شمس لنگرودی ( شعر زمان ما ۱۵)
۳۷۵
صفحه
۱۴۰۵
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
گزیده ای از کتاب شمس لنگرودی (شعر زمان ما 15) این شعرها که بوی سکوت می دهند از غیبت لب های توست کلمات مثل زنجره های خشکیده ی تابستانی از معنا خالی شدند و در انتظار مورچه هایند توشه بار زمستانی شان را در حفره ی تاریک خالی کنند – اندوهی که سرازیر می شود در سینه ی خاموش من در آغاز شمس لنگرودی (شعر زمان ما 15) می خوانیم بىهيچ ترديدى مجموعهى بىنظير و پنج جلدى
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-309260
- تعداد صفحه
- ۳۷۵
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۵
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهتوضیحات
گزیده ای از کتاب شمس لنگرودی (شعر زمان ما 15) این شعرها که بوی سکوت می دهند از غیبت لب های توست کلمات مثل زنجره های خشکیده ی تابستانی از معنا خالی شدند و در انتظار مورچه هایند توشه بار زمستانی شان را در حفره ی تاریک خالی کنند – اندوهی که سرازیر می شود در سینه ی خاموش من در آغاز شمس لنگرودی (شعر زمان ما 15) می خوانیم بىهيچ ترديدى مجموعهى بىنظير و پنج جلدى «شعر زمان ما» كه تفسير و تحليل گزيده شعرهاى پنج شاعر بزرگ معاصر: نيما، اخوان، شاملو، سپهرى و فروغ را شامل مىشود و طى ساليانى طولانى از سوى زندهياد «محمد حقوقى» شاعر و محقّق فروتن فراهم آمده بود، گنجينهاى گرانبهاست از شعر روزگار ما كه انتشار آن با تلاش انتشارات نگاه ميسّر شد و جامعهى ادبى اعم از روشنفكران و دانشجويان و ديگر اهالى فرهنگ از آن استقبال شايانى كردند و تجديد طبع چندبارهى هركدام از مجلّدات آن، گواه بارز اين ادعاست. دريغا در هشتم تيرماه 1388 محمد حقوقى، ملك اين جهانى وانهاد و به مصداق «اى بسا آرزو كه خاك شده»، كار تدوين مجلّدات بعدى شعر زمان ما، نافرجام ماند.آنچه اينك برابر خواننده است دورهاى جديد از اين مجموعه است كه بهواقع حاصل تلاش و تتبّع محقق و اديب معاصر «فيض شريفى» است كه به روايت ايشان زندهنام «حقوقى» شش ماه پيش از فرونهادن قلم، دوام و پيگيرى و تأليف ساير مجلدات را بدو سپرده بود. در دورهى جديد، فراهمآورنده سرودههاى «سيمين بهبهانى»، «نادر نادرپور»، «سياوش كسرايى»، «نصرت رحمانى»، «منوچهر آتشى»، «سيد على صالحى»، يدالله رويايى»، «فريدون مشيرى»، «شمس لنگرودى»، «حميد مصدق» و «حسين منزوى» را مطمح نظر قرار داده و بىآنكه صرفآ قصد تقليد از شيوهى كار زندهياد حقوقى را داشته باشد با روش و ديدى علمى و مدرن، با واكاوى و جستجوى برگهاى ادبيات معاصر، ضمن تحليل و نقد اشعار هر شاعر، بهگزينى از سرودههاى اثرگذار شاعران مورد بحث را نيز عرضه كرده است…انتشارات نگاه» مفتخر است در آغاز دههى پنجم فعاليتهاى فرهنگىاش، در كنار چاپ آثار بزرگان ادب معاصر ايران، بار فرونهادهى زندهياد محمد حقوقى را دگربار بر دوش گرفته و با چاپ ديگر مجلدات آن كه به سعى «فيض شريفى» فراهم آمده، اين بار را به سرمنزل مقصود برساند. بهيقين اين مجموعه همراه با تجديد طبع مجلدات پيشين، چنانكه گفته آمد مجموعهى «شعر زمان ما» را به گنجينهاى بىبديل بدل خواهد كرد كه هيچ آشنا به شعرى از آن بىنياز نخواهد بود… در انتهاى كلام، يادى ديگر از «محمد حقوقى» اين استاد فرهيخته و شعرشناس شاخص داشته باشيم كه بهقول سهراب سپهرى در شعر «دوست» : «بزرگ بود و از اهالى امروز بود و با تمام افقهاى باز نسبت داشت…» عليرضا رئيسدانايى سخن ناشر 11 پيشگفتار 13 سالشمار شمس لنگرودى 15 زمينههاى سياسيـاجتماعى و ادبى اشعار شاعر 21 ـ وزن و موسيقى در شعرهاى شمس لنگرودى 23 ـ اوزان عروضى سنتى 23 ـ اوزان نيمايى 24 ـ نيماييـسپيد 24 ـ شعر سپيد شاملويى 25 ـ راه ميانبر ميان وزن عروضى شعرهاى فروغ و شاملو 27 ـ هنجارشكنىهاى معنايى ايماژ و آرايههاى ادبى در اشعار شمس لنگرودى 30 ـ تلميح (باستانگونگى) 38 ـ طنز 43 ـ بافت و ساخت و شكل 47 ـ نمايهى بيرونى 50 ـ نمايهى درونى 50 ـ تحليل ساختارى شعرِ خاكستر و بانو 51 ـ تحليل ساختارى شعر قصيدهى لبخند چاك چاك 52 ـ اشعار كلاسيك و نيمايى شاعر 54 ـ شعر «قصيدهى صبح» 57 ـ شعر «نامه» 62 نقد و نگاه به هشت كتاب شمس لنگرودى به سمت آرامش جاويد 65 رفتار تشنگى 65 ـ در مهتابى دنيا 67 ـ خاكستر و بانو 69 ـ قصيدهى لبخند چاك چاك، چتر سوراخ، اشعارى براى تو كه هرگز نخواهى شنيد 74 ـ نتهايى براى بلبل چوبى 75 ـ پنجاه و سه ترانه عاشقانه 77 ـ باغبان جهنم 79 رفتار تشنگى 83 زيانبارى 85 ـ طنز و دروغ 88 ـ شام 89 ـ كلامى نه 90 در مهتابى دنيا 91 اشاره 93 ـ بيدارى 94 ـ پيدا 96 ـ ميدان يادبود 97 ـ اشعار تاريكى و برف (8) 98 ـ چشمانداز 99 ـ در مهتابى دنيا 100 ـ حديث جنگ و وطن (4) 102 خاكستر و بانو 103 خاكستر و بانو 105 ـ خورشيد 128 ـ جادو 129 جشن ناپيدا 131 (جريان سنگ بلور خون است شعر) 133 ـ 2. (شعر ناگهان بهسراغ آدمى مىآيد) 135 ـ 5. (پسرم، ببين چه كسى به در مىكوبد) 136 ـ 8. (مىبينم دريا كوچك مىشود) 138 ـ 16. (آه بركشيده بودم كه برگكهاى تو را برگشايم) 140 ـ 36. (من اين راه دراز را آمدم كه ترا ببينم) 141 ـ 43. (در سايهى چاقو) 142 ـ 53. (از سوراخ كليد) 143 قصيدهى لبخند چاك چاك 145 قصيدهى لبخند چاك چاك 147 چتر سوراخ 177 (فرياد را شنيديم) 179 ـ 11. (نم












































