شعر زمان ما ۲۰ – هوشنگ ابتهاج

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۴۳۱

صفحه

۱۴۰۲

سال چاپ

رقعی

قطع

شومیز

نوع جلد

کتاب شعر زمان ما: هوشنگ ابتهاج تالیف فیض شریفی گزیده ای از متن کتاب: خويشتن‏نگاری سايه داستایفسکی می‏گويد: «آری ما توقع داریم که سیر تحول یک نویسنده یا (شاعر) را بدانيم. جریان پرورش خوی و شخصیت و برداشت او را از زندگی بشناسيم… شناسایی کوچک‏ترين جزئيات مربوط به او را دست کم نمی‏گیریم… تا این که بتوانیم از کليه‏ی تحولات درونی‏ او که منشأ فعالیت‏های بعدی‏اش چه

۷۹۵٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-280879
تعداد صفحه
۴۳۱
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز
سال انتشار شمسی
۱۴۰۲

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از فیض شریفی

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب جدار شیشه ای

فیض شریفی، رایحه مظفریان

ماهریس

۸۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شعر زمان ما 19: هوشنگ چالنگی

هوشنگ چالنگی، فیض شریفی

نگاه

۲۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب منوچهر اتشی ( شعر زمان ما 8)

فیض شریفی، منوچهر اتشی

نگاه

۷۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شمس لنگرودی ( شعر زمان ما 15)
۷۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نصرت رحمانی ( شعر زمان ما 11)

نصرت رحمانی، فیض شریفی

نگاه

۵۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سید علی صالحی ( شعر زمان ما 9)

فیض شریفی، سید علی صالحی

نگاه

۹۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب هوشنگ چالنگی (شعر زمان ما 19)
۲۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب حسین منزوی ( شعر زمان ما 14)

حسین منزوی، فیض شریفی

نگاه

۵۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب یدالله رویایی ( شعر زمان ما 12)

یدالله رویایی، فیض شریفی

نگاه

۵۲۵٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب کتاب امپرسیون بیرون غار

ارا (شهین خسروی نژاد)

نگاه

۲۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مرگ یک دست سفیدمی پوشد

ابراهیم عادل

نگاه

۱۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کتاب جغرافیای خانگی

ستاره پارسا

نگاه

۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب حالات ازاد عشق

گونول و امراه شاهان

ترجمه‌ی علیرضا سیف الدینی

نگاه

۳۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب رهگذر کوچۀ تنهایی

یدالله عباسی

نگاه

۱۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سی وسه پل، چهارونیم اکتاو
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مرواریدهای پشیمانی

فیلیپ کلودل، نجمه موسوی

نگاه

۲۱۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مجموعه اشعار نسرین جافری

فریدون شهبازیان، نسرین جافری

نگاه

۲۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نوشتن از من خواندن از شما

کوردولا اشتراتمان

نگاه

۳۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب فیه ما فیه

بدیع الزمان فروزانفر، مولانا

نگاه

۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان عبدالرزاق اصفهانی

وحید دستگردی، عبدالرزاق جمال الدین اصفهانی

نگاه

۵۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پنجاه و سه نفر

بزرگ علوی

نگاه

۵۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان عطار

بدیع الزمان فروزانفر، عطار نیشابوری

نگاه

۸۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان محتشم کاشانی

اکبر بهداروند، محتشم کاشانی

نگاه

۵۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان خواجوی کرمانی
۱٬۴۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سردخانه

علی کاکاوند

نگاه

۲۴۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تصویر دوریان گری – چشم و چراغ 86

اسکار وایلد

ترجمه‌ی ابوالحسن تهامی

نگاه

۶۹۵٬۰۰۰تومان

توضیحات

کتاب شعر زمان ما: هوشنگ ابتهاج تالیف فیض شریفی گزیده ای از متن کتاب: خويشتن‏نگاری سايه داستایفسکی می‏گويد: «آری ما توقع داریم که سیر تحول یک نویسنده یا (شاعر) را بدانيم. جریان پرورش خوی و شخصیت و برداشت او را از زندگی بشناسيم… شناسایی کوچک‏ترين جزئيات مربوط به او را دست کم نمی‏گیریم… تا این که بتوانیم از کليه‏ی تحولات درونی‏ او که منشأ فعالیت‏های بعدی‏اش چه شده است آگاه شویم. «مخصوصاً باز تکرار می‏کنم:» خطوط ریز، جزئيات کوچک زندگی او را دست کم نگيريد. مجموع همین‏هاست که ماهيت آن شخص را روشن می‏کند و بدون این که به خود زحمت دهید، عمق روح و کل وجود او را در می‏یابید.» (داستایفسکی، فئودور، م_  فرزانه ۱۹۸۸) سايه: حقیقت اینه که بچه‏‏ی اول پدر و مادرم، یه پسری بود که تا به دنيا اومد مرد و اگه این اتفاق نيفتاده بود. من بی‏شک به دنیا نيامده بودم… پدر و مادرم هر سه سال، سه سال و نیم یک بار بچه‏‏دار شدن. من متولد ۱۳۰۶ هستم. بعد از من سه تا خواهرهام هستن. اول پروینه که ۱۳۰۹ به دنیا اومده، خواهر بعدیم منصوره ۱۳۱۲ به دنیا اومده، یه خواهر ديگه‏ام که چند سال پیش مرد ۱۳۱۶ متولد شده بود. به هر حال اگه اون بچه مونده بود من بی‏شک نبودم و یکی ديگه چند سال ديگه رو گرفتم. مردن او باعث تولد من شد. بعد همین اتفاق باعث شد که خونواده‏ام خيلی با ترس‏ و لرز منو بزرگ کردن از ترس این که مبادا بمیرم… با هر اتفاق مختصری که واسم می‏افتاد نذر و نیاز می‏کردن؛ یک چيزی بود به نام چل بسم‏الله که به گردنم آویزون می‏کردن و سر کتاب باز می‏کردن و دعا و تعویذ. به هر حال خيلی عزیز دردانه بودم .در طبیعت من از بچگی یک جور قدَری و سرکشی و اطاعت‏ نکردن بود. خیلی هم مردم آزار بودم… یه پسری بود عبدالله که از من کوچک‏‏تر بود. من طنابو از پس گردن و زیر بازوش رد می‏کردم مثل اسب‏ درشکه، یه ترکه هم توی دستم بود. من از او بزرگ‏تر بودم و تندتر می‏دویدم. این بیچاره برای این که من بهش نرسم پر می‏گرفت. گاهی هم اونو قل می‏دادم روی زمين… من همیشه از بچگی، زورم از دور و بری‏هام بیش‏تر بود… یه همکلاسی داشتيم که خیلی هم یقُر بود. نمی‏دونم سرچی دعوامون شد. دوستم فرهنگ دیوسالار، برای این که ما رو از هم جدا بکنه مثلاً(مثلاً را با عتاب و طعنه می‏گويد)، اومد من رو از پشت گرفت. اون هم مشتو خوابوند تو دماغم. برق از چشم من پرید. من هنوز يادمه… خون راه افتاد. همون جا زدم زیر خنده‏. گفتم: فرهنگ! آخه این رسم کجاست؟ این چه دوستیه؛ تو دست اونو باید می‏گرفتی، چرا منو گرفتی؟ هنوز این‏جا(بینی‏اش را نشان می‏دهد) یه قوزکی داره… دماغ نازنینمو خراب کرد. فرهنگ همیشه کارهاش همین‏طوری‏ بود! خلاصه تا حدود یازده_ دوازده سالگی همین وضع بود. ضمن این که یک کنجکاوی داشتم برای هرچیز؛ مثلاً خيلی کنجکاو بودم ببینم تلفن و رادیو و ساعت چه جوری کار می‏کنه، پدرم اون موقع که هرکسی رادیو نداشت، رادیو خريده بود یا پدر و مادرم برای این که از شیطنت تابستان من خلاص بشن منو فرستادن پیش یک خانم خياطی به گلدوزی و دمسه‏دوزی… آروم نمی‏گرفتم که! خراطی و منبت‏کاری‏ و مجسمه‏سازی و ویولن زدن و قالب‏گیری و وزنه‏برداری رو هم امتحان کردم. یه دوره می‏خواستم آشپزی بکنم. امر می‏کردم ده تا مرغو سر می‏بریدن و چند نفری می‏نشستیم و خودم هم با اونا مرغو پر می‏کردیم می‏ریختیم تو دیگ و خرابش می‏کردم‏ و می‏ریختم دور. همه‏ی این کار رو کردم. بی‏قرار بودم . ولی از یازده_ دوازده سالگی‏ نمی‏دونم واقعاً چه اتفاقی افتاد. مثلاً فرض کنید که من تا ساعت دوازده تو گوشه‏ی اتاق نشسته بودم و شروع کرده بودم به کتاب خوندن و بک نفس می‏خوندم. لب دریا می‏رفتیم، همه لخت می‏شدن که شنا کنن. من با کت و شلوار و کراوات می‏نشستم و کتاب می‏خوندم… يادمه یه کتابی بود به نام بوسه‏ی عذرا که یه رمانه، هنوز جلو چشمه، کتاب قطور با قطع رحلی که طرح و نقش‏ داشت. نوشته بود در «پراغ» همون پراگ چاپ شده. من خيلی بچه بودم که این کتابو خوندم. یا یک کتاب عجایب‏المخلوقات خيلی نفیسی داشتيم که نمی‏دونم چی شد … در خانواده‏ی ما یک مکالمه‏ی خيلی جالبی بود؛ گیلکی حرف زدن علامت صمیمیت بود، فارسی‏ حرف زدن علامت احترام بود و این همیشه رعایت می‏شد. مادرم با پدرم گیلکی حرف می‏زد، پدرم بهش فارسی‏ جواب می‏داد. در تمام مکالمات روزمره این‏طور بود. پدرم که با مادرم فارسی‏ حرف می‏زد با مادر خودش گیلکی حرف می‏زد و مادرش بهش فارسی‏ جواب می‏داد؛ يعنی مادر بزرگم به پسرش به عنوان مرد خونه‏ احترام می‏کرد. از این رو پدرم با مادرم با احترام حرف می‏زد و مادرم با صمیمیت با گیلکی جواب می‏داد. بعد همه‏‏ی خونه‏ با ما فارسی حرف می‏زدن. با ما بچه‏ها… و عجيبه که همین الان اگه دو نفر این دو سه دقیقه گیلکی حرف بزنن، این زبان فاخر فرد

۷۹۵٬۰۰۰تومان