوچک ربطی و اضافه که تأکید ندارند تقریبا محو میشوند. اگر فقط روی کلمههای جدا تمرین کرده باشید، این روانگویی شما را گیج میکند.
راهحل، گوش دادن به همین ترکیبها و تمرین دیکته است. وقتی بنویسید چه شنیدید و با متن مقایسه کنید، الگوها را کشف میکنید: کدام صداها معمولا محو میشوند و کدام کلمهها به هم میچسبند. بعد از چند ماه این الگوها برایتان طبیعی میشود و گفتار تند دیگر مثل رمز نیست.
شنیدن جدا از بقیهی مهارتها زندگی نمیکند. هرچه واژگان شما بیشتر باشد، بیشتر میفهمید. برای دیدن منبعهای مرتبط، دستهی لغات و واژگان را ببینید. اگر دوست دارید بعد از فهمیدن، خودتان هم حرف بزنید، به مکالمه سر بزنید. شنیدن و صحبت کردن دو روی یک سکهاند و تمرین یکی دیگری را بهتر میکند.
برای خواندن و نوشتن هم دستههای خواندن (Reading) و نوشتن (Writing) در دسترساند. دانستن گرامر هم به فهمیدن جملههای طولانی کمک میکند و در دستهی گرامر منبع پیدا میکنید. اگر میخواهید تمام مهارتهای انگلیسی را یکجا ببینید، صفحهی تقویت مهارتهای انگلیسی نقطهی شروع مناسبی است.
پیش از سفارش، چند چیز را در صفحهی کتاب بررسی کنید.
اگر کتاب برای دانشآموز است، پایه و نام کتاب را با کتاب درسی او تطبیق دهید. مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است.
شاید خودتان انگلیسی را خوب نمیدانید و فکر میکنید نمیتوانید کمک کنید. اما نقش شما مهمتر از دانستن زبان است: فراهم کردن فضا، زمان و انگیزه.
اولا زمان ثابتی برای تمرین تعیین کنید و آن را جدی بگیرید. ده دقیقهی هر روز، بیشتر از یک ساعت در هفته ارزش دارد. ثانیا محیط آرام فراهم کنید، بدون تلویزیون و صدای دیگر. ثالثا از او بخواهید چیزی را که شنیده برای شما توضیح دهد. این کار هم او را به فکر کردن وامیدارد و هم شما را در جریان میگذارد.
از سرزنش بپرهیزید. اگر نمیفهمد، یعنی هنوز تمرینش کافی نیست، نه اینکه استعداد ندارد. جشن گرفتن پیشرفتهای کوچک، مثل اولین باری که یک قطعه را کامل فهمید، انگیزه را بالا میبرد.
فرض کنید ندا دانشآموز پایهی نهم است و در امتحان شنیداری همیشه ضعیف بوده. او فکر میکند گوش ندارد. معلمش پیشنهاد میکند هر روز یک قطعهی کوتاه را سه بار گوش بدهد، بار سوم متن را ببیند و لغتهای نفهمیده را یادداشت کند.
ندا اول دلسرد میشود، چون هفتهی اول چیز خاصی حس نمیکند. اما هفتهی چهارم میبیند بعضی کلمهها که قبلا صدای مبهمی بودند، حالا مشخصاند. بعد از دو ماه، در امتحان تقریبا همهی جملهها را میفهمد. او هیچ استعداد ویژهای پیدا نکرده؛ فقط منظم تمرین کرده است.
این داستان ساختگی است، اما الگوی رایجی را نشان میدهد. گوش با تمرین منظم و کوتاه یاد میگیرد، نه با فشار زیاد و ناگهانی.
انگلیسی یک آهنگ ندارد. کسی که در آمریکا بزرگ شده، بریتانیایی یا استرالیایی حرف میزند، همه با یک زبان حرف میزنند اما هر کدام صدا و ریتم خودشان را دارند. مثلا بعضی صداها در یک لهجه بسیار واضح و در لهجهی دیگر نرمترند.
تازهکارها بهتر است اول با یک لهجه کار کنند و آن را محکم کنند. بعد کمکم لهجهی دیگری اضافه کنند. اگر از اول همه را قاطی کنید، گوشتان گیج میشود. بیشتر کتابهای آموزشی یک لهجهی استاندارد را دنبال میکنند و برای شروع همین بهتر است.
وقتی سطح شما بالاتر رفت، تنوع را اضافه کنید. با فیلم و برنامههای مختلف تمرین کنید و ببینید کجا مشکل دارید. هیچوقت کسی همهی لهجهها را کامل نمیفهمد؛ هدف این است که وقتی لهجهی تازهای شنیدید، پس از چند دقیقه گوشتان تطبیق پیدا کند.
یکی از سؤالهای همیشگی این است که وقتی فیلم میبینم، زیرنویس بگذارم یا نه. جواب به سطح شما بستگی دارد. اگر مبتدی هستید، زیرنویس فارسی گوش شما را تنبل میکند، چون بهجای گوش دادن میخوانید. زیرنویس انگلیسی بهتر است، چون کلمهای را که میشنوید با شکل نوشتاریاش ربط میدهید.
وقتی سطح بالاتر رفت، سعی کنید بدون زیرنویس ببینید و فقط در صورت نیاز آن را روشن کنید. برای تمرین جدی، متن گفتار کتاب همین نقش را دارد: اول گوش بدهید، بعد متن را ببینید.
یادداشتبرداری هم مهارت مفیدی است، بهویژه برای دانشآموزان و داوطلبان آزمون. هنگام گوش دادن، کلمههای کلیدی را بنویسید، نه جملهها را. بعد با یادداشتها خلاصهی قطعه را بازسازی کنید. اگر نتوانستید، بخشهایی را جا انداختهاید و باید دوباره گوش بدهید.
پیشرفت در شنیدن کند و نامحسوس است و برای همین ممکن است فکر کنید هیچ اتفاقی نیفتاده. یک راه ساده برای دیدن آن، بازگشت به قطعههای قدیمی است.
یک قطعهی سخت را که یک ماه پیش نفهمیدید بردارید و دوباره گوش بدهید. اگر حالا بیشتر میفهمید، پیشرفت کردهاید. میتوانید هم درصد فهمیدن را بنویسید: ماه اول سی درصد، ماه دوم پنجاه درصد. لازم نیست عددها دقیق باشند؛ فقط روند مهم است.
راه دیگر، تعداد دفعات گوش دادنی است که برای فهمیدن یک قطعه لازم دارید. اگر اول چهار بار لازم بود و حالا دو بار، عالی است. در تقویت شنیداری (Listening) همین کوچکترین پیشرفتها را جشن بگیرید، چون دور و نزدیک به هم میرسند و به یک مهارت واقعی تبدیل میشوند.
راز تقویت گوش، منظم بودن است، نه سخت بودن. عادتی که هر روز ده دقیقه طول بکشد، بهتر از برنامهی سنگینی است که بعد از دو هفته رها میشود.
برای ساختن عادت، زمان ثابت تعیین کنید. مثلا بعد از صبحانه یا در مسیر رفتوآمد. تمرین را به یک کار روزمره وصل کنید تا فراموش نشود. جایی یادداشت کنید هر روز انجام دادید یا نه؛ خط زدن روزها انگیزه میدهد.
محتوا را هم لذتبخش نگه دارید. اگر همیشه تمرینهای خستهکننده را بخوانید، عادت میمیرد. بین تمرین ساختاریافته با کتاب و گوش دادن آزاد به چیزی که دوست دارید، تعادل بگذارید.
اگر هدف شما یک آزمون زبان یا ورود به دانشگاه خارجی است، شنیدن جدیتر میشود. در آزمونها گفتار معمولا فقط یک بار پخش میشود و شما باید همان لحظه بفهمید و جواب بدهید. برای این کار علاوه بر فهم، تمرکز و یادداشتبرداری هم لازم است.
پیشنهاد میکنم اول پایهی شنیدن را با کتابهایی مثل همینها بسازید و بعد سراغ نمونهآزمون بروید. اگر از اول با نمونهآزمون شروع کنید و نمیفهمید، فقط ناامید میشوید. پایه اول، آزمون بعد.
در تمرینهای آزمونی، سؤالها را پیش از گوش دادن بخوانید تا بدانید دنبال چه چیزی باشید. وقتی گوینده حرف میزند، به کلمههای کلیدی سؤال توجه کنید. اشتباهها را دستهبندی کنید تا ببینید ضعف اصلی شما لغت است، سرعت است یا تمرکز.
کتاب ساختار میدهد اما زندگی واقعی چیز دیگری است. کتاب شنیداری (Listening) گوش شما را آماده میکند، ولی برای رسیدن به فهم روان باید با زبان واقعی هم روبهرو شوید: گفتوگوی طبیعی، فیلم، خبر و سخنرانی.
اگر بعد از چند ماه تمرین منظم با کتاب احساس کردید بخش زیادی از تمرینها را راحت میفهمید ولی محتوای واقعی هنوز سخت است، وقت آن است که مقدار تماس با زبان واقعی را بیشتر کنید. این کار را تدریجی انجام دهید: اول محتوای ساده و مخصوص زبانآموزان، بعد محتوای معمولی.
در مسیر، از کتاب کنار نروید. آن را مثل یک مربی بدانید که هر از چندگاهی برمیگردید و با آن چک میکنید که پایهتان محکم است یا نه. کتاب و تجربهی واقعی مکمل هماند.
خیلیها میگویند وقت تمرین ندارند. اما بخشی از گوش دادن را میتوان به زمانهای مردهی روز چسباند: مسیر مدرسه یا کار، پیادهروی، کارهای خانه. البته گوش دادن همراه با کار دیگر، مثل تمرین فشرده اثر ندارد. ولی برای عادت کردن گوش به آهنگ زبان و تکرار قطعههای آشنا خیلی خوب است.
یک ترکیب ساده: تمرین فشرده را در ساعتی آرام و با کتاب انجام دهید، و همان قطعهای را که کار کردهاید در طول روز دوباره گوش بدهید. چون معنی را میدانید، گوشتان ساختار را بهتر میگیرد و هر بار جزئیات تازهای پیدا میکنید. این تکرار بدون فشار، حافظهی شنیداری را محکم میکند.
حواستان باشد که تمرین بیهدف گوش دادن، بهتنهایی معجزه نمیکند. همیشه لازم است چند روز در هفته بنشینید، دقیق گوش بدهید و بعد چک کنید چه فهمیدید. سهم تمرین آرام و متمرکز را کم نکنید.
وقتی صدایی را میتوانید خودتان تولید کنید، آن را بهتر میشناسید. برای همین تمرین تلفظ، شنیدن را قوی میکند. اگر کلمهای را همیشه غلط تلفظ میکنید، وقتی درستش را بشنوید احتمالا نمیشناسیدش، چون گوش شما با نسخهی اشتباه عادت کرده.
روش ساده این است که بعد از گوش دادن به یک جمله، آن را بلند تکرار کنید و سعی کنید همان آهنگ و مکث را تقلید کنید. صدای خودتان را ضبط کنید و با نمونه مقایسه کنید. اول عجیب به نظر میرسد، ولی بعد از چند بار میبینید فاصله کم میشود.
این ارتباط شنیدن و صحبت کردن در دنیای واقعی هم دیده میشود: کسانی که تلفظ خوبی دارند معمولا گوش خوبی هم دارند و برعکس. پس اگر میخواهید هر دو را تقویت کنید، با هم کارشان کنید.
اگر دانشآموز هستید، کتاب پایهی خودتان. اگر بزرگسالید، کتابی با سطح مناسب که پاسخنامه و متن گفتار دارد. اگر مطمئن نیستید، از سطح پایینتر شروع کنید.
بله، تا حدی. کتاب گوش شما را تمرین میدهد، اما فیلم سرعت و لهجهی طبیعی دارد. بعد از تسلط اولیه، فیلمهای ساده با زیرنویس مناسب را امتحان کنید.
مقدار کم اما منظم بهتر است. روزی پانزده تا سی دقیقه، برای بیشتر افراد مناسب است. مهم این است که هر روز، حتی کوتاه، تمرین کنید.
شکل همراهی صوتی در هر کتاب فرق میکند. در صفحهی همان کتاب بررسی کنید و پیش از سفارش به توضیح ناشر دقت کنید.
لازم نیست همه را بلد باشید، اما هرچه لغت بیشتر بدانید، بیشتر میفهمید. کتاب شنیداری را با کار روی واژگان همراه کنید.
قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود. نسخهی چاپی را میتوانید آنلاین سفارش بدهید و مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است.
مهارت شنیداری (Listening) با صبر و تمرین ساخته میشود. کتابهای این دسته، از کتابهای پایهی نهم و دوازدهم تا کلیپهای کوتاه، راههایی برای شروع هستند. کافی است سطح خود را بشناسید، هر روز کمی گوش بدهید و بعد از هر تمرین، اشتباهها را بررسی کنید.
حالا میتوانید کتابهای همین دسته را ببینید، مشخصات و سطح هر کدام را بخوانید و نسخهی چاپی مناسب را آنلاین سفارش بدهید. گوش شما دیر یا زود یاد میگیرد؛ فقط باید شروع کنید.