زبانهای خارجی (دانشگاه)
مهناز مصطفایی علائی، محسن مهدوی، وحید پناهزاده، محمدجواد محمدی
سمت
احمد آقازاده، رضا باقری نویسی
سمت
عزبدفتری، جدیری سلیمی، یغمائی، مسعود رحیم پور، ملکونیان
سمت
هیلگارد، اتکینسون
ترجمهی یحیی سیدمحمدی
روان
مهناز مصطفایی علائی، محسن مهدوی، وحید پناهزاده، محمدجواد محمدی
سمت
احمد آقازاده، رضا باقری نویسی
سمت
عزبدفتری، جدیری سلیمی، یغمائی، مسعود رحیم پور، ملکونیان
سمت
هیلگارد، اتکینسون
ترجمهی یحیی سیدمحمدی
روان
در دانشگاههای ایران، زبانهای خارجی دو نقش کاملا متفاوت دارند. برای گروهی رشتهی اصلی است: کسی که زبان و ادبیات، مترجمی یا زبانشناسی میخواند. برای گروهی دیگر درس لازم است: دانشجوی پزشکی، مهندسی، روانشناسی یا سینما که باید متن تخصصی رشتهاش را به انگلیسی بخواند. دستهی زبانهای خارجی کتابجم برای هر دو گروه کتاب دارد: از «انگلیسی برای دانشجویان» رشتههای مختلف تا کتابهای تحلیل خطای زبان فرانسه، تاریخ زبانشناسی و ردهشناسی زبانهای ایرانی. این صفحه توضیح میدهد هر کتاب برای چه کسی است، چطور مناسب رشتهی خودتان را پیدا کنید و چه اشتباههایی را نکنید.
اگر دانشجو هستید، استاد زبان هستید یا خودتان دنبال یادگیری جدی یک زبان میگردید، ادامهی این متن برایتان نوشته شده است.
پیش از هر چیز باید روشن کنیم شما در کدام گروه هستید. دانشجوی رشتهی زبان، سروکارش با چهار مهارت است: خواندن، نوشتن، شنیدن و حرف زدن. درسهای او علاوه بر مهارت، شامل دستور، آواشناسی، ادبیات، ترجمه و زبانشناسی هم میشوند. کتابهایش معمولا حجیماند و دقیق.
دانشجوی رشتههای دیگر مثل پزشکی یا الهیات، درس زبان تخصصی دارد. هدف او فقط این است که متنهای رشتهاش را بفهمد، مقاله بخواند و اصطلاحهای حرفهای را بشناسد. کتابش معمولا از متنهای کوتاه و واژهنامهی تخصصی ساخته شده.
این دو مسیر خیلی با هم فرق دارند. اگر کتابی را برای رشتهی نامناسب بخرید، هم پول هدر رفته و هم دلسرد میشوید. پس اول بپرسید: من زبان را برای خودش میخوانم یا ابزاری برای فهم رشتهام میخواهم؟
در این دسته عنوانهای زیادی از یک الگوی مشخص دیده میشود: «انگلیسی برای دانشجویان رشتهی روانشناسی»، «انگلیسی برای دانشجویان رشتهی پزشکی»، «انگلیسی برای دانشجویان رشتهی جغرافیای طبیعی»، «انگلیسی برای دانشجویان رشتهی الهیات و معارف اسلامی»، «انگلیسی برای دانشجویان رشتهی سینما» و «انگلیسی برای دانشجویان رشتهی عربی (۱ و ۲)». نمونههای دیگر شامل «انگلیسی رشتهی زبان و ادبیات فارسی (۲)» و «انگلیسی رشتهی مهندسی صنایع، کتاب چهار: ایمنی صنعتی (تخصصی)» هم هستند.
از این عنوانها چند چیز برمیآید. اول اینکه برای هر رشته، کتاب جداگانهای هست. دوم اینکه بعضی رشتهها چند جلد یا چند سطح دارند، مثل شمارهی دو یا کتاب چهار. سوم اینکه بعضی کتابها، مثل نمونهی مهندسی صنایع، سطح تخصصیتر و پیشرفتهتر را هدف گرفتهاند.
این کتابها معمولا متنهای نزدیک به رشتهی دانشجو دارند و اصطلاحهای پرکاربرد آن رشته را تمرین میدهند. بنابراین بهجای یادگیری «انگلیسی عمومی»، «انگلیسی برای کار در رشتهی خودتان» را یاد میگیرید. دانشجوی پزشکی با واژههای بدن و بیماری، دانشجوی روانشناسی با واژههای رفتار و ذهن و دانشجوی سینما با واژههای فیلم و ساخت سر و کار دارد.
این چند نکته را در نظر بگیرید.
مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است و قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود. اگر یک کتاب ناموجود بود، بعدا دوباره سر بزنید.
برای دانشجوی رشتهی زبان انگلیسی، کتابها از سطح درسی معمول فراتر میروند. دستور پیشرفته، نگارش، مکالمه، ادبیات، مبانی ترجمه و آموزش زبان همه بخشهای این رشتهاند. برای هر کدام دستهی جداگانهای هست، مثل زبان و ادبیات انگلیسی و مترجمی زبان انگلیسی.
ترجمه هنر و مهارت دو زبانه است. مترجم خوب علاوه بر دانستن دو زبان، باید فرهنگ هر دو را بشناسد و بتواند معنا را، نه فقط واژهها را، جابهجا کند. کتابهای ترجمه اصول و روشها را میآموزند، ولی چیزی جای تمرین مداوم نمیگیرد. هر روز یک متن کوتاه ترجمه کنید و با نمونهی حرفهای مقایسه کنید.
اگر میخواهید بدانید ادبیات چه نقشی در آموزش زبان دارد، این را در نظر بگیرید: داستان و شعر واژهها و ساختهای زبان را در بافت زنده نشان میدهند و همین به یادماندنی است. بسیاری از استادان توصیه میکنند یادگیری زبان با خواندن ادبیات تقویت شود.
در این دسته چند عنوان مربوط به زبان فرانسه دیده میشود. «تحلیل خطاهای دستوری زبان فرانسه برای زبانآموزان ایرانی» عنوانی جالب است. تحلیل خطا شاخهای از آموزش زبان است که اشتباههای رایج زبانآموزان را بررسی میکند. چون زبان مادری ما فارسی است، اشتباههای ما در فرانسه الگوی خاصی دارد. اگر بدانید کجا معمولا گیر میکنید، زودتر رفعش میکنید.
«واژهشناسی (به زبان فرانسه)» هم نام روشنی دارد و به واژهها و ساختشان میپردازد. این کتاب برای کسی که در سطح بالاتر زبان فرانسه را میخواند مناسب است. عنوان میگوید که خود کتاب هم به فرانسه است، پس برای مبتدی نیست.
دانشجویان فرانسه میتوانند در دستهی زبان و ادبیات فرانسه هم بهدنبال کتابهای بیشتر بگردند.
«تاریخ زبانشناسی (بخشی از کتاب زبانشناسی در غرب)» و «ردهشناسی زبانهای ایرانی» دو عنوان کاملا دانشگاهی این دستهاند. زبانشناسی علم بررسی علمی زبان است: آواها، ساخت واژهها، جملهها، معنا و کاربرد. تاریخ این علم نشان میدهد که نگاه به زبان در طول سدهها چطور تغییر کرده است.
ردهشناسی شاخهای است که زبانها را بر اساس ویژگیهای ساختاریشان دستهبندی و مقایسه میکند. «ردهشناسی زبانهای ایرانی» هم از عنوانش پیداست که به زبانهای ایرانی میپردازد. برای کسی که به تنوع زبانهای ایران و ریشههای آن علاقه دارد، این حوزه جذاب است.
برای گرایشهای دیگر این حوزه، دستهی زبانشناسی جای مناسبی است. این کتابها معمولا پیشنیاز دارند. اگر زبانشناسی را تازه شروع کردهاید، یک مقدمهی ساده بهتر است تا مستقیم سراغ رسالهی تخصصی رفتن.
دانشگاههای ایران زبانهای دیگری هم ارائه میکنند. زبان عربی جایگاه ویژهای دارد، هم به دلیل پیوند تاریخی با فرهنگ ما و هم به دلیل نقش آن در علوم دینی. عنوان «انگلیسی برای دانشجویان رشتهی عربی» نشان میدهد که دانشجوی عربی هم به انگلیسی نیاز دارد. دستهی زبان عربی برای کتابهای خود عربی است.
زبان آلمانی، روسی، اسپانیایی، ایتالیایی، چینی، ژاپنی، کرهای، ترکی استانبولی، ارمنی و اردو هم هر کدام دستهای دارند. برای مثال زبان آلمانی برای کسانی که قصد ادامهی تحصیل یا مهاجرت آموزشی دارند اهمیت دارد.
هر زبانی دنیایی است. هیچ زبانی «بهتر» از دیگری نیست، فقط اهداف متفاوتاند. زبانی را انتخاب کنید که هدف مشخصی برای آن دارید و یا واقعا دوستش دارید.
کتاب زبان با کتاب علوم فرق دارد. خواندنش به معنای یاد گرفتنش نیست. چند توصیهی عملی:
این توصیهها سادهاند ولی کمتر کسی به آنها عمل میکند. هر کس که یک ترم به این شکل پیش برود، تفاوت را حس میکند.
هر کتاب درسی زبان به یک فرهنگ لغت خوب نیاز دارد. گاهی دانشجوها میخواهند هر واژهی ناشناخته را فوری بجویند و همین جریان خواندن را قطع میکند. توصیهی معلمها این است که اول متن را یک بار تا آخر بخوانید و فقط واژههایی را که بارها تکرار شدهاند و معنا را میبندند، جستوجو کنید. بقیه را از بافت حدس بزنید.
فرهنگهای تکزبانه، یعنی توضیح انگلیسی به انگلیسی، در سطح بالاتر مفیدتر هستند چون مفهوم را در همان زبان به شما میدهند. فرهنگهای دوزبانه برای شروع راحتترند. هر دو نوع میتوانند در کنار هم به کار بیایند.
یک عادت خوب: یک دفتر واژهنامهی شخصی داشته باشید. هر واژهی تازه را با جملهی نمونه و معنی بنویسید. هفتهای یک بار مرور کنید. بعد از چند ماه دفتری دارید که مخصوص خود شماست و از هر واژهنامهی آماده مفیدتر است.
سارا سال دوم پزشکی بود و درس زبان تخصصی را تحملناپذیر میدانست. متنها پر از واژههای ناآشنا بود و او هر بار با دیدن صفحهی پر از اصطلاح، ناامید میشد. یک روز استادش گفت: «لازم نیست همهی کلمهها را بفهمی. اول ببین موضوع چیست.»
سارا این را امتحان کرد. هر متن را اول یک بار سریع خواند، فقط برای فهمیدن ایدهی کلی. بعد بار دوم، واژههای کلیدی را زیر خط کشید و معنایشان را نوشت. بار سوم، متن را با دقت خواند. بعد از چند هفته دید که متنهایی که قبلا ترسناک بودند، حالا برایش قابلفهم شدهاند. مهمتر اینکه با اصطلاحهای پزشکی هم رفتهرفته آشنا شد.
این ماجرا نشان میدهد که روش خواندن بسیار مهم است. کتاب مناسب رشته، مثل «انگلیسی برای دانشجویان رشتهی پزشکی»، ابزار خوبی است، ولی عادت درست خواندن، اثر آن را چند برابر میکند.
اگر شما استاد زبان یا مدرس هستید، انتخاب کتاب برای کلاس به چند نکته بستگی دارد: سطح دانشجویان، زمان کلاس، هدف درس و در دسترس بودن کتاب. کتابهای این دسته اغلب برای درسهای مشخص دانشگاهی تدوین شدهاند و سرفصلهای آموزشی را دنبال میکنند.
پیشنهاد میکنیم پیش از معرفی کتاب به دانشجویان، مشخصات و فهرست مطالب آن را بررسی کنید. اگر کتابی چند جلد دارد، مشخص کنید کدام جلد را برای کدام ترم میخواهید. برای دانشجویان مهم است که بتوانند کتاب را بیدردسر تهیه کنند، پس اگر چاپ جدیدی آمده، آن را هم اعلام کنید.
حفظ کردن فهرست واژهها یا ترجمهی متن کمک زیادی نمیکند. باید معنا را در ذهنتان بسازید.
خیلیها میترسند اشتباه بگویند و ساکت میمانند. اما مهارت گفتاری فقط با حرف زدن ساخته میشود.
سرعت یادگیری هر کس متفاوت است. مقایسه فقط انگیزه را میکشد.
کتابی که سطح یا موضوعش با نیاز شما جور نیست، وقتتان را میگیرد. مشخصات را بخوانید و از استاد بپرسید.
اگر همیشه متن را به فارسی برمیگردانید، هرگز به زبان فکر نمیکنید. کمکم سعی کنید معنا را مستقیم در همان زبان بفهمید.
شاید شما پیشتر در آموزشگاه زبان درس خوانده باشید و بپرسید: کتاب دانشگاهی چه فرقی دارد؟ فرق اصلی در هدف است. آموزشگاه معمولا مکالمه و کاربرد روزمره را هدف میگیرد و کتابهایش پر از گفتوگو، عکس و بازی است. کتاب دانشگاهی، بهخصوص در رشتههای تخصصی، متنهای علمی و ادبی را هدف میگیرد. جملهها بلندترند، واژهها تخصصیترند و تمرینها بیشتر به خواندن و نوشتن وابستهاند.
این به معنای بهتر یا بدتر بودن یکی از آنها نیست. هر کدام برای هدفی ساخته شدهاند. اگر میخواهید در گفتوگوی روزمره روان شوید، کتاب مکالمه بهتر جواب میدهد. اگر میخواهید مقالهی تخصصی بخوانید یا در امتحان دانشگاه موفق شوید، کتاب دانشگاهی دقیقا همان چیزی است که لازم دارید.
بسیاری از دانشجوها ترکیب میکنند: از کتاب دانشگاهی برای درس و از منابع دیگر برای مهارت گفتاری و شنیداری استفاده میکنند. این ترکیب، معمولا بهترین نتیجه را میدهد. پس اگر میخواهید در حوزهی زبانهای خارجی به مهارت واقعی برسید، فقط به یک نوع منبع تکیه نکنید.
یکی از رایجترین دلسردیها در کلاسهای زبان تخصصی، برخورد با متنی است که پر از واژهی ناآشناست. اما چند تکنیک ساده میتواند بار را سبک کند.
پیش از خواندن، عنوان، تیترهای فرعی، شکلها و جدولها را نگاه کنید. همین نگاه پنج ثانیهای موضوع و ساختار متن را روشن میکند و ذهن شما را آماده میکند.
در متنهای علمی، جملهی اول هر بند معمولا ایدهی اصلی بند را میگوید. اگر وقت کم دارید، این جملهها را بخوانید و بعد برای جزئیات برگردید.
در هر رشته چند اصطلاح بارها تکرار میشوند. اگر همانها را یاد بگیرید، بخش بزرگی از متن باز میشود. یک فهرست کوتاه از اصطلاحهای اصلی رشتهی خودتان بسازید.
جملهی بلند علمی معمولا از چند تکه ساخته شده است. اول فعل و فاعل اصلی را پیدا کنید و بعد توضیحهای اضافه را جداگانه بخوانید.
این راهها با تمرین اثر میگذارند. بعد از چند هفته خواهید دید که هم سرعت و هم فهم شما بالا رفته است.
خیلی از دانشجوها زبان را نه برای علاقه، بلکه برای هدف تحصیلی میخوانند. شاید میخواهند مقاله بخوانند و بنویسند، شاید آزمون زبان بدهند، شاید قصد ادامهی تحصیل در دانشگاهی دیگر را دارند. این هدفها مشروعاند و میتوانند انگیزهی خوبی برای مطالعه باشند.
البته ما در کتابجم وعدهی نتیجه نمیدهیم. کتاب ابزار است و هر کس با تلاش و زمان خودش به هدف میرسد. آنچه میتوانیم بگوییم این است که برنامهریزی منظم، منبع مناسب و تمرین مداوم سه ستون یادگیری زباناند.
اگر هدف شما ادامهی تحصیل یا پژوهش است، خواندن مقالههای رشتهی خودتان به زبان اصلی را هرچه زودتر شروع کنید. حتی اگر کند باشد، آرامآرام روان میشود. کتابهایی مثل «انگلیسی برای دانشجویان» رشتهی شما پل مناسبی بین درس دانشگاهی و مقالهی واقعیاند.
موفقترین زبانآموزها لزوما باهوشترینها نیستند. آنها عادت روزانه دارند. یک برنامهی سادهی ده تا بیست دقیقهای که هر روز انجام شود، از یک ماراتن آخر هفته بسیار مؤثرتر است.
یک برنامهی نمونه:
عادت را به یک نشانهی ثابت گره بزنید، مثلا بعد از نوشیدن چای صبح یا پیش از خواب. وقتی چیزی به یک عادت موجود بچسبد، فراموش کردنش سختتر میشود. اگر روزی نشد، خودتان را سرزنش نکنید و فردا ادامه بدهید.
بعد از یک ماه، متوجه میشوید که نهتنها واژههای بیشتری میدانید، بلکه از خود زبان هم ترس کمتری دارید. این احساس اعتمادبهنفس، ارزش هر کتابی را دارد.
هر زبان پنجرهای به فرهنگی است. وقتی زبان فرانسه یاد میگیرید، به شیوهی فکر و مثل و شوخی فرانسویها نزدیک میشوید. وقتی عربی میخوانید، با گنجینهای از ادبیات و فرهنگ روبهرو میشوید که با فارسی درهم تنیده است. زبانشناسی هم به ما یادآوری میکند که هیچ زبانی «ساده» یا «پیچیده» بهطور مطلق نیست، هر زبان برای گویندگانش کامل است.
به همین دلیل، بسیاری از استادان توصیه میکنند فقط کتاب دستور نخوانید. فیلم ببینید، آهنگ بشنوید، داستان کوتاه بخوانید و با گویشور واقعی حرف بزنید. کتاب دانشگاهی پایه را میسازد و بقیه، روی آن دیوار و سقف میگذارد.
اگر به ادبیات علاقه دارید، دستهی زبانهای خارجی شما را به رشتههای ادبیات و ترجمه هم میرساند. و اگر علاقهتان بیشتر علمی و ساختاری است، زبانشناسی و ردهشناسی میتواند مسیر جذابی باشد. هر دو راه در همین دستهبندی وجود دارد.
یکی از ارزانترین و مؤثرترین شیوههای یادگیری زبان، تمرین با همکلاسی است. دو نفر که هر هفته یک ساعت با هم گفتوگو کنند، بیشتر از هر کدام که تنها بخواند پیشرفت میکنند. لازم نیست هر دو سطح یکسان داشته باشند. حتی وقتی یکی جلوتر است، با توضیح دادن به دیگری خودش هم بهتر یاد میگیرد.
چند ایده برای تمرین دونفره: متن کوتاهی را باهم بخوانید و دربارهاش پرسش بپرسید. یک موضوع ساده انتخاب کنید و پنج دقیقه به همان زبان دربارهاش حرف بزنید. متنی را ترجمه کنید و ترجمهی همدیگر را بخوانید. اشتباههای همدیگر را با مهربانی اصلاح کنید.
در کلاس دانشگاهی هم، فعال باشید. سؤال بپرسید، در بحث شرکت کنید و از استاد بخواهید نمونهی بیشتری بدهد. کلاسی که در آن فقط استاد صحبت میکند، برای یادگیری زبان کافی نیست. اگر کلاس شما بزرگ است و فرصت حرف زدن کم، بیرون از کلاس گروه کوچکی بسازید.
امتحان زبان در دانشگاه معمولا ترکیبی است: درک مطلب، واژگان، دستور و گاهی ترجمه یا نگارش. برای آماده شدن، از همان هفتههای اول شروع کنید و تمرین را به روزهای آخر نگذارید.
این نکتهها برای هر رشتهای که زبان خارجی را بهعنوان درس دارد صدق میکند، چه زبانهای خارجی برای دانشجوی پزشکی باشد و چه برای دانشجوی مترجمی.
عنوانها معمولا با «انگلیسی برای دانشجویان رشتهی ...» شروع میشوند. نام رشتهی خودتان و شمارهی درس را بررسی کنید. اگر مطمئن نیستید، از استاد یا آموزش دانشکده بپرسید.
بیشتر برای آنها ساخته شدهاند. ولی اگر شاغل یا علاقهمند به آن حوزه هستید، میتوانید برای یادگیری واژگان تخصصی از آنها استفاده کنید.
این کتابها بیشتر به خواندن و واژگان تخصصی میپردازند. برای مهارتهای مکالمه و شنیدن، منابع تکمیلی و تمرین عملی هم لازم است.
بعضی عنوانها دانشگاهی و تخصصیاند. اگر مبتدی هستید، اول یک مقدمهی ساده بخوانید و بعد سراغ کتابهای پیشرفتهتر بروید.
برای کتابهای درسی که به سرفصل بستگی دارند، نسبتا مهم است. اگر مطمئن نیستید، سرفصل دانشگاه را با فهرست مطالب مقایسه کنید.
بله، نسخه چاپی را میتوانید آنلاین سفارش بدهید. قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود و مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است.
زبانهای خارجی در دانشگاه هم ابزارند و هم رشته. برای کسی که پزشکی میخواند، ابزار فهم مقالههاست. برای کسی که مترجمی میخواند، حرفهی اصلی است. در هر دو حالت، کتاب مناسب و تمرین منظم جواب میدهد. کتابهای دستهی زبانهای خارجی کتابجم برای هر دو مسیر ابزار دارند: از «انگلیسی برای دانشجویان» رشتههای گوناگون تا کتابهای فرانسه، زبانشناسی و ردهشناسی.
پیشنهاد ما این است که اول هدفتان را روشن کنید، بعد رشته و شمارهی درستان را بررسی کنید و یک کتاب اصلی و یک فرهنگ لغت خوب انتخاب کنید. برای دیدن رشتههای دیگر دانشگاهی میتوانید به دانشگاه و فنی و مهندسی هم سر بزنید. حالا کتابهای این دسته را یکییکی ببینید، مشخصاتشان را بخوانید و نسخهی چاپی مناسب را آنلاین سفارش بدهید.